منابع پایان نامه درمورد اوزون حسن، آق قویونلو، بیمارستان، کاشی کاری

دانلود پایان نامه ارشد

قويونلوها نيز كشمكش داشت. چندي بعد جهانشاه با لشكري براي سركوب و جنگ با آق قويونلوها به سمت آنها حركت كرد. سپاه دو رقيب ديرين در محلي به نام «سنجيق» در آناتولي در مقابل هم قرار گرفتند. با وجود اينكه تعداد افراد سپاه جهانشاه قره قويونلو بسيار بيشتر از سپاه «اوزون حسن»، پادشاه آق قويونلوها بود. اما به دليل دست كم گرفتن قدرت دشمن و غفلت از فعاليتها و تحركات نظامي آنها از طرف جهانشاه، اوزون حسن توانست سحرگاه سيزدهم شوال 872 هـ ق به اردوي غافل جهانشاه حمله كند و سپاهيان وي را به سختي شكست دهد. اندكي بعد جهانشاه نيز به دست يكي از سپاهيان اوزون حسن به قتل رسيد. سپس بعد از هرج و مرج هاي زيادي كه با مرگ جهانشاه در بين قره قويونلوها به وجود آمد. پرونده ی سياسي آنها پس از فراز و نشيب هاي فراوان در طول يك قرن به پايان رسيد. جانشيني آن دوباره به دست يك اتحاديه قبيله اي خويشاوند و رقيب يعني آق قويونلوها افتاد.[37] خطرناکترین دشمن آق‌ قویونلوها در این راه اتحادیه ترکمانان قره قویونلو بود. بنابراین وقتی تیمور وارد صحنه شد و قرایوسف و دیگر روسای قره قویونلو با وی از در خصومت درآمدند. رهبر آق ‌قویونلوها به تیمور ملحق شد و به خدمت او درآمد.[38] قراعثمان در نخستین لشکرکشی تیمور به آناتولی طلایه‌دار سپاه تیمور بود و در لشکرکشی بعدی تیمور به سوریه هم نام او در میان بود. قراعثمان بعدها در نبرد انگوریه شرکت کرد. تیمور به پاس خدمات رهبر آق‌ قویونلوها لقب امیر بدو بخشید و سرتاسر اراضی دیاربکر را تیول وی ساخت.[38] بعد از درگذشت تیمور، درگیری طولانی عمر و ابوبکر آغاز شد و تبریز دست به دست گشت. در محرم 809 تبریز دوباره به دست سلطان احمد جلایر افتاد و مردم تبریز از این پیشامد، بسیار شاد شدند. هرچند این واقعه سبب رفع فقر و ترمیم خرابیها نشد.[39] گزارش کلاویخو که پیش از این رویدادها، در اواخر 806 و در اوایل 808، در تبریز بوده، گویای رستاخیز تبریز و آبادانی آن در آن زمان است.[40]
هانس شیلت برگر آلمانی که هم زمان با کلاویخو در ایران اقامت داشت، می نویسد که: «پایتخت ایران تبریز است و پادشاهی که در این شهر سلطنت می کند از این شهر مالیات و خراجی به دست می آورد که از درآمد کلیه سلاطین و فرمانروایان غرب بیشتر است، زیرا تجار بسیاری از کشورهای مختلف جهان در تبریز به سر می برند و کالای فراوانی را وارد و خارج می کنند».[41] نابسامانی های تبریز در دوران حکومت سلطان احمد جلایر، فرصتی برای ابوبکر، پسر میرانشاه، پدید آورد تا بار دیگر قصد تسخیر تبریز کند که در پی آن، سلطان احمد از تبریز به بغداد گریخت و ابوبکر وارد شهر شد.[39] در اول جمادی الاولی 809 قره یوسف، یکی از ترکمانان قره قوینلو، ابوبکر را در کنار رود ارس شکست داد. ابوبکر موقع عقب نشینی، شهر تبریز را تاراج کرد.[42] قره یوسف تا سلطانیه پیش رفت و ساکنان آن شهر را به تبریز و اردبیل و مراغه کوچاند. اندکی بعد ابوبکر به آذربایجان برگشت، اما قره یوسف در حوالی سردرود (در هشت کیلومتری جنوب تبریز) او را شکست داد. میرانشاه، که در این جنگ همراه پسرش بود، به قتل رسید و در گورستان سرخاب تبریز به خاک سپرده شد.[40] قره یوسف بر اساس عهدی که با سلطان احمد جلایر داشت. فرزند خود پیربوداق را که پسرخوانده سلطان احمد بود، با تشریفات در تبریز به تخت نشاند.[42] سلطان احمد جلایر ظاهراً با سلطنت او موافقت نمود ولی موقعی که قره یوسف به ارمنستان رفت، وی تبریز را تصرف کرد. در جنگی که در 28 ربیع الاخر 813 روی داد، سلطان احمد شکست خورد و سپس به قتل رسید. اهل تبریز تا آخرین لحظه به آخرین پادشاه جلایری اظهار محبت می کردند.[40] تبریز مرکز عملیات نظامی و لشکرکشی قره یوسف بود. شاهرخ از بسط نفوذ وی وحشت داشت و به فکر تسخیر آذربایجان بود.[42] وی در 823 به آذربایجان حمله کرد در هفتم ذیقعده 823 خبر درگذشت قره یوسف را شنید. اختلاف بین سپاهیان ترکمن موجب شد تا میرزا بایسنغر تبریز را فتح کند.[43] شاهرخ نیز پس از شکست دادن پسران قره یوسف در ارمنستان، در تابستان 824 به تبریز رفت. در 832 اسکندر، پسر قره یوسف، به سلطانیه دست یافت. شاهرخ با سپاهی گران قره قوینلوها را در سلماس شکست داد. وارد شام غازان شد و در زمستان 834 آذربایجان را به ابوسعید پسر قره یوسف-که به اطاعت وی در آمده بود- بخشید. سال بعد، ابوسعید به دست برادرش اسکندر به قتل رسید. در زمستان 838 شاهرخ برای بار سوم به تبریز رفت. اسکندر صلاح کار را در عقب نشینی دید، ولی برادرش جهانشاه فوراً به شاهرخ پیوست و اظهار اطاعت و مودت کرد. شاهرخ تابستان 839 را در تبریز ماند و نزدیک زمستان حکومت آذربایجان را به جهانشاه قره قویونلو (839 ـ872) سپرد.[40] جهانشاه تبریز را پایتخت خود کرد و لقب ابوالمظفر و مظفرالدین را برای خود برگزید.[44] اوزون حسن آق قویونلو (857 ـ882)، در 873 تبریز را تصرف کرد و آنجا را پایتخت خود قرار داد.[40] قدرت آق قویونلو در دوران اوج خود، یعنی در زمان اوزون حسن و فرزندش یعقوب بیگ ترکمان (883 ـ896)، در سیاست بین المللی تاثیر فراوانی داشت. با انتقال پایتخت به تبریز، به تدریج ایران تمامیت سیاسی خود را به دست آورد. قدرتهای اروپایی (مخصوصاً ونیز) و پاپ خواستار اتحاد با آق قویونلو در برابر خطر عثمانی بودند.[45]
3-4 نقش دولت قره قویونلو در تاریخ هنر ایران
تبریز در فاصله بین سلطنت جهانشاه قره قویونلو و سلطنت اوزون حسن و پسر او یعقوب آق‌قویونلو از مراکز عمده هنر کتاب‌آرایی و معماری بود.[38] از ابنیه دوره اوزون حسن به غیر از مرمت مسجد جامع اصفهان، چیزی باقی نمانده. یکی از تاجران ونیزی که حدود سال ۱۵۱۰م از تبریز دیدن کرده، باغ و قصر هشت بهشت و سایر ابنیه این شهر را توصیف نموده است.[38] خمسه نظامی موجود در توپ‌قاپی‌سرای و تاریخ‌الرسل و الملوک طبری که در سال ۸۷۴ ق/۱۴۷۰م تحریر شده از آثار تذهیب شده این دوره می‌باشند.[38] دربار حکام ترکمان در تبریز در روزگاری که نگارگری هرات به دلیل اوضاع آشفته سیاسی در قلمرو شرقی تیموریان رو به افول گذاشته بود از هنر کتاب آرایی حمایت شایانی به عمل آورد. فی المثل یعقوب بیک تا پایان عمر خود دوستدار فرهنگ ایران باقی ماند.[38] اوزون حسن مسجدی ساخت که گویا قدری خارج از شهر تبریز، در قریه صاحب آباد (میدان صاحب الامر کنونی) بوده و نهری آن را از تبریز جدا می کرده است. امرای آق قویونلو در این قریه دربار داشتند. مسجد اوزون حسن در میدان با شکوهی قرار داشت که خلیل ترکمان در 882 و یعقوب بیگ ترکمان، برادر وی، در 883 در آنجا به تخت نشستند. این مسجد بسیار بزرگ بود و اتاقهای بسیار داشت. که همه با گچ بری و رنگ آبی و طلایی آراسته شده بودند.[46] به این مسجد، مدرسه ای عالی برای طلاب علوم دینی ضمیمه بود. اوزون حسن را در صحن باغ مسجد به خاک سپردند. این بنا را «مدرسه ی نصریه» نامیده اند.[46] در نزدیکی این مدرسه، مسجد مقصودیه قرار دارد که در دوره ی مقصود، فرزند اوزون حسن، ساخته شده است.[46] نادرمیرزا علاوه بر این مسجد و مدرسه، از خانقاه عظیمی در میدان صاحب آباد نام برده است.[44] در میدان صاحب آباد، علاوه بر قصر کوچکتری که شاهان آق قویونلو از ایوان آن مسابقات و بازیها را تماشا می کردند یا سفیران خارجی را به حضور می پذیرفتند. بیمارستان بزرگی هم وجود داشت که دیواری آن را از مسجد اوزون حسن جدا می کرد. جلو این بیمارستان، سکویی تعبیه کرده و سرتاسر این سکو و حتی دیواره ی آن را زنجیر آهنی مستحکمی کشیده بودند تا از ورود اسب ها به بیمارستان جلوگیری شود. در دوران اوزون حسن و یعقوب، بیش از هزار مستمند و بیمار در این بیمارستان، که اتاق های وسیعش با قالی مفروش بود، زندگی می کردند. تزیینات داخل این بیمارستان بهتر از تزیینات مسجد بود. در سفره خانه مجاور آن که به فقرا اختصاص داشت، به خرج دربار به تهیدستان غذا داده می شد. با مرگ یعقوب، این تاسیسات اجتماعی که برای آن عصر امری تازه و غیرعادی بود، برچیده شد.[46] از دیگر آثار دوره اوزون حسن، میدان ـ بازاری به نام قیصریه بود. در این میدان هشت گوشه و بسیار وسیع،کالاهای گرانبهایی مانند جواهر و پارچه های کمیاب فروخته می شد.[47] سلجوق شاه بیگم، همسر اوزون حسن،نیز در محل قدیم قبله ی مسجدجمعه تبریز،قبه ی رفیعی برپا ساخت و آن را با کاشی های رنگین آراست.[46]
3-5 معماری در دوره قره قویونلو
ترکمانان قره قویونلو از جمله اقوامی‌اند که حدود یک‌صد سال، در قرن نهم‌ هجری،بر نواحی مرکزی، غربی و شمال غرب ایران، به پایتختی تبریز، حکومت‌ کردند. شامل حکومت‌های قره ‌قویونلو و آق ‌قویونلو بودند. در برخی از کتب تاریخی‌ این حکومت‌ها در قالب حکومت تیموریان بررسی می‌شوند ولی در اصل نژاد و حکومتی مستقل از تیموریان داشتند. معماری آن‌ها هویتی ایرانی متاثر از معماری‌ منطقه‌ی آناتولی داشت. مجموعه‌ی مظفریه‌ی تبریز (مسجد کبود و بافت پیرامون آن) از جمله مجموعه ‌های‌ مهم و تاثیرگذار در تاریخ معماری ایران، در قرن دهم هجری، است که در دوره‌ی ترکمانان‌ قره ‌قویونلو (378 هـ ق) به دستور همسر جهانشاه،خاتون جان بیگم، با سرکاری و مدیریت‌ عزالدین بن ملک ساخته شده است. از بناهای ذکرشده در وقف‌نامه و سفرنامه‌ها تنها مسجد کبود و مقبره‌ی جهانشاه باقی مانده است و باقی بر اثر زلزله و مدیریت نامناسب‌ از بین رفته‌اند. در چند دهه‌ی گذشته، محققان داخلی و خارجی مطالعات خوبی را در تاریخ، معماری‌ و زمینه‌های مختلف وابسته به آن‌ها انجام داده‌اند. که جایگاه و مرتبه‌ی والا و ارزشمندی‌ برای پژوهشگران تاریخ معماری دارد. این نوشته‌ها حاصل جمع‌آوری متون تاریخی، نوشته‌های گردشگران داخلی و خارجی و هم ‌چنین کتیبه‌خوانی کتیبه‌های موجود در دیواره‌های باقی‌مانده‌ی بنا هستند. اما موضوعی که در این بنا کمتر و شاید هم اصلاً به آن پرداخته نشده، موضوع هندسه و تناسبات معماری و تزیینات وابسته به معماری، ریاضیات و نحوه‌ی‌ ترسیم و اجرای آن‌هاست. در معماری این دوره، تزیینات، هندسه و تناسبات آن‌ها و اشکال تزیینات به کار رفته است. شامل اسلیمی، هندسی و تلفیق این دو، مصالح مختلف و اسلوبی که براساس آن موتیف‌ها و اشکال اسلیمی و هندسی کنار هم‌دیگر قرار گرفته‌اند ترسیم شده است.[48] در اواسط قرن هشتم هجری، حمله ی تیمور بار دیگر شهرها و مراکز اسلامی را به ویرانی کشید، ولی دوباره شهرها آباد شده. سمرقند و بخارا پایتخت تیموریان گردید و بناهای متعدد مذهبی و غیر مذهبی آراسته شد. در تزیینات این بناها از کاشی کاری معرق، که بهترین نمونه کاشی کاری است، استفاده شده است. در اوایل قرن دهم صفویان به حکومت رسیدند و بناهای مختلف این دوره با تزیینات متنوع کاشی کاری که به تدریج جایگزین آجرکاری و گچ کاری دوره های قبل گردیده بود آراسته شد.[1] در زمان ابوالمظفر جهانشاه قره قویونلو در تبریز مجموعه بناهای بسیار زیبا، از جمله مسجد و خانقاه و صحن و کتابخانه و مقبره، ساخته شد. که از آن همه فقط ویرانه های مسجدکبود (در ترکی: «گوی مسجد») باقی مانده که در سال های اخیر مرمت و گنبد آن بازسازی شده است.[49] نوشته ابن کربلائی صالحه خاتون (دختر جهانشاه) و بیگم خاتون (همسر جهانشاه) بانی آن بوده اند، اما کتیبه سردر مسجد نشان می دهد که بانی آن ابوالمظفر جهانشاه بوده است، ازینرو به این بناها، «مظفریه» نیز می گفته اند.[50]
3-6 مسجد کبود
مسجد کبود در ضلع شمالی خیابان امام خمینی بعد از چهارراه منصور، درکنار پارکی خاقانی، قرار دارد این عمارت که به عمارت مظفریه نیزمعروف بوده، به سعی و اهتمام خاتون بیگم همسر ابوالمظفر جهانشاه پادشاه بن قرا یوسف بن توره مش خان بن بیرام خواجه ترکمان بنا شده است. جان بیگم و جهان شاه که در سال 872 هـ. ق به دست اوزون حسن آق قویونلو کشته شدند، در عمارت مظفریه مدفونند.[51] این مسجد، گوی مسجد (مسجد کبود) و در منابع مسجد جهانشاه نامیده می شود. اما در گذشته به مسجد و عمارت معروف بوده استبانی بنا، میرزا جهانشاه بن شاه یوسف ترکمن و به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد زبان ترکی، جهان اسلام، کاروانسرا، آذربایجان شرقی Next Entries منابع پایان نامه درمورد کاشی کاری، شعر فارسی، شمال غرب ایران، جان بیگم خاتون