منابع پایان نامه درمورد انتقال پایتخت، ریاست جمهوری، قانونگذاری، مشارکت مردم

دانلود پایان نامه ارشد

خیابانهای عریض، فضاهای سبز پر از سایه و آسایش و باغهای پوشیدۀ آن الهام خواهند گرفت. شهری که تا حدی مشابهتهای زیادی با شهرهای زیبایی که در رویا میبینیم داشته باشد و به ما نشان دهد.» و در همان روز وزیر کشور استرالیا نیز دیدگاه خود را نسبت به آیندۀ کانبرا چنین اعلام میدارد: «آرزو میکنیم پایتخت که نتیجۀ قانونی تشکیل اتحادیۀ حکومتهای ایالتی است، بتواند اهمیت و بزرگی تشکیل فدراسیون استرالیا را به نسلهای آینده نشان دهد.» انتظاری که از این شهر به عنوان نماد ملی کشور میرفت موجب شد که از میان 137 طرح ارائه شده طرح والتر برلی گریفین که با توجه به همین نکته و کپیبرداری از طرح شهر واشنگتن و نحوه استقرار ساختمانهای حکومتی و سمبلیک در آن تهیه شده بود، انتخاب گردد.
هر چند که در مقایسه با شهرهایی همچون سیدنی و ملبورن، کانبرا جنب و جوش، تحرک، تمرکز ثروت و فعالیت و در مجموع ویژگیهای یک شهر بزرگ را ندارد، ولی باغ شهری است که با برنامهریزی و طراحی شهری قوی و برای هدفی مشخص که همان ایجاد یک مرکز سیاسی واحد برای فدراسیون استرالیا که در عین حال نماد یکپارچگی و وحدت ملی، فرهنگی و اجتماعی جامعه استرالیا نیز باشد ایجاد گردیده است و به نظر میرسد در آستانۀ یکصدمین سال تولد خود در ارائه این تصویر موفق بوده باشد.

نقشه

2-3-2-3- برزیل
موضوع انتقال پایتخت برزیل از ریودوژانیرو به منطقهای در مرکز کشور، در واقع ایدهای بسیار قدیمی است و به قرن 18 و زمانی که پرتقالیها مراکز دولتی را از شهر سالوادور (مرکز ایالت باهیا ) در شرق برزیل و سواحل اقیانوس اطلس به قسمتهای مرکزی کشور انتقال دادند، بر میگردد. در سال 1810 پایتخت به ریودوژانیرو منتقل میشود. در سال 1821 پیشنهاد ایجاد یک مرکز سیاسی که هماهنگکنندۀ امورات دولت مرکزی با دولتهای ایالتی باشد در مرکز برزیل ارائه میشود. در سال 1823 لایحهای تحت نام «برازیلیا» برای ایجاد پایتختی جدید در مرکز کشور برزیل به مجلس قانونگذاری ارائه میگردد که از طرف امپراطور رد میشود. در سال 1839 موضوع تغییر پایتخت برزیل به طور جدیتر و به استناد مطالعات و با پیشنهاد مکان مناسب در منطقۀ فرموسا ( ) که دارای جنگلها و آبشارهای بسیار زیبا بود، مطرح میشود. تمامی مجالس قانونگذاری در سالهای پس از استقرار نظام جمهوری (1891، 1934، 1937، 1946) لوایحی را در مورد تغییر پایتخت ارائه نمودهاند. مادۀ 3 قانون اساسی در سال 1891 اجازۀ تملک 14 هزار کیلومتر مربع از زمینهای منطقۀ مرکزی را برای انتقال پایتخت در آینده صادر کرد. در سال 1892 کمیسیون توسعۀ منطقه مرکزی با 22 عضو شامل زمینشناسان و مهندسان تشکیل گردید و گزارشی در مورد مختصات و مشخصات محل ایجاد پایتخت جدید تهیه شد و در آن مساحت مورد نیاز برای ساخت پایتخت جدید را 14400 کیلومتر مربع برآورد نمود. 25 سال بعد، یعنی در سال 1922، طرح ایجاد منطقۀ فدرال ( ) موردنظر کمیسیون مذکور قرار گررفت و در همان سال محل استقرار پایتخت جدید تقریبا تعیین گردید. پس از انقلاب 1930 و در سال 1934 مجلس جدید، طرح ایجاد پایتخت جدید را مجددا مورد تصویب نمایندگان قرار داد. پس از کودتای سال 1937 طرح ایجاد پایتخت جدید به طور غیرمستقیم توسط رئیس جمهور وقت دنبال میشد. در سال 1946 مجلس بار دیگر بر تغییر انتقال پایتخت رأی مثبت داد و اجازۀ شروع مطالعات آن را به تصویب رساند.
در سال 1948 کمیسیون جدید توسط رئیس جمهور تشکیل شد. وی بعد از مطالعات فراوان، بهترین مکان را همان مناطق انتخاب شده در مناطق مرکزی تشخیص داد و مساحت آن را به 77 هزار کیلومتر مربع افزایش داد. چند ماه بعد، کمیسیون برنامۀ ساخت و انتقال پایتخت فدرال تشکیل گردید. در سال 1955 ساخت پایتخت در حد 50 کیلومتر مرربع توسط رئیس جمهور وقت به تصویب رسید و در همان سال دولت ایالات گوباس کمیتۀ همکاری انتقال پایتخت را در آن ایالت ایجاد نمود که یکی از اولین اهداف آن، انتخاب محل پایتخت برای دولت فدرال بود.
در سال 1956 ژوزلینوکوبیچک به ریاست جمهوری رسید و طی پیامی به پارلمان قول داد که پروژۀ برازیلیا یعنی ساخت پایتخت جدید را طی دوران ریاست جمهوریاش به اتمام رساند. پیام مذکور در سپتامبر همان سال به عنوان یک قانون درآمد و به تصویب نمایندگان مجلسین سنا و شورا رسید. در اکتبر 1956 رئیس جمهور به همراه هیئتی از مهندسین از محل بازدید کرد و تصمیم به شروع قطعی پروژه گرفت. در همان ماه اکتبر و طی ده روز، اولین اقامتگاه رئیس جمهور که تمام آن از چوب بود، در محل ساخته شد. در مارس 1957 پروژۀ ایجاد پایتخت تهیه و به تصویب رسید و تیم مهندسان، کار طراحی ساختمانها براساس طرح جامعی را انجام داده و در مدت کوتاهی به پایان رسانید. در اکتبر 1957 رئیس جمهور قانونی را به تصویب رسانید که پایتخت در 21 آوریل 1960 به محل جدید (برازیلیا) انتقال یابد. در فاصلۀ دو سال تا زمان انتقال، تمامی زیرساختها و ساخت سازههای مهم پایان یافته بود. در روز افتتاحیه، سه رکن اصلی نظام برزیل یعنی قوای مجریه، مقننه و قضاییه حضور داشتند. کاخ ریاست جمهوری، ساختمان کنگرۀ ملی، 11 وزارتخانۀ ساختمان شش شرکت بزرگ، آشیانۀ فرودگاه، موزۀ برازیلیا، ساختمان مرکز تلفن، هتل برازیلیا، مراکز درمانی، اداری و تجاری که آماده بود در اختیار قرار گرفتند.
ساختمانهای مسکونی ساخته شده و تقریبا تمام ساختمانهای در دست احداث، خیابانهای داخل شهر و جادههای ارتباطی خارج از شهر نیز از طرف شرکت سازندۀ پایتخت نواکپ ( ) تحویل دولت گردید.
به طور قطع ساخت برازیلیا هزینهای سنگین دربر داشت و موجب کسری بودجه و تورم گردید و این دو از عوامل کودتای سال 1946 در برزیل بودند. در دورۀ مدیریت بعد از کوبیچک، ساخت و ساز عملا متوقف گردید. فشار زیادی برای انتقال مجدد پایتخت از برازیلیا به ریودوژانیرو وارد میشد، در حالی که شمار قابل توجهی از مردم کشور در برازیلیا ساکن شده بودند. بالاخره در دورۀ کاستلوبرانکو اولین رئیس جمهوری نظامی بعد از کودتا بود که برازیلیا عملا به عنوان پایتخت پذیرفته شد.
به هر حال برازیلیا شهری است که در زمان خود برای آینده طراحی شد و تلفیقی است از افکار جسورانۀ لوسیوکاستا (شهرساز و طراح شهر)، اسکار نیمایر (معمار ساختمانهای برجستۀ شهر) و اسرائیل پنیهیرو (مهندس مجری) و در رأس همه عزم قاطع و ارادۀ قلبی رئیس جمهور به نام کوبیچک که میدانست اگر این انتقال پایتخت در زمان 5 سال ریاست جمهوری وی صورت نگیرد هرگز عملی نخواهد شد.
در اسناد مختلف دلایل متعددی برای انتقال پایتخت از ریودوژانیرو به برازیلیا مطرح شده است:
1. برزیل در طول تاریخ همواره در معرض تهاجم بوده است و در گذشته و بعد از استقلال توسط فرانسویها، هلندیها و حتی پرتقالیها اشغال شده است. وجود ریودوژانیرو به عنوان پایتخت در کنار سواحل شرقی، کشور را در مقابل تهاجمات، آسیبپذیر میساخت. به عبارت دیگر، ایجاد منطقهای امنتر به عنوان پایتخت در مرکز ثقل کشور از نقطه نظر دفاعی و امنیتی حیاتی به نظر میرسید.
2. مناطق مرکزی و شمال کشور با وجود برخورداری از مواهب طبیعی و منابع غنی و قابلیتهای نهفتۀ فراوان، از توسعه نیافتگی رنج میبرد. کشور برزیل از طریق سیاستهای حمایتگرانه موفقیتهایی در فرایند طبیعی شدن به دست آورده بود لیکن به دنبال پایان جنگ دوم جهانی، صنعت برزیل دچار مشکلاتی جدی گردید. دولت رئیس جمهور کوبیچک (1956-61) سیاست توسعه شتابان صنعتی با هدف سرمایهگذاری دولتی در تسهیلات زیربنایی (مثل راهها و طرحها و نیروی برق آبی) و در برخی صنایع سنگینی (مثل قولاد و تصفیه نفت) را با سرمایهگذاری خصوصی در طرحهای جدید دنبال کرد، در این رابطه به شرکتهای خارجی نقش عمدهای داده شد. فعالیتهای صنعتی و رونق اقتصادی عمدتا در ریودوژانیر و سائوپولو متمرکز شده بود. تمامی توسعۀ برزیل در سواحل شکل گرفته بود و مرکز کشور از توسعۀ فضایی و اقتصادی بیبهره مانده بود. موقعیت و دوری ریو (در جنوب برزیل) از سایر مناطق کشور در حالی که فاصلۀ شمال تا جنوب آن، 4320 کیلومتر و شرق و غرب آن از 4328 کیلومتر است، جزو مشکلات عمده به حساب میآمد. زمانی که ساخت پایتخت شروع شد، منطقه فقط 2000 نفر جمعیت داشت. به نظر میرسد انتقال پایتخت از ریودوژانیرو به برازیلیا در چارچوب طرح آمایش سرزمین برزیل صورت گرفته باشد.
برازیلیا شهری بود بدون خط ارتباطی راهآهن که بیشتر برای حمل و نقل جادهای و اتومبیل طراحی شده بود. توسعۀ فلات مرکزی برزیل و رفع عقبماندگیها مرکز کشور در مقایسه با مناطق ساحلی و کنارهها از اهداف طرح انتقال پایتخت بود.
3. ریو دوژانیرو به خاطر جاذبه های توریستی و سواحل زیبای قابل استفاده، عمدتاً شهری جهانگردی است و همه ساله بر تعداد جهانگردان داخلی و خارجی آن افزوده می شود. ترافیک سنگین، وجود مسائل و مشکلات زیست محیطی به خاطر استقرار کارخانجات و تاسیسات مهم صنعتی، ناامنی شدید و وجود درصد بسیار بالای بزهکاری و جرم در ریودوژانیرو،عدم وجود فضای کافی برای ساخت ساختمانهای جدید دولتی و نیز بافت پیچیده شهر جزو مشکلات پیش رو برای تداوم حیاط ریودوژانیرو به عنوان مرکز سیاسی کشور محسوب می شد.
4. ساخت پایتختی که مظهر و نماد اراده ملی و آینده برزیل نوین باشد، شهری برای آینده، شهری که تماماً توسط برزیلی ها پایه گذاری، طراحی و ساخته شده و نه مانند ریودوژانیرو توسط پرتقالی ها ساخته و پرداخته شده باشد.
5. گسترش سلطه حکومت فدرال بر همه جای کشور و رفع مشکلات ناشی از عدم امکان نظارت بر امور سایر ایالات به خاطر دوری ریودوژانیرو از مرکز و شمال کشور. با ایجاد پایتخت جدید در مرکز، دسترسی سایر ایالات به مرکز سیاسی کشور آسان تر و هماهنگی میان مرکز سیاسی کشور و سایر حکومت های ایالتی بهتر صورت می گیرد.
6. از دیگر دلائل انتقال می توان به مسائل و. ملاحظات امنیتی اشاره نمود. با وجود اقدامات امنیتی شدید، هنوز هم ریودوژانیرو (بعد از سائولوپولو) ناامن ترین شهر برزیل می باشد. آمار درگیری های مسلحانه، قتل و بزهکاری نشانگر این واقعیت است. استقرار مرکز سیاسی کشور در یک شهر کوچک تر از نقطه نظر امنیتی و کنترل اغتشاشات و شورش، معقول تر به نظر می رسد. دامنه توقعات شهروندان در شهر کوچک تر نیز محدودتر است. به نظر می رسد برازیلیا در رسیدن به هدف پیش بینی شده، موفقیت قابل قبولی داشته است هر چند که در برخی از زمینه های انحرافاتی از برنامه و هدف گذاری اولیه دیده مکی شود.. شهری که قرار بود در سال 2000 حداکثر 500000 جمعیت داشته باشد، در سال 1990 بیش از 15 میلیون و در حال حاضر با کلیه شهرک های اقماری، هسته مرکزی و 19 منطقه اداری در محدوده فدرال ، حدود 2000000 نفر جمعیت دارد و پیش بینی می شود که تا سال 2010 جمعیت پایتخت به 2385230نفر برسد. در عین حال این امر نشاندهنده تاثیری است که ساخت برازیلیا بر جذب جمعیت و توسعه منطقه داشته است. ریودوژانیرو همزمان به رشد خود ادامه داده و نقش خود را بعنوان یک شهر جذاب و دوست داشتنی برای مردم و جهانگردان همچنان حفظ کرده است. به عبارت دیگر انتقال مرکز سیاسی از ریودوژانیرو به برازیلیا تأثیر چندانی بر کاهش جمعیت آن نداشته است و تنها جمعیت اداری و کارکنان وابسته به فعالیتهای حکومتی از ریو تخایه شدهاند. نکتۀ مهم آن که سهم و نقش مشارکت مردمی در فرایند تصمیمگیری برای انتقال پایتخت بسیار ضعیف بلکه ناچیز بوده است. مسائل مالی پروژه از طریق بودجه حکومت فدرال (مرکزی)، خزانۀ کشور، شرکتها، وام خارجی (با توجه به روند سریع صنعتی شدن برزیل) و فروش زمین به متقاضیان صورت میگرفت. در برازیلیا، سفارتخانههای خارجی به وسیلۀ خودشان، ساختمانهای بخش خصوصی با سرمایه شخصی و بانکها توسط بانکداران با حمایتهای خاص دولت ساخته شدند. ساختمانهای دولتی نیز تماما توسسط دولت ساخته شد.
از سال 1956 تا 1961 کلیه امور اجرایی (فنی- مهندسی و اجرایی) و مدیریتی ساخت و ادارۀ شهر توسط شرکت نواکپ ( ) انجام گرفت و شرکت برای انجام این مهم، از کلیۀ توان فنی و اجرایی ممکن در برزیل و برخی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد انتقال پایتخت، آموزش و پرورش، توسعه یافتگی، توازن اقتصادی Next Entries منابع پایان نامه درمورد انتقال پایتخت، زیست محیطی، مناسب سازی، آلودگی هوا