منابع پایان نامه درمورد بازار کار، اقتصاد بازار، سازمان ملل، اقتصاد باز

دانلود پایان نامه ارشد

افزايش بيکاري مي‌شود و در بلندمدت نرخ بيکاري را به طور مؤثري کاهش مي‌دهد و اين با مطالعه دقيق جهاني‌شدن اقتصاد و بازار کار در ايران ميسر است. براي اين منظور ابتدا بايد مباني نظري تحقيق، مطالعه و بررسي شود و سپس رابطه‌ي بين جهاني‌شدن اقتصاد و نرخ بيکاري در ايران، از طريق ابزار مناسب مشخص گردد. و لذا بايد از طريق يک شاخص مناسب (مانند نسبت تجارت به GDP، سهم مصنوعات از صادرات و نسبت FDI به GDP) سعي در اندازه‌گيري کمي جهاني‌شدن اقتصاد کرد.
شبکه‌هاي عصبي مصنوعي در مدل‌سازي پديده‌هاي گوناگون، کاربرد گسترده‌اي يافته‌اند. قدرت واقعي شبکه‌هاي عصبي، توان آموزش‌پذيري آنها است. به اين مفهوم که اين شبکه‌ها قادرند تا از روي الگوهاي آموزشي(ورودي‌ها و خروجي‌هاي متناسب) با استفاده از الگوريتم‌هاي مختلف آموزش، رابطه‌ي بين متغيرهاي مختلف را شناسايي نمايند. رهيافت شبکه‌هاي عصبي به عنوان روش داده‌محور و بدون در نظر گرفتن فرضيات موجود در روش‌هاي مدل‌گرا، چشم‌انداز نويني در جهت تقريب توابع پيچيده مي‌باشند.

با توجه به مباحث بيان شده و نيز اهميت مباحث جهاني‌شدن و بيکاري، اين تحقيق در پي مطاله و پيش‌بيني اثر جهاني‌شدن بر سطح اشتغال در اقتصاد ايران با استفاده از ابزار شبکه‌هاي عصبي مصنوعي است.
سوال اصلي تحقيق
آيا بازتر شدن اقتصاد ايران منجر به افزايش سطح اشتغال مي‌شود؟
ضرورت انجام تحقيق
با توجه به اينکه جهاني‌شدن فرآيندي اجتناب ناپذير است و اثر خود را بر روي متغير‌هاي اقتصادي، از جمله سطح اشتغال به جا مي‌گذارد، لزوم استفاده از ابزارهاي دقيق تر براي پيش‌بيني اين تأثير، آشکار است. مطالعات قبلي صورت گرفته در ايران بر پايه‌ي ابزارهاي کلاسيک بوده است و اين در حالي است که شبکه‌هاي عصبي مصنوعي براي مدل‌هاي غير‌خطي توان بالا‌تري دارد.
فرضيه تحقيق
بازتر شدن اقتصاد به افزايش سطح اشتغال در ايران مي‌انجامد.
اهداف اساسي تحقيق
پيش‌بيني تأثير جهاني‌شدن بر سطح اشتغال در ايران با استفاده از روش شبکه‌هاي عصبي.
انواع مختلفي از شبکه‌هاي عصبي وجود دارد که با توجه به اهداف تحقيق مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند که در اين تحقيق از شبکه‌ي عصبي چند لايه پيش‌خور استفاده مي‌شود. شبکه‌ي عصبي چند لايه پيش‌خور مثالي از شبکه‌ي عصبي آموزش داده شده با استفاده از ناظر است.
روش و ابزار گردآوري اطلاعات
داده‌هاي مورد استفاده در اين تحقيق از درگاه ملي آمار و سايت رسمي بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران استخراج مي‌شود.آمار مربوط به اشتغال بر اساس تعريف بانک مرکزي مي‌باشد.
قلمرو تحقيق
قلمرو مکاني اين مطالعه کشور ايران است و داده‌هاي سري زماني موجود سال‌هاي 1386-1338 است.
جامعه و نمونه‌ي آماري
جامعه و نمونه آماري کل اقتصاد ايران است.
روش تجزيه و تحليل اطلاعات
در اين تحقيق از تکنيک اقتصاد سنجي و شبکه‌هاي عصبي مصنوعي ( به کمک نرم افزارهاي موجود) استفاده مي‌شود. انواع مختلفي از شبکه‌هاي عصبي وجود دارد که با توجه به اهداف تحقيق مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند که در اين تحقيق از شبکه‌ي عصبي چند لايه پيش‌خور استفاده مي‌شود. شبکه‌ي عصبي چند لايه پيش‌خور مثالي از شبکه‌ي عصبي آموزش داده شده با استفاده از ناظر است

واژگان کليدي
جهاني‌شدن اقتصاد: در حوزه‌ي اقتصاد جهاني‌شدن عبارت است از يکپارچگي و ادغام اقتصادهاي ملي با گسترش تجارت و اقتصاد بازار آزاد(کلباسي، جلايي 1381).
سطح اشتغال: تعداد افراد فعال(10 ساله و بيشتر) که طبق تعريف و آمار بانک مرکزي شاغل باشند. توضيح اين‌که شايد استناد به اين آمارها کاملاً منطقي نباشد ولي در ايران و هيچ جاي دنيا راهي بجز استناد به اين آمارها نيست.
شاخص باز بودن اقتصاد: شاخص‌هاي متفاوتي براي کمي کردن شدت جهاني‌شدن وجود دارند که در ايران با توجه به محدوديت‌هاي آماري از جمله عدم دسترسي به آمار و اطلاعات، بهتر است از مجموع صادرات و واردات به توليد استفاده شود(طيب نيا، زنديه 1387).
شبکه‌هاي عصبي مصنوعي: تکنيک‌هاي محاسباتي يادگير هستند که به کمک آنها مي‌توان يک نگاشت خاص را تقريب زد و يا داده‌هاي مختلفي را دسته بندي کرد(قزل اياغ1 و لي2، 2005).
ادبيات تحقيق و مباني نظري

مقدمه
در اين فصل ابتدا مختصراً به بررسي شاخص‌هاي جهاني‌شدن و انتخاب شاخص مناسب پرداخته مي‌شود و سپس مروري بر مطالعات داخلي و خارجي مرتبط با موضوع و روش تحقيق به کار رفته، خواهد شد. شاخص‌هاي جهاني‌شدن براي هر اقتصاد، در واقع ابزارهاي کمي کردن ميزان باز بودن آن اقتصاد است. جايگاه ايران از لحاظ بازبودن اقتصادي در سال‌هاي مختلف چندان رضايت بخش نمي‌باشد.
شاخص‌هاي جهاني‌شدن اقتصاد
جهاني‌‌شدن اشاره به تحولاتي دارد که مرزهاي سياسي و اقتصادي را کم‌رنگ و ارتباط جوامع و عقايد متفاوت را بيشتر مي‌کند. جهاني‌شدن پديده‌اي چند بعدي است که در مسائل اجتماعي، اقتصادي، حقوقي، فرهنگي، مذهبي، سياسي، تکنولوژي و ادبيات قابل بررسي و تحليل است. اين بررسي بر جهاني‌شدن اقتصاد تمرکز دارد. براي درک کمي و مقايسه‌اي فرآيند جهاني‌شدن شاخص‌هايي وجود دارند که به چند مورد اشاره مي‌شود.
شاخص مجله‌ي سياست خارجي3
جدول زير متغيرها و زير شاخص‌هاي اين شاخص را نشان داده است.
جدول ‏21- متغيرها و زيرشاخص‌هاي حوزه‌هاي مطالعاتي مجله‌ي سياست خارجي
متغيرها
زير شاخص‌ها
حوزه‌هاي مطالعاتي
تجارت
يکپارچگي اقتصادي
اقتصادي
سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي

توريسم و سفرهاي خارجي
ارتباطات فردي
فردي
ترافيک تلفن‌هاي بين‌المللي

مبادلات پولي برون ‌مرزي

تعداد کاربران اينترنت
ارتباطات تکنولوژيکي
تکنولوژي

تعداد ميزبانان اينترنت

سرورهاي امن اينترنت

عضويت در سازمان‌هاي بين‌المللي
تعهدات سياسي
سياسي
تعداد معاملات بين‌المللي

مشارکت‌هاي مالي و انساني در ماموريت هاي حفاظت از صلح سازمان ملل

مبادلات پولي دولت

مأخذ: (www.Foreignpolicy.com)
اين شاخص ساليانه‌‌ در بين 72 کشور که 98 درصد جمعيت جهان و 97 درصد توليد ناخالص داخلي سراسر جهان را دارند، محاسبه و بر اساس 12 متغير به چهار زيرشاخص تقسيم مي‌شود. اين شاخص، يکپارچگي اقتصادي را با متغيرهاي تجارت و سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي اندازه‌گيري مي‌کند. اطلاعات مورد نياز براي متغيرهاي مورد نظر جمع‌آوري و نتايج ارائه مي‌شوند. ايراداتي بر اين شاخص وارد شده ‌است،که از جمله‌ي آن‌ها مقايسه‌ي کشورهاي جهان با يکديگر است چرا که هر کدام از اين کشورها در مرحله‌ي خاصي از توسعه مي‌باشند(ايماني راد و ميرزائي ، 1387).
شاخص سطح تجارت بين الملل4
اين شاخص نشان دهنده‌ي وسعت ارتباط بين‌المللي براي يک بخش خاص است و به صورت زير تعريف مي‌شود.
(‏21)
LIT_t=(X_t+ M_t)/(Y_t+M_t-X_t )
در رابطه‌ي بالا X_t ،M_(t ) و Y_t به ترتيب صادرات، واردات و توليد در بخش مربوطه مي‌باشند. 〖LIT〗_(t ) کمتر نشان مي‌دهد که بخش مورد نظر با توجه به سطح توليد خود کمتر در تجارت شرکت مي‌کند. اين شاخص اگر چه مناسب است، اما شرط لازم جهاني‌شدن را نشان مي‌دهد و شرط کافي براي اندازه‌گيري جهاني‌شدن اقتصاد نيست(کلباسي، جلائي 1381).
شاخص ادغام تجارت بين‌الملل5
(‏22)
〖IIT〗_t=1-[( |M_t-X_t |)/(X_t+M_t )]

شاخص 〖IIT〗_t نشان‌دهنده‌ي تجارت درون صنعت و تجارت درون بخشي است. مقدار اين شاخص بين صفر و يک مي‌باشد که صفر نشان‌دهنده‌ي عدم وجود تجارت درون بخشي و يک بيان‌گر تجارت کامل درون بخشي است(کلباسي، جلائي 1381).
جهت مشاهده‌ي وضعيت دو شاخص قبلي ذکرشده نمودار زير را مشاهده کنيد.
شکل ‏21 تغييرات دو شاخص 〖LIT〗_(t ) و 〖IIT〗_t را دوره‌ي زماني 1381-1338
ماًخذ: صامتي، جلائي و صادقي( 1383)
ديگر شاخص‌ها
همچنين براي محاسبه‌ي نرخ يکپارچگي کشورها در اقتصاد جهاني از شاخص‌هايي چون نسبت صادرات به توليد ناخالص داخلي(GDP)، نسبت واردات به GDP ، نسبت تجارت به GDP و نسبت سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي به GDP و سهم مصنوعات از صادرات و شاخص دسترسي به بازارهاي بين‌المللي سرمايه استفاده مي‌شود. شاخص بازبودن تجاري6 (TOI) موسسه‌ي فريزر7 نيز هر چند سال منتشر مي‌شوند.
از ميان شاخص‌هاي باز بودن تجاري برخي تنها مختص مطالعات بين کشوري است و برخي تنها کاهش موانع بر روي صادرات را مورد توجه قرار مي‌دهند که براي مطالعه‌ي کشورهاي جهان سوم مناسب نيستند، زيرا در اين کشورها مفهوم باز و بسته بودن تجاري در رابطه با رفع موانع بر سر راه واردات کالاها و خدمات است و نه صادرات و اقتصادهاي بسته‌تر، با اتخاذ سياست‌هاي حمايت، موانع بيشتري را بر سر راه واردات قرار مي‌دهند. با توجه به موارد ياد شده و محدوديت‌هاي آماري از قبيل عدم دسترسي به آمار و اطلاعات به صورت سري زماني، به نظر مي‌رسد مناسب‌ترين شاخص براي کمي کردن شدت جهاني‌شدن اقتصاد در ايران نسبت تجارت به توليد(رابطه‌ي 2-3) باشد.
(‏23)
(EX+IM)/GDP

شکل ‏22-ميزان آزادي اقتصادي در سال‌هاي اخير بر اساس نسبت مجموع صادرات و واردات به GDP.
مأخذ: محاسبات تحقيق
مزيت اين شاخص، سادگي آن و در اختيار بودن داده‌هاي لازم براي کشورهاي مختلف در مطالعات بين‌ کشوري و سري زماني است. اين شاخص داراي ايراداتي است از جمله‌ اين‌که نماينده‌ي ناقصي براي سياست تجاري اتخاذ شده است، زيرا علاوه بر سياست‌هاي تجاري، عوامل ديگري چون مساحت کشور، موجودي منابع و نهاده‌ها، فاصله‌ي کشور تا بازار جهاني و موارد ديگر بر سطح تجارت هر کشور و در نتيجه بر شاخص شدت تجارت اثر مي‌گذارد(طيب نيا، زنديه 1387).
مطالعات داخلي جهاني‌شدن
تقوي(1381) در”جهاني‌شدن و چالش‌هاي پيش رو”، جهاني‌شدن را باعث افزايش قدرت سرمايه، کاهش کنترل دولت و قدرت چانه‌زني نيروي کار و در نتيجه کاهش دستمزدها و افزايش نرخ بيکاري در اقتصاد مي‌داند. مطالعه‌ي شاخص‌هاي جهاني‌شدن و موقعيت ايران و ارائه‌ي شاخص‌هاي ترکيبي و غيرترکيبي جهاني شدن، توسط يداله دادگر و ناجي ميداني(1382)، بهره گيري از تجربيات کشورهايي مثل چين و آسياي شرقي را راه مقابله‌ي صحيح با اين امر در راستاي جلوگيري از بيکاري مي‌داند.
رمضانپور(1383) در پژوهشي با عنوان “جهاني‌شدن اقتصاد و اثرات آن روي اشتغال” به تحليل رابطه‌ي جهاني‌شدن اقتصاد و سطح اشتغال در 18 کشور در طي يک دوره زماني(2000-1980) از طريق ابزار همبستگي و آماره t پرداخته است. در مطالعه انفرادي کشورها ضريب همبستگي براي برخي کشورها علامت مثبت و براي برخي کشورها علامت منفي بدست آمده است. در مطالعه همزمان کشورها، از طريق ميانگين سري زماني شاخص‌هاي جهاني‌شدن و نرخ بيکاري، علامت ضريب همبستگي منفي بوده است. در قالب مقاله مذکور جهاني‌شدن اقتصاد در بلندمدت داراي تأثير مثبت معني داري بر بازار کار و سطح اشتغال است. دادگر و نديري (1384) در مقاله‌اي ديگر با عنوان “ارزيابي تأثير جهاني‌شدن تجارت بر اشتغال بخش صنعت در ايران” به بررسي رابطه جهاني‌شدن با اشتغال صنعتي در يک دوره 29 ساله (1380-1352) پرداخته‌اند که نتايج آزمون‌هاي صورت گرفته حاکي از تأثير منفي جهاني‌شدن بر اشتغال زايي کل صنعت – صنايع واردات رقابتي و صنايع صادرات محور- است.
با مطالعه تأثير جهاني‌شدن اقتصاد بر بازار کار کشورها، به ويژه در کشورهاي در حال توسعه از جمله کشورهاي ترکيه، هند، شيلي و مکزيک و استفاده از نتايج آزمون اقتصادسنجي در ايران، تأثير منفي جهاني‌شدن بر اشتغال در بعضي از گروه‌ها مشخص شده ‌است و استفاده از مزيت‌هاي نسبي موجود، سعي در خلق مزيت‌هاي اقتصادي جديد، تجربه‌ي ساير کشورها و رقابتي تر کردن صنايع براي حضور مداوم در عرصه اقتصاد جهاني ضروري است(دادگر، نديري 1385).
نتيجه‌ي مطالعه‌ي بابازاده و همکاران(1386) بيان کننده‌ي اثر مثبت آزادسازي تجاري ب

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد عوامل بازدارنده، بهره بردار، نفت و گاز، بازار کار Next Entries منابع پایان نامه درمورد نرخ بهره، مبانی نظری، مقدار خطا