منابع پایان نامه درمورد اخلاق اجتماعی، انقلاب مشروطیت، مجلس شورای ملی، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

تبریز، پس از اطلاع از دستگیری بافقی به همراه سایر علمای شهر برای آزادی وی تلاش گسترده‌ای کردند که متأسفانه به نتیجه نرسید.215 در عوض، این موضع‌گیری تند شیخ محمدتقی بافقی در برابر کشف حجاب به استعمارگران فهماند که فعلا آمادگی اجتماعی برای طرح «حجاب زدایی» وجود ندارد و این طرح حدود هشت سال به تعویق افتاد.216
5. 2 نظام اجباری؛ قیام اصفهان و تحصن قم
«و ما در زمان خودمان، در این مدتى كه خودمان مشاهده كردیم، قیامهایى از همین طبقه ما دیده‏ایم در مقابل رضا شاه. آن وقت كه آمد و كودتا كرد و عرض مى‏كنم، آن بساط را درآورد و آن ظلمها و آن تعدیات را كرد به همه طبقات مردم، هیچ قدرتى در مقابلش نایستاد الّا قدرت روحانى كه قیامهاى متعدد شد كه ما همه‏اش را یادمان است. قیامهایى كه از علماى اصفهان شد؛ در قم جمع شدند همه با هم، از علماى بلاد هم آمدند در قم.»217
در پی ابلاغیهی منع امر به معروف و طرح نظام اجباری، در اصفهان حاج آقا نورالله اصفهانی مردم را به مخالفت با این طرح دعوت کرده و قیام نمود.218 علمای دیگری چون ملا حسین فشارکی، سید العراقین و شریعتمدار اصفهانی نیز در این واقعه مورد تظلم خواهی مردم قرار گرفتند.219
با اعلام تصویب طرح «قانون نظام اجباری» توسط مجلس ملی در 1306ش، اعتراض پردامنه‌ای شروع شد. در این هنگام که فقر اقتصادی بر تمامی خانوارها غالب بود، اجرای این قانون نانآور خانوارها را از آنان‌ گرفته و راهی سرباز‌خانه‌ها می‌کرد. همچنین از دیدگاه علما، آموزش جوانان در طی دو سال در یک نهاد غیر مذهبی، موجب فساد اخلاق اجتماعی و دیانت آنان شده و بنابر فتاوای برخی علما خدمت وظیفه، اصول تشیع و بنیادهای اسلام را به مخاطره می‌انداخت.220 بنا به مقررات نظام وظیفه، روحانیون در صورتی از خدمت معاف می‌شدند که در یک آزمون دولتی شرکت کرده و قبول شوند. در نتیجه، بخش عمده‌ای از طلاب جوان راهی سربازخانه‌ها می‌شدند. اجرای این طرح در واقع حملهی رژیم پهلوی به موقعیت علما در جامعهی ایران بود و نفوذ دولت را در برنامهی حوزههای علمیه فراهم میکرد.221
حاج آقا نورالله اصفهانی در اعتراض به این طرح، همراه تعدادی از علمای اصفهان تصمیم به مهاجرت به قم گرفت. علمای دیگری از شهرهای مختلف ایران در قم به او پیوستند. از شیراز سید عبدالباقی و سید عبدالله شیرازی، از همدان شیخ الاسلام همدانی، از خراسان حاج میرزا عبدالله، از کاشان میرزا شهاب الدین کاشانی، از خمین میرزا محمد مهدی احمدی به این تحصن ملحق شدند. متأسفانه علمای آذربایجان به علت بُعد مسافت، بعد از شهادت حاج آقا نورالله به قم رسیدند.222
پس از برگزاری جلسات متعدد علما در قم، تلگراف‌هایی از سوی حاج آقا نورالله اصفهانی و هیئت علمیهی قم به مجلس شورای ملی و رئیس الوزرا مخابره شد. تیمورتاش از طرف رضاشاه مأمور شد تا اجتماع روحانیون را متفرق کند. تیمورتاش خود مستقیما وارد مذاکره با علما نشد و دو تن از روحانیون تهران، شریعتمدار و بحرالعلوم رشتی را برای مذاکره با علمای مهاجر به قم فرستاد و آنها بعد از دو روز بدون اخذ نتیجه بازگشتند و اظهار داشتند که راهی جز لغو قانون نظام اجباری وجود ندارد.223 تیمورتاش در صدد اقدامات شدید از جمله به توپ بستن شهر قم بود که در این زمینه نتوانست رضایت شاه را جلب کند.224 نمایندگان رضاشاه به علت هراسی که از علمای مهاجر بخصوص حاج آقا نورالله داشتند غالب خواسته‌های آنان را پذیرفته و متعهد شدند که به مفاد آن عمل کنند. علمای مهاجر بازگشت متحصنین از قم را منوط به تصویب مواد موافقتنامهی خود که شامل: تجدید نظر در قانون نظام اجباری، انتخاب پنج نفر از علما برای نظارت بر مصوبات مجلس، تعیین ناظر شرعیات در کلیه ولایات بود، دانستند. دولت که خود را موظف به اجرای مفاد دید، سعی در متفرق کردن علما از اطراف حاج آقا نورالله داشت، که تا اندازه‌ای موفق شد. بنابر این حاج آقا نورالله تصمیم به بازگشت گرفت که بیمار شد و در قم با تزریق سم به دست عمال رضاخان به شهادت رسید. پس ازشهادت او، مهاجرین قم پراکنده شدند و قیامی با این عظمت به نتیجه نرسید. حضرت امام می‌فرمایند:
« علماى اصفهان هم كه آمدند اینجا، شكستند آن اعتصابشان را؛ با فشار، با حیله. بلكه آن وقت معلوم شد، مى‏گفتند كه مرحوم حاج آقا نور اللَّه ـ كه بزرگشان بود ـ او را مسموم كردند.»225
رضاشاه، بعد از این قضایا روحانیت را در معرض شدیدترین حملات روانی و یورش‌های تبلیغاتی قرار داد. اقداماتی نظیر اجباری کردن ثبت احوال، تحمیل کلاه جدید، ممنوعیت حجاب برای زنان و طرح «استفاده از عمامه مستلزم داشتن تصدیق دولتی است» باعث تیرگی بیشتر روابط بین روحانیت و شاه شد.
5. 2. 1. آقا نورالله اصفهانی (1287ـ 1346ه)
حاج آقا نورالله اصفهانی، در سال 1278ه در شهر اصفهان متولد شد. نامش را محمد مهدی نهادند که بعدها به نورالله ملقب شد. پدر ایشان فقیه و مرجع نامدار مرحوم آیت الله حاج شیخ محمدباقر نجفی (م1301ه) فرزند مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی اصفهانی صاحب کتاب اصولی مشهور «هدایة المسترشدین» بود.226 پدر حاج آقا نورالله از برجسته ترین فقهای اصفهان بوده و شاگردان گرانقدری چون آیات سیدمحمد کاظم یزدی، سید اسماعیل صدر و میرزای نائینی در محضر ایشان پرورش یافتند. ایشان در مسایل سیاسی و اجتماعی نیز در اصفهان شهره بوده و مبارزه با ظلّ السلطان و فرقه ضالّه بابیه از اقدامات مهم ایشان می‌باشد. مادر حاج آقا نورالله، فرزند مرحوم آیت الله سید صدرالدین صدر از مراجع مشهور و جد مادری ایشان، مرحوم آیت‌الله شیخ محمد جعفر كاشف الغطا نجفی بود.
مرحوم حاج آقا نورالله، علاوه بر درک محضر علمی و تربیتی پدر، برای تکمیل تحصیلات در 1295ه به عراق رفت تا اندوخته‎های علمی‎اش را کامل کند. او مدتی در نجف اقامت گزید و سرانجام به سامرا كوچ کرد و در شمار شاگردان مرجع بزرگ شیعه، حضرت آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی قرار گرفت. وی از محضر حاج میرزا حبیب الله رشتی نیز بهرهها برد. پس از فوت پدرشان در 1301ه، به تحصیل خود در عتبات ادامه داده و موفق به کسب اجازهی اجتهاد از استادان بزرگی چون میرزای شیرازی، میرزا حبیب الله رشتی، محمد طه نجف، سید صدرالدین كاظمینی و سید محمد كاظم طباطبایی یزدی شد. در سال 1304ه (موسی نجفی 1300 دانسته است) به زادگاهش اصفهان بازگشته و به تدریس مشغول شد و تدریس و تربیت طلاب را تا سال 1307ه ادامه داد.
فعالیت‌های سیاسی
‏در سال 1307ه اقدام بیشرمانهی گروهی از بابیان اصفهان در توهین به مقدسات مسلمانان و ترویج انحراف ‏و بی دینی در میان ناآگاهان جامعه، كاسهی صبر رهبران مذهبی را لبریز ساخت. بابیان از دربار کمک خواسته و شاه فرمان داد تا آن گروه تبهكار تحت حمایت نیروهای دولتی قرار ‏گیرند. مردم مؤمن به ‏اشارهی حاج آقا نورالله و برادرش آقا نجفى، به خیابانها ریخته و به قلع و قمع بابى‏ها پرداختند، كه این قیام موجب تبعید آن‌ دو بزرگوار به تهران گردیده و شش ماه به طول انجامید.227
حاج آقا نورالله با شركت در جنبش تنباكو وارد فعالیت‏هاى سیاسى شد. امتیاز او نسبت به سایر مصلحان آن دوره، موقعیت خانوادگی طراز اولش بود. که مورد تأیید همه علمای اصفهان؛ بخصوص برادرش مرحوم آقا نجفی و سپس مورد تأیید علمای نجف و عتبات عالیات قرار داشت. چنانچه در مورد شرکت اسلامیه در سال 1315ه، در تحریم كالاهاى خارجى و مصرف و ترویج مصرف كالاهاى داخلى مورد تأیید مراجع عراق قرار گرفت و همهی آنها از تولیدات و ملبوسات شرکت پوشیده، آن ‏را موجب پاکیزگی و قبول طاعات ‏شمردند.
اقدامات و اصلاحات اجتماعی و سیاسی وی ریشه در اصول اسلامی و عقاید دینی داشت. با درک شرایط، آراء و اندیشه‏های خود در زمینهی مشروطیت و استقلال سیاسی و اقتصادی را از دیانت اخذ نمود و مانند سایر سیاسیون غیرمذهبی، برای تبیین برنامهی خویش از آرای متفکرین غربی استفاده نکرد.
حاج آقا نور اللّه به تبعیت از مراجع مشروطه‏خواه نجف، ضمن تأیید مشروطه با نفوذ سیاسى و اقتصادى بیگانگان مخصوصا روس و انگلیس به شدت مبارزه كرد. با شروع جنگ جهانى اول كمیتهی دفاع ملّى اصفهان را برای مقابله با اشغالگران بیگانه تشكیل داد. پس از پایان جنگ جهانى اول و اعلام عفو عمومى از سوى انگلستان در اوایل 1336ه، به اصفهان بازگشت. هنگامی که خبر انعقاد قرارداد ننگین 1919 ایران و انگلیس انتشار یافت وى از زمرهی مخالفان و منتقدان آن قرار داشت.
حاج آقا نوراللّه به دعوت برگزاركنندگان مراسم تاجگذارى رضاخان در سال 1304ش به تهران آمد و در آن مجلس حضور یافت و قرآنى به رضاخان هدیه كرده و از او خواست تا طبق دستورات آن عمل كند. در سال 1306ش، در جریان اعتراض به طرح نظام اجباری در رأس یكصد نفر از علما و طلاب اصفهان به قم مهاجرت كرد که روحانیون و علمای دیگر بلاد نیز به آنها پیوستند. 228
پس از گذشت صد روز از مهاجرت، ایشان كسالت مختصری پیدا کردند که آیت الله حائری شیرازی به همراه چند تن از اطبا به عیادت ایشان آمدند. پزشکان متفّق بودند كه تب و كسالت مختصری است كه با استراحت رفع میشود. حكومت وقت كه خطر اوجگیری نهضت را با پیوستن مجتهد مشهور آذربایجان به آقا نورالله حس می كرد،‌ دست به كار شد. حاكم وقت قم همراه یك پزشك قلابی درباری با وانمود كردن اینكه از طرف اعلیحضرت مأمور معالجة ایشان هستند وارد منزل ایشان شده و بیماری را “مالاریا” تشخیص داد و اعلام کرد که نیاز به تزریق دارند. حاج آقا نورالله كه از توطئهی آنان آگاه شد، اجازه خواست تا استخاره کند، امّا درباریان به بهانهی نامناسب بودن وضعیت جسمی ایشان، فورا سمی کشنده را تزریق کردند و ایشان در نخستین روز ماه رجب 1346‌ه دار فانی را وداع گفتند. با نشر این خبر در قم و شهر‌های دیگر غوغایی برپاشد و پیكر پاك و مطهر ایشان با عزت و شكوه،‌ با مشایعت علما تشییع شد و پس از انتقال به نجف اشرف‌،‌ در مقبرهی مرحوم كاشف الغطاء به خاك سپرده شد.229
5. 3. قیام آذربایجان
«در زمان ما از آذربایجان قیام شد بر ضد رضاخان. مرحوم آمیرزا صادق آقا، مرحوم انگجى و بعضى دیگر از علماى آذربایجان قیام كردند. تبعید شدند.»230
رضا شاه از نزدیک شاهد نفوذ علما و فعالیت آنها در انقلاب مشروطیت بود، لذا از برخورد جدی و آشکار با علما اجتناب می‌کرد. اما پس از چندی به محدود کردن علما در شرکت در مسائل حکومتی پرداخت.231درصورتی که بنابر سنت قدیمی، مردم در هنگام بروز مشکلات به منازل علما و روحانیون مراجعه کرده و از آنها یاری میخواستند.232
در آذربایجان میرزا صادق آقا و میرزا ابوالحسن انگجی از اقدامات حکومت و حتی شخص شاه ناراضی بودند و از اعمال حکومت انتقاد می‌کردند و به موعظه و ارشاد مردم می‌پرداختند.
آنها چهار سال پس از خاموش شدن قیام حاج آقا نورالله اصفهانی در قم، با ورود هیئت سربازگیری به تبریز، جنبشی برپا نمودند که به تعطیلی کامل بازار انجامید؛ اما به سرعت با ورود قوای مسلح نظامی به بازار و تهدید مردم و دستگیری این دو رهبر روحانی سرکوب شد.233آیت الله انگجی به علت همداستان شدن با ملت دربارهی قانون نظام اجباری به همراهی چند تن از علما تبعید شد.234
در تاریخ کمبریج درباره قانون نظام اجباری چنین آمده: «هنگامی که هیئت سربازگیری از تهران وارد تبریز شد، تجار، بازار و دکان‌های خود را بستند و فقط هنگامی دکانها را گشودند که سه مسلسل در آستانهی بازار نصب شد. دو مجتهد برجستهی شهر (انگجی و میرزا صادق آقا) که جنبش را هماهنگ میکردند نفی بلد شدند.»235
هنگام هجوم پلیس به منزل میرزا صادق آقا برای دستگیری، از هیچ نوع هتک حرمتی مضایقه نکردند و حتی برخی از همسایه‌های ایشان از ترس جانشان اعلام تنفر و بیزاری از ایشان کردند. پس از دستگیری، میرزا صادق آقا و آیت الله انگجی به سمنان تبعید شدند و عده‌ای دیگر از علمای تبریز، از جمله شیخ غلامحسین ترک تبریزی که سخنگوی قیام کنندگان بود، پس از مدتی زندگی مخفی به نجف رفت. علمایی که نقش کمتری در قیام داشتند به اردبیل تبعید شدند. برخی از تبعیدیان در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد شرکت در انتخابات، نماز جماعت، نقش برجسته، ادبیات عرب Next Entries منابع پایان نامه درمورد میرزا کوچک خان، اتحاد اسلام، علوم دینی، ناصرالدین شاه