منابع پایان نامه درمورد دوران جاهلیت، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

(606).
46) ابوالحسن علی‏ بن محمد، معروف به «ابن‏اثیر» (630).
47) ابوالربیع، سلیمان‏بن‏سالم بلنسی، (634).
48) محمد بن محمود، محب‏الدین‏ بن نجار، (642).
49) کمال‏الدین ابوسالم، محمدبن‏طلحه قرشی، (652).
50) ابوالمظفر، یوسف‏ بن قِزُغْلی، سبط ابن‏جوزی، (654).
51) ابوعبدالله محمد بن یوسف گنجی، (658).
52) یحیی‏ بن شرف نووی، (674).
53) ابوالعباس، محب الدین، احمدبن‏عبدالله طبری، (694).
54) ابراهیم‏ بن عبدالله وصابی، نویسنده «الإکتفاء فی مناقب الخلفاء» (قرن 7).
55) صدرالدین، ابوالمجامع، ابراهیم‏بن‏محمد حموینی، (722).
56) ابوالفتح محمدبن‏محمد، معروف به «ابن‏سید الناس» نویسنده‏ی کتاب مشهور «السیرة النبویة» (734).
57) شمس‏الدین، محمدبن‏ابی‏بکر، معروف به «ابن‏قیم جوزیة» (751).
58) عبدالله‏ بن اسعد یمینی یافعی، (768).
59) اسماعیل‏ بن عمر دمشقی، معروف به «ابن‏کثیر» (774).
60) احمدبن‏محمد، ملقب به «علاءالدوله سمنانی» (حدود 740).
61) ولی‏الدین، محمد بن عبدالله، خطیب تبریزی، نویسنده «المشکاة» (قرن 8).
62) جمال‏الدین یوسف‏ بن عبدالرحمان المزی، (742).
63) محمد بن یوسف زرندی، (حدود 753).
64) سید علی همدانی، (876).
65) محمد بن محمد حلبی، معروف به «ابن‏شحنة» (815).
66) زین‏الدین، احمد بن عبدالرحیم عراقی، (826).
67) ملک العلماء شهاب‏الدین‏ بن شمس الدین دولت‏آبادی هندی (849).
68) احمد بن علی، معروف به «ابن‏حجر عسقلانی» (852).
69) نورالدین، علی‏ بن محمد، معروف به «ابن‏صباغ مالکی» (855).
70) جلال‏الدین، عبدالرحمان‏ بن ابی‏بکر سیوطی، (911).
71) حسین‏ بن محمد دیار بکری، (966).
72) احمد بن محمد، معروف به «ابن‏حجر مالکی» (973).
73) علی‏ بن حسام‏الدین متقی، (975).
74) شهاب‏الدین احمد، نویسنده «توضیح الدلایل» (قرن 7).
75) عطاءالدوله بن‏فضل‏الله شیرازی، معروف به «جمال‏الدین محدث» (1000).
76) محمد عبدالرؤوف‏ بن تاج‏الدین مناوی، (1031).
77) شیخ بن عبدالله عیدروس، (1041).
78) احمد بن فضل‏ بن باکثیر مکی، (1037).
79) محمد بن صفی‏الدین جعفر، ملقب به «محبوب عالم» (قرن 11).
80) محمد بن معتمد خان بدخشانی (قرن 11).
81) محمد صدر عالم، نویسنده «معارج العُلی‏» (قرن 11).
82) ولی‏الله احمدبن‏عبدالرحیم دهلوی، (1176).
83) احمد بن عبدالقادر عجیلی، (1182).
84) رشیدالدین دهلوی، شاگرد نویسنده «التحفة» (قرن 12).
85) مولوی محمد مبین‏ بن محب‏الله لکهنوی (قرن 12).
86) مولوی، ولی‏الله‏بن‏حبیب الله لکهنوی، (1270).
87) احمد بن زینی دحلان، (1304).
88) سید مؤمن بن حسن شبلنجی (قرن 14).
طرق حدیث منزلت
حدیث منزلت به سه طریق نقل شده است:
طریقه اول: محمد بن بشار، فندر، شعبه، سعد، ابراهیم بن سعد، پدر سعد، نبی89
طریقه دوم: حسن بن محمد بن اسحاق اسفرایینی؛ عمیر بن مرداس؛ عبدالله بن بکیر غنوی، حکیم بن جبیر، حسن بن سعد، علی رسول خدا90. تفاوت طریق دوم با اول این است: اولاً در اینجا سعد از پدرش نقل نمی‌کند بلکه پسر سعد مستقیماً از علی حکایت می‌کند- ثانیاً افرادی که در سند به بالا به سعد ختم می‌شوند با افرادی که به سعد متصل می‌شوند فرق می‌کنند.
ثالثاً، در طریق اول، حدیث باجمله «حدثنا» و «قال» آمد ولی در طریق دوم حدیث بیش‌تر با واژه «ثنا» ذکر شده است.
طریق سوم: ابو عبدالله حافظ، ابو عباس محمد بن یعقوب، احمد بن عبدالجبار، یونس بن اسحاق، سالم بن عمیر، علبه بن زید، ابولیلی عبدالرحمن بن کعب، و عمرو بن حمام بن جموح، و عبدالله بن مغفل مزنی، عبدالله بن عمرو مزنی؛ هرمی بن عبدالله عرباض بن ساریه فزاری.91
علت ذکر طرق این است که ممکن است کسی بگوید: سند این روایت ضعیف است این‌گونه اشکالی اگر وجود نداشته باشد، ممکن است اشاره به سند دوم و سوم داشته باشد والا در طریق اول هیچ کس تا به حال تردیدی نکرده و نخواهد کرد.
موارد بیان حدیث منزلت
1- غزوه «تبوک».92 کاروان بازرگانی که از طرف شام وارد خاک حجاز شد پیامبر را از آمادگی روم برای یورش به مدینه آگاه ساخت. پیشگیری از وقوع حادثه بهتراز مقابله با آن است. به همین جهت از طرف پیامبربسیج عمومی در مدینه و اطراف آن اعلام شدوسی هزار شمشیر زن در سخت‌ترین لحظات که هوای مدینه به شدت گرم شده بود، خود را برای شرکت در این جهاد بزرگ آماده کردند و در اردوگاه اسلام گرد آمدند. در این لحظه به پیامبر گزارش رسید مبنی بر اینکه منافقان تصمیم دارند در غیاب وی در مدینه دست به کودتا بزنند و گروهی را بکشند و عده‌ای را اذیت کنند. پیامبر برای پیشگیری از هرگونه حادثه احتمالی، علی را به جای خود نصب کرد و دستور داد که در مدینه بماند و تا آمدنش مراقب اوضاع باشد و امور دینی و دنیوی مردم را ساماندهی کند. وقتی منافقان از اقامت علی در مدینه آگاه شدند و نقشه‌های خود را نقش برآب دیدند، به فکر چاره‌ای افتادند تا امام را از مدینه حرکت دهند.
به این منظور شایع کردند که روابط علی با پیامبر به تیرگی گراییده و وی مورد بی مهری پیامبر قرارگرفته است. به گواه اینکه پیامبر به انتشار چنین شایعه‌ای در مدینه در حق علی که از روز تولد تا آن لحظه تحت تربیت پیامبر و در پوشش مهرو محبت آن حضرت قرارداشت باعث آزار علی و دوستان وی شد. لذا امیر مؤمنان برای تکذیب گفتار آن‌ها و روشن شدن حقایق و جلوگیری ماندگاری سوء استفاده برخی، خود را به پیامبر رسانید وجریان را برای آن حضرت تعریف کرد. در این لحظه پیامبر مقام و موقعیت علی را نسبت به خود برای مردم با این جملات ارزشمند یادآوری فرمود: اما ترضی ان تکون منی بمنزله هارون من موسی الا أنه لانبی بعدی، انه لاینبغی أنا أذهب الا و انت خلیفتی. آیا راضی نمیشودی که نسبت تو با من به سان هارون و موسی باشد. جزاینکه پس از من پیامبری نیست؟ هرگز شایسته نسیت که من بروم، مگر اینکه تو خلیقه و نماینده من باشی.93
2- روایت«ام سلیم» که در آن آمده است: «ای ام سلیم»؛ همانا گوشت«علی» از گوشت من وخون «علی» از خون من است و او نزد من همانند «هارون» نزد «موسی» است، جزآن‌که پیامبری پس از من نخواهد بود.94
3- ماجرای امام علی و جعفرو زید در مورد دختر حضرت حمزه که پیامبر چنین فرمودند:
ای «زید» من هم پیمانت هستم و تو هم پیمان من، وای «جعفر» تو شباهت خلقی و خُلقی با من داری و ای «علی» تو در نزد من همانند «هارون» نزد موسی هستی، جز در مقام نبوت (که همانند من نیستی)95
داستان ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح در نزد پیامبرگرامی اسلام، ابن عباس می‌گوید: همراه گروهی نزد عمر بن خطاب بودیم که او درباره‌ی پیشگامان اسلام سخن می‌گفت و گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمودند: علی3 خصلت دارد: (و کاش یکی از این 3 خصلت برای من عمربود، که از هرچه خورشید بر آن می‌تابد، با ارزش‌تر است) من، ابوبکر، ابوعبید جراح و گروهی از صحابه نزد پیامبر بودیم که بر شانه علی زد و 3 خصلت را درباره‌ی او فرمودند: تو اولین کسی هستی که ایمان آوردی، تو اولین کسی هستی که مسلمان شدی و نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی است.96
5- قصه اولین پیمان برادری: بستن ماجرای پیمان برادری میان مسلمانان اولین بار از سوی پیامبر گرامی اسلام و در مکه اتفاق افتاده است. حضرت برای ایجاد همبستگی و یک دلی میان ایمان آورندگان به اسلام پیمان برادری یا «مؤاخات» برقرار نمودند گزارش ماجرای این پیمان مفصل است که از این رو به بک روایت بسنده می‌شود: «زید بن ابی اوخی می‌گوید: در مسجد بر رسول خدا وارد شدم و حضرت فرمودند: فلان شخص و فلان شخص کجایند؟ و آنگاه به صورت اصحاب نظرافکند و حدیث برادری میان آنان را یاد کرد. پس «علی» خطاب به رسول خدا فرمودند: وقتی برخوردت را با اصحاب دیدم روحم ازتنم برون رفت و پشتم به رسول خدا شکست که درباره‌ی من مانند اصحاب (در رابطه با پیمان برادری) رفتار ننمودی و اگراین کار از روی خشم و نارضایتی نسبت به من است پس تو (همزمان) اختیار عتاب و کرم را داری! در این هنگام رسول خدا فرمودند: سوگند به کسی که مرا حق برانگیخت جز برای جان خودم تو را (از دیگر اصحاب) به تأخیر نینداختم وحال آن‌که تو نزد من همانند «هارون» درنزد «موسی» هستی جزآن‌که پیامبرگرامی فرمودند: آنچه پیامبران گذشته به ارث گذارده‌اند.
علی پرسیدند: پیامبران گذشته چه چیزی به ارث گذاردند؟ حضرت فرمودند: کتاب پروردگارشان و سنت پیامبران، و تو با من در قصر بهشتی ام همراه با «فاطمه» دخترم هستی وتو برادر و هم نشین من، سپس رسول خدا (این آیه شریفه را) این‌گونه تلاوت فرمودند: «فی جنات النعیم علی سررمتقالبین المتحابین فی الله ینظر بعضهم الی بعض.97
6- دومین ماجرای پیمان برادری: قصه این پیمان میان مهاجران و انصاردر مدینه روی داده است گزارش دامنه دار این پیمان هدف این نوشته نیست پس تنها بخش مورد گفت و گو اشاره و حکایت می‌شود. ابن عباس می‌گوید: وقتی نبی اکرم میان اصحابش از مهاجران و انصار پیمان برادری برقرار نکرد، علی (از مجلس) با حالت ناراحتی بیرون رفت و کنار گوشه‌ای از زمین نشست و بازوانش سیاه گردید و برآن باد می‌وزید نبی اکرم، علی را طلبید و هنگامی که او را یافت آرام با پایش به او زدند و به وی فرمودند: برخیزکه هیچ نامی جز «ابوتراب» شایسته تو نیست. از من ناراحت شده‌ای که میان مهاجران و انصار پیمان برادری برقرار ساخته ولی میان تو و آنان چنین ننمودم؟ آیا تو خشنود نمی‌شود؟ که نزد من همانند «هارون» به «موسی» باشی؟ جزآن‌که پیامبری پس از من نخواهد بود(ای علی) آگاه باش کسی که تو را دوست داشته باشد درپرتو تو امنیت و ایمان قرار می‌گیرد وکسی که با تو دشمن وکینه ورزد، خداوند او را به مرگ دوران جاهلیت می‌میراند اما براساس آیین اسلام به اعمال او رسیدگی می‌شود.98
7- ماجرای غدیرخم: در روایتی از حضرت باقر داستان خطبه پیامبر بزرگوار اسلام در گردهمایی مسلمانان پس از آخرین حج آن جناب چنین آمده است: ای مردم در رساندن آنچه (خداوند) به سویم فرستاده‌اند، کوتاهی نکرده ام و من بیان‌گر و روشنگر سبب (نزول) این آیه برای شما هستم به راستی و درستی جبرئیل سه بار بر من فرود آمد وسلام پروردگارم را به من رسانید که أمر کرده در این مکان اقامت گزینم. هر (انسان) سفید و سیاه (پوست) آگاه باشید که (علی بن ابی طالب) برادر، وصی و جانشین و امام پس از من است. مقام او نزد من هم چون جایگاه «هارون» در نزد «موسی» است. جزآن‌که پیامبری پس از من نخواهد بود و او «ولی» شما پس از خدا و فرستاده اش است و خداوند- تبارک و تعالی- آیه‌ای که از کتاب(وحی) در این باره برمن نازل کرده و فرموده است: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاه و هم راکعون»99
8- جریان گردهمایی اصحاب با رسول الله در منی؛ ابن عباس می‌گوید: دیدم حسام بن ثابت در منی ایستاده است، در حالی که پیامبر و اصحاب گرد آمده بودند. پیامبر فرمودند: ای مسلمانان این «علی بن ابی طالب» آقا و سرور عرب و وصی برترند. جایگاه او نزد من مانند مقام «هارون» نزد «موسی» است. جز آن‌که پیامبری پس از من نخواهد بود و توبه توابین جز به دوستی «علی» پذیرفته نمی‌شود. ای حسان درباره‌ی «علی» سخنی بگو. آنگاه «حسان» بن ثابت این‌گونه سرود: «توبه، توبه کارجز به دوستی پسر«ابی طالب» پذیرفته نمی‌شد». (او) برادر رسول خدا و بلکه داماد اوست و داماد برابرو مساوی و با همراه نخواهد بود. «و هیچ کسی مانند«علی» نیست که به تحقیق خورشید [فقط] برای او از مغرب بازگشت.» «خورشید با شعاع سفید براو بازگشت گویی که اصلاً غروب نکرده بود».100
9- داستان حجةالوداع: امام سجاد- از عمر و سلمه فرزدندان «ابی سلمه» این‌گونه گزارش داده است. «عمر و سلمه دو فرزند «ابی سلمه» ربائب رسول خدا بر من روایت کردند که در آخرین حج پیامبر شنیدند

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد شیعه امامی Next Entries منابع پایان نامه درمورد جانشینی پیامبر، علی بن الحسین، تاریخ اسلام