منابع پایان نامه درمورد جوادی آملی، آیت الله جوادی آملی، قانون اساسی، علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه ارشد

شود. حکما که به طور خاص از باطن آیه استفاده می شود.390
جناب قرشی فرمودند: «امر يا قولى است و يا فعلى، قولى به معنى دستور و فعلى به معنى كار و چيز است.»391
3-3-2-3. نکات تفسیری
نقل شده است: «ابو بصیر از امام جعفر صادق عليه السّلام درباره آیه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» میفرماید: اولی الامر، ائمه از فرزندان امام علی -علیه السلام- و فاطمه زهرا -سلام‌الله علیها- تا روز قیامت هستند.»392
علامه طیّب فرمودند:
«وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ»؛ یعنی نه تفريط و نه افراط نه مثل يهود اعمال شاقه و نه مثل نصارى آزادى مطلقه نه مثل يهود عيسى را العياذ باللَّه حرام زاده و زنا زاده بدانند و نصارى كه خدا و پسر خدا بخوانند و عدالت همان استقامت است در كليه امور در عقائد نه چيزى بر آن، افزوده كنند و بدعتى در دين بگذارند و نه چيزى از آن را منكر شوند و زير پا گذارند و در اخلاق نه بلند پروازى كنند و زياده‏روى و نه كوتاهى و ذلّت و خفّت در عبادات نه خود را به مشقّت و رهبانيّت بيندازند و نه ترك فرائض و واجبات كنند نه غرق دنيا شوند و نه ترك دنيا گويند در كليه امور حد وسط كه صراط مستقيم است نه افراط و نه تفريط كه سبل شيطان است.393
جناب قرشی پیرامون آیه نخست فرمودند: «در مقام پيامبرى مأمورم كه ميان شما به عدالت رفتار كنم، دعوت مال همه است و همه در مقابل شرع يكسانند، اجازه تبعيض و مانند آن را ندارم.»394
علامه طباطبایی درباره اولی الامر فرمودند:
اولى الامر اختيارى در تشريع شرايع و يا نسخ آن ندارند، و تنها امتيازى كه با سايرين دارند اين است كه حكم خدا و رسول -صلّی الله علیه و آله- يعنى كتاب و سنّت به آنان سپرده شده، لذا خداى تعالى در آيه مورد بحث كه سخن در رد حكم دارد، نام آنان را نبرد، تنها فرمود: «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ …»، از اينجا مى‏فهميم كه خداى تعالى يك اطاعت دارد و رسول و اولى الامر هم يك اطاعت دارند، و به همين جهت بود كه فرمود: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»395
ایشان درباره وجوب اطاعت از اولی الامر و عصمت ایشان فرمودند:
آنچه آيه مورد بحث بر آن دلالت مى‏كند وجوب اطاعت اين اولى الامر بر مردم است، و در خود آيه و در هيچ آيه ديگر قرآنى چيزى كه اين وجوب را مقيد به قيدى و مشروط به شرطى كند وجود ندارد، تا برگشت معناى آيه شريفه: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» به اين آيه شود كه در غیر معصیت یا خطا از ایشان اطاعت کنید. خداى سبحان در مواردى كه قيد، روشن‏تر از قيد مورد بحث بوده، و طاعت هم كم اهميت‏تر از طاعت مورد بحث بوده آن قيد را ذكر كرده مثلا در مورد احسان به پدر و مادر فرموده است: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما …» همچنین آيه شريفه بين رسول و اولى الامر را جمع كرده، و براى هر دو يك اطاعت را ذكر نموده است؛ با اين كه در مورد رسول حتى احتمال اين نيز نمى‏رود كه امر به معصيت كند و يا خطا کند، اگر در مورد اولى الامر اين احتمال برود به هيچ وجه نبايد براى جلوگيرى از اين احتمال قيدى نياورد، پس ما همين كه مى‏بينيم در مورد آنان نيز قيدى نياورده، چاره‏اى جز اين نداريم كه بگوييم آيه شريفه از هر قيدى مطلق است، و لازمه مطلق بودنش همين است كه بگوييم همان عصمتى كه در مورد رسول مسلّم گرفته شد، در مورد اولى الامر نيز اعتبار شده باشد، و خلاصه كلام منظور از اولى الامر، آن افراد معينى هستند كه مانند رسول خدا -صلّی الله علیه و آله- داراى عصمت‌اند.396
آیت الله طالقانی در بیان معنای کتاب و حکمت و تزکیه فرمودند:
اگر معناى كتاب امور ثابت و واجب باشد مقصود فراگرفتن قوانين و احكام و قدرت اجتهاد در آنست. آنچه از دانشهاى عمومى كه مقدّمه يا موجب تحكيم آراء و عقايد و ثبات خويهاى پسنديده و تنظيم راه زندگى شود حكمت است. آنچه فرد و اجتماع را محكم و رشيد و ثابت ميدارد همان آراء و عقايد محكم و تزكيه نفوس از رذائل، و اجتماع از اراذل ميباشد. چون تلاوت آيات و تعليم كتاب و حكمت و تزكيه نفوس مقصود نهايى و علت غايى اين بعثت است، همه دستورات و قوانين و احكام و بيان حدود و حقوق براى ايجاد محيطى است كه بذرهاى استعدادها رشد كند و برهاى علم و حكمت آورد و شاخه و برگ آن‌ها بر سر ديگران سايه افكند و نفوس از كينه‏ها و عقده‏ها و شهوات پست پاك شود، و دنيايى مصفّى و نورانى پديد آيد.397
آیت الله جوادی آملی مینویسد:
تشکیل نظام اسلامی، نیازمند تأمین مرکز عمومی دینی و عبادی از یک سو و بهرهبرداری صحیح از آن در پرتو هدایت رهبران آسمانی از سوی دیگر است. حضرت ابراهیم -علیه السلام- به عنوان مبدأ پیدایش این امّت، بخش نخست این کار را که در توان وی و فرزندش بود انجام داد و هر دو تحقّق بخش دوم را از خداوند خواستند. خداوند با استجابت دعا، به آل ابراهیم کتاب و حکمت داد و حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله را به رسالت مبعوث نمود. اقدامهای علمی ایشان در بیان احکام و معارف از مصادیق تعلیم کتاب و حکمت و اقدامهای عملی آن حضرت که سبب تطهیر جامعه است، از مصادیق تزکیه است.398
جناب فخر رازی نیز عصمت اولی الامر را میپذرد؛ ولی عصمت ایشان را طور دیگری معنا می‌کنند. ایشان میفرماید:
قطعاً ثابت شده است که اولی الامر که در آیه هست، چارهای نیست که معصوم باشد. این معصوم یا همه امّت و یا بعضی از آن است. جایز نیست که بعضی از امّت باشد، به دلیل اینکه خداوند در این آیه قطعاً اطاعت اولی الامر را واجب کرد. وجوب اطاعت آنان مشروط به این است که آنان را بشناسیم و و بر رسیدن به ایشان و بهره بردن از آنان توانا باشیم. در زمان ما میدانیم که از شناخت امام معصوم ناتوان هستیم و از دستیابی به ایشان ناتوانیم و در بهره بردن علم و دین از آنان ناتوانیم. هنگامی که دانستیم که معصومی که خداوند متعال، مؤمنان را به اطاعت از او فرمان داد؛ بعضی از امّت یا طایفهای از آن نیست و وقتی فرض بعضی از امّت باطل شد واجب است که معصومی که مراد از اولی الامر در آیه است، همه امّت باشد. اجماع امّت قطعاً حجّت است.399
3-3-2-4. نکات علمی
آیت الله جعفر سبحانی در این زمینه مینویسد:
در حکومت اسلامی، قانونگذار خدا است و جز او ربی و سرپرستی و تکلیفکنندهای نیست و توحید در تقنین یکی از مراتب توحید است و نظام اسلامی باید بر روی احکام الهی استوار گردد و به دیگر سخن قوانین حاکم بر جامعه و اصولی که خطوط اصلی نظام را ترسیم میکند باید از جانب خداوند باشد و در غیر این صورت حکام به حکم قرآن کافر و ظالم و فاسق خواهند بود.400
آیت الله جوادی آملی میفرمایند:
مطابق ادّله عقلی و نقلی در استدلالهای برهانی و آیات قرآنی، جز ذات اقدس الله، کسی دیگر حق حکومت بر مردم را ندارد. از حصر ولایت الهی میتوان نتیجه گرفت که از میان آدمیان تنها آن کس که شایستگی مباشرت در حکومت را دارد که معصوم باشد؛ زیرا معصوم به دلیل اینکه خداوند تأمینکننده تمامی شؤون علمی و عملی او است. در مسائل علمی آنچه را که میفهمد همه علم الله است و در مسائل عملی آنچه را انجام میدهد فعل الله میباشد. پس آنچه را او میفهمد و انجام میدهد همه مستند به خداوند سبحان بوده و در نتیجه حاکمیت او نیز حاکمیت الهی میباشد.401
محمد راسخ نقل می‌کند:
بر اساس نظریه هابز، قدرت سیاسی و حکومت با توافق و قرارداد اعضای جامعه شکل میگیرد و این قدرت مکلّف است از جسم و جان و ثروت آن اعضا حمایت و حفاظت کند. از این دیدگاه، هر آنچه حکومت انجام میدهد مورد قبول همگان است و نمیتواند عادلانه نباشد؛ چرا که عدالت یعنی امر مورد توافق همه و امر عادلانه یعنی امر مورد قبول همگان. بنابراین، منبع قانون در حکومت هابزی جامعه است که وضع و تولید آن را به حاکمِ منتخب و قراردادی واگذار کرده است.402
آیت الله جوادی آملی میفرماید:
یک جایگاه اکثریت در اسلام مقام عمل و اجرا است به این معنا که رأی اکثریت مردم در کارهای اجرایی خودشان معتبر است. مردمی که در بخش قانون‌گذاری و در حوزه نبوّت و امامت معصوم و در بخش حاکمیت و ولایت و رهبری پذیرای حق میباشند؛ در مسائل اجرایی تشخیصشان حجّت است و با حضور و رأی آزادانه و اندیشمندانه در سرنوشت خود سهیم هستند و برای رفع مشکلات و تأمین نیازهای خود، افرادی را به عنوان وکیل انتخاب میکنند و به مجلس شورای اسلامی یا به مجلس خبرگان و مانند آن می‌فرستند.403
به عقیده روسو، موضوع قوانین همیشه کلی است و به فرد خاصی نظر ندارد. قوانین ناشی از اراده همگانی است و شهریار عضو دولت است نه فراتر از قانون. به این ترتیب قوانین، ناعادلانه یا مخالف آزادی نیست.404
قانون یک کشور و اصول آن، نشانگر رشد علمی آن جامعه است. اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌فرماید: «کلیه قوانین و مقرّرات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی، و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقرّرات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر فقهای شورای نگهبان است.»405
3-3-2-5. دیدگاه‌ها
3-3-2-5-1- دیدگاه علامه معرفت
علامه معرفت با استفاده از آیه اول و دوم در این این بحث میفرماید:
شریعت در حقیقت نظام الهی است که بر اصول و مبانی ایمانی استوار میباشد، از این رو هدف از شریعت، قانونمند کردن زندگی اجتماعی است و سیاست دینی که در تأمین مصالح و تضمین اجرای عدالت اجتماعی خلاصه میشود؛ جز با حاکمیت قانون میسّر نیست و این قانون است که مرز تصرّفات آحاد ملت و حدود اختیارات دولت را مشخص میسازد. قانونمند کردن زندگی اجتماعی طبق آیه «فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ، وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ»406 از وظایف اولیه یک سیاست عادل است. در آیه «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ، وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ» که درخواست حضرت ابراهیم درباره بعثت رسول الله است، هدف از فرستادن پیامبر صلّی الله علیه و آله در این آیه سه چیز قرار گرفته است: اول تعلیم کتاب و آموزش شریعت. دوّم حکمت و هر کاری را در محدوده خود به موقع به جا آوردن. سوم تزکیه و پاکی در زندگی. کتاب، تکالیف از جانب پروردگار است و حکمت، بینش متعادل کننده زندگی است تا در چارچوب مقرّرات عقل و شرع حرکت کند و تزکیه هدف نهایی زندگی است که همان پاکی از هر آلودگی مادی و معنوی است. شریعت اسلام کاملترین شریعتها سعادت جاودانه بشریت را تضمین نموده است و آیه اکمال به آن اشاره دارد.407
علامه چنین ادامه میدهد:
بر همین اساس پیامبر اکرم -صلّی الله علیه و آله- میفرماید: «إنَّما بُعِثتُ لأُتَمِمَ مَکارِمَ الأخلاق» بدان جهت فرستاده شدم تا شیوههای پسندیده را بر جامعه حاکم سازم. عبارت لأتمم اشاره به آن است که وظیفه شیوه همه انبیاء بوده و پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله در همان راستا و برای تکمیل همان هدف آمده است. شریعت اسلام کاملترین شریعتها است که سلامت زندگی و سعادت جاودانه بشریّت را تا ابدیّت تضمین کرده است و آیه کریمه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»408 نیز اشاره به همین حقیقت است. از این رو هر که شریعت اسلام را نپذیرد، هیچ راه و روشی در زندگی برای او درست نیاید و در نهایت زیان برده است: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ»409 اکنون این سؤال پیش میآید که آیا تکامل شریعت تماماً به وسیله وحی انجام گرفته یا آن که اصول آن از طریق وحی بوده؛

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد عدالت اجتماعی، تعبیر و تفسیر، آیات و روایات، ارزشهای اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه درمورد علامه طباطبایی، آیت الله جوادی آملی، یونان باستان، حکومت اسلامی