منابع پایان نامه درمورد افغانستان، قانون اساسی، سازمان ملل متحد، رادیو و تلویزیون

دانلود پایان نامه ارشد

عهده دارند. عصر کنونی عصر اطلاعات نامیده شده است و اطلاعات امروز یکی از عوامل مهم توسعه به شمار می رود. قانون اساسی افغانستان آزادی اطلاعات و رسانه ها را به رسمیت شناخته و به نظر می رسد که دولت افغانستان نیز تلاش جدی دارد که از این آزادی حمایت نماید. در پناه قانون اساسی و حمایت دولت، افغانستان شاهد رشد قارچ گونه رسانه ها بوده است ، در این میان تلویزیون به علت اینکه می تواند مخاطبان فراوانی را جلب نماید از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار شده است، رادیو و تلویزیون در جوامعی چون افغانستان که سطح سواد در آن بسیار پایین است می تواند نقش مهمی را بازی کند و در مقابل مطبوعات به علت سطح پایین سواد نمی تواند نقش مهمی را ایفا نماید از این رو فضا برای رادیو و تلویزیون کاملأ باز است و از میان این دو، تلویزیون به علت چند بعدی بودن نسبت به رادیو مخاطبان زیادتری را به سوی خود جلب می کند در نتیجه می تواند نقش موثری را در توسعۀ افغانستان داشته باشد، البته اگر به درستی و کار آمد به کار گرفته شود.
شبکه های تلویزیونی خصوصی زیادی در افغانستان فعالیت می کنند و مردم افغانستان نیز از میان سایر رسانه ها وقت زیادتری را صرف تماشای این شبکه ها می کنند، لذا مطالعه و تحقیق در مورد این شبکه ها و مخاطبان آنها ما را در مسیر شناخت هر چه بیشتر چگونگی تأثیرات این شبکه ها کمک خواهد کرد، شبکه های تلویزیونی نقش مهمی در نگرش مردم نسبت به جامعه و تحولات سیاسی بازی می کنند و تبلیغات سیاسی که از طریق این شبکه ها صورت می گیرد تأثیر فراوانی در نگرش سیاسی مخاطبان دارد، از این رو می توان تلویزیون های خصوصی را از مهم ترین عوامل شکل گیری نگرش سیاسی و در نهایت رفتار سیاسی جامعه افغانستان دانست. همانطوری که اشاره شد اهمیت موضوع زمانی زیادتر می گردد که رهبران سیاسی افغانستان در جامعۀ چند قومی عمدتا با ایجاد یک شبکۀ تلویزیونی سعی در اشاعه افکار سیاسی خود دارند. از جانب دیگر نیز دولتهای ذینفع در نظام سیاسی افغانستان نیز به نحوی در تلاش هستند که حداقل با حمایت از یکی از این شبکه ها سعی در تثبیت برنامه های استراتژیک خود در افغانستان داشته باشند، با توجه به این مسائل بررسی نقش تلویزیون های خصوصی در جامعه ای چند قومی که تازه از بستر جنگ برخاسته است می تواند ما را در شناخت هر چه بیشتر نقش این شبکه ها در توسعه سیاسی یاری رساند. تلویزیون در کسب و حفظ قدرت سیاسی و ایجاد رابطه بین حکومت و مردم و تأثیرگذاری بر افکار عمومی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، به ویژه جایگاه خبری تلویزیون بسیار مهم است.
افغانستان کشوری است دارای منابع غنی زیر زمینی، اما توسعه نیافته، زیرا سالهای متمادی جنگ مانع آن شده است که مردم این کشور طعم پیشرفت و آبادانی را بچشند، رسانه ها با کارکردهای نوین خود در افغانستان یک پدیده جدید محسوب می شود، نخستین روزنامه افغانستان در سال 1252 خورشیدی انتشار یافت و اولین تلویزیون افغانستان در سال 1357 خورشیدی تاسیس گردید، اما این رسانه ها دولتی بوده اند و مردم آنها را نه به عنوان صدای خود بلکه صدای دولت می شناختند، در دوران طالبان نیز افغانستان کشوری بدون تصویر بود. بعد از سقوط طالبان رسانه ها با رویکرد جدید و با مالکیت های خصوصی به وجود آمدند.
پژوهش حاضر می تواند بر شناخت هر چه بیشتر تلویزیون در جامعه کمک نماید و نقش این رسانه را در روند توسعه کشور روشن تر نماید و از سویی می تواند خلاًهای پژوهشی که در این زمینه در افغانستان وجود دارد را پر نماید، زیرا تا کنون چنین پژوهش هایی در افغانستان خیلی کم صورت گرفته است.
هدف اصلي تحقيق :
با گسترش روز افزون شبکه های تلویزیونی خصوصی در افغانستان این مسئله مطرح می شود که این شبکه های تلویزیونی چه اندازه توانسته اند در توسعۀ سیاسی افغانستان نقش داشته باشند، بدین منظور پژوهش حاضر به شناسایی نگرش دانشجویان دانشگاه هرات در مورد نقش تلویزیونهای خصوصی مورد بررسی در توسعه سیاسی پرداخته است.
اهداف فرعی تحقیق :
در این تحقیق علاوه بر هدفی که در بالا ذکر شد به اهداف جزیی تری نیز پرداخته شده است که به صورت فهرست وار ارائه شده است :
اهداف فرعی این تحقیق عبارتند از :
1 – شناخت میزان استفاده دانشجویان دانشگاه هرات از شبکه های تلویزیون های خصوصی.
2- شناخت ویژگی های شبکه های تلویزیون های خصوصی مورد بررسی از نظر دانشجویان دانشگاه هرات.
3- شناخت میزان اعتماد دانشجویان دانشگاه هرات نسبت به شبکه های تلویزیون های خصوصی مورد بررسی.
4- شناخت میزان سرمایۀ فرهنگی دانشجویان دانشگاه هرات و رابطه آن با دیدگاه آنها نسبت به شبکه های تلویزیونی مورد بررسی.

فصل دوم
مباحث نظری

مقدمه
در مورد نقش ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی در توسعۀ سیاسی بحث های فراوانی صورت گرفته است و عموم محققان حوزۀ توسعه و رسانه ها به این امر باور دارند که نقش ارتباطات در توسعه خصوصا توسعۀ سیاسی را نمی توان در این عصر نادیده گرفت.
دراین فصل به بررسی منابع و مرور ادبیات نظری موضوع مورد مطالعه خواهیم پرداخت و به دنبال این هستیم تا مبانی نظری و چارچوب نظری مرتبط با موضوع تحقیق را بر اساس منابع و پژوهش های انجام شده مرتبط با موضوع تحقیق ارائه کنیم. از این رو، این فصل در پنج بخش تنظیم شده است که در بخش اول به تاریخچه مختصر افغانستان و سیر تاریخی تلویزیون در جهان و افغانستان پرداخته ایم و در فصل دوم به مفاهیم اصلی پژوهش مثل تحول و نقش تلویزیون و مفهوم توسعۀ سیاسی و توسعۀ سیاسی در افغانستان توجه شده است و در بخش سوم به نظریۀ های ارتباطاتی با تأکید بر توسعۀ سیاسی پرداخته شده است، بخش چهارم نیز مرور تجربی و پیشینه تحقیق این موضوع را در بر دارد و در نهایت در بخش پنجم چارچوب نظری موضوع تحقیق و سوالات و فرضیه های تحقیق بیان شده است.
بخش اول
تاریخ مختصر افغانستان
برای آشنایی مخاطبان، خصوصا مخاطبان ایرانی با کشور افغانستان تاریخ مختصری از افغانستان آورده شده است تا مخاطبان ایرانی آشنایی دقیق تری با کشور همسایه خود افغانستان پیدا کنند و این تاریخچه بنا به ضرورت آن آورده شده است.
کشور افغانستان که از نگاه جغرافیایی در مرکز قاره آسیا قرار گرفته است و به صورت یک چهار راه میان مناطق بزرگ این قاره قرار گرفته است و در جریان تاریخ همواره مورد تهاجم جهانگشایان قرار گرفته است. از جانب شمال افغانستان در فاصله ای تقریباً یکهزار و هفتصد کیلومتراز پامیر در شرق تا دهنه ذوالفقار در غرب با خاکهای تاجیکستان ، ازبکستان، ترکمنستان هم مرز است، در غرب آن کشور جمهوری اسلامی ایران و در جنوب و شرق آن کشور پاکستان قرار دارد در گوشه شمال شرق افغانستان در فاصله هفتاد و چهار کیلومتر با کشور چین هم مرز است. مساحت افغانستان 650000 کیلومتر مربع است. افغانستان یک کشور کوهستانی است و اقلیم افغانستان روی هم رفته خشک و بری است( فرهنگ، 1380 : 4 ).
قدیمی ترین نام افغانستان که از عهد اویستا ( هزارسال قبل از میلاد تا قرن پنجم میلادی ) بر این کشور اطلاق می شد آریانا بوده است، دومین نام نیز خراسان بوده است که بعد از قرن سوم میلادی کلمه خراسان که به معنای مشرق و مطلع آفتاب است از قرن پنجم تا قرن 19 میلادی بر این سرزمین اطلاق می شد، و در قرن 19 میلادی خراسان جای خود را به اسم تازه افغانستان داد، افغان نام قبایلی از اقوام پشتون افغانستان است که به تدریج این نام از این قبایل بر تمام این سرزمین اطلاق گردید(غبار، 1382 : ج 1 ، ص 10).
نخستین بار در سند قرارداد تجاری و سیاسی ایران و بریتانیا در سال 1801 میلادی (1215 خورشیدی) از افغانستان به عنوان کشور نام برده شده است. به استناد دائره المعارف آریانا برای نخستین بار در نامه نگاری های خارجی و معاهده های رسمی افغانستان “لرد اوکلند” فرمانروای بریتانیایی هندوستان در پاسخ به نامه “شاه شجاع ” پادشاه وقت افغانستان در سال 1838 میلادی نام افغانستان را در مورد سرزمین خراسان بزرگ به کار برده است ( دهقان، 1386: 153).
بر اساس آخرین بر آورد های بانک جهانی سازمان ملل متحد ، انجمن ملی جغرافیای بریتانیا و پایگاه اطلاع رسانی ایالات متحده آمریکا، افغانستان نزدیک به 25 میلیون جمعیت دارد و وزارت اقتصاد افغانستان در زمستان 2005 (1385) جمعیت کشور را بیشتر از 23 میلیون میلیون نفر بر آورد کرد، این آمار در حالی است که تاکنون در افغانستان در سالهای اخیر آمار دقیقی از جمعیت واقعی کشور صورت نگرفته است و این کار دلایل فراوانی داشته است ( همان، 154). ترکیب نژادی افغانستان شامل چهار نژاد اصلی و پر جمعیت پشتون ، هزاره، تاجیک و ازبک است و اقلیت های ترکمن بلوچ و دیگر اقوام نیز در افغانستان زندگی می کنند در قانون اساسی افغانستان از 14 گروه قومی به عنوان ساکنان افغانستان نام برده شده است ، زبان رسمی افغانستان دری و پشتو است و دین اسلام نیز دین رسمی است. بیشتر ساکنان افغانستان را مسلمانان سنی مذهب تشکیل می دهند و شماری هندو ، یهودی و مسیحی نیز در افغانستان زندگی می کنند. شهر کابل پایتخت افغانستان بوده و به عنوان پرجمعیت ترین شهر نیز به شمار می رود. دیگر شهر های مهم افغانستان عبارتند از هرات، بلخ، قندهار، ننگرهار، و نوع حکومت جمهوری اسلامی است. سیستم اقتصاد افغانستان به عنوان یکی از فقیر ترین کشورهای جهان بر پایه کشاورزی استوار است، تولید خشخاش بزرگترین بخش کشاورزی در افغانستان را تشکیل می دهد. افغانستان دارای معادن بزرگ گاز، نفت، زغال سنگ، اورانیوم، مس، آهن … است که تاکنون به علت جنگهای پی در پی استخراج نشده است و در سالهای اخیر شماری از این معادن با کمک کشورهای خارجی در حال آماده شدن برای بهره برداری است. واحد پول افغانستان هم «افغانی» نام دارد.
تاریخ افغانستان در نیمه دوم قرن بیستم با هجوم خارجی ، جنگ داخلی و استبداد مذهبی گره خورده است، اتحاد جماهیر شوروی به بهانۀ کمک به رژیم تحت حمایت خویش در سال 1978 بر افغانستان هجوم آورد و چهارده سال به اشغال این کشور ادامه داد اما در نهایت در سال 1992 مجبور به خروج از افغانستان گردید. اتحاد جماهیر شوروی بعد از هفتاد سال در نهایت در سال 1989 از هم فرو پاشید که عده ای از تحلیلگران سیاسی به این باور هستند که یکی از علل فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی جنگ افغانستان بوده است. بعد از خروج ارتش اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان، این کشور در چنگال جنگهای داخلی گرفتار آمد و به مدت چند سال متمادی درگیر جنگهای داخلی بود. ظهور طالبان و جنگهای داخلی میان مجاهدین سابق که سالها در کنار یکدیگر بر علیه اشغال کشور جنگیده بودند فصل جدیدی از صحنه سیاسی افغانستان بود که در نهایت با پیروزی طالبان و شکست مجاهدین و بیرون راندن آنان از صحنه نظامی، سیاسی افغانستان پایان یافت، قدرت گرفتن طالبان و برداشت افراطی آنان از دین اسلام باعث شد که افغانستان محلی برای افراطیون مسلمان ناراضی از کشورهای خودشان مبدل شود و افغانستان به صورت پناهگاهی امن برای آن تبدیل شد.
حمله به برجهای دوقلوی سازمان جهانی تجارت در 11 سپتامبر 2001 نقطۀ عطفی در تاریخ افغانستان است که سبب شد دولت آمریکا طالبان را به علت تسلیم نکردن اسامه بن لادن به عنوان مظنون اصلی این حملات به این کشور سرنگون سازد. سپس با همکاری جامعه بین المللی ” کنفرانس بن ” در 5 سپتامبر همان سال در شهر “بن” کشور آلمان بر پا شد و افغان ها در زمینه ایجاد اداره موقت، برگزاری لوی جرگه اضطراری ( مجلس بزرگان ) برای انتخاب اداره انتقالی ، تنظیم قانون اساسی، برگزاری انتخابات سراسری ریاست جمهوری و پارلمانی و حضور نیروهای بین المللی با مجوز شورای امنیت و سازمان ملل متحد به تفاهم رسیدند. بدین گونه افغانستان زندگی تازه ای را از سر گرفت که از آن پس به دوره افغانستان نوین یاد می شود.
“موافقتنامه بن” چارچوبی را برای جامعه جهانی طراحی کرده بود تا برای ایجاد حکوم

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد افغانستان، رسانه های جمعی، برنامه های تلویزیون، برنامه های تلویزیونی Next Entries منابع پایان نامه درمورد افغانستان، وسایل ارتباط جمعی، ارتباط جمعی، دانشگاه کابل