منابع پایان نامه درمورد افسردگی اساسی، دو قطبی، اختلال افسردگی، اختلال افسردگی اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

اختلال ادوار خوی دامنه 0.4 تا 1 در صد را گزارش کرده اند .در کلینیک ها ، شیوع این اختلال در میان مبتلایان به اختلال های خلقی ممکن است تقریبا 3 تا 5 درصد باشد .
‌ز. اختلال دو قطبی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است : شامل اختلال های همراه با ویژگی های دو قطبی می شود که با ملاک های تشخیصی هیچکدام از اختلال های دو قطبی خاص ذکر شده در این بخش مطابقت ندارد ( یا برای نشانه های دو قطبی است که در مورد آنها اطلاعات ناکافی یا متناقضی وجود دارد ) .
‌ح. اختلال خلقی ناشی از بیماری های جسمانی : بر حسب اختلال بارز و مستمر در خلق که ارتباط آن با پیامد فیزیولوژیایی مستقم ناشی از بیماری جسمانی قابل اثبات است فمشخص می شود .
‌ط. اختلال خلقی ناشی از مواد : بر حسب اختلال بارز و مستمر در خلق که ارتباط آن با پیامد فیزیولوژیایی مستقیم ناشی از سو مصرف دارو ، دارو درمانی ، سایر درمان های جسمانی افسردگی ، یا قرار گرفتن در معرض مواد زهر آگین قابل اثبات است ، مشخص می شود .
‌ي. اختلال خلقی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است : شامل آن دسته از اختلال های همراه با نشانه های خلقی است که با ملاک های تشخیصی هیجکدام از اختلال های خلقی خاص مطابقت ندارد و یا مواردی که انتخاب بین اختلال افسردگی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است و اختلال دو قطبی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است ( مانند بیقراری حاد ) دشوار باشد .
2 –15-4 اختلالات افسردگی اساسی
2 – 4 – 1 – ویژگی های بالینی اختلالات افسردگی اساسی
ویژگی اصلی دوره ی افسردگی اساسی بر طبق ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR یک دوره ی زمانی حداقل دو هفته ای است که در ضمن آن یا خلق افسرده یا بی علاقگی و یا فقدان احساس لذت تقریبا در همه ی فعالیت ها وجود دارد . در کودکان و نوجوانان خلق ممکن است تحریک پذیر باشد تا غمگین . همچنین فرد باید دست کم چهار نشانه ی دیگر از فهرست زیر را داشته باشد : تغییر در اشتها یا وزن ، خواب ، فعالیت های روانی – حرکتی ، کاهش انرژی ، احساس بی ارزشی یا گناه ، اشکال در تفکر ، تمرکز یا تصمیم گیری ؛ یا افکار عود کننده درباره ی مرگ و خود کشی ، طرح نقشه یا اقدام بر خود کشی . برای گذاردن تشخیص دوره ی افسردگی اساسی ، نشانه یا باید به تازگی ظاهر شده باشد یا در مقایسه با وضعیت پیش از دوره ، آشکارا بدتر شده باشد . نشانه ها باید در قسمت اعظم روز، تقریبا همه روزه ، به مدت حداقل دو هفته متوالی دوام داشته باشند . این دوره باید با پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه ی خفیف تر ، کارکرد ها ممکن است ظاهرا بهنجار باشند، اما مستلزم تلاش فزاینده ای هستند . ملاک های تشخیص اختلال افسردگی اساسی در جدول شماره ی( 1 – 2 ) ارائه شده است : جدولشماره 1 – 2 : ملاکهایتشخیص اختلال افسردگیبراساسDSM-IV-TR

A
وجود پنج مورد ( یا بیشتر) از نشانه های زیر در طی یک دوره ی 2 هفته ای که نشان دهنده ی تغییر در کارکرد قبلی است ، همراه با حداقل یکی از نشانه های ( 1 ) خلق افسرده یا ( 2 ) فقدان علاقه یا لذت .
تذکر : نشانه هایی را که به طور آشکار ناشی از بیماری جسمانی، یا هزیان ها یا توهم های ناهمخوان با خلق هستند ، منظور نکنید .
1) وجود خلق افسرده در بخش عمده ی روز تقریبا همه روزه به طوری که گزارش بیمار ( مانند احساس غمگینی یا پوچی می کنم ) یا مشاهدات سایرین ( مانند گریان به نظر می رسد ) نشان می دهد . تذکر : در مورد کودکان و نوجوانان ، خلق ممکن است تحریک پذیر باشد .
2) کاهش قابل ملاحظه ی علاقه یا لذت نسبت به همه یا تقریبا همه ی فعالیت ها در بخش عمده ی روز ، تقریبا همه روزه ( به طوری که گزارش بیمار یا مشاهدات سایرین نشان می دهد).
3) کاهش قابل ملاحظه ی وزن بدون پرهیز یا رژیم غذایی خاص یا افزایش قابل ملاحظه ی وزن( برای مثال ، تغییر بیش از 5 در صد وزن در عرض یک ماه ) یا کاهش یا افزایش اشتها ، تقریبا همه روز . تذکر : در مورد کودکان این مسئله را که وزن آن در حد مورد انتظار افزایش نمی یابد ، مورد توجه قرار دهید .
4) بی خوابی یا خواب زدگی تقریبا همه روزه .
5) بیقراری یا کندی روان حرکتی تقریبا همه روزه ( که صرفا به صورت احساس ذهنی بیقراری یا کندی نبوده و از سوی دیگران قابل مشاهده است ).
6) خستگی یا از دست دادن انرژی تقریبا همه روزه .
7) احساس بی ارزشی یا احساس گناه افراطی یا بی مورد ( که ممکن است هذیانی باشد ) تقریبا همه روزه ( که صرفا شامل خود ملامتگری یا احساس گناه درباره ی بیمار بودن نمی شود )..
8) کاهش توانایی تفکر ، تمرکز ، یا بی تصمیمی ، تقریبا همه روزه ( که یا به صورت گزارش بیمار یا مشاهداه از سوی دیگران است ).
9) افکار عود کننده راجع به مرگ ( نه به صورت ترس از مرگ )، اندیشه پردازی خود کشی مکرر بدون نقشه خاص ، یا اقدام به خود کشی یا طرح نقشه ی خاصی برای خود کشی .
B
این نشانه ها با ملاک های تشخیصی دوره ی مختلط مطابقت ندارد .
C
نشانه ها موجب پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه ی بالینی در زمینه های کارکرد اجتماعی ، شغلی یا سایر زمینه های مهم می شوند .
D
نشانه های ناشی از اثرات فیزولوژیایی مستقیم مواد ( مانند سو مصرف دارو ، دارو درمانی ) یا یک بیماری جسمانی ( مانند ، کم کاری غده ی تیروئید ) نیستند .
E
نشانه ها بر حسب داغ دیدگی توجیه بهتری ندارند ، یعنی درپی از دست دادن یک فرد مورد علاقه نشانه ها بیش از 2 ماه دوام می یابند ، یا بر حسب اختلال آشکار در کارکرد ، یا اشتغال ذهنی بیمار گون با احساس بی ارزشی ، اندیشه پردازی در مورد خود کشی ، نشانه های روان پزشکی ، یا کندی روانی حرکتی مشخص می شوند .1
2 –15–5 ویژگی و اختلال های همراه
مبتلایان به دوره ی افسردگی اساسی اغلب اشکباری ، تحریک پذیری ، اشتغال فکری ، نشخوار وسواسی ، اضطراب ، هراس ها ، نگرانی افراطی درباره ی سلامتی جسمانی و شکوه های درد و ناراحتی ( مانند سر درد یا درد مفاصل ، شکم یا سایر درد ها ) از خود نشان می دهند . در ضمن دوره ی افسردگی اساسی ، برخی افراد اشکال در روابط صمیمانه ، خشنودی کمتر از روابط اجتماعی ، یا اشکال در کارکرد جنسی ( مانند فقدان اوج لذت جنسی در زنان یا کژ کاری نعوظی در مردان ) را نشان می دهند . مشکلات زنا شویی ( مانند طلاق ) ، مشکلات شغلی ( مانند از دست دادن شغل ) ، مشکلات تحصیلی ( مانند فرار از مدرسه ، شکست تحصیلی ) ، سو مصرف الکل یا سایر مواد ، یا استفاده بیش از حد از خدمات پزشکی ممکن است وجود داشته باشد . جدی ترین پیامد دوره ی افسردگی اساسی اقدام به خود کشی یا خود کشی کامل است . به ویژه در بیماران با ویژگی های روان پرشی ، که سابقه ی اقدام به خود کشی در گذشته ، سابقه خانوادگی خود کشی های کامل ، یا مصرف هم زمان مواد دارند ، خطر خود کشی زیاد است ( انجمن روانپزشکی آمریکا ، 2000 ).
2 –15–6– همه گیر شناسی
ویچین ، کناپر ، کسلر (1994 ) خلاصه ای از مطالعات کلان را هم چنان که در جدول شماره ی 2- 2 نیز دیده می شود ، در مورد درجات شیوع اختلالات خلقی بر حسب میانه هم در طی 6 ماه تا یک سال و هم در طول زندگی افراد جمع آوری کردند . در حال حاضر این جدول ( 2 – 2 ) بهترین ارزیابی شیوع گسترده جهانی اختلالات خلقی است . این مطالعات در اینکه زنان با مردان در شیوع اختلالات خلقی همسان هستند ، توافق دارند ( بارلو و دوراند ، 2002 ).
جدو ل شماره 2 – 2 . شیوع اختلالات خلقی گزارش شده در مطالعات همه گیر شناسی که از سال 1980 در DSM-III-RDC یا DSM-III-R یا ICD-10 مورد استفاده قرار گرفته است .2

میانه بر حسب درصد
اختلال
6 ماه تا 1 سال
مادام العمر
افسردگی اساسی
6.5 (2.6 تا 9.8 )
16.1 ( 4.4 تا 18.0 )
افسردگی خوئی
3.3 ( 2.3 تا 4.6 )
3.6 ( 3.1 تا 3.9 )
دو قطبی
1.1 ( 1.0 تا 1.7 )
1.3 ( 0.6 تا 3.3 )
منبع: اقتباس از ویچین و همکاران(1994)2
جدول 2 – 3 شیوع مادام العمر اختلالات خلقی را بر حسب سن و نژاد نشان می دهد.
جدولشماره2 – 3 . شیوعمادامالعمراختلالاتخلقی برحسبسن،نژادوجنس3

شیوع مادا مالعمر بر حسب در صد

دو قطبی نوع 1
دو قطبی نوع 2
افسردگی اساسی
افسرده خوئی
کُل
0.8
0.5
4.9
3.2
سن
18 – 29
1.1
0.7
5.0
3.0
30 – 44
1.4
.6
7.5
3.8
45 – 65
0.3
0.2
4.0
3.6
+65
0.1
0.1
1.4
1.7
جنس
مرد
0.7
0.4
2.6
2.2
زن
0.9
0.5
7.0
4.1
نژاد
سفید
0.8
0.4
5.1
3.3
سیاه
1.0
0.6
3.1
2.5
اسپانیایی
0.7
0.5
4.4
4.0
تذکر : تغییرات معنی دار در درون گروهی برای سن و جنس و نژاد همسان است .

این جدول شیوع مادام العمر را توسط چهار مطالعه عمده خراب کرده است . همان طور که در جدول فوق مشاهده می شود بیشترین شیوع افسردگی اساسی در سنین 30 – 44 می باشد . هم چنین ، زنان نست به مردان شیوع افسردگی اساسی بالایی را نشان می دهند . و نیز از لحاظ نژاد سفید پوستان نسبت به سیاه پوستان و اسپانیایی ها بیشترین شیوع افسردگی اساسی را دارند . لازم به ذکر است که نا همسانی در شیوع بین مردان و زنان ، منحصرا اختلال افسردگی اساسی و افسرده خویی را شامل می شود ، و دلیل آن اینست که اختلالات دو قطبی تقریبا به طورهمسان برای هر دو جنس توزیع شده است . جالب است که شیوع اختلال افسردگی اساسی و افسرده خویی در میان سیاه پوستان پایینتر از سفید پوستان و اسپانیایی ها است ( کسلر و همکاران ، 1994 ؛ ویسمن و همکاران، 1992 ) . همچنین ، باردیگر ، هیچ تفاوتی در اختلالات دو قطبی بین دو جنس مشاهده نشده است .
2 –15–7– تشخیص افتراقی
در تشخیص افتراقی اختلال افسردگی اساسی ، باید اختلال خلقی ناشی از بیمار جسمانی و اختلال خلقی ناشی از مصرف مواد را در نظر گرفت . در افراد سالمند باید تعیین شود که آیا نشانه های شناختی ( مانند گم گشتگی ،بی احساسی،اشکال در تمرکز،زوال حافظه)بر حسب زوال عقل بهتر توجیه میشوند یا بر حسب دوره ی افسردگی اساسی . دوره های افسردگی اساسی همراه با خلق تحریک پذیر بارز ممکن است به دشواری از دوره های منیک همراه با خلق تحریک پذیر یا از دوره های مختلط تمییز داده شوند . این تمایز مستلزم ارزیابی دقیق بالینی در مورد وجود نشانه های منیک است . حواس پرتی و ناتوانی در تحمل ناکامی هم در اختلال کاستی توجه – بیش فعالی و هم در دوره افسردگی اساسی ظاهرمی شوند که باید در تشخیص افتراقی در نظرگرفته شوند . دوره ی افسردگی اساسی که در واکنش به یک محرک تنش زای روانی – اجتماعی روی می دهد بر اساس این واقعیت از اختلال سازگاری همراه با خلق افسرده تمییز داده می شود کم ملاک های تشخیص کامل دوره افسردگی اساسی در اختلال سازگاری وجود ندارد . در پی از دست دادن یک عزیز که حتی اگر نشانه های افسردگی از لحاظ مدت و تعداد ملاک های تشخیصی کامل دوره ی افسردگی اساسی مطابقت داشته باشد ، آنها را باید به داغ دیدگی نسبت داد نه به دوره ی افسردگی اساسی . مگر اینکه به مدت بیش از دو ماه دوام یابند یا با نشانه هایی مانند اختلال کارکردی آشکار ، اشتغال ذهنی بیمار گون ، اندیشه پردازی درباره ی خود کشی ، نشانه های روان پرشی ، یا کندی روان حرکتی همراه باشند .
سرانجام دوره های غمگینی ، جنبه های جدایی ناپذیر تجربه انسانی هستند . این دوره ها را نباید به عنوان دوره ی افسردگی اساسی تشخیص داد مگر اینکه ملاک های تشخیصی مربوط از نظر شدت ( یعنی ، پنج مورد از نشانه ) ، مدت ( یعنی، در قسمت اعظم روز ، تقریبا هر روز به مدت حداقل دو هفته )، و پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه ی بالینی وجود داشته باشد . در موارد بروز خلق افسرده همراه با نشانه های قابل ملاحظه ی بالینی که با ماک های تشخیصی مدت یا شدت هیچ یک از اختلالهای دیگر خلق مطابقت ندارند ، ممکن است تشخیص اختلال افسردگی که به گونه ای یگر مشخص نشده است مناسب باشد .
2 –16 اختلال مختلط اضطرابی – افسردگی
ویژگی اصلی این اختلال ، خلق ملول پایدار یا عود کننده است که دست کم 1 ماه به طول می انجامد . خلق ملول با نشانه های اضافی که آنها نیز باید دست کم 1 ماه پایدار

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد باورهای غیرمنطقی، پردازش شناختی، شناخت درمانی، حساسیت زدایی Next Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، عزت نفس