منابع پایان نامه درمورد تفسیر علمی، علوم طبیعی، امر به معروف، مفهوم شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

محض چنین بیان نمودند:
1. نظریههای علمی دائم در معرض دگرگونیاند. هر گاه با آزمایش به فرضیه جدیدی برای تفسیر پدیده‌ها برسند فرضیه قبل باطل میشود. دنبال توافقهایی میان نظریات علمی و نصوص قرآنی گشتن، بیانگر شکست روانی و سستی ایمان نسبت به قرآن و صحت محتوای آن است. این شکست روانی ناشی از این است که علم جز در دایره آن نظریات درست در نمیآید. هر کس بخواهد با این تطبیق ایمان را ثابت کند؛ بداند که ایمان محتاج سخن بشر، نیازمند تجدید نظر است.116
دکتر رضایی اصفهانی در نقد این دلیل میفرماید:
این دلیل از يك جهت صحيح و از جهتى غير صحيح، به نظر مى‏رسد: اگر قرآن را با نظريه‏ها و تئوريهاى ثابت نشده علمى تفسير كنيم، همين اشكال (ترديد در ايمان مردم و …) به وجود مى‏آيد، ولى اگر قرآن را با علوم تجربى قطعى (تجربه به همراه دليل عقلى) تفسير كنيم، اين اشكال به وجود نمى‏آيد. علوم تجربى، يقين به معناى اخص (قطع صددرصد) نمى‏آورد اما اگر يك دليل عقلى، با آن همراه شود ممكن است قطع‏آور باشد.117
2. قرآن اصل است، خواه نظریات علمی با قرآن مطابقت کند و خواه مخالفت کند. 118 یعنی با تفسیر علمی، قرآن تابع علوم میشود و این مجاز نیست چون علوم خطاپذیر است.
دکتر رضایی اصفهانی در نقد این دلیل میفرماید:
این دليل، در مورد بعضى اقسام و روشهاى تفسير علمى (تطبيق قرآن بر علوم) صحيح است، ولى در مورد همه اقسام تفسير علمى صحيح نيست، زيرا اگر علوم را به استخدام قرآن درآوريم، تا مطالب علمى‏ آن را روشن كنيم، نه تنها قرآن تابع علم نشده كه علوم تابع قرآن مى‏گردد و خطاپذيرى علوم، ضررى به قرآن نخواهد زد.119
3. قرآن حقایق علمی تجربی را به عقل بشری واگذار کرده است تا با آزادی تمام در آن‌ها تصرف کند، و از راه آزمایشهای خود در آن‌ها به نتایجی برسد، و عقل خویش را تربیّت کند و آن را بر راستی و سلامت و صبر بدارد، و همچنین آن را از خرافات آزاد سازد.120
4. قرآن از دیگر سو برای پیدایش نظامی برای زندگی تضمین کرده که این عقل بر راه مستقیم رود و درست بماند و آزاد باشد. گذشته از این قرآن عقل را آزاد گذاشته است که در دایره ویژه خود به کار و تلاش بپردازد و در پرتو آزمایشها به نتایج برسد.121
5. قرآن به سؤالی که از هلال ماهها شده بود پاسخ نداد چون با آن معلومات اندک هنوز توانایی درک آن را نداشتند و به هدف نزول هم فایدهای نمیرساند. ماده اصلی قرآن خود انسان و اندیشه و رفتار و پیوندهای او با هستی و آفریدگارش است. موضوع قرآن سترگتر از سایر دانشها است؛ زیرا انسان کاشف این علوم است و کاوش از خواص عقل انسان است. قرآن به چاره جویی بنیاد شخصیت و عقل و اندیشه انسان و بنیاد جامعه انسانی میپردازد. قرآن معیارهای اندیشیدن را به او میآموزد. در خمیره سرشت انسان آمادگی دریافت این علوم هست و قرآن میخواهد فطرتش را تصحیح کند تا منحرف نشود و سپس انسان با استفاده از این امکانات به خلافت الهی برسد. درست نیست چیزی به حقایق نهایی قرآن بیفزاییم. حتی درست نیست آنچه را که انسان حقایق علمی مینامد و از را تجربه قاطعانه –به نظر خودش- به آن دست یافته است، آمیخته حقایق نهایی قرآن سازیم. حقایق علمی که انسان به آن میرسد نهایی نیست و مقید به حدود تجارب و ابزار و شرایط آن است. آمیختن این دو به هم و حتی سنجیدن مسلمات قرآنی با کلیه یافتههای علم انسانی اشتباه است. خطای سنجیدن قرآن با فرضیهها که بسی روشنتر است.122
دکتر رضایی اصفهانی در نقد این دلیل میفرماید:
این دلیل يك استحسان است، زيرا ممكن است در يك تفسير قرآن، هم مطالب علمى آن بررسى شود و هم مقاصد عالى آن مانند هدايت، تربيت و …فراموش نشود و اگر يك نفر مفسّر، دچار خطا شد، دليل خطا بودن يك شيوه تفسيرى نيست، بلكه او افراط كرده است ولى تفسير علمى، به نحو معتدل و همراه با تفسيرهاى ديگر آيه، بلا اشكال است.123
سپس سيّد قطب در یک جمعبندی سه اشكال براى تفسير علمى ذكر مى‏كند و مى‏گويد که تفسير علمى يك خطاى روشن است كه سه مسئله را در پى دارد:
1. اين يك شکست درونی است كه گمان كنيم، قرآن تابع علم است و بايد قرآن به وسيله علوم تثبيت شود، در حالى‏كه علوم در معرض خطا و تغيير است. زیرا علم انسان مقید به محیط انسان و عقل و ابزارهای او است و اینها از نظر ماهیت، حقیقت مطلقی را نمیتواند ارائه دهد.
2. موجب مى‏شود در ذات قرآن و وظيفه آن برداشت بد شود. چرا که حقیقت مطلق آن ساخت وجودی انسان مطابق با سرشت انسان و قانون الهی است.
3. موجب تأويل آيات قرآن مى‏شود همراه با تكلّف میشود و شتابان نصوص قرآن را دنبالهرو فرضیهها و نظریههای انسانی میشود.124
سپس سیّد میگوید: «این سخنان به این معنی نیست که از آنچه علم درباره جهان و زندگی و انسان به دست آورده است و نظریّهها و حقایق علمی بدان رسیّده است استفاده نکنیم. خیر هرگز! این هدف گفتار ما نیست.»125
بعد سیّد قطب با توجه به آیه «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»126 به دو نوع تفسير و برداشت از آيات علمى قرآن مى‏پردازد و يك نوع را جايز و نوع ديگر را غير مجاز مى‏شمارد. ایشان مینویسد:
انطباق نظريه تكامل با آيه‏ «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ»‏127 غير جايز است و ممكن است، اين نظريه تغيير كند و نوع جايز آن تفسیر علمی آيه شريفه‏ «وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً»128 است كه براى هر چيزى مانند شكل زمين و فاصله آن از خورشيد، ماه، حجم خورشيد، ماه، سرعت حركت آن‌ها و نسبت‌هايى كه بين آن‌ها برقرار است، مقدار و تناسب دقيقى است كه نمى‏تواند تصادفى باشد و اين آيه را مى‏توان در مفهومش، توسعه داد و اشكالى ندارد.129
این مورد اخیر نشان میدهد که ایشان با تحمیل نظریههای علمی مخالف هستند و نه مطلق تفسیر علمی. ایشان استخدام علوم در تفسیر را میپذیرد.
کرم سیاوشی میگوید:
گرچه سیّد قطب در پارهای از موارد قاعده مرسوم و مورد نظر خویش را درباره طرح مباحث علمی رعایت ننموده و پا از آن فراتر نهاده است، لیکن او در ورای این تخلّف از تفصیل مباحث علمی و بسط گزارشهای تخصصی و تجربی در ذیل آیات، هدف ارزشمندی را دنبال نموده است. او همان گونه که خود اذعان نموده است با در پیش گرفتن این روش، در صدد بوده است با آن دسته از دانشمندان و عالمان علوم طبیعی و تجربی که با استناد به دستاوردها و یافتههای علمی به انکار بسیاری از حقایق دینی و وحیانی می‌پردازند، با زبان و بیان خود آن‌ها سخن گوید و با بهره جستن از استدلالهای علمی آنان را از مفتون شدن در برابر دستاوردها و نتایج علم بر حذر دارد و برای پذیرش اندیشهها و دیدگاه‌های قرآنی قانع و آماده سازد.130
1-15- منابع سیّد قطب در تفسیر علمی
برخی از منابعی که جناب سیّد قطب برای بیان مطالب علمی در تفسیر خویش از آن‌ها استفاده کرده است؛ عبارت است از: الإنسان بین المادیة و الإسلام از محمد قطب، الإعجاز العلمي في القرآن الكريم مع الله في السماء از دكتر احمد زكى، العلم یدعو إلی الإیمان از محمود صالح فلکی، عقائد المفکرین فی القرن العشرین از عقاد، الله و العلم الحدیث از عبد الرزاق نوفل.
البته برخلاف غنای همه این منابع و تجلیلی که علامه معرفت از برخی از آنها به عمل آورده است؛ این کتب منابع اصلی در موضوعات مربوطه نیست؛ بلکه این کتب ارزشمند تنها در ارتباط با سازگاری علم و دین نوشته شده است.
1-16- مهم‌ترین مباحث علمی علامه و سیّد قطب در تفسیر
مهم‌ترین موضوعات علمی که علامه و سیّد قطب درباره آنها بحث کردند و در این پایان‌نامه هم بررسی شده است، عبارتاند از:
گسترش آسمان‌ها، ستون‌های آسمان‌ها، آفرینش انسان، زوجیّت عمومی موجودات، اندازه زنی و هماهنگی موجودات، بهداشت پوششی و غذایی، نقش عسل در درمان بیماریها، تنگی نفس در ارتفاع، نقش بادها در نزول باران و گردهافشانی گیاهان. تربیّت هدف بعثت، امر به معروف، زمینه اصلاح عمومی و فرمانروایی، آزادی حقوقی، قانون‌گذاری، اصل مشورت در حکومت و ربا.
از جمله موضوعات مهم دیگر ایشان که در این پایان‌نامه به علت محدودیت حجم پایان‌نامه ، محدودیت بحث ایشان در برخی موارد، بحث نشدن یکی از موضوعات در تفسیر علمی توسط یکی از آن دو دانشمند معظّم یا وجود دلایل دیگر، در این پایان‌نامه عنوان نشده است، عبارتاند از:
آب منشأ حیات در زمین و نقد نظریه تکامل در ارتباط با آن131، تقویت مقاومت آهن132، حرکت زمین133، هفت آسمان و زمین134، حکمت خدا در تعلیق روزه به هنگام سفر و مرض135، آفرینش انسان و نقد نظریه تکامل در ارتباط با آن136، ایجاد آتش از درخت سبز137، شکافته شدن زمین با رویش138، نقش وراثت در انتقال صفات روحانی و اخلاقی139، ارتباط نزول تدریجی قرآن با زمانبری تربیّت.140 حریّت و مساوات اسلام در مبارزه با بردهداری141، مالکیّت زمین142.

1-17- نتیجه‌گیری کلّی بخش اول

در این بخش روشن شد که تفسیر زدودن ابهام از چهره تفسیر و بیان ماحصل تفکّر مفسّر است. علم نیز علوم تجربی و انسانی را در بر میگیرد و تفسیر علمی زدودن ابهام از چهره آیات دربردارنده این علوم است. علامه معرفت قرآن را حاوی اشارات گذرا به طبیعت میداند که عالمان با تفسیر علمی پی به اسرار آن میبرند و آن را در اثبات اعجاز مؤثّر میداند. سیّد قطب علی رغم مخالفت با تفسیر علمی محض، تفسیر علمی را برای توسعه در مفاهیم قرآنی میپذیرد. هر دو بزرگوار از جمله کسانی هستند که علوم را به استخدام تفسیر در آوردند و از تحمیل پرهیز نمودند. علامه اشکال وجود همه علوم را در قرآن با توجّه به آیات مربوطه پاسخ میگویند که یا ناظر به وجود همه علوم ضروری برای رشد و هدایت است و یا وجود همه علوم در علم خداوندی است. علامه معرفت بین نسبت دادن قطعی و احتمالی و سیّد قطب بین استفاده از علوم و تحمیل علوم تفصیل قائل هستند. هر دو بزرگوار منابع علمی خود را معرّفی کردند و نسبتاً از منابع خوبی استفاده نمودند.

بخش دوّم

نمونه‌های تفسیر علمی در علوم طبیعی

مقدّمه

در این بخش به معرّفی نمونه‌هایی از تفسیر علمی آیت الله معرفت و جناب سیّد قطب میپردازیم. در این فصل موضوعهای مختلفی مطرح میشود که ذیل هر یک به آیات اصلی بحث، لغات کلیدی آن‌ها و نکات تفسیری و علمی و بیان نظر علامه معرفت و سیّد قطب و مقایسه نظرات آن‌ها میپردازیم.

2-1. قرآن و کیهان‌شناسی

یکی از موضوعات جذّاب علمی از همان ابتدا برای بشر موضوع آسمان و ستارگان بوده است. کیهان‌شناسی علمی است که دانشمندان در آن به این موضوعات و مسائل مربوط به آن میپردازند.
2-1-1. گسترش آسمان
برخی از نظرات دانشمندان ناظر به گسترش آسمان‌ها است به این معنا که به تدریج مجموعه کهکشان‌ها آسمانی از یکدیگر فاصله میگیرند و آسمان گسترش مییابد. آیهای در قرآن هست که ممکن است مؤیّد این نظر باشد. مطابق این آیه آسمان در حال گسترش است؛ اما معنای آسمان نیاز به بررسی دارد. دیدگاه علامه معرفت و سیّد قطب در این زمینه چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد؟
2-1-1-1. آیه
«وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ؛143 و آسمان را با قدرت بنايش كرديم، و قطعاً ما گسترش دهنده هستيم.»
2-1-1-2. مفهوم شناسی
در این قسمت به معنا شناسی کلمات کلیدی آیه میپردازیم.
2-1-1-2-1- سماء
راغب اصفهانی در بیان معنای واژه سماء میفرماید: «سَمَاء هر چیزی، چیز بالاتر از آن است. سماء در مقابل زمین مؤنث است و گاهی مذکر میشود و برای مفرد و جمع به کار میرود و گاهی در جمع آن سماوات گفته میشود.»144
پس سماء زمین معادل واژه آسمان در فارسی است. هر چیزی که بالاتر از زمین به حساب آید اعم از ماه و خورشید و ستارههایی که میبینیم یا ستارهها و کهکشانهایی که نمیبینیم همه زیر مجموعه آسمان است. سماء

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد تفسیر علمی، زبان قرآن، تناسب آیات، دانشگاه تهران Next Entries منابع پایان نامه درمورد علامه طباطبایی، مفهوم شناسی