منابع پایان نامه درمورد انتقال پایتخت، قدرت سیاسی، صنعتی شدن، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

نقشهای عمومی- خصوصی بسیار متفاوتی در شهرهای پایتختی میشود. برای مثال، سهم جکومت ملی از محل عایدات و اشتغال عمومی بیشتر در شهرهای پایتختی فدرال و نوپایی مانند واشینگتن و بن نسبت به شهرهایی مانند لندن و پاریس تفوق دارد. با این حال براساس معیارهای جهانی، پاریس و لندن نیز به عنوان شهرهای پایتختی مشابه واشنگتن و بن درنظر گرفته میشوند.
اهمیت شهرهای پایتختی حتی فراتر از حضور وسیع کارمندان حکومتی میباشد. کشورها به ویژه حکومتهای فدرال، خارج از شهر پایتخت نیز دارای مراکز بزرگ نیروهای حکومتی هستند. به عنوان نمونه، ایالات متحده آمریکا، دادگاههای فدرال، ادارات ارتشی، پایگاهها، ضرابخانهها و بسیاری از دفاتر نمایندگی را در شهرهای متعددی پخش کرده است. چنین رویکردی در آلمان نیز انجام گرفته است. این الگوی غیرمتمرکز، در این شهرها نوعی وابستگیهای محلی بر اشتغال ملی حکومتی و قراردادها را بویژه در بخش دفاعی بوجود میآورد (Marksmen et al, 1991). وقتی سهم محلی از اشتغال وابسته به حکومت ملی به قدر کافی افزایش یابد، پس میتوان مراکزی از قبیل لوس آنجلس و کولورادو را «شهرهای حکومتی» نامید. همانگونه که قسمتی از یک گیاه جزء لاینفکی از عناصر دیگر آن است، یک شهر حکومتی نیز حاصل سازماندهی فضایی کار همراه با تصمیمگیری مقدماتی در یک مکان منفرد با موقعیت مرکزی و پیادهسازی در بسیاری از مکانهای دیگر میباشد که از آن به عنوان شهر پایتخت یاد میشود. شایان ذکر است، شهر پایتخت با وجود فرایند جهانی شدن و تمرکززدایی فعالیتهای اقتصادی، همچنان به عنوان مرکز امور حکومت ملی باقی میماند.
روی هم رفته، شهر پایتخت نوع خاصی از «شهر اطلاعاتی» نیز است. یعنی در اواخر قرن بیستم، نه تنها به عنوان یک مرکز تکنولوژیکی برتر مالی –رسانهای محسوب میشد (Castells, 1990)، بلکه در نقش پیشین خود به عنوان مرکز پردازش اطلاعات حکومتی و نظامی، کانون تصمیمگیری سیاسی، کارگزاری قدرت، سرشماری و جمعآوری مالیات نیز به حساب میآمد. به طور کلی پایتختها، مکانهایی تبادلی برای حل و فصل مشکلات و احتیاجات مناطق وسیعی به شمار میروند که از آنجا، پرسنل حمل و نقل به طرق معمول و کم و بیش رایج به پایتخت میآیند تا در زمینههای مختلف شغلی به داد و ستد و جمعآوری اطلاهات بپردازند (Guttmann and Harper, 1990: 81).

2-2- نقش متحول شهر پایتخت در گذشته، حال و آینده
شهرهای پایتختی عمدتا محصول دورره حکومتهای ملت پایه هستند. این دوره با فرایند زوال امپراتوریهای بزرگ و رشد و توسعه پدیده حکومت ملت پایه همزمان میباشد (king, 1993: 251). به عبارت دیگری، شهرهای پایتختی محصول دوران معاصرند. حتی پاریس به عنوان یک پایتخت نمونه، در دوران جدید تنها به دلیل تمرکز تمام نقشهای مهم در این شهر بود که پایتخت شد. در واقع، به کحض اینکه تمدنهای جوامع قدیمی از بین رفتند، و اخلاقیات، سیاست، اقتصاد و هنر زیرمجموعههای نسبتا مستقلی از جامعه شدند، تفکیک سیستم سیاسی- اجرایی در ابتدای دوران جدید، برای اولین بار نیاز بهه ایجاد شهر پایتخت ثابت را بوجود آورد (Beyme, 1991: 13-4).
با توجه به اینکه پدیده حکومت ملت پایه مدرن، سازه نسبتا تازهای به شمار میرود، شهر پایتخت حکومت ملت پایه مدرن را مدیریت میکند. شهر پایتخت، نمود تمرکز قضایی قدرت ملی در مکانی منحصر به فرد است که تقویت و تعمیق تقسیم قضایی کار بین حاکم (در شهر) و عنصری که بر آن حکومت میشود (در مناطق داخلی کشور)، بر عهده آن میباشد. نتیجه این عمل ایجاد سلسله مراتبی از قدرت در بین شهرها است که شهرهای پایتختی در رأس آن قرار دارند. این تقسیم سازمانی و تمرکز قدرت سیاسی یک پیشنیاز اساسی برای شهرهای پایتختی جدید میباشد و از تقسیم فوق چنین استنتاج میشود که شهر پایتخت جدید اساسا با حکومت- شهر پیشیت متفاوت است. اما سوال این است که مفهوم این رشد و توسعه همزمان پدیده حکومت ملت پایه و پایتخت آنها چیست؟
همانگونه که کشورها از نظر وسعت و مرزهای خود، ساختار و وظایف حکومت، شبکههای حمل و نقل و ارتباطی درونی، کنترل شهروندان خود و ارتباط با دنیای خارج متحول شدهاند، شهرهای پایتختی نیز به دلیل این موضوع تغییر یافتهاند. این رویداد در مورد پایتختهای اروپایی بع منزله تغبیر در ساختار محلی شهری بود که دگرگونیهای قدرت سیاسی ملی را منعکس سازد. به طور کلی، دوران پیشرفت شهرهای پایتختی مانند پیشرفت کشورهایشان گوناگون و متفاوت است. تعدادی از پایتختها از همان ابتدا مقرهای باشکوهی بودهاند، در حالی که بسیاری از شهرهای دیگر حاصل تصمیمات اجرایی و مدیریتی جدید به شمار میروند. در این راستا، برخی از شهرهای پایتختی مراکز امپراتوری استعماری بوده و تعداد دیگری نیز به عنوان شهرهای اجرایی و بندرگاهی در خدمت استعمارگری آنها بودهاند. شهرهای پایتختی دسته اول به لحاظ جمعیتی به نقطه اوج رسیدهاند، در حالی که از شهرهای پایتختی دسته دوم با توجه به جهش اقتصادی چشمگیری که دارند، به عنوان کلان شهرهای بعد از استعمارگری یاد میشود (مانند شهر مکزیکوسیتی).
رشد و توسعه موازی دو پدیده حکومت ملت پایه و پایتخت در مورد برلین از اهمیت زیادی برخوردار است؛ بطوریکه، اتحاد مجدد آلمان در سال 1990، در مقایسه با اتحاد نخست آن در سال 1871، باعث ایجاد شهر پایتخت با تفاوتهای اساسیتری نسبت به قبل شد. به عبارتی دیگر این موضوع دوران حیاتی تاریخی نقش شهر پایتخت را بازتعریف و برجستهتر میکند.
. شایان ذکر است در آلمان بعد از جنگ نیز تحولاتی مانند انبساط یا انقباض قلمرو ملی، انقلاب، جابه جایی مقر حکومت، تحول تکنولوژیکی، بازساخت اقتصادی و تحول فرهنگی انجام گرفت. طبق اشارات بیسمارک در کتاب «رایش آلمان» (امپراتوری آلمان) و یا در کتاب «جمهوری فدرال آلمان کنونی» از هلموت کوهل، شهرهای پایتختی برآیند زمان و مکان ویژهای به شمار میروند. بنابراین، اگر اتحاد نخست آلمان منجر به صنعتی شدن و رشد کلان شهرهایی با توان کنترل مرکزی بر امپراتوری نظامیگرا در یک اروپایی که از نظر سیاسی بیثبات بود گردید، اتحاد بعدی صنعتی شدن و نظامیگری دوباره شهر پایتخت را با یک رشد اقتصادی ایستا به همراه داشت. در واقع این تحول موجب شد تا برلین به عنوان یک مرکز مدیریتی جدید برای فدراسیون نامتمرکز آلمان در کانون اروپای متحد به ایفای نقش بپردازد.

2-3- تجربیات انتقال پایتخت در جهان و ایران
2-3-1- تجربیات انتقال پایتخت در ایران
ایران همواره به دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط اقتصادی-سیاسی خود، به عنوان یک چهار راه منطقه ای، کانون تلاقی فرهنگ ها و تمدن های گوناگونی بوده است(تاجیک،1384:130).بطوریکه وجود همین موقعیت جغرافیایی و مواصلاتی ویژه،مهمترین دلیل تعدد حکومت های حاکم برجغرافیای ایران بوده است.جغرافیای ایران در طول تاریخ طولانی و پر فراز و نشیب خود شاهد مکان گزینی و جابه جایی پایتخت های متعددی بوده است.بطوریکه در این سرزمین،جابجایی پایتخت از شهری به شهر دیگر ،همزمان با گسترش ارضی و انتقال قدرت از یک قوم به قوم دیگر ،امری عادی . متداول بوده است.(میر حیدر،1381:144)

جدول(3-2):فهرست ترتیبی پایتخت های ایران

جدول(2-4):عوامل موثر در انتخاب پایتخت

جدول(2-5):موقعیت جغرافیایی پایتخت های ایران
منبع:(حافظ نیا،296:1381)

2-3-2- تجربیات انتقال پایتخت در جهان
تغییر پایتخت یا مرکز سیاسی و حکومتی کشورها در طول تاریخ بارها اتفاق افتاده است و بدون شک هر کشوری براساس دلایل و شرایط سیاسی، اقتصادی و یا اجتماعی و فرهنگی در زمانی خاص تصمیم به جابجایی و انتقال پایتخت گرفته است. این امر در دورۀ معاصر نیز بارها اتفاق افتاده و قرن بیستم شاهد انتقال بسیاری از پایتختهای جهان از جمله در کشورهای استرالیا، ترکیه، آلمان، پاکستان، برزیل، قزاقستان، مالزی،تانزانیا و نیجریه بوده است. برخی دیگر از کشورها نیز تصمیم به انتقال پایتخت داشتهاند که یا در حد ایده باقی مانده و یا با شکست روبرو شدهاند.
هدف این بخش از تحقیق، شناخت و معرفی مجموعه تجارب جهانی و عوامل مختلف تأثیرگذار بر اتخاذ چنین تصمیمی در کشورهای مختلف و نتایج حاصل از آن است تا با آگاهی از این تجربیات، تصمیمسازی در خصوص انتقال مرکز سیاسی در کشور با پشتوانۀ علمی بیشتر و استفاده از تجربۀ ارزشمند جهانی برای پیمودن یا نپیمودن راهی که قبلا تجربه شده است، صورت گیرد.
مطالعه و بررسی تجارب جهانی در خصوص انتقال پایتخت، برای دستیابی به عوامل کلیدی و موثر که در تجارب جهانی مشترک است و شناخت عواملی که به طور اخص در بعضی از کشورها مورد توجه قرار گرفته است انجام شده و در پی پاسخگویی به سوالات زیر میباشد:
– شناسایی کشورهایی که موضوع انتقال پایتخت را در صد سال گذشته تقریبا از شروع قرن بیستم تجربه کردهاند و بررسی، تحلیل و ارزیابی تجارب آنها؛
– شناسایی و دستهبندی عوامل موثر بر فرایند تصمیمگیری در مورد هر یک از کشورها؛
– بررسی میزان قابلیت کاربرد عوامل شناخته شده از تجارب جهانی در شرایط ایران؛
– شناخت اثر تغییر پایتخت بر پاییتخت اول و پاسخ به این سوال که آیا این تغییر در حل مشکلات پایتخت قبلی تأثیرگذار بوده است یا خیر.
در بررسی تجارب جهانی انتقال پایتخت، معمولا تجارب هر کشور در درون کشور نگهداری شده است و در نتیجه دسترسی به منابع و اطلاعات با محدودیت جدی روبرو میباشد. لذا تصمیم گرفته شد علاوه بر جست و جو و شناسایی منابع اطلاعاتی موجود در شبکههای اینترنتی و کتابخانهای و استفاده از آنها که البته بسیار محدود بود، از روش مصاحبۀ عمیق یا اکتشافی نیز استفاده شود. برای این منظور مصاحبههای حضوری با سفرای کشورهایی که کشور متبوع آنها موضوع انتقال پایتخت را به گونهای تجربه کرده بود و یا در دست اقدام داشت به انجام رسید و از سفارت جمهوری اسلامی ایران در کشورهای موردنظر نیز گزارشاتی در این خصوص دریافت و جمعآوری گردید. سفرای کشورهایی که در این مصاحبههای حضوری شرکت داشتند عبارت بودند از سفرای کشورهای استرالیا، برزیل، ژاپن، قزاقستان، پاکستان، مالزی، عربستان و ترکیه که اطلاعات ارزشمندی را منتقل نمودند و مدارک و اسناد مربوطه را در اختیار تیم تحقیق قرار دادند.
آنچه در این بخش مورد توجه قرار میگیرد، نتیجۀ بررسیهای کتابخانهای، جست و جوهای اینترنتی، مصاحبههای عمیق با سفرا و گزارشات دریافتی از نمایندگیهای ایران در کشورهای مورد اشاره میباشد.
لازم به ذکر است با وجود تنوع در اطلاعات و منابع آنها که عموما سامانۀ اطلاعاتی منجسمی نداشتند و معمولا هر کشوری بنا به شأن و اهمیتی که برای موضوع قائل است و با توجه به ضرورت و تشخیص خود اقدام به مستندسازی تجربه کشورش نموده است، لذا دسترسی به اطلاعات هم سطح، همگن و دارای دستهبندی یکسان در مورد همه کشورهای مورد مطالعه امکانپذیر نبود. برخی از اطلاعات واصله ماهیت وقایع نگاری داشت، بدون اینکه اشارهای به جزئیات امر، نظیر نظام مدیریت اجرایی و برنامهریزی، ساخت، هزینههای انتقال و فرایند تصمیمگیری نموده باشد. برخی دیگر در حد طرح موضوع و اطلاعرسانی است و بسیاری از اطلاعات نیز صرفا شفاهی و از ملاقات و مصاحبۀ حضوری با سفرای کشورهای مورد مطالعه به دست آمده است. از اینرو گوناگونی دامنه و عمق اطلاعات و یک دست نبودن آنها از محدودیتهای پیشرو در مطالعات بود. (اما تلاش شد تا با پیگیری اهداف، موضوع بررسی و تحلیل گردد که نتیجه، این تحقیق است.) در ادامۀ این بخش ابتدا تجارب بعضی از کشورها مورد توجه قرار میگیرد و سپس جمعبندی نهایی ارائه میشود.

جدول(6-2): آخرین موارد انتقال پایتخت ها در قرن بیستم
منبع:Scharez,2003:5

2-3-2-1- آلمان
در آلمان پس از اتحاد دو آلمان و تشکیل آلمان واحد تصمیم به انتقال پایتخت از بن به برلن گرفته شد و عملیات انتقال در سپتامبر 1999 آغاز گردید. مسئلۀ لنتقال پایتخت در مورد آلمان به آن معنا موضوعیت ندارد چرا که آلمان در واقع به پایتخت پیشین و اولیۀ خود (تا قبل از تجزیه به دو بخش شرقی و غربی) بازگشته است.
هر چند دلایل خاصی برای اقدام به تغییر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد حوزه نفوذ، قدرت سیاسی، ایالات متحده آمریکا، روابط اقتصادی Next Entries منابع پایان نامه درمورد انتقال پایتخت، آموزش و پرورش، توسعه یافتگی، توازن اقتصادی