منابع پایان نامه درمورد امنیت ملی

دانلود پایان نامه ارشد

تشکیل می‎دهد. (روشندل،44:1388).

2-14- امنیت
اگر به جستجو براي يافتن مطالبي در خصوص امنيت پرداخته شود تا قبل از سال 1980 چندان مطلبي به دست نمي آيد. دليل اصلي عدم گسترش امنيت به مثابه يك مفهوم در روابط بين الملل را در نحوه نظرپردازي آن در كتاب ها و مقالات بايد جست.امنيت مقوله‌اي پيچيده و تامل برانگيز است كه درك زواياي گوناگون آن نيازمند طراحي تئوري‌هاي كلان با قابليت سطوح مختلف داخلي و خارجي، فردي و اجتماعي، خود و كلان و به كارگيري مفاهيم جا افتاده و با ظرفيتي است كه در مجموع توان فهم پديده‌هاي سياسي را افزايش مي‌دهد. (افتخاري، 1378: 26)
مقوله‌اي به نام امنيت، قدمتي به بلنداي تاريخ بشريت دارد. بشر از همان ابتداي زندگي بر روي كره خاكي، با معماي امنيت و چگونگي برخورداري از آن دست به گريبان بوده است. بدين جهت مفهوم امنيت قدمتي كهن تر از مفهوم جامعه، اجتماع و غيره دارد، چرا كه فرد حتي در زمان زندگي مجرد خود نيز با مشكل امنيت روبرو بوده است. اما با تكامل زندگي اجتماعي بشر و شكل گيري چهارچوبه‌هاي نوين، گفتار پيرامون امنيت نيز ضرورت خاصي يافت و از اين جاست كه مقوله امنيت و دستيابي به آن، نقطه حركتي مناسب در انديشه دانشمندان عصر گذشته و حال بوده است. در اين راستا در مباحث فلسفي و سياسي انديشمنداني چون افلاطون، ارسطو، هابس، جان لاك و روسو به ويژه امنيت ملي و ساز و كارهاي دست‌يابي به آن از مباحث محوري آنها به شمار مي آيد.
افلاطون و ارسطو امنيت را وظيفه حكومت و عدالت را ضرورت دست‌يابي به آن مي‌دانند. هابس وضع طبيعي را مظهر ناامني و جنگ همه عليه همه به حساب آورده و قرارداد اجتماعي را وسيله‌اي براي تأمين امنيت و رهايي از ناامني مي‌داند موضوعي كه در انديشه لاك و روسو نيز از منظري متفاوت مشاهده مي‌شود. (فاستر،60:1376)
امنيت را در مجموع داراي دو معناي ايجابي يعني وجود احساس رضايت و اطمينان خاطر نزد دولتمردان و سلبي يعني نبودن ترس، اجبار و تهديد مي دانند. (افتخاري، 1378: 27)
امروزه دو تعريف از امنيت وجود دارد. يكي مربوط به ذهني گراهاست و ديگري مربوط به عيني‌گراها. عيني‌گراها مثل مورگنتا17 امنيت را مستقل از ذهينيت افراد مي‌داند كه ما به آن امنيت وجودي مي‌گوييم. دومي كه مكمل اين است و ذهن‌گرا و عقل‌گرا است، از داخل يك دريافت‌هايي از امنيت دارد يعني مردم مي‌گويند ما از چه مي‌‌ترسيم و چه چيزي مي‌خواهيم. (افتخاري، 1378: 59).

2- 15- امنیت ملی
از آن جا كه مفهوم امنيت ملي با نيازهاي دولت ها، حكومت ها و رژيم ها و مفاهيمي چون حفظ و كسب قدرت گره خورده بيشتر در معرض آسيب پذيري قرار گرفته است.والتر ليپمن18 معتقد است «هر ملتي تا جايي داراي امنيت است كه در صورت عدم توسل به جنگ مجبور به رها نمودن ارزش‌هاي محور نباشد و چنانچه در معرض چالش قرار گيرد بتواند با پيروزي در جنگ آن را حفظ كند». (نظری،46:1389)
پنه لوپه هارتلند19 امنيت ملي را عبارت مي‌داند از «توانايي يك ملت براي پيگيري موفقيت آميز منافع ملي خود در هر جاي دنيا به همان نحوي كه خودش آنها را مي‌بيند». (روشندل، 1373: 11)
كالج دفاع ملي كانادا امنيت ملي را يا اين‌گونه تعريف مي‌كند: «راه و روش زندگي قابل پذيرش براي همه مردم مطابق با نيازها و آرزوهاي مشروع شهروندان، اين امر شامل رهايي از حمله يا فشار نظامي، براندازي داخلي و نابودي ارزش‌هاي سياسي- اقتصادي و اجتماعي كه براي كيفيت زندگي ضروري هستند ميشود». (ربيعي، 1383: 13)
رابرت ماندل20 نيز امنيت ملي را چنين توصيف مي كند: « امنيت ملي شامل تعقيب مادي و رواني ايمني است و اصولاً جزء مسووليت حكومت هاي ملي است تا از تهديدات مستقيم ناشي از خارج نسبت به بقاي رژيم ها، نظام شهروندي و شيوه زندگي شهروندان خود ممانعت به عمل آورند. (ماندل، 1379: 51)
بوزان نيز تشريح مي‌‌كند كه امنيت ملي از لحاظ مفهومي ضعيف و از نظر تعريف مبهم است ولي از نظر سياسي مفهومي قدرتمند باقي مانده است، چون مفهوم نامشخص امنيت ملي راه را براي طراح راهبردهاي بسط قدرت توسط نخبگان سياسي و نظامي باز مي‌گذارد. وي در سالهاي اخير تلاش‌هاي زيادي براي گسترش مفهوم امنيت ملي انجام داده است. وي 4 تبيين ممكن را براي علت پيشرفت ضعيف مفهوم امنيت ملي به دست مي‌دهد:
1- مفهوم امنيت با تعريف ساده در ضديت است و پيچيدگي موضوع باعث شده تحليل گران از آن روي گردان شوند و به دنبال مفاهيم قابل پيگيري بيشتر بروند.
2- وجود دامنه مشترك بين اين مفهوم و مفهوم قدرت در شرايط رودر رويي جدي است. قدرت مفهوم مسلط بوده و امنيت صرفاً پيامد طبيعي انباشت و اعمال مؤثر قدرت و به ويژه قدرت نظامي است.
3- دليل سوم در ماهيت اعتراضات مختلف عليه مكتب رئاليسم افراطي تا پايان دهه 1970 مي‌باشد.
طرفداران آرمانخواهي الگوي واقع گرايان را به طور خطرناكي خودپسندانه و بيش از حد متمركز روي جنگ، آن هم در جهان مسلح به سلاح اتمي مي دانستند.
4- ماهيت مطالعات استراتژيك اين مفهوم كه به عنوان يك رشته فرعي حجم بسيار گسترده از مطالب تجربي در مسائل سياست نظامي را به خود اختصاص داده است. (بوزان21، 1378: 20)
در بررسي مساله امنيت ملي همه آن چه گفته شد اين است كه حكومت‌ها به سادگي مي‌توانند از ارتباط بين امنيت خود و دولت براي افزايش قدرت كنترل بر سياست‌هاي داخلي بهره گيرند، حكومتها از لحاظ فردي يا سازماني منافع خاص خود را دارند و از طريق وارد كردن مساله امنيت ملي به محيط داخلي مي‌توانند قدرت خود را عليه مخالفان خود افزايش دهند.
امنيت بستر تحقق ارزش ها و اهداف است و يك نظام حكومتي حاضر است براي حفاظت از امنيت ملي همه منابع خود را تخصيص دهد. لذا مهم ترين اهدافي كه در اين خصوص بيان شده است عبارت است از:
1- حفظ استقلال و تماميت ارضي
2- تحقق رفاه مردم و ثبات سياسي كشور
3- حفظ و اشاعه ارزشهاي ملي و اقتصادي
1- فراهم كردن امكانات فراغت خاطر نسبت به تهديدات اجتماعي (ماندل، 1379: 34).

2-15-1- ويژگي هاي امنيت ملي
1- نسبي بودن امنيت:
در جهان فعلي دستيابي به امنيت مطلق غير ممكن است زيرا قدرت كه مبناي تحصيل امنيت است متغير، متفاوت و نسبي است و بالطبع امنيت حاصل براي دولت‌ها نيز نسبي مي‌گردد. بنابراين با تغيير ميزان قدرت و وجود تهديدات بالقوه و بالفعل حتي قوي‌ترين دولت‌ها نيز امنيت مطلق ندارند. (كاظمي،40:1386).
2- ذهني بودن امنيت:
اصولاً احساس امنيت و عدم آن امري ذهني است كه ريشه در اعتقادات و باورهاي مذهبي، اخلاقي و فرهنگي مردم و رهبران يك كشور دارد كه جمع بندي اين باورها و اعتقادات باعث مي‌شود يك ملت يا رهبران آن، كشوري را دشمن و كشور ديگري را دوست تلقي نمايند. بدين ترتيب تعريف از امنيت و فقدان آن برداشتي ذهني است كه حتي با تغيير رهبران سياسي اين مفهوم تغيير مي‌يابد. (كاظمي،37:1386)
3- تجزيه ناپذير بودن امنيت:
امنيت با حاكميت و استقلال كل يك كشور رابطه مستقيم دارد. يعني اگر در شهر يا استاني از يك كشور جنگ داخلي يا ناامني پديد آمد نمي‌توان ادعا كرد چون در ديگر شهرها امنيت به هم نخورده پس كشور داراي امنيت ملي كامل است. (كاظمي،37:1386).

2-15-2- ابعاد امنيت ملي
امنيت ملي داراي ابعاد و اجزاء و متغيرهاي مختلفي است كه با يكديگر در پيوند مي‌باشند و در اين ميان منافع استراتژيك هسته و مركز ثقل امنيت ملي را تشكيل مي‌دهد. تعادل يا عدم تعادل منافع استراتژيك بازيگران درگير در يك محيط با يكديگر سرآغاز و منشاء پيدايي و ظهور امنيت يا ناامني در آن محيط معين خواهد بود. (كاظمي،38:1386)
امنيت يك نياز اجتناب ناپذير و غير قابل انكار است و جامعه فاقد امنيت داراي جمعيتي فاقد آرامش روحي و رواني خواهد بود. (صنعت نگار، 1378: 5)
در جامعه ما همچون ساير جوامع رويكردهاي تئوريكي متفاوتي درباره امنيت و امنيت ملي وجود دارد. اين ديدگاه‌هـاي متنوع ناشـي از موضـوعات گوناگون امنيتي است كه در زمينه‌‌هـاي مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي سايه گسترده است. (تاجيك، 1380: 87)
هم اكنون امنيت به يكي از مهمترين مباحث جامعه ايران تبديل شده است كه جزء لاينفكي از بسياري از نيازهاي اساسي جامعه است، از مهمترين مفاهيمي كه امنيت با آن معني مي‌يابد، عدالت، آزادي و شناخت است. (نيك گوهر، 1379: 8)
بررسي امنيت و ابعاد امنيت در ايران مستلزم شناخت پيش فرض‌هايي است كه بايد بدان توجه داشت:
پيش فرضي كه در ابتدا بايد به آن تأكيد شود اين است كه ديدگاه‌هاي سنتي رئاليستي و ايده آليستي به سبب تغيير ماهيت گفتمان هاي امنيتي در ايران چندان كارآمد نيستند و نمي توانيم همانند گذشته موضوع امنيت را براساس اين ديدگاه‌ها پيگيري و بررسي كنيم. البته در ايران رويكردهايي وجود دارد كه به گونه اي به ديدگاه‌هاي رئاليستي و ايده آليستي نزديك است ليكن در رابطه با ايران چندان مصداق ندارند. بنابراين قدري بايد مسئله را عيني‌تر مطرح كنيم. به ويژه از اين جهت كه مي‌خواهيم بگوئيم ديدگاهي كه امنيت را در حيطه مسائل نظامي جستجو مي‌كرد، در كشور ما كمرنگ‌تر شده است، اگرچه بحث امنيت نظامي، در مبحث امنيتي هيچ گاه ناديده گرفته نمي‌شود.
پيش فرض ديگري كه وجود دارد اين است كه ديدگاه‌ها و برداشت‌هاي امنيتي كاملاً خاستگاه و مبناي اقشاري، طبقاتي و ساختاري دارد. در جامعه ما نظير هر جامعه ديگر رويكردهاي امنيتي كاملاً مبتني بر شرايط و آرايش طبقاتي جامعه است و سبب شده كه با رويكردهاي متنوعي سر و كار داشته باشيم كه نتوان آنها را به طور دقيق اولويت بندي كرد.پيش فرض سوم اين است كه در بررسي امنيت مسئله تهديدات نقش اساسي را ايفا مي‌كند، برحسب اينكه كدام تهديد را جدي تلقي كنيم ديدگاه‌ها و رويكردهاي امنيتي متفاوتي وجود دارد. (نيك گوهر، 1379: 87)
در سايه دستيابي به امنيت است كه مي توان فارغ از تهديداتي كه در اطراف وجود دارد به رشد و بالندگي و اعتلاي فكري و روحي دست يافت. اين مقوله داراي ابعاد مختلفي است كه از آن جمله مي‌توان به امنيت اقتصادي، امنیت اجتماعي، امنیت سياسي، امنیت نظامی‎و امنیت فرهنگی اشاره كرد و اين مسئله ميسر نمي‌شود جز با اهتمام و توجه ويژه دولت ها و بايد همواره يكي از مشغوليت‌ها و دغدغه‌هاي دولتمردان و برنامه ريزان دستيابي به اين مقوله باشد. (قنبري، 1381: 6).
درذیل اشاراتي به مسئله ابعاد امنيتي جمهوری اسلامی‎ایران خواهيم داشت:
2-15-2-1- امنيت اقتصادي:
امنيت اقتصادي در دنياي پس از جنگ سرد به طور روزافزوني بعنوان يك بعد از امنيت طرح شده است. (مزروعي، 1383: 3)
امنيت اقتصادي عبارتست از ميزان حفظ و ارتقاي شيوه زندگي مردم از طريق تامين كالاها و خدمات، هم از مجراي عملكرد داخلي و هم حضور در بازارهاي بين المللي (نظری، 1389: 28) ثبات و امنيت اقتصادي از پايه هاي اساسي توسعه پايدار كشور است (ملكي، 1383: 6) و يكي از پايه‌هاي اصلي حكومت و امنيت ملي را تشكيل مي‌دهد و همه نيروهاي سياسي و اجتماعي كه دل در گرو نظام دارند و بقاي حكومت را مي‌‌طلبند و صادقانه به حل مشكلات و مسائل اقتصادي مردم فكر مي‌كنند بايد در تحقق اين امر، حكومت را ياري رسانند.
اين ديدگاه امنيت را در چهارچوب نوسازي اقتصادي تحليل مي كند، براساس اين ديدگاه امنيت فقط با توسعه اقتصادي حاصل مي‌شود، منظور از توسعه اقتصادي نوعي مدرنيسم و نوسازي اقتصادي در بعد صنعت و حوزه هاي نزديك به آن است.

2-15-2-2- امنيت سياسي:
امنيت به لحاظ سياسي از مفاهيم مناقشه بردار بوده و اصطلاحاً به آن متناقض نما مي‌گويند. چون داراي مفهومي با ابعاد ذهني و عيني مي‌باشد. يعني اينكه به لحاظ عيني به اطمينان آنان برمي‌گردد. لذا اين عوامل باعث عدم ارائه يك تعريف روشن و دقيق و متفق القول از مفهوم امنيت شده است. (صنعت نگار، 1378: 5)
عمده‌ترين مطالبات و درخواستهاي مردمي كه نسبت به مشاركت در سرنوشت خود و كشورشان بي تفاوت نيستند، حق آزادي سياسي و تأمين امنيت آن است. امنيت سياسي افراد در جامعه از شرايط رشد و زنده بودن، مشروعيت و اقتدار يك حكومت است. (موسوی تبريزي، 1382:

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد روابط اجتماعی، باورهای دینی، جغرافیای سیاسی، عناصر فرهنگی Next Entries منابع پایان نامه درمورد ناسیونالیسم، خاورمیانه، خلیج فارس، جهان اسلام