منابع پایان نامه درمورد تفسیر علمی، مفهوم شناسی، تحلیل انتقادی، علوم انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

ر علمی برمیآید. در حالی که اگر عناصر مهم تعاریف یاد شده را در نظر بگیریم مخالفتها هم حل میشود. این عناصر مهم تفسیر علمی را میتوان چنین برشمرد:
الف) تفسیر علمی نوعی از تفسیر: تفسیر علمی هم نوعی تفسیر است و باید شرایط آن از نظر تخصص علمی و از نظر کشف و پردهبرداری و بیان داشته باشد. پس علوم مورد نیازی را که برای مفسر میشمرند، کسی هم که به تفسیر علمی قرآن دست میزند باید داشته باشد و هم اینکه نتایج تحقیقهای خود را بیان نماید و این بیان میتواند به صورت شفاهی یا کتبی باشد.
ب) استفاده از نظریات قطعی علوم برای فهم قرآن: همان‌طور که در بحث تعاریف علم و نتیجه‌گیری آن گذشت، اصلا به نظریات غیر قطعی، علم اطلاق نمیشود و در نتیجه اگر با نظریات غیر قطعی قرآن تفسیر شود؛ نمیتوان نام آن را تفسیر علمی نهاد.
ج) استخراج اصطلاحات علمی از قرآن: به جای اینکه از قرآن برای علوم به دنبال تأیید و شاهد باشیم، باید قرآن را اصل قرار داده، اصطلاحات علمی را از آن استخراج نمود و حتی صحت نظریات را به وسیله قرآن سنجید. از جمله اصطلاحات استخراج شده از قرآن میتوان رتق و فتق آسمان‌ها و زمین و دخان بودن ماده ابتدایی خلقت جهان در علوم طبیعی و قاعده نفی سبیل و قاعده لاحرج در علوم انسانی را نام برد.
د) توجه به ظواهر قرآن و کشف ارتباط بین قرآن و علم: ظواهر قرآن یعنی معانی لغات به کار رفته در آیه که نباید مخالف نظریات علمی باشد. پس با توجه به این موضوع باید ارتباطی بیتکلف بین قرآن و علم وجود داشته باشد و مفسری که تفسیر علمی میکند باید این ارتباط را کشف کند.
در نتیجه با توجه به عناصر تفسیر علمی، تحمیل نظریات علمی به قرآن یا تفسیر به رأی در تفسیر علمی مطرح نیست و تعریف دکتر رضایی اصفهانی بهترین تعریف موجود است و میتوان تفسیر علمی را چنین تعریف نمود: تفسیر علمی نوعی از تفسیر با همه شرایط عام آن است که مفسر با استفاده از نظریات (قطعی) علوم و کشف ارتباط بیتکلف بین علوم و قرآن، میتواند از مطالب علمی در فهم آیات استفاده کند. چنین تفسیر علمی است که آثار مبارکی را که موافقان تفسیر علمی می‌شمرند؛ مثل اثبات اعجاز علمی، افزایش ایمان مسلمانان و جذب غیر مسلمانان به قرآن و غیره را دارا است.
1-2- پیشینه عام تفسیر علمی
دکتر رضایی اصفهانی درباره پیشینه عام تفسیر علمی مینویسد:
قرآن با دعوت به تفكر در آيات الهى، خلقت آسمان‌ها، زمين و … مردم را از خواب جهل و غفلت بيدار كرد. مسلمانان كه با فتوحات عظيم در قرن اول هجرى، به سرزمين‏هاى تازه‏اى دست يافته بودند، هر روز با افكار نو و اديان ديگرى آشنا مى‏شدند. با فروكش كردن نسبى جنگ‏ها، تبادل فرهنگى بين اسلام، اديان و تمدن‏هاى ايران، روم و يونان آغاز شد و ترجمه آثار ديگر ملل، در دوره هارون الرشيد و مأمون شدت گرفت. مسلمانان علومى مانند: طب، رياضيات، نجوم، علوم طبيعى و فلسفه را از يونان گرفتند و مطالب زيادى، به آنها اضافه كردند و در طى چند قرن، خود را به اوج قلّه دانش رساندند، چنانكه مسلمانان در قرن سوم و چهارم هجرى، بهترين كتاب‏ها را در زمينه طب (مانند قانون بو على سينا)، در زمينه فلسفه (مانند شفاى بو على سينا)، رياضيات و نجوم نگاشتند. حتى غرب كه اصل اين علوم را از يونان گرفته و به مسلمانان وام داده بود، مجبور شد، دوباره آن‌ها را از مسلمانان اخذ كند از اين رو در قرن دوازده ميلادى به بعد، نهضت ترجمه در اروپا شكل‏ گرفت و نظريات بو على سينا و ابن رشد، تا سال‏ها در دانشگاه‏هاى اروپا، تفكر حاكم بود. بارى ترجمه و تأليف آثار غير مسلمان، در زمينه علوم مختلف، موجب شد تا تعارضاتى بين ظاهر بعضى آيات قرآن و علوم جديد به نظر آيد. 35
سپس ایشان به دو روش حلّ این معضل توسط دانشمندان مسلمان، در همان قرن‏هاى اوليّه اسلام، میپردازد و مینویسد:
الف) ردّ مطالب باطل اين علوم، براى آگاهى مردم و ارشاد آنان صورت مى‏گرفت؛ زيرا بسيارى از مبانى فلسفى و علومى يونان، قابل خدشه و اشكال بود و از طرفى با دين اسلام هم به معارضه برخواسته بود، بر اين اساس كتاب‏هايى مانند: تهافت الفلاسفه (تأليف ابو حامد غزالى) و مفاتيح الغيب (تأليف فخر رازى) نوشته شد.
ب) انطباق آيات قرآن، با علوم تجربى يونان، تا به مردم ثابت كنند كه قرآن بر حق و مطالب علمى آن صحيح است، از اين رو آياتى از قرآن، مانند آسمان‌هاى هفتگانه (سبع سموات) را بر سيارات هفتگانه كه در نجوم يونانى، اثبات شده بود حمل كردند. 36
وی چنین ادامه میدهد:
اين تطبيق يا تفسير علمى، قرن‏ها ادامه داشته است و در اين زمينه علماى اهل سنت و شيعه، هر دو اقدام به تفسير علمى كرده‏اند. البته اين عقيده كه همه علوم، در قرآن وجود دارد (چنانكه تعدادى از مفسران و غير آنها مانند: غزالى، طنطاوى، سيوطى و … عقيده داشتند) موجب شد كه اين نوع تفسير رشد كند و مورد توجه بيشتر قرار گيرد. ولى با توجّه قرآن به علم و ذكر مطالب علمى در مورد آسمان‌ها، كرات، زمين و گياهان در توجه مسلمانان به علوم و رشد آن‌ها و توجه به رابطه قرآن با علم و در نتيجه رشد تفسير علمى كمك شايانى كرد.37

1-3- پیشینه پژوهش
منظور از پیشینه پژوهش، بررسی آثاری است که در زمینه عنوان اثر حاضر به نگارش آمده است.
موضوع روششناسی تفسیر فی ظلال القرآن در پایاننامه عليرضا عبدالرحيمي با عنوان مباني و روش تفسيري سيد قطب در في ظلال القرآن38، بررسی شده است. ایشان در این پایان‌نامه ابتدا به زندگینامه، آثار و افکار و سپس به روش تفسیری ایشان در ابعاد مختلف پرداخته است و بررسی کاملی به عمل آورده است. اما در بحث روش تفسیر علمی چندان تفصیلی و مفید نپرداخته است.
کرم سیاوشی در مقالهای39 که به رشته تحریر در آورده است نیز دیدگاه سیّد قطب در ارتباط با تفسیر علمی قرآن را بررسی نموده است. ایشان علیرغم تلاشی که در اثبات عدم مخالفت سیّد قطب با تفسیر علمی دارد؛ آیات علمی را در تفسیر ایشان به صورت خیلی مختصر بررسی نموده است. ایشان کتابی40 هم در این زمینه دارند که در آن به تحلیل انتقادی از مبانی و روش سیّد میپردازد. قسمتی از این کتاب پیرامون دیدگاه سیّد قطب در تفسیر علمی است که نویسنده نسبت به حجم نوشتار تقریباً از عهده ادای مطالب برآمدهاند. مقاله ایشان هم از همین کتاب استخراج شده است.
دکتر محمد علی رضایی اصفهانی -دام عزّه- نیز مقالهای41 با عنوان تفسیر علمی از منظر آیت الله معرفت را نگارش نمودهاند. ایشان در این مقاله ابتدا به مبانی علامه معرفت در بحث تفسیر علمی که در کتب گوناگون ایشان آمده است اشاره مینمایند و نتیجه میگیرند که علامه علوم قطعی را برای تفسیر میپذیرد و آن را یکی از ابعاد اعجاز و موارد تحدی معرفی مینماید. حجت‌الاسلام رضایی اصفهانی سپس به مفهوم شناسی و ابعاد تحدی قرآن و سپس به زمینهها و انگیزههای پیدایش تفسیر علمی و بررسی و تحلیل نظرات موافقان تفسیر علمی، مخالفان و قائلان به تفصیل میپردازند. اما با توجه به ظرفیت ذاتی اندک مقاله امکان تبیین و بررسی همه تفاسیر علمی ایشان فراهم نیامده است.
همانطور که روشن است با عنوان و موضوع اثر حاضر و جنبه مقایسه و بررسی داشتن آن اثری مشاهده نشده است.
1-4- اقسام تفسیر علمی از نظر شیوه
همین شیوه تفسیر علمی است که برخی آن را موجب تفسیر به رأی و شمارى آن منجر به تفسير معتبر و صحيح مى‏شود. به همین دلیل برخی آن را به كلى رد و برخی قبول كردند.
این شیوهها با توجّه به تقسیم‌بندی دکتر رضایی اصفهانی عبارتاند از:
1-4-1- استخراج همه علوم از قرآن كريم
علمای قديمى كوشيده‏اند، تا همه علوم را از قرآن استخراج كنند، زيرا عقيده داشتند كه همه چيز در قرآن، وجود دارد و در اين راستا، آياتى كه ظاهر آن‌ها با يك قانون علمى سازگار بود، بيان مى‏كردند و هر گاه ظواهر قرآن كفايت نمى‏كرد، دست به تأويل، مى‏زند و ظواهر آيات را به نظريات و علومى كه در نظر داشتند بر مى‏گرداندند. روشن است كه اين نوع تفسير علمى، منجر به تأويلات زياد، در آيات قرآن بدون رعايت قواعد ادبى، ظواهر الفاظ و معناى لغوى آن‌ها مى‏شود.42
1-4-2- تطبيق و تحميل نظريات علمى بر قرآن كريم
اين شيوه از تفسير علمى، در يك قرن اخير، رواج يافت و بسيارى از افراد، با مسلّم پنداشتن قوانين و نظريات علوم تجربى؛ سعى كردند تا آياتى موافق آنها در قرآن بيابند و هر گاه آيه‏اى موافق با آن نمى‏يافتند، دست به تأويل يا تفسير به رأى زده و آيات را بر خلاف معناى ظاهرى، حمل مى‏كردند.43
1-4-3- استخدام علوم براى فهم بهتر قرآن
در اين شيوه از تفسير علمى، مفسّر با دارا بودن شرايط لازم و با رعايت ضوابط تفسير معتبر، اقدام به تفسير علمى قرآن مى‏كند. او سعى دارد با استفاده از مطالب قطعى علوم (كه از طريق دليل عقلى پشتيبانى مى‏شود) و با ظاهر آيات قرآن (طبق معناى لغوى و اصطلاحى) موافق است به تفسير علمى بپردازد و معانى مجهول قرآن را كشف و در اختيار انسان‌هاى تشنه‏ حقيقت قرار دهد. اين شيوه تفسير علمى، بهترين نوع و بلكه تنها نوع صحيح از تفسير علمى است. در اين شيوه تفسيرى، بايد از هر گونه تأويل و تفسير به رأى، پرهيز كرد و تنها به طور احتمالى از مقصود قرآن سخن گفت؛ زيرا علوم تجربى به خاطر حسى بودن و استقراء ناقص، در روش آنها نمى‏توانند نظريات قطعى بدهند.44

1-5- نظر علامه معرفت در مورد اقسام تفسیر علمی
علامه معرفت به طور مستقیم بیان ننمودند که تفسیر علمی ایشان از کدام یک از اقسام تفسیر علمی است.
علامه گران‌قدر وقتی روش تفسیر علمی را تبیین مینمایند، از کسانی که شیفته این روش شده، این روش بر قلبشان مسلّط شده است و علوم کیهان‌شناسی و زمینشناسی را بر قرآن تحمیل میکنند؛ با لحنی مذمّتبار نام میبرند.45 ایشان کتب چندی را که هر یک به نوعی تفسیر علمی هستند؛ برمیشمرند و هدف همه را ایجاد سازگاری میان علم و دین معرفی میکنند و از همه ایشان تجلیل میکنند. ایشان تنها تفسیر طنطاوی را به علت زیادهروی نمیپسندند.46 پس روشن است که علامه به تحمیل به عنوان یک روش مناسب نمینگرند.
نه بیان علامه و نه حجم تفسیر علمی وی و نه شیوه ایشان در تفسیر علمی حاکی از استخراج همه علوم از قرآن نیست47 و چنین قصدی را هم به اثبات نمیرساند؛ پس ایشان از کسانی است که از علوم برای فهم بهتر قرآن استفاده نمودند و در واقع علوم را به استخدام تفسیر درآوردند.
1-6- نظر سیّد قطب در مورد اقسام تفسیر علمی
جناب سیّد قطب با تفسیر علمی محض به دلایلی مخالف است که در آینده خواهد آمد.48 به این ترتیب ایشان نمیتواند از جمله کسانی باشد که علوم را بر قرآن تحمیل نمودند. به علاوه به همین ترتیب از کسانی هم که قصد استخراج همه علوم را از قرآن دارند؛ نمیتواند باشد.

1-7- دلایل تفسیر علمی
هر یک از دانشمندان دلایلی را برای تفسیر علمی بیان نمودند. میتوان نظرات ایشان را به سه دسته موافقان، مخالفان و قائلان به تفصیل تقسیمبندی نمود. در ادامه به بیان نظرات تعدادی از مهم‌ترین دلایل هر گروه و بررسی آنها خواهیم پرداخت.
1-7-1. دلایل موافقان تفسیر علمی
موافقان تفسیر علمی، کسانی هستند که با اشتياق زياد از تفسیر علمی قرآن استقبال كرده و طبق اين روش، قرآن را تفسير نموده‏اند. مهمترین دلیل موافقان عبارت است از:
1. كشفيات جديد و قوانين ثابت شده علمى، اعجاز علمى قرآن را نشان مى‏دهد.49
2. هنگامى كه ظواهر بعضى آيات قرآن، با مطالب علمى معارض شود، ناچاريم قرآن را تفسير علمى كنيم تا تعارض آن‌ها رفع شود.50
دکتر رضایی اصفهانی در نقد این دلیل میفرماید:
این دلیل هميشه صحيح نيست، بلكه در بعضى موارد صحيح است، زيرا در بحث تعارض قرآن و علم، اولاً بين قرآن و علم قطعى، تعارضى وجود ندارد و ثانياً اگر تعارضى بين علم ظنى با قرآن درگيرد، ما نمى‏توانيم به خاطر علوم ظنى، دست از دليل قطعى (قرآن) برداريم و ثالثاً اگر تعارضى بين علم قطعى با دليل قرآنى درگيرد، دو احتمال

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد تفسیر علمی، مفهوم شناسی، انتقال معنا، تفسیر و تأویل Next Entries منابع پایان نامه درمورد تفسیر علمی، حوزه علمیه، علوم قرآن، امام خمینی