منابع پایان نامه درمورد ایفای نقش، ناسازگاری، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه ارشد

مینویسد: «کیست که نداند تعارض زوجین مستقیماً یا غیر مستقیم منجر به بزهکاری میشود.فردی که تحت تأثیر چنین تعارضی قرار میگیرد به سوی جرایم گوناگون سوق داده میشود. وجدان اخلاقی یا فراخورد یا من برتر فرزند، به شدت تحت تأثیر شخصیت والدین است.کانون نامنظم یا غیر متحد که در آن اتفاق وتوافق والدین حکومت ندارد، مولد اختلالها یا دگرگونیها و نابهنجاری تقریباً غیرقابل درمان برای کسی که کم سن است
و عواقب شوم آن در بزرگسالی نیز محسوس است، خواهد بود. 73
اثر شوم تعارض وعدم توافق بین پدر و مادر بر روی فرزندان، احتیاج به بسط و تفسیر دارد. طرز رفتار عاطفی خانواده، فوقالعاده دارای اهمیت است. کودک به دلیل نزاعهای مکرر ، شدیداً آزرده و طرد و تحقیر میشود. 74چه بسا فرد تحت تأثیر خواستههای کودک که برگرفته از احساس حقارت شدید است، مرتکب اعمال نابهنجار و بزهکارانه خواهد شد.. به علت محدودیتهای کمتر در خانواده و کاهش وحدت و یگانگی، بسیاری از خانوادهها فروپاشیدهاند. اختلاف خانوادگی در جوامع صنعتی به علت شکاف نسلها بیشتر است.75
گفتار دوم:مجرم بودن والدین
محیط خانواده، اولین محیطی است که فرد در آن رشد میکند و هنجارها را میآموزد. علیرغم اینکه بسیاری از عوامل در وقوع بزهکاری اطفال و نوجوانان دخیلاند اما در گام نخست، این خانوادهها هستند که نقش تعیین کنندهای در سرنوشت اطفال دارند. چنانکه با تربیت درست میتوانند کودک را به راه صحیح هدایت کنند و یا شرایط و محیط را برای تحقق بزهکاری توسط اطفال مهیا سازند. بزرگ کردن فرزندان، یکی از دشوارترین مسئولیتهایی است که والدین در زندگی بر عهده دارند. با وجود این، غالب مردم برای پدر
و مادر بودن آمادگی لازم را ندارند. بعضی از مردم دچار مشکلات عاطفی یا فشارهای شدید روانی، اجتماعی و اقتصادی هستند که مانع از آن میشود والدین خوبی باشند. بسیاری از والدین، خوب در خانواده تربیت نشدهاند، در نتیجه در کار فرزند پروری و تربیت فرزندان ماهرانه عمل نمیکنند. 76 مطالعات نشان میدهد، خانوادههای مخرب و بزهکار که رفتار و کردار خود را به کودکان منتقل میسازند ، رفتار بزهکارانه را تقویت میکنند. اما مسئله مورد بحث در اینجا، عبارت از این است که اگر خانواده به هر دلیلی نتواند وظایف خود را عملی سازد آیا تأثیری بر بزهکار شدن اعضای خود، به خصوص کودکان دارد یا خیر؟ در پاسخ به این سوال باید گفت «قریب به اتفاق محققان مسائل بزهکاری کودکان و نوجوانان بر این نظر توافق دارند که هسته
و منشأ اصلی بسیاری از مسائل نابهنجار مربوط به کودکان و نوجوانان را باید در خانواده جستجو کرد» اگر بنا به دلایلی خانواده بر اثر انحراف، به وظایف مادی و معنوی خود درست عمل نکند، کودک در جریان رشد خویش در این محیط به شکل صحیحی جامعه پذیر نمیشود و در نتیجه زمینه برای بزهکاری فرزند فراهم میشود.
در حقیقت، محیط خانواده تحت تأثیر عوامل گوناگون میتواند به عنوان محیطی نامساعد جهت سوق دادن کودک به بزهکاری کمک کند که از این عوامل تحت عنوان خطر یا ریسک فاکتور نام بردهاند. در تعریف این عوامل گفته شده«عوامل خطر آن ویژگیها، خصوصیات، ناراحتیها یا شرایطی است که اگر در یک شخص فرضی جمع شود، به احتمال زیاد منجر به بزهکاری در او میشود. به عبارت دیگر با وجود
این عوامل، پیش بینی بزهکاری در آینده راحتتر است».77 رشد و نمو کودک در محیط خانوادهای که اعضای آن آلوده به بزهکاری و انحراف هستند، بدون تردید بر رفتار وی تأثیر گذار خواهد بود. ساترلند معتقد است رفتارهای مجرمانه، در اثر تماس و همنشینی با الگوهای جنایی، آموخته میشود. هر چه تماس افراد با چنین محیطهایی زودتر آغاز شود(سن افراد)، تکرار تماس به دفعات بیشتر باشد (فراوانی معاشرت)، ارتباط نزدیکتر و عمیقتر باشد (عمق معاشرت) و مدت زمان معاشرت طولانیتر باشد، احتمال اینکه فرد به یک بزهکار تبدیل شود ، بیشتر است. نظریه ساترلند حاکی از آن است که هر چه روابط اعضای خانواده سالم و از صمیمیت بیشتری برخوردار باشد، امکان بروز انحراف کمتر است. به عبارت دیگر ، وجود افراد مجرم در خانواده، فرصت آموختن و یادگیری انحرافات را برای سایر اعضا فراهم میسازد. 78 البته شایان ذکر است که در این ارتباط ، والدین بسیار تأثیرگذارند،چرا که والدین اولین کسانی هستند که شخصیت فرزندان خود را شکل میدهند. کودکان، نگرشهای اجتماعی را از خانواده میآموزند و چنانچه یکی از والدین آلودگی داشته باشد، فرزندان آنها بیش از هر کس دیگری در معرض خطر آلودگی قرار خواهند گرفت.79
آمارها نشان دهنده این امر است که معمولاً کودکان بزهکار ، دارای والدینی مجرم و سابقه دار هستند. به عنوان مثال در یک بررسی در منطقه کارگری بوستون به مدت 10 سال بر روی 2 گروه 500 نفری از نوجوانان بزهکار و ناکرده بزه، که دارای شرایط مشابه بودند، صورت پذیرفت، نتایج به طور قاطع حاکی از این بودند که تبهکاری پدران و مادران تا حد زیادی در بزهکاری کودکان تاثیر دارد.
همچنین «مطالعات طولی انجام شده در دانشگاه کمبریج و پیتسبورگ، گویای این مطلب است که داشتن پدر، مادر، برادر یا خواهری که رفتار بزهکارانه دارند، یک عامل خطر مهم در بزهکاری کودکان پسر است ، که در این میان خلافکار بودن پدر، یکی از تاثیرگذارترین عوامل است، چرا که مطالعات نشان میدهد 63
درصد از پسرانی که پدرشان در یک فعالیت مجرمانه درگیر بوده، در معرض خطر انجام همان فعالیت هستند.» به عبارت گویاتر، این بررسی نشان داد که کودکانی که دارای والدینی تبهکار بودند، بیش از دیگران مرتکب بزه شده بودند .80 بنابراین خانوادهای که باید زمینه مناسب رشد و شکوفایی افراد را فراهم سازد، در صورت وجود فرد بزهکار ، میتواند محل آموزش انواع رفتارها و مهارتهای بزهکارانه باشد. از سوی دیگر بزهکاری یکی از اعضای خانواده، علاوه بر اینکه فرصت آموزش مستقیم چنین اعمالی را برای نوجوان فراهم میسازد، به طور غیر مستقیم نیز در گرایش نوجوان به بزهکاری تأثیرگذار است.
انحراف یکی از اعضای خانواده بخصوص یکی از والدین میتواند موقعیت اقتصادی خانواده را بحرانی کند و فقر یکی از اصلیترین دلایل گرایش نوجوانان به بزهکاری (به ویژه سرقت) است. همچنین انحراف والدین، زمینه را برای بی توجهی به نیازها و خواستههای نوجوان ، سستی پیوندهای عاطفی، عدم نظارت صحیح بر رفتارهای نوجوان، فقدان الگوهای مناسب، همانند سازی برای پیشرفت اصولی فرآیند اجتماعی شدن و گسیختگی خانواده فراهم میآورد.81 خانوادههایی که گرفتار معضلات اساسی مانند اعتیاد ، سابقه سرقت، اشتهار به فحشا هستند، به تدریج ، توسط اطرافیان، دوستان و اقوام، طرد میشوند. به طور کلی ، کیفیت زندگی خانوادگی یعنی احتمال وجود رابطه نزدیک و صمیمانه بین والدین مجرم با فرزندان ، یا شرکت دادن کودکان در اعمال مجرمانه، بی عاطفه بودن والدین نسبت به فرزندان و داشتن اختلاف شدید میتواند در رفتار بزهکارانه کودک تأثیر فراوان داشته باشد. 82 اعتیاد والدین از جمله پارامترهای خطرناکی است که بشدت تربیت اطفال را دچار مشکل، نارسایی و در نهایت موجب انحراف و نابهنجاری خواهد نمود. حاصل اعتیاد والدین، آسیب رسیدن به پیوندهای عاطفی والدین، سستی پیوندهای خانوادگی، اخلال در نظم عمومی خانواده، تقلیل احساس مسئولیت نسبت به سایر اعضای خانواده و عدم انجام تکالیف فردی و جمعی و در نتیجه تضعیف توان مالی خانواده جهت تأمین نیازهای ضروری، بروز تشنج بین والدین و بسیاری نتایج منفی دیگر خواهد بود . مطالعات انجام شده در مورد بزهکاری و اعتیاد جوانان نشان میدهد که درصد بسیار مهمی از آنان دارای فامیل معتاد اعم از والدین ، خواهر، برادر، عمو و دایی بودهاند.
اساساً کودکانی که با والدین معتاد زندگی میکنند ممکن است در معرض انواع و اقسام فشارهای اقتصادی و روانی باشند که سازمانهای جهانی و به خصوص مسئولان کشوری تعهد دارند با حمایتها و توجهات ویژه، مشکلات و رنج این کودکان را کاهش دهند یا از بین ببرند. نکته آخر آنکه با توجه به گسترش سریع بیماری ایدز در بین معتادان مواد مخدر و آسیب پذیری کودکان این گونه معتادان، باید به این کودکان
و نوجوانان بیش از پیش توجه شود.
گفتار سوم: عدم ایفای نقش والدین
بیشتر بزهکاریهای نوجوانان و جرم و جنایت در ناسازگایهای خانوادگی و رفتارهای ضد اجتماعی
ریشه دارد.
طبق آماری که در سال 1985 توسط مؤسسه ملی بهداشت روانی اعلام شد، معلوم گردید فرزندانی
که در خانوادههای از هم جدا زندگی میکنند در مقایسه با فرزندانی که در خانوادههای نابسامان رشد یافتهاند از مشکلات رفتاری کمتری در رنجند و از نظر روانی سالمتر بار میآیند. خانواده نابسامان عبارتند از :
خانوادههایی که در آن والدین از عهده وظایف ناشی از نقش خود برنیایند و با موقعیت آن نقش از دیدی به مخاطره افتاده باشد .
برخی خانوادهای را نابسامان میخوانند که بر اثر غیبت، بیماری مزمن، ترک خانواده، جدایی، طلاق، از هم پاشیده شدن و بی نظمی بر آن حاکم نباشد. این معنی و مفهوم البته در فرهنگهای مختلف متفاوت است
و هرجامعهای به مقتضای جهان بینی خود از آن برداشتی ویژه دارد.
خانواده نابسامان یک خانواده واقعی نیست بلکه شبیه خانواده است از آن بابت که در آن، وظایف
و تکالیف درست انجام نمیگیرد و هر کس درشأن موقعیت نقش خود قرار ندارد. کودکان خانوادههای نابسامان ، افرادی ناتوان در اجرا و ایفای نقش فردی و اجتماعی و عیب جو هستند. تحقیقات نشان داده است که 50 درصد از چنین کودکانی بعدها سر از بزهکاری دراوردهاند. اغلب آنها اختلالات عاطفی دارند
و در برابر بحرانها کم مقاومترند و مشکلاتشان در زمینه سازگاری بسیار است.
تأثیر نامناسب نابسامانی در دختران بیشتر از پسران به چشم میخورد، زیرا دختران دارای طبعی انفعالی هستند، به محبت و توجه بیشتر نیاز دارند و مقاومت عاطفیشان در برابر این امور کمتر است.
سردی در خانواده که یکی از عوامل ناسازگاری در فرزندان است و بیشتر در خانوادههایی است که مادر شاغل است. درگیری یکی دیگر از عوامل ناسازگاری است. فرزندانی که در این خانوادهها زندگی میکنند، دارای حالات و رفتاری غیر عادیاند. چنین کودکانی اشتهای کافی ندارند و از دیدن چنین اوضاعی عذاب
میکشند، نشاط و شادابی خود را از دست میدهند، گاهی نسبت به والدین کینه و نفرت پیدا میکنند و به حرف و دستوراتشان گوش فرا نمیدهند.83
بند اول : عدم حضور پدر و مادر در خانواده
عدم حضور پدر در خانواده، اثر قابل انکار در روحیه طفل باقی میگذارد که عواقب آن در دوران بلوغ
و نوجوانی تجلی مینماید84. خانواده به همان اندازه که به احساسات و عواطف سرشار مادر نیازمنداست ، به قدرت و قاطعیت، تدبیر و مدیریت پدر نیز احتیاج دارد و چون این امر ویژگیها به طور فطری در مرد قویتر است، لذا اسلام مسئولیت اداره و مدیریت خانواده را بر عهده پدر گزارده است. اگر خانوادهای از مدیریت صحیح برخوردار نباشد و پدر نتواند این مسئولیت را به طور مطلوب به انجام رساند، شیرازه امور از هم پاشیده شده و نظم و انسجام لازم از میان میرود. در برخی خانوادهها دیده شده که پدر، خود را از جریان امور خانواده کنار میکشد و بار سنگین اداره منزل را بر دوش مادر مینهد، حال آنکه مادر به تنهایی، قادر به اداره امور خانوادگی نیست. رفتار برخی از پدران در محیط خانواده چنان است که گویی با اعضای خانواده
بیگانهاند، نه انس و الفتی با فرزندان دارند و نه در جریان مسائل خانوادگی قرار میگیرند، بی تفاوتی نسبت به زندگی خانوادگی و مسایل تحصیلی فرزندان و تنها به فکر شغل خود بودن، حساسیتی نسبت به آینده فرزندان خود نشان ندادن، همه و همه عواملی هستند که سبب میگردند، نوعی بیگانگی جای یگانگی، صمیمیت
و همدلی را بگیرد و خانه را از کانون گرم و صمیمی به کانون سرد و بی فروغ تبدیل نماید. دسته دیگری
از پدران، چنان ضعف روحی و ناتوانی در اداره امور خانواده از خود نشان میدهند که به خودی خود در نظر سایر اعضا خانواده به حساب نمیآیند. برخی دیگر از پدران

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد پرخاشگری، ناسازگاری، ضرب و جرح، سازگاری عاطفی Next Entries منابع پایان نامه درمورد آسیبهای اجتماعی، مواد مخدر، جنس مخالف، آسیب اجتماعی