منابع پایان نامه درمورد تاریخ صدر اسلام، آیات و روایات، مسجد الحرام

دانلود پایان نامه ارشد

لم تجد أعوانا فاصبر و کفّ یدک و لا تلق بها إلی التهلکة، فإنّک منّی بمنزلة هارون من موسی.124
برادرم! تو پس از من، خواهی ماند و از اتحاد قریش بر ضد خودت و ظلمی که نسبت به تو روا می‌دارند، سختی خواهی دید. پس اگر یارانی در برابر آنان یافتی، با آن‌ها جهاد کن و به واسطه‌ی موافقانت، با مخالفان خود بجنگ. اما اگر یاری نیافتی، صبر کن و دست نگه‌دار و خود را به هلاکت نیانداز؛ چرا که منزلت تو نسبت به من، همان منزلت هارون نسبت به موسی است.
بنی اسرائیل در غیاب حضرت موسی خلافت هارون را نادیده گرفتند و نهایتاً گوساله‌پرست شدند. مسلمانان نیز پس از رسول خدا خلافت امیرالمؤمنین را نپذیرفتند و تسلیم امر رسول خدا نشدند. لذا رسول اکرم در این حدیث از نافرمانی مردم خبر می‌دهد و به امیرالمؤمنین می‌فرماید: «چنان که بنی اسرائیل خلافت هارون را نادیده گرفته، در مقابل امر الهی از سوی پیامبرشان طغیان کردند؛ مسلمانان نیز پس از من، امر خدا و خلافت تو را نخواهند پذیرفت.» رسول خدا مخالفان را به سامری و گوساله همانند دانسته، به امیرالمؤمنین توصیه کردند که در صورت نداشتن یاری‌کننده، صبر پیشه کند. این حدیث، هم‌چنین اثبات می‌کند که امیرالمؤمنین نه فقط در حیات رسول خدا و در غیاب ایشان، بلکه پس از رحلت خاتم الأنبیاء نیز خلیفه‌ی ایشان است. هارون، خلیفه و جانشین موسی در میان امتش بود. امیرالمؤمنین نیزز خلیفه و جانشین رسول خدا است و تمام وظایف، شئون و اموری که هارون نسبت به موسی داشت و همه‌ی اموری که از ناحیه‌ی امت موسی بر هارون وارد گردید، در مورد امیرالمؤمنین نیز جریان دارد.
2) شراکت در امر
یکی دیگر از مقامات هارون این است که موسی از خداوند خواست که هارون را شریک او در کارهایش گرداند. یعنی هارون در تمامی مسئولیت‌هایی که به عهده‌ی جناب موسی نهاده شده بود، شریک بوده و در تمام مناصب و مقام‌هایی که به او داده شده است، شریک خواهد بود.
به مقتضای این حدیث، این مقام برای امیر مؤمنان ثابت خواهد شد. یکی از مسئولیت‌های پیامبر خدا تعلیم و تفسیر قرآن بود. آن‌جا که می‌فرماید: «و ما بر تو قرآن را نازل کردیم تا آن‌چه را که به سوی مردم نازل شده است، برای آنان روشن سازی، شاید که بیندیشید.»125
هم‌چنین به آن حضرت، حکمت عطا شده است، آن‌جا که می‌خوانیم: «و خدا کتاب و حکمت را بر تو نازل فرمود.»126 باز از شئون آن حضرت، این است که در اختلافات بین مردم، مرجع مردم بوده است. قرآن می‌فرماید: «تا آن‌چه را که در آن اختلاف می‌کردند، برای آنان روشن سازد.»127
از طرفی پیامبر خدا بر مردم از خودشان سزاوارتر و حکمتش نافذتر است. آن‌جا که قرآن می‌فرماید: «پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان اولی و سزاوارتر است.»128
امام علی در تمامی مناصب و مقام‌هایی که قرآن برای حضرت رسول اکرم اثبات می‌کند، شریک است و ایشان نیز آن مقام‌ها را دارا هستند.
نکته‌ی دیگر این که بر اساس آیه‌ی مباهله که پیامبر امام علی را نفس و جان خود معرفی می‌کند، ایشان نفس پیامبر هستند و در تمامی حالات و کمالات و مقامات، به غیر از نبوت با پیامبر شریک هستند. ضمناً از این حدیث شریف، می‌توان دریافت که اگر قرار بود پس از رسول گرامی اسلام حضرت محمد پیامبری بیاید، حضرت علی بود، نه اشخاص دیگری که در برخی کتب اهل سنت نقل شده است.
و نیز می‌توان دریافت که همان‌گونه که وقتی حضرت موسی چهل روز به کوه طور رفت و در این مدت کم، مردم از دین خود برگشتند و گوساله‌پرست شدند؛ در مورد پیامبر و حضرت علی هم، همین اتفاق افتاد. یعنی چند روز پس از رحلت رسول الله مردم از ولایت امیرالمؤمنین روی برگرداندند و به گذشته‌ی خود و به زمان جاهلیت بازگشتند.
3) وزارت
یکی دیگر از مقاماتی که برای حضرت علی ثابت می‌شود، مقام وزارت است. وزیر، کسی است که امیر را در انجام امور، یاری می‌کند و بار سنگین مسئولیتی را که امیر دارد و بر دوش می‌کشد، و متصدی انجام آن می‌شود و هارون در زمان حضرت موسی همین مقام را داشته. چنان‌چه در آیه‌ی 29 سوره‌ی طه آمده که قبلاً به آن اشاره شد. این مقام هم طبق آیات و روایات برای امام علی اثبات می‌شود که یکی از آن روایات، حدیث «یوم الدار» است که دلیلی دیگر بر خلافت و جانشینی و وزارت علی پس از پیامبر است.
ماجرای یوم الدار از این قرار است که پیغمبر اکرم پس از مبعوث شدن به رسالت، تا سه سال دعوت خود را آشکار نکردند و فقط در مسجد الحرام نماز می‌خواندند و عبادت می‌کردند. امیرالمؤمنین و حضرت خدیجه نیز به ایشان اقتدا می‌کردند. هم‌چنین آن حضرت با کسانی که در کنار ایشان می‌نشستند، درباره‌ی این‌که من خدای یگانه را می‌پرستم و به رسالت مبعوث شده‌ام، به گفت‌وگو می‌پرداختند.
از سال دوم، دستور داده شد که «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ»129
از طرف خداوند به پیامبر فرمان داده شد که باید دعوت خود را به طور علنی مطرح کنی و به صورت رسمی در میان مردم حاضر شوی. آن‌ها را به توحید دعوت کرده، با بت‌پرستی، مبارزه کنی و این کا را باید از خانواده و خویشان خود شروع کنی: «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ»130
روایات متعددی از شیعه و سنی نقل شده است که پس از نزول این آیات، پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین فرمود: غذایی فراهم کن و فامیل نزدیک را به مهمانی دعوت کن. امیرالمؤمنین غذا را تهیه کرد و عموها، عموزاده‌ها و اقوام را برای مهمانی به خانه‌ی پیغمبر اکرم دعوت نمود. آن‌ها نیز آمدند. آن‌ها تا جایی که می‌توانستند غذا و شربت خوردند و سیر شدند. اما با وجود این‌که فقط یک غذا و شربت بر سفره بود، غذا کم نیامد. ابولهب با دیدن این جریان گفت: برادر زاده‌ی من عجب سحری کرد. پیامبر از این حرف ناراحت شدند اما سخنی به زبان نیاوردند و میهمانان رفتند.
پیامبر مجدداً به حضرت علی دستور دادند که همان غذا را آماده کن و آن‌ها را دعوت کن. ماجرا به همان صورت تکرار شد. این بار بعد از تمام شدن غذا، پیامبر مطلب خود را با آنان در میان گذاشتند. در روایات این‌گونه نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «آیا تاکنون کسی از من، دروغی شنیده و یا خیانتی دیده است؟» و پس از بیان برخی مقدمات، فرمودند: «خدا مرا به رسالت مبعوث مرده است تا شما را به پرستش خدای یگانه دعوت کنم. اولین کسی که مرا تصدیق کند، وزیر، برادر، وصی و خلیفه‌ی من خواهد بود.» افراد حاضر در آن مجلس با تعجب به یکدیگر نگاه کردند، اما هیچ‌یک از آن‌ها به پیامبر ایمان نیاورد. امیرالمؤمنین که در آن زمان، سیزده ساله بود، برخاستند و گفتند: «یا رسول الله، من شهادت می‌دهم که شما رسول خدا هستی و آن‌چه فرمودید، حق است.» طبق برخی نقل‌ها، پیامبر تا سه بار دعوت خود را تکرار کردند و در هر بار، تنها امیرالمؤمنین حاضر به پذیرش دعوت آن حضرت شد. از این‌رو پیامبر خطاب به حاضران فرمودند: «إن هذا إخی و وصیی و وزیری و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و أطیعوا»131 (این برادر من، وزیر من و خلیفه‌ی من در میان شماست. پس سخن او را پذیرفته و از او اطاعت کنید.)
این روایت را علمای اهل تسنن با سند متواتر نقل کرده‌اند.132 در روایت دیگری به همین مضمون، پیامبر اکرم در ادامه‌ی سخن خود، در مورد حضرت علی می‌فرمایند: «یکون منی بمنزلة هارون من موسی»133
بنابراین، همان‌طور که مشاهده می‌کنید، در آغاز دعوت علنی پیامبر با اعلان رسالت، خلافت و وزارت حضرت علی نیز اعلام می‌شود و این‌گونه نبوده که این امر در سال آخر زندگی پیامبر و در روز غدیر تعییت شود. از همان روزی که دعوت علنی حضرت رسول آغاز شد، خلافت و وزارت امام علی نیز شروع شد.
4) اصلاح امر
همان‌طور که حضرت موسی به خداوند عرضه داشت: «وَقَالَ مُوسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ»134 (و موسی به برادرش هارون گفت: در قوم من جانشیتن من باش و امور آنان را اصلاح کن) اصلاح امور امت خود را به برادرش هارون سپرد، در امت حضرت رسول اکرم به قرینه‌ی حدیث منزلت، اصلاح و سامان‌دهی امور به امام علی سپرده شده است.
در جریان جنگ تبوک از جهات مختلف، مخصوصاً طولانی شدن عدم حضور پیامبر انجام شد، تفاوت می‌کرد و احتمال کودتای منافقین مدینه و توطئه‌ی دشمنان خارج از مدینه نیز می‌رفت. بدین جهت باید در غیاب پیامبر اسلام قوی‌ترین فرد از مسلمانان جایگزین آن حضرت شود و پایتخت اسلام را در برابر توطئه‌های احتمالی حفظ کند و اصلاح و ساماندهی امور را به دست بگیرد و آن شخص جز علی کسی نبود.
5) اخوت و برادری
از آن‌جایی که برادری هارون با موسی نسبی بود و پیامبر اسلام می‌خواست تمامی مقامات هارون، نسبت به حضرت موسی در حق امیرالمؤمنین تحقق یابد، با امیرالمؤمنین عقد اخوت بست و او را برادر خود در دنیا و آخرت خطاب کرد. چنان‌که حاکم نیشابوری و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت نقل کرده‌اند:
عبدالله بن عمر گفت: چون پیغمبر به مدینه وارد شد، بین اصحاب، اخوت و برادری برقرار کرد. پس علی با چشم گریان آمد و گفت یا رسول الله، اصحابت را برادر کردی و مرا با کسی برادر نکردی، فرمود: یا علی، تو در دنیا و آخرت، برادر منی.135
6) مقام پشتیبانی
حضرت موسی از خداوند درخواست کرد که پشت او را به هارون محکم کند. به مقتضای این حدیث، مقام پشتیبانی از حضرت خاتم برای امیرالمؤمنین ثابت می‌شود که در تاریخ صدر اسلام، گواه صدر این ویژگی‌ها است که چند نمونه را یادآوری می‌کنیم.
1-6. جنگ احد
تاریخ‌نویسان نقل می‌کنند: پیامبر اکرم موقعی که در جنگ احد، پیروزی مسلمانان (بر اثر سرگرم شدن مأموران گذرگاه احد به جمع غنائم) تبدیل به شکست شد و دشمنان فراری هم برگشتند و نخستین هدف خویش را پیامبر قرار دادند، تنها امیر مؤمنان بود که به پیامبر و سلامت او می‌اندیشید. با کمک چند نفر امثال ابودجانه و سهیل بن حنیف به دقاع از جان شریف پیامبر پرداختند و حمزه هم مشغول کشتار و در هم کوبیدن هجوم مشرکین شد. اما دیگران، همه فرار کردند و از جمله فراریان، ابوبکر و عمر و عثمان بودند.136
آری در حالی که نامبردگان، با عده‌ای دیگر در پناه سنگی بر بلندی کوه خزیده و می‌گفتند: ای کاش کسی به نمایندگی ما نزد عبدالله بن ابی می‌رفت تا برای ما از ابوسفیان امان گیرد. ای مردم، محمد را کشتند و باید همگان به جانب قوم خود برگردید، پیش از آن‌که آن‌ها بیایند و شما را بکشند؛ امیر مؤمنان از هر سو حمله و هجوم به پیامبر را دفع و هجوم‌آوران را تار و مار می‌کرد و در این حال بسان کبد شتر، از بدنش خون می‌ریخت.137
2-6. جنگ احزاب
هنگامی که قهرمان بزرگ عرب، عمر و عبدود، موفق به عبور از خندق شد، با صدای بلند، مبارز طلبید. هیچ کس جز علی به او پاسخ مثبت نداد. این جریان سه بار تکرار شد و در هر دفعه، جز علی کسی برنخاست.
هنگامی که امام علی مقابل عمرو بن عبدود قرار گرفت، پیامبر فرمود: «برز الإیمان کله إلی الشرک کله» (تمامی ایمان با تمامی شرک روبه‌رو شدند.) «إلهی إن شئت أن لا تعبد فلا تعبد» (خدایا، اگر نمی‌خواهی پرستش شوی، چنان که پرستش نشوی) یعنی اگر علی کشته شود، مشرکین جزأت پیدا خواهند کرد و مرا و کلیه‌ی مسلمانان را می‌کشند و بالنتیجه، اسلام و ایمانی باقی نخواهد ماند.
و آن حضرت درباره‌ی مجاهدت کردن امیر مؤمنان در روز خندق، فرمود: «ضربة علی بوم الخندق أفضل من عبادة الثقیلن» (شمشیر زدن علی در روز خندق بر عمر بن عبدود، افضل و بهتر بود از عبادت جن و انس).138
3 -6. جنگ خیبر
به شرحی که تاریخ‌نگاران آورده‌اند، با برپایی جنگ خیبر و اقدام پیامبر به قیام علیه یهود، حضرتش هر روز فرماندهی نبرد را به یکی از مسلمین می‌داد، اما شکست‌خورده برمی‌گشت.139
بدین ترتیب، هر بار که پیامبر پرچم را به کسی می‌داد، بی آن‌که کاری از پیش برد، بازمی‌گشت؛ تا آن‌که بالاخره توان مسلمانان رو به کاهش نهاد و بیش‌تر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد جانشینی پیامبر، علی بن الحسین، تاریخ اسلام Next Entries منابع پایان نامه درمورد زین العابدین، نقش اجتماعی، آرامش خاطر