منابع پایان نامه درمورد انقلاب اسلامی، دوران باستان، زبان فارسی، ایران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

شد. برای مثال در ارتباط با فنلاند« پاسی» (passi ) به این یافته رسیده است که:نخستین کتابهای جغرافیایی که به زبان فنلاندی منتشر شد،عمدتاً شرح بیطرفانه واقعیتهای جغرافیایی بود، این فقط از اواخر قرن نوزدهم بود که تلاشی به عمل آمد تا نوعی مصور کردن و ارائه علت و معلولی در قالب و منطق جبر باوری محیطی (در مقابل امکان باوری جغرافیایی) عرضه شود. بدین ترتیب از دیدگاه ناسیونالیسم،نقش جغرافی در مدارس،نخست تعریف قلمرو ملتها و مرزهای بینابینی کشورها و مرزهای موجود بین ما و دیگران به زبان فنی و تشریح واقعیت های ناظر بر محیط طبیعی، فرهنگی و چگونگی مدیریت بر این ها به شکل بیطرفانه بود(کایزر،1996: 147).
1-3-4 فرهنگ (رسوم ملی،آیینها،اسطورهها،هنر)
فرهنگ مشترک ، مجموعهای از سنتها و آداب و رسوم عملی است که مردمان ساکن یک سرزمین را به هم مرتبط میسازد.ملتها عمدتاً در رابطه با یک فرهنگ مشترک توصیف میشوند. یک فرهنگ ملی برای یک ملت حالت منحصر به فرد دارد، هرچند بسیاری از عناصر آن نیز ممکن است میان ملتهای دیگر وجود داشته باشد. فرهنگ ملی با آثار مکتوب تاریخی،ادبی،مذهبی و معنوی پیشینیان یک سرزمین رابطه دارد و میراث آن ها برای نسل کنونی به شمار میآید. پوشاک، موسیقی، عادات و رفتار، رسوم ملی و مذهبی، مراسم و به ویژه ادبیات منظوم و منثور،سازنده فرهنگ مشترک یک سرزمین و ساکنان آن است(احمدی،1383: 84).
کشورها برای تدوین برنامههای ملت سازی خود از عوامل فرهنگی خاص آن جامعه استفاده میکنند. این موارد عبارت اند: جنبههای مشخصی از شخصیتهای اساطیر ملی در محصولات فرهنگی کشور مطرح و تبلیغ و شناسانده میشود. بهترین وسیله برای استمرار بخشیدن به «روح ملی» و ایجاد رنسانس فکری،علمی و فرهنگی. اسطوره است. نماد سازی در قالب پرورش شخصیتهای اساطیری،هنری،علمی،ادبی و مذهبی برای قشر جوان و نوجوان از اهمیت خاصی در فرآیند ایجاد و تعمیق حس ملیت برخوردار است، لذا بایدنمادهای مشترک را به خودآگاهی مردم وارد ساخت(محمودی،1388 : 83-75).
در تبین هویت فرهنگی در جهت ایجاد یک ملت واحد و یکپارچه شاید بتوان تاریخ مستمر، دینگرایی، همگرایی فرهنگی، زبان مشترک، دشمن خارجی،آداب وو رسوم اجتماعی،اعیاد، مناسک و نوع لباس و موسیقی مد نظر قرار گیرد،زیرا مجموعه این عوامل این امکان را دارند که همدیگر را مشروع کنند و و در صیرورت تاریخی دست اندر کار شکل دادن به هویت ملی و در نتیجه آن ایجاد ملت منسجم شوند.
1-3-5 تاریخ و سرنوشت مشترک
بعد تاریخی هویت ملی عبارت است از: آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آن و احساس هویت تاریخی و نیز تاریخ پنداری پیوند دهنده نسلهای مختلف به یکدیگر که مانع جدا شدن یک نسل از تاریخش میشود. یادآوری این نکته ضروری است که وجود اشتراک تاریخی مهم نیست ؛ بلکه احساس و تفسیر مشترک تاریخی اثرگذار است. اعضای یک ملت نسبت به گذشته خود باید تفسیری همانند و ارزش گذاری مشابه و تعلق مشترک داشته باشند، چه بسا افراد جامعه دارای حوادث و وقایع مشترک در گذشته میباشند اما به علت نفسیر و ارزشگذاری متفاوت و متعارض، آن اشتراک حوادث سبب افتراق اجتماعی کنونی میشود و در نتیجه سیاست های ملت سازی اتخاذ شده با چالش جدی مواجه گردند. پس هویت تاریخی را میتوان آگاهی و دانش نسبت به پیشینه تاریخی و اعتقاد و احساس تعلق خاطر و دلبستگی بدان دانست(ابوالحسنی،1388 : 74) .
سه بعد هویت تاریخی که باید در فرآیند ملت سازی به آن توجه شود عبارت اند از:
-دانش تاریخی: به معنای آگاهی از مهمترین حوادث و شخصیتهای تاریخی.
-تعلق خاطر تاریخی: به معنای وجود احساسات و عواطف مثبت ومنفی به حوادث، وقایع و شخصیتهای مثبت و منفی که نتیجه آن برخورد مثبت و افتخار آمیز با آن یا موفق دانستن فعالیتها و اقدامات شخصیتهای مؤثر و مثبت در تاریخ کشور و احساس غرور یا ناراحتی و سرافکندگی و تحقیر شدن است.
– اهتمام تاریخی: به معنای میزان اهمیت دادن به تاریخ در مقایسه با سایر موارد. ارنست رنان،ملتها و شکلگیری ملت را پدیده ای تاریخی میداند، اما خود یک اصل معنوی و روحی هستند. وی میگوید اگر مجاز باشم از استعاره استفاده کنم،وجود یک ملت مانند همهپرسی روزانه است، همانطور که وجود فرد تایید مداوم زندگی است. رنان میگوید: ملت،مانند فرد نتیجه نهایی گذشته طولانی سعی و تلاش، فداکاری و از خود گذشتگی است، گذشته تاریخی و مردان بزرگ و شکوه و عظمت آنان سرمایه اجتماعی است که بر مبنای آن میتوان یک ایدهی ملی را بنیانگذاری کرد(میلر،1383: 32-28).
1-3-6بستگیهای مشترک اقتصادی
نخستین بار ” کارل مارکس” بستگیهای اقتصادی را به عنوان یکی ازعوامل تشکیل ملت مطرح کرد و از آن زمان به اهمیت آن بطور روز افزون توجه شده است. وقتی عقیده براین باشد که ملت پدیده ای تاریخی و جامعه شناختی است، به شرایطی هم که در آن ملتها پدیدار میشوند،باید توجه کرد.به عقیدهی « لنین» رشد مبادله میان مناطق و ایجاد بازارهای محلی سبب پیدایش ملتها شده است. تا زمانی که مردمی بستگیهای مشترک اقتصادی یکپارچهای که شیوه تولید در حال توسعه سرمایه داری ایجاد میکند، نیافته باشند، به عنوان یک ملت نمیتواند همبستگی بیابند.
این نهاد اجتماعی[ اقتصاد] در جوامع امروزی، به ویژه در کشورهای توسعه یافته و همچنین در اغلب جوامعی که در دوره مدرنیته به عنوان ملت از هویت ملی برخوردار گشتهاند، نقشی بیبدیل دارد. چنانکه مؤثرترین روابط اجتماعی در چنین جوامعی پیرامون محورهای اقتصادی میچرخد و از طریق پیوندهای مستحکم این نماد می توان برنامه ملت سازی درون یک کشور را تدوین ساخت. واجزای جامعه خود را در مجموعه ملت بیابند.
تأثیر اقتصاد و روابط اقتصادی بسیار زیاد برای دولتها مهم است و آنها سعی میکنند منافع متقابل اقتصادی را به گونهای تنظیم کنند که روابطی پویا و منسجم در سطح ملی ایجاد کنند و اکثریت جامعه از این منافع جمعی متقابل آگاهی داشته،متاثر از ضرورتهای برخاسته از این روابط متقابل نسبت به همدیگر احساس تعلق خاطر و ابراز وفاداری نماید. شرایط نامساعد اقتصادی و عدم برنامهریزی صحیح در جهت توزیع ناعادلانه ثروت میان مناطق قومی و غیر قومی و بیتوجهی به افزایش فرصتهای شغلی باعث نارضایتی مردم و درنتیجه پیدایش حالت گریز از مرکز و در پایان ضربه زدن به ساختار ملتی واحد و منسجم میشود، به همین خاطر است که دولتها در تدوین سیاستهای اقتصادی تامل خاصی را برای حفظ ملتی یکپارچه که اساس یک کشور مستقل میباشد، ملزوم میدارند.
1-3-7 میراث سیاسی مشترک (دولت)
میراث سیاسی و دولت به عنوان یکی از عناصر هویت ملی، به یک سرزمین هویت سیاسی میبخشد، مرزهای آن را میسازد، تعریف میکند و میان ملت و دیگران غیریت بندی میکند. دولت و نهاد قدرت همچنین نقش بسیار مهمی درشکل دادن به تاریخ یک ملت دارد؛ چرا که معمولاً تاریخ بویژه تاریخ گذشته، شرح برآمدن دولتهای گوناگون و عملکرد آن ها و رابطهی آن با سایر دولتها بوده است. دولت چه به مفهوم کهن یا مدرن آن، سازنده قهرمانان و چهرههای تاریخی و ملی یک ملت نیز هست و معمولاً رهبران شایسته پیشین به قهرمانان ملی یک جامعه تبدیل شدهاند. به این تعبیر، میراث سیاسی که دولت آشکارترین نماد آن است، از مهم ترین عناصر هویت ملی ولازمه و نقطه مقدم در شکل دهی ملت سازی است (احمدی،1388 : 86).
برخی صاحبنظران براین اعتقادند که تکوین ملت مستلزم تکوین دولت و سازمان سیاسی است و کسانی که در درون این نظام سیاسی زندگی میکنند یک ملتاند در واقع چنین نظمی مصلحتهای مشترکی بین آنان پدید میآورد و احساس تعلق و وفاداری به این نظام سامان خاصی میگیرد و هویتهای ملی زاییده این فرآیند به حساب میآیند. مؤید این رویکرد، ملتهای نوین در قرن بیستم هستند که در دنیای پس از استعمار و بخصوص پس از جنگ جهانی اول و دوم یکی پس از دیگری روییدند و به عنوان دولت- ملتها در سازمان ملل به رسمیت شناخته شدند.به عنوان نمونه در خاورمیانه کشورهای پاکستان،افغانستان،عراق،سوریه،کویت،شیخ نشینان خلیج فارس، عربستان صعودی و … از این قبیل موارد هستند ( گودرزی، همان :54) .
1-3-8 اراده جمعی داوطلبانه
اراده جمعی داوطلبانه از دیگر عناصر ملت سازی است. اراده مشترک مردمان یک سرزمین برای شناخت و شناساندن خود به عنوان یک ملت و عمل بر آن اساس ، عنصر بسیار مهمی به شمار می آید. به همین خاطر است که برخی از نظریه پردازان عنصر انتخاب و اراده را در تعریف و تشکیل یک ملت بسیار مهم میدانند. از جمله این ها ارنست نان متفکر فرانسوی است که در مقاله معروف خود در سال 1882 به نام ملت چیست ؟ این عنصر ارادی و انتخابی را مطرح کرد. او یک ملت را یک همه پرسی روزانه دانست(رجایی،1383: 12). منظور او این بود که اعضای یک ملت با مشارکت روزانه در زندگی ملت ، خشنودی خود را از وجود آن و عضویت مداوم در آن نشان می دهد . در واقع این عنصر ذهنی ، نقش مهمی را در تداوم ملت بازی می کند.
این اراده جمعی داوطلبانه است که در زمان جنگ ها و دفاع از سرزمین به نمایش در می آید و به عناصر عینی سرزمین، تاریخ ، زبان و فرهنگ ، قدرت بیشتری می بخشد. اراده مشترک مردمان برخوردار از زبان ها و ادیان گوناگون در دفاع از یک سرزمین ، بهترین تجلی یک ملت به شمار می آید.

فصل دوم

ملت ایران در ادوار مختلف تاریخی با تمرکز بر بعد از انقلاب اسلامی 1979

الف: تاریخ سیاست های ملت سازی در دوران باستان و اسلامی
ب: فرآیند ملت سازی بعد از انقلاب اسلامی 1979

2-1 مقدمه
کشور ایران به عنوان یکی از تمدن های کهن در طول تاریخ تحولات وحوادث متفاوت و گوناگونی را پشت سر گذاشته است. که دراین میان ملت ایران توانسته است ماندگاری و پایایی خود را با فرازو نشیب هایی حفظ نماید .لازمهی ماندگاری ملت ایران در ادوارمختلف نیازمند اتخاذ تدابیر و برنامههای مناسب و به کار بردن شاخص های تحکیم کننده در جهت ساخت ملت بوده است. بنابراین در این مجموعه تلاش می شود در گام اول، به بررسی شناسایی عوامل تاثیر گذاردر برنامه های ملت سازی در دوران باستان و اسلامی و حکومت پهلوی پرداخته شود.ودر گام بعدی فرآیند ملت سازی بعداز انقلاب اسلامی ایران (1357) وگفتمان حاکم در دهه ی اول انقلاب که سازنده سیاست های ملت سازی است مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
2-1 تاریخ سیاست های ملت سازی در دوران باستان و اسلامی
جغرافیای سرزمینی که بعدها نام «ایران» بر خود گرفت فلاتی است که در پی هجوم و مهاجرت قبایلی از اقوام شمالی و از جنوب روسیه فعلی به تدریج رنگ و بوی فرهنگی ونژادی قوم تازه وارد را گرفت. گروههای مهاجر به تدریج در طول چهارده قرن حکومتهای مادها، پارس ها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را تشکیل دادند( قریب 1384: 87).در مفهوم ایران باستان که تاریخ شبه اسطوره ای ماست و در دوره اشکانیان رایج شده و در عصر ساسانیان گسترش یافته، ایران و انیران به مثابه دستگاهی هویت بخش و غیریت ساز، هم وجه هویت ایرانی را بیان میکنند و هم مابه التفاوت آن را معلوم می دارند. این نکته درایجاد و شکل گیری سیاست ملت سازی در ایران باستان و مایه وحدت سرزمین ایران موثر واقع شده است ( معینی علمدار ، 1383 : 45).
عهد باستان با ویژگی های خاصش به تعبیر مرحوم زرین کوب « اینک چون نمایشگاهی از آثار یک پهلوان پیر، پر از خاطره های خوش، نشان های افتخار و یادگاری های غرور انگیز بر جای مانده است(زرین کوب ، 1374: 269). بنابراین امپراطوری های ایرانی سنگ بنای هویت ایرانی را بر پایه نژاد آریایی و کشور آریاییان ( ایران) زدند. آن ها به تدوین سیاست ها و برنامه های ملت سازی با محوریت زبان فارسی ( باستان، میانه و نو)، اتحاد دین و دولت و فره پادشاهی، فرهنگ و رسوم خاص ایرانی و اسطوره های ملی و دینی پرداختند( گودرزی ، 1387 : 45).
با هجوم اعراب به ایران در طی حضور 900 ساله آن ها که زبان فارسی و دین رسمی (زرتشت) به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد ناسیونالیسم، ایدئولوژی، خودآگاهی، نیروی انسانی Next Entries منابع پایان نامه درمورد ایدئولوژی، قانون اساسی، انقلاب اسلامی، ملی گرایی