منابع پایان نامه درمورد امام صادق، علمای شیعه، علمای شیعی، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

آنجا زندانی کردند و از میان هزاران نفر کوفیانی که قرار بود به یاری زید بشتابند، تنها حدود دویست نفر باقی ماندند. آنها در اول ماه صفر سال 121ه قیام کردند و جنگی خونین میان ایشان و سپاه هشام در گرفت. در عصر روز دوم، زید بن علی در گرماگرم جهاد، به شهادت رسید و نبرد خاتمه یافت. یاران او بدن را شبانه دفن کردند، اما سربازان هشام آن را یافته، نبش قبر کردند، بدن را خارج کرده، سر آن را جدا کردند و بدن را در کوفه به دار آویختند و ظاهرا چهار سال بر دار بود تا آنکه یحیی بن زید در خراسان قیام کرد. آنگاه خلیفهی وقت، دستور داد تا بدن را پایین آورده و به آتش بکشند.51
اگرچه قیام زید کوتاه بود اما پس از وی فرقهی بزرگی به نام زیدیه شکل گرفت که قیامهای بسیاری انجام دادند و در تاریخ اسلام و تشیع نقش اساسی داشتند و هنوز در صحنهی اجتماع و سیاست حضور دارند.52
2.1.3. حضور اصحاب ائمه در دستگاه ظالمان
نسبت به حضور فقها در دستگاه حاکمان ستمکار، میان فقها اتفاق نظر وجود دارد که چنین کاری جایز نیست. در بحثهای نظری نیز به آن اشاره شد که ائمهی اطهار (علیهم السلام) به شدت از اینکه شاگردان و اصحاب ایشان به دستگاههای خلفای عباسی وارد شوند نهی کردهاند. اما در عین حال، ائمه به تعدادی از شاگردان خود اجازه دادهاند تا در دربار حکومتی صاحب منصب باشند و با آنها همکاری کنند. حضور این افراد باعث تأمین امنیت برای شیعه و به دست آمدن فرصت برای رفع مشکلات شیعه میگردیده است.
البته ظاهراً شواهد تاریخی نشان میدهد که این افراد برای ورود به دستگاه حاکمان باید ارتباط خود را با ائمه قطع میکردند یا آن را مخفی مینمودند، زیرا کینه و سختگیری حاکمان نسبت به اصحاب ائمه آن چنان زیاد بوده که به هیچ وجه اجازه نمیدادند کسانی که به عنوان شیعه شناخته میشدند دارای مشاغل دولتی گردند. از میان اصحاب ائمه گروهی فقط چند حدیث نقل کردهاند به طوری که مشخص نمیگردد آیا از علمای زمان خود بودهاند یا خیر ولی برخی از ایشان به عنوان فقیه و عالم در میان تاریخ نویسان شناخته شدهاند.
امام خمینی از میان اصحاب ائمه به سه شخصیت اشاره فرمودهاند:
«از اصحاب خاص ائمّه و دوستان خصوصى اين خاندان در شغل دولتى داخل بودند و ائمّهی دين از آن‏ها تأييد و تمجيد مى‏كردند؛ مثل على بن يقطين و محمد بن اسماعيل بن بزيع و عبداللَّه نجاشى والى اهواز و ديگران»53
دلیل ورود ایشان به حکومت و همکاری آنها با سلاطین اصل تقیه یا حفظ مال شیعیان نیست، بلکه آنها برای حفظ مصالح عمومی شیعه و حفظ تشیع به این کار دست زدهاند که مورد تمجید ائمه قرار گرفتهاند. اما اگر کسی برای اهداف کوچکتر یا برای امرار معاش به همکاری با سلاطین مجبور شود، برای کفارهی گناه خویش باید به وضعیت مردم و ستمدیدگان رسیدگی کند.
«فلو لا أمثال علي بن يقطين، و النجاشي، و محمّد بن إسماعيل و من يحذو حذوهم لخيف على الشيعة الانقراض، و إلّا فما أظنّ ارتضاء منصف بأنّ تلك الترغيبات الواردة منهم (عليهم السلام) سيّما في رواية ابن بزيع، للورود في ديوانهم لمحض حفظ مال من شيعيّ أو عرضه، مع حرمة الورود فيه ذاتاً و ملازمة ورود أمثالهم للابتلاء بمعاصي اخر تقيّة.»54 اگر امثال علی بن یقطین و نجاشی و محمد بن اسماعیل و کسانی که پا جای پای ایشان نهادهاند، نبودند، ترس از میان رفتن شیعه میرفت وگرنه گمان نمیکنم هیچ انسان منصفی بپذیرد که آن همه ترغیباتی که از جانب ائمه (علیهم السلام) برای ورود به دیوان سلاطین صورت گرفته مخصوصا در روایت ابن بزیع، فقط برای حفظ مالی از یک شیعی یا آبروی او باشد. در حالی که اساساً ورود به این کار حرام ذاتی بوده و معمولا به دلیل شرائط تقیه، ورود امثال ایشان موجب مبتلا شدن به گناهان دیگر نیز میشود.
میتوان غیر از این سه شخصیت به کسان دیگری اشاره کرد55 مثل:
1. دعبل خزاعی (م245ه) شاعر معروف که از اصحاب امام رضا (علیه السلام) بوده و مدتی والی سمنگان (در افغانستان) و اُسوان (در مصر) بوده است. وی همهی شاهان عباسی را هجو کرده و حاکمان ستمگر از دست او در امان نبودند و بالاخره او را مسموم نمودند.
2. زرافه (م252ه) رئیس دفتر متوکل و منتصر بوده است. او را شیعی دانستهاند56 و روایات متعددی از وی دربارهی مناقب ائمهی اطهار (علیهم السلام) نقل شده است.
3. احمد بن حسن ماذرائی در دورهی امام عسکری (علیه السلام) یا غیبت صغرا حاکم ری گردید و او را از خواص شیعه شمردهاند که توقیعی نیز از حضرت حجت دریافت نموده است.57
4. فضل بن سهل که او را شیعه خواندهاند58 (شیعه بودن او و برادرش مورد اختلاف است). وی نزد مأمون آن چنان قدرت یافت که هم وزارت و هم فرماندهی قوای نظامی را به دست گرفت و ملقب به ذو الریاستین گردید. قدرت او باعث شد تا مأمون بهراسد و او را مسموم کند.
5. یعقوب بن داود سلمی (م186ه) که او را از شیعیان برشمردهاند59 (شاید زیدی باشد) که مدتی نزد مهدی عباسی مقرّب بود.
.1.2.1.3علی بن یقطین (124ـ182ه)
وی از کارگزاران مهدی خلیفه عباسی بوده و کار رسیدگی به دوائر دولتی را بر عهده داشته است. پس از او هادی و مدت کوتاهی از هارون در این سمت و چند سمت دیگر باقی بوده است. پدرش یقطین و برادرش محمدبن یقطین از نزدیکان و امرای عباسیان بودند ولی علی بن یقطین از محبین اهل بیت (علیهم السلام) بوده و روایات بسیاری در مدح او وارد شده است. او را از اصحاب امام صادق و کاظم (علیهم السلام) شمردهاند.
اما او در تقیه به سر میبرد و قضایایی دربارهی تقیهی وی و دستور العملی که امام کاظم (علیه السلام) برای فرار وی از شناخته شدن، فرمودهاند نقل شده است. وی از بودن در دستگاه عباسیان ناراحت بوده است و خود را در این شغل گناهکار میدانسته است ولی حضرت امام روایتی را تذکر میدهند که در آن امام کاظم (علیه السلام) او را از خروج از دستگاه ستمگران منع میفرماید.60 متن روایت چنین است: «عبدالله بن جعفر فی قرب الاسناد عن محمد بن عیسی عن علی بن یقطین أو عن زید عن علی بن یقطین أنّه کتب إلی أبیالحسن موسی (علیه السلام) إنّ قلبی یضیق ممّا أنا علیه من عمل السلطان و کان وزیرا لهارون فإن أذنت جعلنی الله فداک هربت منه. فرجع الجواب: لا آذن لک بالخروج من عملهم و اتقوا الله أو کما قال.»61علی بن یقطین به امام موسی کاظم (علیه السلام) نامه نوشته است که قلب من در فشار است از این کاری که برای سلطان انجام میدهم (و در آن هنگام وزیر هارون بوده است). پس اگر اجازه دهی (جانم به فدایت) از آن کار بگریزم. پس جواب آمد: به تو اجازه نمیدهم که از کارهای آنها خارج شوی و تقوای الهی را پیشه کن (یا سخنی به این مضمون).
و در نقل دیگری از همین نامه نگاری، جمله اضافهای وجود دارد که «خداوند بر درگاه جباران کسانی را دارد که اولیائش را به واسطهی آنها حفظ میکند و آنها از آتش رهانیدهاند.»62
در هنگام فوت علی بن یقطین، امام کاظم (علیه السلام) در زندان به سر میبردند.
.2.2.1.3محمد بن اسماعیل بن بزیع
وی از اصحاب سه امام رضا و کاظم و جواد (علیهم السلام) بوده است که مورد تأیید دانشمندان علم رجال قرار داشته است. او را با عنوان «ثقةٌ ثقةٌ عینٌ» ستودهاند و روایات بسیاری از او نقل شده است. خاندان بزیع از خاندان شیعی بوده است که محمد، از معتمدین آن بیت به حساب میآمده است. او و عمویش حمزة بن بزیع را از عداد وزراء برشمردهاند.63
البته بعضی گفتهاند که در دیگر منابع تاریخی شیعه و سنی از محمد و عمویش به عنوان وزیر یا هر گونه همکاری با دولت، سخنی نیست.64 ولی نجاشی به غیر از نقل کشی که آنها را وزیر دانسته است در ابتدای زندگینامهی محمد بن اسماعیل بن بزیع، میگوید: او مولای ابوجعفر منصور است که همان منصور دوانیقی است. حضرت امام میفرمایند: «و از رجال كشى در احوالات محمد بن اسماعيل بن بزيع كه از بزرگان اصحاب ائمّه است و در دولت منصور داخل است، يك حديث از موسى بن جعفر نقل مى‏كند كه از اشخاصى كه در دربارهاى سلاطين ستمگر واردند و براى اصلاح حال كشور و توده قدم برمى‏دارند، به قدرى تعريف و تمجيد كرده است كه انسان را متحيّر مى‏كند. مى‏گويد: اين‏ها حقيقتاً مؤمنند، اين‏ها محل نور خدا هستند در زمين، اين‏ها نور خدا هستند در توده؛ نور اين‏ها براى اهل آسمان روشنى مى‏دهد؛ همچون ستارگان درخشان كه براى اهل زمين نور پخش مى‏كنند؛ بهشت براى آنان خلق شده و آنان براى بهشت.»65 این حدیث طولانیتر از آن است که امام نقل فرمودهاند و در انتهای حدیث آمده است که «ای محمد تو هم از این انسانها باش» که نشان میدهد محمد بن اسماعیل در دستگاه ظالمین حضور داشته است.
در عین حال، به نظر میرسد که عبارت «از عداد وزرا بودند» به معنای این است که دارای جایگاهی در حد وزرا بودند نه اینکه رسما دارای منصب وزارت بودهاند.
.3.2.1.3عبدالله نجاشی
از عبدالله نجاشی اطلاعات زیادی در دست نیست. احمد نجاشی که نویسندگان شیعه را بر شمرده است از او نام برده و میگوید: «از امام صادق (علیه السلام) نامهای را که حضرت برایش نوشته است نقل میکند و از جانب منصور، والی اهواز بود.»66 و در ضمن زندگینامهی خود نیز او را والی اهواز معرفی نموده است.
از امام صادق (علیه السلام) روایتی نقل شده که کسی نزد آن حضرت رفت و در بارهی عبدالله نجاشی گفت که او از ارادتمندان شماست و من مقداری خراج به او بدهکارم، و از حضرت درخواست کرد تا سفارشی برای او بنویسند. حضرت صادق (علیه السلام) نوشتند: «بسم الله الرحمن الرحیم. سرّ اخاک یسرّک الله» بنام خداوند بخشنده مهربان. برادرت را شادمان کن تا خداوند تو را شاد کند.67
همچنین نجاشی میگوید که عبدالله نامهای به حضرت نوشت و حضرت رسالهای برای او فرستاد و من رسالهای غیر از آن، از امام صادق (علیه السلام) خبر ندارم.
.2.3عصر غیبت کبری تا هجوم مغول
پس از شروع غیبت کبری، چند حکومت شیعی در سرزمینهای اسلامی پدید آمده است که گاهی مستقل و گاهی نیمه مستقل بودهاند. در هر دوره نیز علمای شیعی با دربار آنها ارتباط داشته و همکاری کردهاند. از سوی دیگر، در همین دورهی زمانی، حکومت عباسی دارای حاکمیت اصلی در کشور اسلامی بوده است و تعدادی از علمای شیعی نیز با آنها در ارتباط بوده و به آنها کمک کردهاند. بنابراین، در بررسی روابط حاکمان با علمای شیعه، در این دورهی زمانی، لازم است به هر دو نوع حکومت توجه شود. البته امام خمینی (رحمه الله) در بیانات و کتب خود به این دوره اشارهای نداشتهاند.
.1.2.3رابطهی علمای شیعه با حاکمان شیعه68
مهمترین حاکمان شیعه در این دوره آل بویه است. البته خاندان بنیعمّار در طرابلس نیز در همین دوره تشکیل شده که مشهور به شیعی بودن هستند.69 اما به دلیل اهمیت آل بویه ما توضیحاتی دربارهی آن خواهیم آورد.

آل بویه
یکی از حکومتهای شیعی که در دیلمان تشکیل شد، مربوط به خاندانی به نام آل بویه بود. ایشان برادرانی بودند که کم کم اقتدار خود را در ناحیهی شمالی ایران فزونی بخشیدند. آنها از شمال ایران به سمت کرج و ری و اصفهان و کرمان و فارس حرکت کردند و در هر منطقهای با جنگ و تهدید آن را فتح کردند. این جنگها از سال 323ه آغاز شد و چند سال به طول انجامید. اولین کسی که حکومت آل بویه را تشکیل داد و 44 سال حکومت کرد، رکن الدوله حسن بن بویه بود. پس از او معزالدوله احمد بن بویه به عراق حمله کرد و بغداد را تصرف نمود. به همین صورت فرزندان و نوادگان بویهی دیلمی حکومت را حفظ کردند و توسعه بخشیدند و تا 446ه حکومت خود را ادامه دادند.
آنها از یک سو به عنوان خانوادهای شیعی شناخته میشدند و از سویی روابط خوبی با بزرگان علمای شیعه برقرار کردند. به همین جهت عالمان شیعه نیز به همکاری و کمک ایشان شتافتند. البته دربارهی اینکه آل بویه از شیعیان زیدی مذهب بودهاند یا از شیعیان اثنی عشری، اختلاف زیادی وجود دارد.70 در هر صورت، آنها توانستند در عرصهی فرهنگ و سیاست و مسائل اجتماعی در ایران و عراق خدمات بسیاری کنند. برخی از بزرگترین عالمانی که با آل بویه مرتبط بودند عبارتند از:
شیخ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد دورهی صفوی، علمای شیعه، نماز جمعه، امر به معروف Next Entries منابع پایان نامه درمورد علمای شیعه، خلفای عباسی، مشروعیت بخشی، خاندان نوبخت