منابع پایان نامه درمورد دو قطبی، اختلال دو قطبی، سبک زندگی، افسردگی اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

ناتواني جنسي شود.البته پيشگيري نقش مهمي در كاهش اين مشكلات خواهد داشت .با كنترل قند خون مي توان به بدن كمك كرد تا اعمال خود را تا حد ممكن به صورت نرمال انجام دهد.با اين كار شانس تجربه مشكلات ناشي از قند خون بالا را كاهش خواهد داد(همان منبع).

پيشگيري :
تحقيقات نشان داده اند كه روشهايي براي پيشگيري از ديابت نوع دو يا حداقل به تاخير انداختن ابتلا به آن وجود دارد.روشهاي اساسي براي كمك به كاهش ابتلا به ديابت شامل تغيير شيوه نادرست زندگي از جمله:تحرك بدني بيشتر(يا اگراز قبل فعاليت ورزشي منظم داشته ايد،نگهداري و ادامه آن فعاليت بدني)و حفظ وزن در محدوده طبيعي مي باشد.البته به ويژه در افراد مستعد ابتلا به ديابت ،انسان بايد در مورد شيوه هاي عملي لازم براي ايجاد تغيير در شيوه زندگي و نيز در مورد روشهاي ديگر براي پيشگيري يا مديريت بيماري با پزشك خود مشورت نماييد (همان منبع).
در سال 1995 حدود 135 ميليون نفر در سراسر جهان مبتلا به ديابت بودند و اگر استراتژي موفقيت آميزي براي پيشگيري و كنترل آن اجرا نشود پيش بيني مي شود كه اين تعداد به 300 ميليون نفر در سال 2025 برسد.
از سال 1995 تا سال 2025 تعداد مبتلايان به ديابت در كشورهاي صنعتي تا 42 درصد (از 51 ميليون نفر به72 ميليون نفر )و در كشورهاي در حال توسعه تا 170 درصد (از 84 ميليون نفر به 228 ميليون نفر)افزايش خواهد يافت (شجاعی زاده و همکاران،1387).به عبارت ديگر تا سال 2025 حدود 75 درصد تمام افراد مبتلا به ديابت در كشورهاي در حال توسعه زندگي مي كنند و ديابت نوع دو گروههاي سني جوانتر و به طور قابل توجهي بزرگسالان جوان و حتي نوجوانان را تحت تاثير قرار خواهد داد((همان منبع).افزايش شيوع بيماري ديابت در سراسر جهان با گسترش روز افزون بروز مشكلات فردي و اجتماعي ،اقتصادي همراه شده است(پارک،2002،به نقل از شیر باک،1382).اين در حالي است كه داده اند كه تنها سهم كمي از بيماريهاي مزمن مانند ديابت به وسيله كادر حرفه اي درمان مي شوند و بخش اعظمي از اين بيماريها توسط خود فرد و خانواده اش مديرت و كنترل مي شوند(بهدانی و همکاران،1379).
با شيوع بيماري ديابت ،افراد در معرض خطر پيشرفت عوارض بيماري نيز افزايش مي يابد.با وجود دستيابي به موفقيتهاي زياد و گرانبها ،ديابت با توجه به تشديد نارسايي هاي قلبي و عروقي و ساير مشكلات و عوارض ديابت هنوز باعث مرگ زودرس بيماران مي شوند(روپر و همکاران،2001).ديابت در سال 1990،اميد به زندگي را در زنان 22/0و درمردان31/0سال كاهش داده است،اما اثرات منفي ديابت بر اميد به زندگي به سرعت افزايش يافته است و مي تواند چندين بار بيشتر شده باشد(اولشان سکی،2005).ديابت پنجمين علت مرگ و مير جوامع غربي (عزیزی و همکاران،2000)و چهارمين دليل شايع مراجعه بيماران به پزشك است .هم چنين نزديك به پانزده درصد هزينه هاي مراقبت هاي بهداشتي در ايالات متحده به خود اختصاص داده است(فلاهاتی مروست،2000).ميزان مرگ و مير در افراد ديابتي 5/2-5/1 درصد بالاتر از جمعيت عمومي است .ديابت در جمعيت زير 35 سال ،75 درصد مرگ و ميرها را موجب مي شود(روگلیک1و همکاران،2005).خطر ابتلا به ديابت در ميان زنان نسبت به مردان بيشتر است و بيشتر در ميان افراد غير فعال رايج است.افراد داراي سابقه خانوادگي ابتلا به ديابت نوع دو و افراد چاق و افراد بالاي 40 سال، بيشتر احتمال ابتلا به ديابت نوع دو را دارند.
نود درصد از افراد مبتلا به ديابت نوع دو چاق هستند.اين اختلال بيشتر در ميان اسپانيايي ها، بوميان آمريكا، سياه پوستان آسيايي و جزاير اقيانوس آرام شايع است .در مقايسه با جمعيت عمومي جامعه ،افراد ديابتي خصوصا زنان ،4-2 بار بيشتر دچار مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي كه در نتيجه ديابت است مي شوند(دال و همکاران،2008).در گذشته بيماريهاي عفوني و سوء تغذيه محور اصلي سياست گزاريهاي كلان بهداشتي بودند .هر چند هنوز بشتر كشورهاي با درآمد كم و متوسط گريبان گير مسايل فوق هستند،ولي ارتقاي مراقبت هاي بهداشتي و افزايش پوشش ايمن سازي توانسته است تا

1.Rogliec

حد زيادي با عوامل فوق مقابله كند.از سوي ديگر در كشورهاي مختلف، تغييرات سريع شيوه زندگي به ويژه در جنبه هاي تغذيه اي و كمبود فعاليت جسمي با تغيير الگوي بيماريهاي غير واگير از جمله ديابت،پوكي استخوان ،بيماريهاي قلبي عروقي،چاقي و بسياري از بيماريهاي بدخيم همراه شده است(همان منبع).
متداولترين عوارض ديابت ،بيماريهاي قلبي عروقي،ضايعات چشمي و رتينو پاتي نوروپاتي،نارسايي كليه و نفروپاتي،ناتواني جنسي در مرد و عفونت است(سازمان بهداشت جهانی، 2002).اين عوارض نامناسب ممكن است با درمان و آموزش موثر کاهش و يا حتي پيشگيري شود(خاتاب و همکاران،1999).در
ايران 5-3 درصد از جمعيت مبتلا به ديابت هستند واکثر موارد ابتلا را ديابت نوع دو تشكيل مي دهد.شيوع بيماري با افزايش سن ،رشد بيشتري پيدا مي كند و جمعيت شهرنشين در مقايسه با جمعيت روستايي آمار بالاتري را از نظر ابتلا به ديابت نشان مي دهند.در حال حاضر سه ميليون ديابتي در كشور وجود دارند(فیروز بخش،1384).تحقيقات ثابت كرده اند كه با تغيير در سبك زندگي مي توان از 90% ديابت نوع دو در 80%بيماريهاي قلبي پيشگيري كرد(همان منبع).
بايد اذعان نمود كه در حال حاضر هيچ راه درماني براي بهبود قطعي ديابت نوع دو شناخته نشده است.البته در مراحل اوليه مي توان به راحتي كنترل قند خون را در فرد مبتلا اصلاح نمود.ولي اين بدان معنا نيست كه اين فرد مي تواند مجددا به عادت نادرست زندگي قبلي خود بازگردد .چرا كه در هر صورت اين افراد احتمال افزايش مجدد قند خون را طي مراحل مختلف زندگي خواهند داشت.به همين دليل با تشخيص اوليه ديابت حتي پس از اصلاح قند خون، شما بايد كنترل قند خون خود را به صورت ادواري انجام دهيد.اگر چه نظرياتي در مورد نقش عمل باي پس معده در درمان ديابت نوع دو وجود دارد، با اين حال اين رابطه بين عمل جراحي و درمان ديابت نوع دو هنوز به اثبات نرسيده است(همان منبع).

2-26 جمع بندی کلی:
رفتاردرمانيِ شناختي ، رشد و توسعه جديدي در درمان روان شناختي ، به شمار مي آيد. با اين همه ، در اين مدّت کم ، توانسته است علاقه زيادي را در متخصصان باليني ، به خود معطوف سازد. سه دليل عمده ، براي اين علاقه وجود دارد. نخست آن که روشهاي شناختي ـ رفتاري ، برعکس ساير شکلهاي رفتاردرماني ، مستقيماً با افکار و احساسات ـ که در تمامي اختلالهاي رواني از اهميّتي آشکار برخوردارند ـ سروکار دارد. دوّم آن که رفتاردرماني شناختي ، شکافي دارد که بسياري از درمانگران بين روشهاي صرفاً رفتاري و روان درمانيهاي پويا احساس مي کنند، پُر مي سازد. سوّم آن که اين روشهاي جديد درماني ، برعکس روان درماني پويا، پايه هاي علمي دارند و قابليّت بيشتري در ارزيابي فعاليّتهاي باليني ، از خود نشان مي دهند اين رويکرد، خود از تلفيق دو رويکرد رفتاردرماني (که عمدتاً در بستر شرطي سازي پاولوفي و نوپاولفي ، فراباليد) و رويکرد شناختي ـ چه در قالب شناخت درماني و چه در چارچوب روان شناسي شناختي و دانش شناخت پايه ( cognitive science ) ـ پديد آمد. به يک اعتبار، مي توان گفت که در رفتاردرماني شناختي ، نکات قوّت رويکردهاي رفتاردرماني و شناخت درماني ـ يعني عيني گرايي ، ارزيابي و سنجش از يک سوي و دخالت دادن نقش حافظه در بازسازي و تفسير اطّلاعات از سوي ديگر ـ گرد آمدند و به صورت يک پيکره دانش کار بسته درآمدند. امروزه ، اين رويکرد، نظريّه ها و نگرشهاي نسبتاً متفاوتي را در خود جاي داده است . شايد بتوان گفت که تنها وجه مشترک آنها، توجّه به نقش واسطه مند فرايندهاي شناختي در پردازش اطّلاعات و در بروز واکنش فرد به محرّکها باشد. امّا در هر صورت ، از اصطلاحات و مفاهيمي استفاده مي کنند که به نحوي در چارچوب رفتاري ، معني پيدا مي کنند و قابل ارزيابي و سنجش ، تلقّي مي شوند. (هاوتون و کرک،2002،نقل از قاسم زاده،1382).
به طور خلاصه،دو نوع کلی از اختلالهای خلق وجود دارد:اختلال های افسردگی و اختلال های دو قطبی.اختلالهای افسردگی شامل افسردگی اساسی و افسرده خویی است،و اختلالهای دو قطبی شامل اختلال دو قطبی نوع یک و نوع دو و خلق ادواری است.اختلال دو قطبی نوع دو با شیدایی خفیف و دوره های افسردگی تعریف می شود.اختلال افسردگی اساسی ،اختلال دو قطبی نوع یک و اختلال دو قطبی نوع دو،دوره ای هستند.عود در این اختلالها بسیار شایع است.سطوح پایینی از علایم که دست کم دو سال ادامه می یابند،مشخصه ی افسرده خویی و خلق ادواری است.افسردگی اساسی یکی از شایعترین اختلالهای روانپزشکی است که2/16 درصد اشخاص را در طی عمرشان مبتلا می کند،نرخ افسردگی در زنان دو برابر مردان است.اختلال دو قطبی نوع یک بسیار نادرتر است و حدود یک درصد اشخاص را مبتلا می کند.در پژوهش های ژنتیکی شواهدی به دست آمده است که اختلال دو قطبی به شدت ارثی است و افسردگی تا حدودی ارثی است.عوامل زیستی –عصبی،اجتماعی و شناختی را نیز در افسردگیها باید حتما در مد نظر داشت.چندین درمان روانشناختی شامل،درمان بین فردی،درمان شناختی،درمان مهارتهای اجتماعی،درمان فعال سازی رفتاری،و درمان زنا شویی رفتاری،برای افسردگی موثر است.آموزش روانی،خانواده درمانی،و درمان شناختی از جمله رویکردهای مهمی هستند که به عنوان ضمیمه ی درمان دارویی اختلال دو قطبی ،مفید شناخته شده اند.شوک برقی تشنج آور و چند داروی ضد افسردگی(سه حلقه ای ها،باز دارنده های انتخابی باز جذب سروتونین،باز دارنده های منو آمینه اکسیده)ارزش خود را در برطرف کردن افسردگی ثابت کرده اند.لیتیوم،درمانی برای پیشگیری از شیدایی است که بیش از هر درمان دیگر مورد پژوهش قرارگرفته است،اما داروهای ضد روان پریشی و ضد تشنج نیز به کاهش علایم شیدایی کمک می کنند(دیویسون و همکاران،2007،به نقل ازشمسی پور،1388).
هم چنین میتوانیم ملاحظه کنیم که سبک زندگی نیز می تواند تاثیر بسزایی بر وضعیت سلامت ما،در تمام مراحل پیشگیری و ارتقای سلامت،داشته باشد.علاوه بر فواید آشکار فیزیولوژیکی،سبک زندگی سالم،ورزش،تندرستی و برنامه ی غذایی،همه بر این که چگونه احساس می کنیم و چگونه به نظر می رسیم،تاثیر می گذارد.برعکس، سبک زندگی ما که به طور روز افزونی بی تحرک است و فقدان ورزش کافی،به افزایش جاقی کمک کرده است.نشان داده شده است که مشکلات وابسته به اختلال خاص غذا خوردن،ابعاد روانشناختی دارد،هر جند تعیین مکانیزم دقیق آن مشکل است.برای مثال،بی اشتهایی روانی و پر خوری علل،ویژگی ها و درمان های ساده ای ندارند.این امر حاکی ازوجود تعامل عوامل در سطوح مختلف در چنین شرایط پیچیده ای است.روانشناسی سلامت می تواند برای درک چنین عواملی و مهمتر از آن،برسی ماهیت ارتباطی که این عوامل طبق آن عمل می کنند،کمک موثری نماید(کرتیس،2008،به نقل از آشتیانی،1388).
دیابت نیز به عنوان یکی از علل مهم ناتوانی و مرگ و میر در سراسر جهان شناخته شده است.این بیماری به علت کمبود تولید انسولین یا کاهش تاثیر آن که نتیجه اش افزایش غلظت گلوکز خون است ایجاد می شود.این بیماری نیز دارای علایم گوناگونی است چون تشنگی و پرنوشی،پر ادراری،نابینا شدن،عفونت مکرر و … است.عواملی چون اضافه وزن،بی تحرکی ،سن و جنسیت،سابقه خانوادگی و … سبب ابتلا به دیابت می شوند.دیابت در مراحل اولیه با تغییر شیوه زندگی چون تغذیه ی سالم یا ورزش منظم قابل درمان خواهد بود در غیر این صورت دیابت اغلب با مصرف داروهای خوراکی قابل درمان است.(شجاعی زاده وهمکاران،1378).

فصل سوم

«روش شناسی»

3-1 مقدمه

در این فصل، با توجه به موضوع پژوهش ،یعنی بررسی اثر بخشی درمان شناختی رفتاری بر کاهش افسردگی و بهبود سبک زندگی در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو و نیز با توجه به مفروضات روش تحقیق آزمایشی،به شرح و برسی خصوصیات ویژه ی جامعه مورد مطالعه،حجم نمونه،شیوه نمونه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد افراد مبتلا، عوامل خطر، سازمان بهداشت جهانی، حمل و نقل Next Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، شناختی رفتاری، درمان شناختی رفتاری، بیماران مبتلا