منابع پایان نامه درمورد افغانستان، برنامه های تلویزیون، برنامه های تلویزیونی، منابع مالی

دانلود پایان نامه ارشد

همان سال مونتاژ گردید، برنامه اختراع تلویزیون به علت جنگ جهانی دوم در ژاپن متوقف شد و در بعد از جنگ در سال 1945 میلادی این تلاشها مجددا آغاز گردید و پخش برنامه های تلویزیونی شروع شد اما این پخش محدود بود زیرا به علت فقر و گرانی قیمت گیرنده های تلویزیونی مردم ژاپن قادر به خرید گیرنده تلویزیونی نبودند.( اسمیت، 1381 : 74).
از همان دوران آغاز پخش برنامه های تلویزیونی کشورهای جهان سوم نیز به این رسانه دسترسی پیدا کرد. در میان کشورهای جهان سوم ابتدا کشورهای آمریکای لاتین بود که به علت توجه ایالات متحده آمریکا به آن مناطق گیرنده های تلویزیونی در آن کشورها راه پیدا کرد، قاره افریقا نیز یکی از مناطقی بود که شرکت های تلویزیونی غرب برای منافع خود در آنجا به تاسیس ایستگاههای تلویزیونی پرداخت. در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا ورود تلویزیون همراه با بحث ها و مناظره های جدی همراه بود که بیشتر به اثرات منفی برنامه های تلویزیونی بر فرهنگ و آداب اسلامی توجه داشتند که معتقد بودند تلویزیون با پخش ورزش زنان و دیگر برنامه ها که عمدتا بر فرهنگ غربی تکیه دارند موجبات تضعیف فرهنگ اسلامی را فراهم می آورد. در کشورهایی چون عراق و سوریه تلویزیون در سال 1960 میلادی وارد شد اما ورود تلویزیون در این کشورهایی مثل عربستان با سانسور شدید مواجه بود. در نهایت در دهه 1970 بود که هر کشور جهان سومی که جمعیتی بالای ده میلیون داشت صاحب تلویزیون بودند ( اسمیت، 1381 : 128- 124).
2 – 1 – تاریخچه تلویزیون در افغانستان
تلویزیون برای اولین بار در سال 1357 ه.ش در دوران محمد داود خان، اولین رئیس جمهور افغانستان وارد این کشور شد که مقدمات آن با سفر موسی شفیق، نخست وزیر دوران سلطنت به کشور ژاپن فراهم آمده بود. ساختمان تلویزیون نیز در کنار ساختمان رادیو ساخته شد و فرستنده های آن بالای کوه “آسمایی” که در مرکز کابل قرار دارد نصب گردید. دولت برای اداره و پیشبرد تلویزیون دانشجویانی را به کشورهایی چون ایران، بلغارستان و ژاپن اعزام کرد که بیشتر آنان از میان کارمندان وزارت اطلاعات و فرهنگ انتخاب شده بودند که اغلب آنها در زمینه تولید برنامه های تلویزیونی مشغول به تحصیل شدند.
تشکیلات تلویزیون در آن زمان بسیار کوچک و بر حسب ساختار تلویزیون تشکیل گردید که آن بخش ها عبارت بود از :
بخش اخبار و اطلاعات که سرویس های خبر و گزارش را شامل می شد.
بخش فنی که شامل بخشهای فنی و سخت افزاری تلویزیون را شامل می شد.
بخش روزنه که در این بخش، تمام برنامه های اجتماعی طراحی و تولید می گردید.
بخش فیلم که به تولید فیلم و ترجمه فیلم های خارجی می پرداخت.
بخش موسیقی و نمایشنامه که در این بخش موسیقی افغانی ثبت و تولید می شد و موسیقی های خارجی در آن جهت پخش انتخاب می گردید و همچنین نمایشنامه های کوتاه نیز در این بخش تولید می شد. (عصمت اللهی،1380: 460)
تا زمان انقلاب کمونیستی در سال 1358 خورشیدی اوضاع تلویزیون بدین منوال بود، اما با کودتای حزب دموکراتیک خلق در افغانستان و به قدرت رسیدن کمونیستها در افغانستان تلویزیون به کمک اتحاد جماهیر شوروی «وقت» با تجهیزات جدید و مدرن تجهیز یافت تا حکومت طرفدار اتحاد جماهیر شوروی بتواند با استفاده از آن به تحکیم پایه های حکومت بپردازد از این رو استودیوهایی در استان های مهم افغانستان مانند استانهای بدخشان ، بغلان، هرات، بلخ ، فراه ، هلمند ، کندهار، خوست، غزنی و ننگرهار ایجاد گردید(همان: 461)
دراوائل تأسیس تلویزیون درافغانستان، این رسانه هر روز فقط یک ساعت برنامه داشت که در سالهای بعد و در دوران حکومت حزب دموکراتیک خلق ( کمونیست ها) به 4 ساعت افزایش یافت ( دولت آبادی، 1387: 663). در دورانی که تلویزیون در افغانستان در حال پیشرفت بود رادیو در میان مردم افغانستان از اهمیت زیادی برخوردار بود، زیرا مردم به این رسانه نسبت به سایر رسانه ها دسترسی بیشتر داشتند، مطبوعات در افغانستان به علت اینکه سطح سواد عمومی پایین بود نتوانست جایگاهی در میان مردم عادی افغانستان پیدا کند.
«رادیو آن هم در تحت شرایطی که اکثریت مردم از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند اثر زیادی بر توسعه فرهنگی کشور داشت گرچه رادیو برای بار اول در زمان شاه امان الله (1318 خورشیدی) به پخش برنامه آغاز کرد اما بعد از توقف طولانی نشرات ( پخش) رادیو در زمان صدارت شاه محمود مجددا آغاز گردید»(طنین،1387 : 122).
راه‌اندازي تلويزيون در افغانستان به علت ساختار فرهنگي و سياسي كه در جامعه حاكم بود، تلویزیون را به بنگاه تبليغاتي دولت تبديل كرد و اين روند بعد ازحكومت داود خان، با شدت بيشتري ادامه يافت و برنامه‌ريزي‌ها و اداره تلويزيون منحصرا در اختيار دولت قرار گرفت. تلويزيون ملي افغانستان پس از سقوط رژيم طرفدار شوروي سابق درسال ‪۱۳۷۱‬ از پويايي خود بازماند و در زمان مجاهدين ارزش و كاربرد آن به پايين‌ترين سطح ممكن تنزل يافت.‬
در سال ‪ ۱۳۷۵‬خورشیدی كه مجاهدين كابل را ترك كرده و شهر به گروه طالبان واگذار شد ، افغانستان به كشور بدون تصوير مبدل شد، طبق عقايد طالبان عکس گرفتن، نقاشي کردن و مجسمه‌سازي مظهر شرك بود. طالبان تلویزیون را تعطیل کردند این رسانه به مدت پنج سال تعطیل بود و با سقوط طالبان در سال 1380 خورشیدی مجددا به کار آغاز نمود( دولت آبادی،1387: 663). رادیو با چند ساعت برنامه در روز که اکثرا اعلامیه های طالبان را پخش می نمود فعال بود. استفاده از دوربين‌هاي فيلم‌برداري و عكاسي هم در كشور ممنوع شد، مردم در صورتی می توانستند که ضبط صوت در اختیار داشته باشند که به نوارهایی در مدح طالبان گوش فرا بدهند. ‬
همانطوری که اشاره شد با سقوط رژيم طالبان در سال ‪۱۳۸۰‬خورشيدي، تلويزيون افغانستان بار ديگر با فرستنده هايي كه سالها صداي جنگ را منعكس كرده بود فعال شد، ولي به دليل نبود كادر فني و افراد متخصص تلويزيون نتوانست مخاطبان خود را داشته باشد. تلويزيون افغانستان كه چهار ساعت در روز برنامه پخش مي‌كرد، به پخش اخبار و گزارش هاي تشريفاتي مربوط به ديدار بزرگان دولتي بسنده مي‌كرد و فعاليتي براي برنامه‌سازي و جذب مخاطب نداشت. در آن زمان کشورهای آلمان و ژاپن تلاش‌هاي زيادي را براي بهبود وسايل فني و برنامه‌سازي تلويزيون انجام دادند ولي اين تلاشها به اين علت كه مردم خود را در آن سهيم نمي‌دانستند، مخاطبان تلويزيون دولتي را افزايش نداد. تلويزيون افغانستان که به نام تلویزیون کابل یاد می شد و اکنون تلویزیون ملی نامیده می شود فقط پايتخت را پوشش مي‌داد و تعدادي از ولايات دیگر که ايستگاه محلي داشتند فاقد برنامه‌سازي لازم بودند، اما به مرور وضعیت تلویزیون ملی تغییر کرد و اکنون تلویزیون ملی افغانستان در اکثر استان های افغانستان قابل دریافت است.‬
3- 1 – تاریخچه تلویزیون های خصوصی در جهان
اولین دستگاه تلویزیونی در آمریکا ساخته شد و از همان ابتدا این دستگاه پخش صوت و تصویر به صورت همزمان در اختیار تجارت و اقتصاد در آمریکا قرار گرفت، بیشتر توجه سازندگان تلویزیون به جنبه اقتصادی تلویزیون معطوف شده بود و به همین خاطر بود که اولین ایستگاههای پخش برنامه های تلویزیونی در اختیار بخش خصوصی قرار گرفت. در سال 1920 میلادی بود که دولت آمریکا جهت سهولت در سرمایه گذاری و تامین منابع مالی سیستم فراپخش که در آن زمان تنها رادیو را شامل می شد تصمیم گرفت که رادیو توسط بخش خصوصی ساخته و اداره شود و با فروش آگهی های بازرگانی منابع مالی خود را تامین نماید. تلویزیون هم به محض ورود بی هیچ بحثی رخصت یافت که بر اساس الگویی مشابه تکوین و توسعه یابد.«این امر سیستمی را به وجود آورد که به لحاظ ویژگی هایش یگانه، و درظاهر، آزادتر از همه سیستم های تلویزیونی جهان است، سیستمی که خطر تمامی عواقب درگیری رسانه های همگانی با مقتضیات تجارت را به جان خریده و چنان به تنعم و قدرتی دست یافته است که نفوذ آن را چه بد و چه خوب، در سراسرجهان احساس می کنند»(اسمیت،1381: 7).
در همان زمان( 1920) بود که نظام تلویزیونی آمریکا مورد تمسخر سایر نظام ها قرار می گرفت زیرا به علت وابستگی نظام آمریکایی به منابع مالی غیر دولتی و صاحبان ثروت که آگهی های بازرگانی نیز در اختیار آنان بود برنامه های شبکه های تلویزیونی آمریکا بشدت عام زده شده بود، و در آن فرهنگی عوام زده و در سطح پایین به نمایش گذاشته می شد و سلیقه افرادی کم سواد اما در عین حال جذاب برای بینندگان اعمال می شد، با گذشت زمان دیده شد که برنامه های شبکه های آمریکایی با استقبال مردمی در سراسر جهان مواجه گردید و باعث شد که فرهنگ آمریکایی بیشتر درتلویزیون های آن زمان مورد استفاده قرار گیرد.«با وجود این عاملان پخش تلویزیون عمومی (غیر تجاری) در سراسر جهان، علی رغم انتقاد و مذمتی که نسبت به تلویزیون آمریکا اظهار می کردند، مقادیر عظیمی از برنامه های سرگرم کننده آن را می خریدند و- البته گاهی برای به دست آوردن آنها مبارزه می کردند- چرا که این برنامه ها با هوشمندی بسیار تهیه می شد و به بینندگان خود این کشورها نظر داشتند» (اسمیت،1381: 8).
4- 1 -انواع تلویزیون
شبکه های تلویزیونی به صورت عام به سه دسته تقسیم می شود تلویزیون تجارتی که از جانب هیچ شخصی به طور مستقیم مورد حمایت مالی قرار نمی گیرد، منبع اصلی مالی آن همانا فروش وقت به صاحبان آگهی است ایستگاههای تجاری به گروههای متفاوت تعلق دارد. در آمریکا از میان تمام ایستگاههای تلویزیونی 700 ایستگاه تجاری است و سایر ایستگاهها به سیستم غیر تجارتی (آموزشی همگانی) تعلق دارد. به طورکلی عرصه فعالیت تلویزیون تجاری عرصه سرمایه انحصاری است که هم اهداف ایدئولوژیک دارند و هم اهداف اقتصادی. امروزه شرکتهای بزرگ تجاری و صاحبان سرمایه از خود ایستگاههای تلویزیونی دارند که هم به اهداف تجاری آنها توجه داشته و هم اهداف سیاسی آنها را تعقیب می نماید.
در ایالات متحده آمریکا تلویزیون کابلی نیز وجود دارد که یکی از شاخه های تلویزیون تجاری است اما ساختار سازمانی و اقتصادی آن دارای وجوه تمایز عمده ای است. تلویزیون کابلی یک سیستم تلویزیونی است که صدا و تصویر را از طریق کابل و آنتن ویژه به خانه مشترکین می فرستد و فقط کسانی که حق اشتراک می پردازند می توانند از برنامه های آن استفاده کنند.(بیریوکف،1372: 61).
نوع سوم تلویزیون آموزشی است که تمایز این نوع تلویزیون با سایر تلویزیون ها در این است که در این سیستم آگهی بازرگانی پخش نمی شود و منبع در آمد آن دولت یا مردم به شمار می رود، برنامه های این گونه تلویزیون ها نیز نسبت به سایر انواع تلویزیون، علمی و پر محتواست و به نقد و بررسی مسائل اجتماعی و آموزشی می پردازد. اولین تلویزیون آموزشی، تلویزیون شهر فرانسیسکو آمریکا بود که هزینه هایش از سوی مخاطبانش تامین می گردید.(بیریوکف،1372: 68)
تلویزیون دولتی را هم می توان نوع چهارمی از انواع تلویزیون دانست. این نوع تلویزیون که از نام آن پیداست در اختیار دولت هاست و تمام هزینه های آن توسط دولت پرداخت می شود. سیاستگذاری ها در این نوع تلویزیون در اختیار دولت است و دولت به سازماندهی این گونه تلویزیون ها می پردازد، در اکثر کشورهای در حال توسعه تلویزیون ها در اختیار دولت قرار دارد و همچنین در کشورهایی که تک حزبی بوده و نظام حاکم در آنجا سوسیالیستی می باشد از قبیل کوبا و چین.
5- 1 – اولین تلویزیون های خصوصی در افغانستان
همچنانی که پیش از ورود تلویزیون درکشورهای اسلامی بحث های زیادی در مورد تبعات دینی و فرهنگی تلویزیون به وجود آمد در افغانستان شروع به کار تلویزیونهای خصوصی که بدون نظارت دولت پخش می شدند واکنش های زیادی را برانگیخت. روحانیون سنتی با اشاره به تبعات تلویزیون هایی که به پخش آواز و رقص زنان مبادرت می ورزیدند مخالف تلویزیون های خصوصی بودند؛ اما با وجود این تلویزیونهای خصوصی در افغانستان پا گرفت.
اولین تلویزیون

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد افغانستان، وسایل ارتباط جمعی، ارتباط جمعی، دانشگاه کابل Next Entries منابع پایان نامه درمورد افغانستان، حقوق بشر، گروه های اجتماعی، برنامه های آموزشی