منابع پایان نامه درمورد ایرج میرزا، ملک الشعرا، ناصرالدین شاه، اساطیر ایران

دانلود پایان نامه ارشد

گوناگونی از آنجا بیرون می رفتند و برای حفظ حجاب مردان و زنان فراوانی هزینه های گوناگونی چون بازداشت، تبعید و حتی شهادت پرداختند. (جعفریان،1383: 29)
در جمع بندی می توان گفت:مبارزه با حجاب و کشف آن صرفاً پدیده ی درونی نبوده و نیست و منشای بیرونی داشته و دارد و از جمله اهداف آن می توان به مسخ هویت دین اسلام، ایجاد انشقاق و جدایی بین مسلمانان، ترویج فرهنگ اباحه گری و ابتذال، سست شدن کانون خانواده ها و تعمیق فرهنگ و تمدن غربی اشاره کرد.
به موازات فعالیت هایی که افرادی چون فاطمه سیّاح، زندخت شیرازی فخرالملوک،شمس پهلوی، عصمت الملوک دولتشاهی، بی بی خانم استرآبادی و فاطمه رضازاده محلاتی، شاعران نیز در جهت حمایت با اندیشه های رضاخان و مخالفت با او، اشعاری سروده و موضع گیری هایی به خرج دادند که موضوع پایان نامه به بررسی اشعار محمدتقی بهار و ایرج میرزا در حمایت از اندیشه های رضاخان است به طور کلی می توان مضمون اساسی شعر ضد حجاب را در عوامل زیر جستجو کرد:
1.حجاب باعث دور نگهداشتن زنان از اجتماع و در نتیجه مانع سعادت فردی و اجتماعی آنان می شود.
2.مانع تحصیل آنان می گردد.
3.دستور شرعی برای حجاب بصورت چادر، چاقچور و روبنده نیست بلکه صرفاً در حد جلباب است بنابراین حجاب فعلی مساوی با ارزش دینی نبوده و نادیده گرفتن آن بی عفتی نیست.
4.در اشعار معدودی، نیز اسلام مانع رشد زنان معرفی شده و موضع ضد دینی اتخاذ کرده اند.
5.برای دستیابی زنان به مشاغل بیرونی، آموزشی، اداری، درمانی و غیره آنان باید از حجاب محدود کننده دست بردارند.
6.بر عفت درونی زن تاکید می کردند و یادآور می شدند که بین بی حجابی و بی عفتی ارتباطی وجود ندارد.
دلیل اینکه این افراد بیشتر توانستند، اندیشه ی خود را مطرح سازند، عوامل زیر را می توان بیان کرد:
1.اشعار آنان از سوی حکومتیان، برجسته و تبلیغ می شد و تریبون های گوناگونی در اختیار شان قرار می- گرفت.
2.شاعران ضد حجاب، به نسبت شاعران مدافع حجاب، مشهورتر بودند مانند:
بهار،ایرج میرزا، عشقی، عارف قزوینی و غیره.
3.بعد از روی کار آمدن رضاخان، دایره ی نفوذ شاعران، همواره نسبت به فقها بیشتر شده بود.
در مقابل، شاعران موافق حجاب عناوین زیر را در اشعار خود برجسته می ساختند.
1.حجاب محدودیت نیست بلکه نوعی مصونیّت است.
2-الزاماً نیازی به کار زنان در بیرون از خانه نیست، اولویت اصلی آنان محدود در منزل و تربیت فرزند است.
3.زن مسلمان باید تابع قوانین دینی و مذهبی باشد( جوادی و عزیزی، 1390 :11)
2-10 مقایسه ی شعر حجاب و شعر ضد حجاب
مقایسه ی شعر حجاب و ضد حجاب نشان می دهدکه:اولاً شعر ضد حجاب بخشی از جامعه است و سنت های آن را هدف قرار گرفته بود که سنت نمی تواند به آن پاسخ قانع کننده بدهد.شعر ضد حجاب به دنبال علم زنان است اما شعر حجاب،علم زنان را علم دین و علم خانه می داند،اما شعر ضد حجاب به دنبال کار کردن زنان است،اما شعر حجاب کار زن را در منزل می داند.
شعر حجاب،بی حجابی را مترادف یا فحشا می داند،اما شعر ضد حجاب فحشا را در حجاب هم ممکن می داند و ارتباط معنی داری میان بی حجابی و فحشا نمی بیند و آن را به عفت درونی زن مرتبط می کند و عملاً تاثیر باز بودن محیط بر فحشا را نادیده می گیرد.یعنی عملاً شعر حجاب نمی تواند پاسخ شعر ضد حجاب را بدهد و مسأله را به صورتی دیگر می بیند.
دوم اینکه شاعران شعر ضد حجاب اکثراً سرشناس بوده اند و اشعار ضد حجابی که در دسترس است اشعار معروف در این باب است از این شعرا گاه استقبال شایانی هم می شده (مانند عارف نامه ایرج)،اما شاعران شعر حجاب اکثراً جز نیسیم شمال و بعدها امیر فیروزکوهی گمنام هستند و بیشتر اشعار آنان در روزنامه های محلی یا در دیوان های چاپ نشده موجود است. لذا وزن ادبی شعر حجاب و شعر ضد حجاب یکی نیست.(همان،23)

3-1 مقدمه
حجاب از دیر زمان در ایران وجود داشت بویژه زنان ایرانی از روشهای مختلفی برای پوشاندن سر و صورت خود استفاده می کردند، استفاده از پوشش و به نوعی جلباب در قرآن مجید نیز مورد تأکید قرار گرفته است، اما آشنایی ایرانیان با غرب خصوصاً از زمان ناصرالدین شاه و بعداً در دوره ی رضاخان سبب شد که پوشش رایج مورد ایراد قرار گرفته و آن را مانع برای تحصیل،فعالیت اجتماعی و آزادی زن قلمداد کنند و زن مستور در حجاب را بعنوان زن مرتجع معرفی نمایند. دو نفر در این موضوع نقش قابل توجهی داشتند که موضوع این پایان نامه بررسی اشعار آنان در خصوص کشف حجاب است.
در این فصل نگارنده بر آن است که به معرفی ملک الشعرای بهار و ایرج میرزا بپردازد،از این روی به زندگی نامه ی آنان، آثار و اشعارشان توجه کرده و ویژگی های اصلی اشعار آنها را مورد توجه قرار داده است و کوشید تا با نگاهی اجمالی به سیر زندگی و اندیشه ی این دو شاعر دلیل مخالفت آنان با حجاب متداول آن زمان را بیان دارد.
3-2 محمدتقی بهار
محمدتقی بهار در سال 1265 هـ.ش[برابر سال 1304 هـ.ق/1886 م.] در محله ی « سرشور» مشهد به دنیا آمد، پدرش محمدکاظم صبوری، از نوادگان احمد صبور کاشانی (ف 1192 هـ .ق) ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود، او از بزرگان ادب خراسان در آن روزگار و شاعر سرشناس دوره فتحعلی شاه قاجار بود، بعد از مرگ پدرش، عنوان ملک الشعرایی توسط مظفرالدین شاه (1313 هـ .ق) به او داده شد. (محمدی،1372 : 116)
پدر بهار دو بار ازدواج کرد، همسر اولش خیلی زود درگذشت و از او فرزندی نیافت، همسر دوم او از خاندان گرجی بود که در دوره ی ولایت عهدی عباس میرزا از گرجستان به ایران نقل مکان کرد،او زنی با سواد بود که آثار ترجمه شده ی الکساندر دوما را در خانه برای فرزندان خود می خواند.بهار سه خواهر و برادر داشت، خواهری بنام عذرا که در جوانی به بیماری سل درگذشت و یک برادر که در وزارت فرهنگ مقامی داشت، برادر کوچک او هم موسی بهار نام داشت.(میر انصاری: 1377 :29)
او در کودکی به گل و نقاشی دلبستگی داشت و به شعر و ادبیات نیز علاقمند بود، درس خواندن او از چهارسالگی آغاز شد، ابتدا نزد زن عمویش و سپس در مکتب خانه، قرآن مجید و کتاب های فارسی را آموخت. در هفت سالگی پیش پدرش یک دوره شاهنامه ی فردوسی را خواند و معانی مشکل آن را پدر به او می گفت و نخستین بیتی هم که با الهام از شاهنامه ی فردوسی سرود به قرار زیر است:
«تهمتن بپوشید ببر بیان بیامد به میدان چو شیر ژیان»
(عابدی،1376 :22)
به گفته ی خود بهار، او از سن هفت تا ده سالگی در مکتب خانه با شاگردان جسته گریخته شعر می گفت و بعضی اشعار را هجا کرده و گاهی غزل می سرود.او تا سن پانزده سالگی از طریق مکتب و مدرسه و در نزد پدرش به تکمیل معلومات ادبی پرداخت: بخاطر تغییر اوضاع ایران پس از مرگ ناصرالدین شاه و در عهد مظفرالدین شاه، پدر بهار او را از شعر و شاعری دور کرد، چون بر این باور بود که «من بعد کسی به شعر و شاعری اعتنا نخواهد کرد و اهل این حرفت گرسنه و بیکار و مهجور از سعادت زندگی خواهند ماند»(همان: 21).از این رو پدرش او را به دکان دایی اش فرستاد و او را شریک دایی اش ساخت و بهار را ناگزیر به ازدواج کرد اما همسرش با کودکی که از بهار داشت، مدتی بعد از دنیا رفت.
محمدکاظم صبوری(پدر بهار) در وبای (1322 هـ .ق) مُرد و بهار خود سرپرست خانواده شد. تحصیلاتش بعد از مرگ پدر با وقفه ای سه ساله که نتیجه ی مخالفت پدر بود ادامه پیدا می کند و حضورش در مدرسه نواب و مجالس ادبی استمرار می یابد.( همان :25و24)
بهار در هجده سالگی به مناسبت ورود مظفرالدین شاه به شهر این چنین سرود:
رسید موکب فیروز خسرو ایـــران خراسان دیگر چه خواهد از یزدان
مظفرالدین شاه دستور می دهد بلافاصله از او آزمون شاعری از چهار کلمه ی بی ربط:چراغ، تسبیح، نمک، چنار بگیرند و او این چنین گفت که:
با خرقه و تسبیح مرا دید چو یـار گفتا ز چراغ زهـــد نــــاید انوار
کس شهد ندیده است در کان نمک کس میوه نچیده است از شاخ چنار
در زمینه ی زبان و ادبیات فارسی و عربی استادانش،ادیب نیشابوری و صید علی خان درگزی، ادیبان برجسته ی آن روزگار بودند، همچنین از درس های شیخ موسی نحوی هم بهره مند بوده است، او ریاضی و منطق را از استادی به نام میرزا عبدالرحمن بدری آموخت.
بهار در بیست سالگی طرفدار مشروطه و عضو انجمن مخفی سعادت بود، او روزنامه ای هم از سوی این انجمن به طریق پنهانی طبع و به اسم «ریس الطلاب موهوم» منتشر کرد که حاوی مطالبی راجع به تهییج مردم به شرکت در انقلاب، شورا و آزادی بود او اولین اثر ادبی و سیاسی اش را که مستزاد خطاب به محمدعلی شاه بدون امضای خود به چاپ رساند.(آرین پور،1375 :135)
نخستین آثار ادبی او هم در «ترویج آزادی» در این مجله درج شد، مستزادهای او از حیث روانی نظم و هماهنگی در میان مصراع های بلند و کوتاه بسیارجالب است. نمونه ای از مستزاد بهار که خطاب به محمدعلی شاه است بشرح زیر است:
« با شه ایران ز آزادی سخـــن گفتـــن خطــاست کار ایران با خداست
مذهب شاهنشه ایـــران ز مذهـــب ها جـــداست کار ایران با خداست
شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست مملکت رفته ز دست
هر دم از دستان مستان فتنه و غوغــــا به پـــاست کار ایران با خداست»
(بهار، 1368 :141)
شعرهای بهار در روزنامه های توس، خراسان و خورشید منتشر شد و به این ترتیب نامش بر سر زبانها افتاد، او روزنامه ی نو بهار را به امتیاز و مسئولیت خود که ناشر افکار حزب دموکرات خراسان بود انتشار داد(عابدی، 1376 ،30).
بهار در سال 1334 هـ .ق با ایجاد جمعیتی به نام «دانشکده» شعرا و نویسندگان جوان را در پیرامون خود گرد آورد و به کار و کوشش واداشت، او راه و رسم نویسندگی و شاعری را به آنان آموخت. و بقول خودش« مکتب تازه ای از نظم و نثر به وجود آورد.»(آرین پور، 1375 :343).
در سال 1299 هـ.ش دوباره ازدواج کرد، نام همسرش سودابه و از خاندان دولتشاهی های کرمانشاه بود، از ازدواج این دو شش فرزند بر جای ماند:هوشنگ، ماه ملک، ملک دخت، پروانه، مهرداد و چهرزاد. پسر بزرگ او – که بهار بسیار به او دلبسته بود- برای ادامه تحصیلات به هند رفت و بعد از آن رهسپار آمریکا شد و در رشته ی مردم شناسی تحصیل کرد و یک کالج فوق دیپلم تاسیس کرد، فرزندان بهار همگی تحصیل کرده و اهل فرهنگ بودند جز دو تن ظاهراً بقیه اهل قلم و نوشتن نبودند.
ماه ملک، دختر بزرگ او کتاب ها و نوشته هایی از نویسندگان خارجی به فارسی برگردانده است، مهرداد بهار هم در زمینه ی زبان و فرهنگ ایران پیش از اسلام ، پژوهش های دامنه دار بسیاری انجام داد، او سال ها به تدریس و تحقیق پرداخت، مهرداد بهار بسیار فروتن بود «زمینه اصلی پژوهشهای مهرداد بهار اساطیر و ادیان ایرانی است که در این باره بیش تر به بُن مایه های هند و اروپایی و تنوع ادیان و آیینهای ایران باستان و تاثیر اساطیر و ادیان بین النهرین بر پاره ای از آن ها تاکید و توجه دارد.»( راشد، 1379 :45-42).
آثار مهرداد بهار
مهمترین آثار او عبارتند از :
1.«واژه ی نامه بند هش» تهران 1345؛
2.«واژه نامه گزیده های زاد سپرم» تهران ،1351؛
3.اساطیر ایران، تهران 1352، چاپ دوم آن با تجدیدنظر و افزوده ها به نام «پژوهشی در اساطیر ایران»، پاره نخست، تهران 1362، و چاپ سوم آن با افزوده ها و تغییرات، پاره نخست و دوم، تهران 1375 به چاپ رسیده است.(بهار،1373 :20)
برادر بزرگش هوشنگ در سال (1366 هـ .ش)در آمریکا و مهرداد هم در سال (1373 هـ .ش) در تهران درگذشتند، بقیه ی فرزندان بهار ظاهراً در قید حیاتند.(عابدی ،1376 : 53-52).
محمدتقی بهار ستایشگر بزرگ آزادی و صلح و دوستی بوده است، سخن اوست که می گفت:«من صلح را به خاطر صلح و به خاطر آن کسانی که درباره ی آن صحبت می کنند دوست دارم» (محمدی،121:1372)
او را به هیچ رشته ای ادبی نمی توان منسوب داشت، بهار نویسنده، شاعر،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مدارس دخترانه، حقوق زنان، زنان ایران، زنان ایرانی Next Entries منابع پایان نامه درمورد دوره مشروطه، تاریخ ایران، موسیقی کلام، آرایه های ادبی