منابع پایان نامه درمورد دانش بنیان، مدیریت دانش، اثربخشی سازمانی، سازمان دانش

دانلود پایان نامه ارشد

سازمان در چه مرحله ای از حیات خود باشد یک عامل تعیین کننده مهّم وجود دارد که مشخص می سازد مدیریت باید بر کدام مُدل اثربخشی سازمانی تأکید ورزد. اگر قرار است بقا سازمان تداوم یافته و پیشرفت کند، ضروری است که مدیریت، معیارهای اصلی را که عوامل استراتژیک بر آنها توافق دارند، اختیار کند. اما عوامل استراتژیک به مرور زمان معیارهای مورد نظرشان تغییر می کند. یکی از عوامل تعیین کننده مهّم که معیّن می کند مدیریت باید به چه میزانی به هر کدام از عوامل توّجه کند، مرحله ای است که سازمان در چرخه حیات خود در آن قرار دارد. در مرحله کارآفرینی، سازمان به نوآوری، خلاّقیت و جذب منابع تأکید دارد. حمایت خارجی در این مرحله از اهمّیت زیادی برخوردار است. همچنین سازمان باید قادر به انعطاف پذیری باشد. مُدل سیستم های باز، بر چنین معیارهایی تأکید می کند. از این رو می توانیم انتظار داشته باشیم که بانک ها و سرمایه گذاران مشترک، نوعاً از مُدل سیستم های باز استفاده کنند. وقتی که سازمان وارد مرحله انسجام اوّلیه می شود، احتمالاً اتحادیه ها و کارکنان عوامل استراتژیک آن را تشکیل می دهند. در این مرحله مدیریت باید احساس وحدت و تعّهد بالا را در کارکنان به وجود آورد. با توّجه به این معیارها، در این مرحله مُدل روابط انسانی مورد استفاده قرار می گیرد. در مرحله رسمیت و کنترل، کارآئی و نظم مورد توّجه است. در این مرحله سازمان رشد یافته و عوامل استراتژیک (کارکنان، رهبران، عرضه کنندگان مواد اوّلیه و مشتریان) آن را برحسب ثبات و بهره وری ارزیابی می کنند. چنین عواملی مُدل فرآیند داخلی و مُدل هدف عقلائی را مَّد نظر قرار خواهند داد. در مرحله انسجام ساختار، تأکید بر کنترل محیط خارجی است. عوامل استراتژیک در این مرحله بر انعطاف پذیری سازمان، توانایی در جذب منابع و نرخ رشد آن تأکید می ورزند. در مرحله افول عوامل استراتژیک، به آنچه سازمان در مرحله کارآفرینی تأکید دارد توّجه می کند، یعنی توانایی سازمان برای نوآوری و جذب منابع را مَّد نظر قرار می دهند و همچنین مانند مرحله کارآفرینی مُدل سیستم های باز را در ارزیابی های اثربخشی خود بکار می بند. ارزش ارتباط مراحل چرخه حیات سازمانی، عوامل استراتژیک و مُدل های اثربخشی باید واضح و روشن باشد. برحسب اینکه تا چه حد تجزیه و تحلیل ما از دقت و صحت برخوردار است، مدیریت باید قادر باشد پیش بینی کند چه معیاری را در ُاولویت قرار دهد، تا بر اساس آن تغییرات لازم را پیش بینی کرده و احتمال اینکه منافع برخی از عوامل کلیدی بیش از منابع دیگران مورد توّجه قرار گیرد را کاهش دهد (رابینز، 1385).

شکل 2-1) چرخه حیات سازمان و مُدل های اثربخشی سازماني (رابینز، 1385: 73).

2-1-11)مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی
برخی از تحقیقات تجربی، رابطۀ معناداري را بین مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی یافته اند. همچنین همبستگی مثبت و معنادار بین عوامل بالقوه مدیریت دانش – مثل کسب دانش، اصلاح دانش، ذخیره دانش و به اشتراك گذاري دانش- وعملکرد رقابتی وجود دارد. ایجاد دانش و به اشتراكگذاري سبب بهبود عملکرد و نوآوري می شود. یکپارچه سازي دانش موجب اثربخشی، توسعه محصول، کاهش حجم محصولات معیوب، کاهش نقص هاي ضمانت شده و افزایش کارایی می شود (, 2007 Tiwana). مدیریت دانش نه تنها مقدم بر اثربخشی سازمانی است بلکه واسط هاي میان عوامل سازمانی و اثربخشی نیز می باشد. منابع دانش یکی از بروندادهاي فرهنگ و راهبرد سازمانی است، چرا که دانش بر مبناي یکسري هنجارها و ارزش هاي فرهنگی، روابط ساختاري و اولویت هاي راهبردي ایجاد و به کارگرفته می شود. براي مثال اقدامات به اشتراك گذاري دانش تحت تأثیر انتظارات فرهنگی از نوع دانشی که به اشتراك گذاشته شده، افراد مرتبط با آن و سرعت دانش منتشر شده از کانالهاي رسمی سازمان است (سید نقوی وهمکاران،1389)
2-2- بخش دوم: مدیریت دانش
2-2-1) دانش24 ومدیریت دانش25
دانش، به مجموعۀ تجربه ها ، ارزش ها واطلاعات جدید گفته می شود. به عبارتی دیگر با جمع بندی تعاریف گوناگون می توان گفت که دانش به عنوان منبعی در کنار منابع دیگری که از پیش از این در اقتصاد مورد توجه قرار داشت(کار، زمین،سرمایه)، به عنوان دارایی پرمایه مطرح می شود. در چنین ساختارهایی دیگر صنعت محور نیست، بلکه محور، دانش است ودر آن دانش کاران مشغول کار هستند. مدیریت دانش، فرایند کشف، کسب، توسعه وایجاد، تسهیم، نگهداری، ارزیابی و به کارگیری دانش مناسب درزمان مناسب در سازمان است که با ایجاد مناسب میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب در سازمان است که با ایجاد پیوند مناسب میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دست یابی به اهداف سازمانی صورت می پذیردRamirez , 2006) ).

2-2-2) مفهوم داده ، اطلاعات و دانش :
ایجاد دانش، سازماندهی و استفاده از آن جریان اطلاعات را تسهیل می کند.مهم ایناست که بین داده، اطلاعات و دانش تمایز قائل شویم.تمایز اصلی آنها در درجه سازماندهی و مفید بودن آنها نهفته است
(, 2012 C.Shih).
داده:داده شاملتوصیف مقدماتیاز اشیا و رویدادها، فعالیتها و مبادلات است که ثبت، طبقه بندی و ذخیره شده اند، ولی طوری مرتب نشده اند که معنی خاصی را برسانند ومی توانند بصورت عددی، حرفی، شکلی و صدایی باشند.داده شامل حقایق ساختار نیافته درباره رویدادها، اهداف یا افراد است و بطور خلاصه می توان گفت داده ها آمار، ارقام و واقعیت های خام و پردازش نشده هستند.
اطلاعات: اطلاعاتعبارت از مجموعه ایاز داده ها هستند که در ذهن دریافت کننده آنها ایجاد معنی میکنند.اطلاعاتباید بهدریافت کنندهچیزی را ارائهنماید کهاو تا به حال نمی دانست و نمی توانست پیش بینی کند. به عبارت دیگر اطلاعات داده هایی هستند که پردازش، تبدیل و ترکیبشده اند تا شکل معین و معناداری بگیرند و آگاهی بیشتری را به فرد منتقل کنند.بطور خلاصه اطلاعات به داده های معنی دار و سازماندهی شده و مفید اطلاق می شود.
دانش: دانش شامل آگاهی و درک مجموعه ای از اطلاعات و اینکه چگونه این اطلاعات می توانند به بهترین نحوه به کار گرفته شوند می باشد.دانش مجموعه ای از اطلاعات مناسب ساخت یافته و الگو مدار در حوزه معین است می توان گفت که دانش شکل غنی شده و بارور شده اطلاعات می باشد که همراه با فهمیدن چگونگی و چرایی است (سرلک و فراتی،1391). دانش در هنگام کارکردن با اطلاعات و یا استدلال کردن براساس اطلاعات توسط مردم تولید می شود. بنابراین دربرگیرنده اطلاعات و اطلاعات نیز دربرگیرنده داده ها است.کلمه کلیدی در اینجا تفسیر کردن است. فرد از طریق محیط خود داده و اطلاعات را به دست می آورد و با تفسیر کردن آنها دانش خلق می گردد.میتوان افراد را به عنوان سیستمهای اطلاعات دید. تفسیر اطلاعات وداده ها مبتنی بر دانش و تجربه ای است که هر فرد در آن لحظه دارا می باشد. این نظر منطبق با ایده ارائه شده از سوی داونپورت و پروساک است.از دیدگاه آنها دانش جریانی مرکب از تجربیات عینی، ارزشها، اطلاعات محیطی و بصیرت خبره استکه چارچوبی برای ارزیابی و یکپارچه کردن تجربیات و اطلاعات جدید را فراهم می آورد (درویش و امیرخانی ، 1388). دو نوع دانش وجود دارد یکی دانش آشکار و دیگری دانش ضمنی.دانش آشکار دانش رسمی است که می توان آنرا در گروه اطلاعات، طبقه بندی نمود و در قالب مدارک و اسناد سازمان قابل یافت می باشد. دانش ضمنی، دانش شخصی است که ریشه در تخصص افراد دارد و بطور مستقیم و بصورت رودررو مبادله وتسهیم می شود.یعنی دانش ضمنی می تواند به روش موثر و مستقیم تری انتقال یابد ولی کسب دانش آشکار بصورت غیرمستقیم است.(سرلک و فراتی،1391). مدل ماکس بویست26 از جمله مدلهایی است که روابط داده، اطلاعات و دانش را به خوبی ترسیم کرده است. مدل از سه قسمت شامل داده، اطلاعات و دانش و در قالب یک فرایند متاثر از فیلترهای ادراکی و مدلهای ذهنی تشکیل شده است (مدهوشی و نیازی، 1390). در شکل زیر این مدل ارائه شده است:

شکل 2-2) مدل روابط داده ، اطلاعات و دانش بویست(واعظی و مسلمی، 1388)

در این مدل داده ها به عنوان ورودی محسوب می شوند. در این مدل، اطلاعات الگوهایی هستند که پس از عبور داده ها از فیلترهای ادراکی، به دست می آیند.بویست معتقد است که مدلهای ذهنی تعیین کننده چگونگی انجام واکنش نسبت به داده ها و اطلاعات است.از طرفی چون افراد دانشهای متفاوتی دارند، در نتیجه مدلهای ذهنی متفاوتی نیز خواهند داشت.مدلهای ذهنی تعیین کننده چگونگی رفتار و تصمیم گیری افراد بوده و همچنین به عنوان فیلترهایی عمل می کنند که بر اساس آنها اطلاعات و داده های موجود شناسایی می شوند (واعظی و مسلمی، 1388).

2-2-3) سازمان های دانش بنیان
سازمان دانش بنیان مفهوم نسبتاّجدیدی است که با ظهور اقتصاد دانش بنیان شکل گرفت. ورود به اقتصاد دانشی، جهت گیری های بسیاری از سازمان های صنعت بنیان را به تمرکز بر محصولات و خدمات مبتنی بر دانش تغییر داده است. بسیاری دریافتند که منشا دارایی و سرمایه اصلی، اطلاعات و منابع دانشی سازمان است. دانش، نقش برجسته ای را در فعالیت های افراد و سازمان ها ایفا می کند و سرمایه های فکری به تدریج جایگزین سرمایه های قابل لمس درکسب و کار می گردند. تلاش ها برای شناسایی نوع مدیریت و به کارگیری دانش، روز به روز شتاب بیشتری می گیرد و در حال حاضر با اولویت ترین محور در بیشتر سازمان ها شده است. در خواست برای دریافت خدمات بهتر از طرف افراد سازمان ها را به اعمال سیاست های مؤثرتر هدایت می کند. به دلیل اهمیت اقتصادی منابع دانش بنیان، توجه بیش تری به سوی اکتساب ، فراگیری و مدیریت منابع دانش معطوف گشته است. در این رابطه درک مفهوم سازمان های دانش بنیان بسیار اهمیت دارد. سازمان های دانش بنیان سرمایه گذاری های گسترده ای را در زمینه اطلاعات و به روز رسانی آن انجام می دهند، بیش ترین توجه آن ها به آینده بوده و بر مدل ها، شبیه سازی ها و تحلیل سیستم تأکید دارند (میرقربانی ،1391 )‌. در سازمان دانش بنیان ،‌ کالاها و خدمات دانشی تولید می شود. سازمان دانش بنیان به توانمندی هایی دست می یابد که قادر است از نیرویی اندک،‌ قدرتی عظیم بیافریند و خاصیت اهرمی27 و اثر پروانه ای28 را درخدمت اهداف سازمان قرار می دهد. در خاصیت اهرمی،‌ سازمان به یاری دانش ، ‌نقطه اتکایی که همان نقطه استراتژیک توسعه است پیدا می کند و با صرف منابع ناچیز ، به توسعه و گسترش قابل توجهی دست پیدا می کند. در اثر پروانه ای که یکی از ویژگی های تئوری آشوب29 یا نظم در بی نظمی است،‌ با انتخاب به جای یک نیرو در یک نقطه مناسب می توان به نیروی عظیم دست یافت . به تعبیر تئوری آشوب ، می توان از بال زدن یک پروانه (‌نیرویی کوچک ) به طوفانی بزرگ ( تحولی عظیم )‌ رسید‌. می توان سازمان دانش بنیان را از طریق ویژگی های زیر شناخت : (رمضان وحسنوی،1390)
• ارزشمند ترین دارایی این سازمان ها ، سرمایه فکری می باشد و دارایی های فیزیکی مانند ماشین آلات از اهمیت کمتری برخوردار هستند
• جمع آوری و به کار بردن دانش و اطلاعات جدید برای موفقیت سازمان ضروری می باشد .
• آن ها منعطف و انطباق پذیر بوده و سطوح سلسله مراتب سازمانی کمی دارند .
• آن ها با برقراری روابط نزدیک با مشتریان ، عرضه کنندگان و شرکای استراتژیک خود ، کالاها و خدماتی تولید می کنند که منطبق با نیاز مشتریان می باشد .
• در سازمان های دانش بنیان ،‌ جریان دانش مهم تر از جریان مالی است : افراد ایجاد کنندگان درآمد هستند ، نه عاملان ایجاد هزینه .
• روابط با مشتریان به صورت یک طرفه و بازار محور نمی باشد ، بلکه به صورت شراکتی می باشد که درآن ، راه حل ها به صورت دو طرفه تعیین می شوند.
• تعادل قدرت تغییرکرده است ، زیرا کارکنان دانشی در زمینه های فنی بیشتر از مدیران خود آگاهی دارند و به مشتریان نزدیک تر می باشند.
• عامل اصلی تولید یعنی خلاقیت کارکنان ، در آشوب ( هرج و مرج ) رشد می کند .
• کنترل جریان اطلاعات به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد عدم اطمینان، ساختار سازمانی، اثربخشی سازمانی، استراتژی ها Next Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، نیازهای آموزشی، ارزیابی عملکرد، انتقال دانش