منابع پایان نامه درمورد اختلال افسردگی، اختلال دو قطبی، دو قطبی، بهداشت روان

دانلود پایان نامه ارشد

بمانند ، همراه می شود و دست کم در چهار مورد از موارد زیر را شامل می گردد : مشکلات تمرکز یا حافظه ، آشفتگی خواب ، خستگی یا انرژی اندک ، تحریک پذیری ، نگرانی ، به سادگی اشک ریختن ، گوش به زنگ بودن ، انتظار یک رویداد ناگوار ، نا امیدی یا بد بینی در مورد آینده ، و عزت نفس پایین و احساس پوچی . این نشانه ها باید از لحاظ بالینی موجب پریشانی یا اختلال قابل توجه در کارکرد اجتماعی ، شغلی و یا سایر زمینه های مهم کارکرد شوند . اگر این نشانه ها ناشی از اثرات فیزویولوژیایی مستقیم یک ماده یا یک بیماری جسمانی باشند و یا هرگاه این ملاک ها با ملاک های اختلال افسردگی عمده ، اختلال افسرده خویی ، اختلال وحشت زدگی و اختلال اضطراب فراگیر مطابقت کند، این اختلال پیشنهادی را نباید مطرح کرد . هر گاه در حال حاضر هرگونه اختلال اضطرابی یا خلقی دیگر مصداق داشته باشند، به فرض آنکه این اختلال اضطرابی یا خلقی در بهبود نسبی باشد ، نباید این تشخیص را مطرح کرد .
همچنین این نشانه ها باید به نحو بهتری با هر اختلال روانی دیگر تبیین شوند . رابطه ی طولی میان این اختلال پیشنهادی و سایر اختلال های اضطرابی و افسردگی نیز نا معلوم است . بنابراین مشخص نیست که در چه نسبتی از افراد این الگوی نشانه ها ( یعنی ، اختلال اضطرابی – افسردگی مختلط ) ممکن است عامل خطر ساز برای اختلال روانی دیگر،مانند اختلال افسردگی عمده،اختلال اضطراب فراگیر یا اختلال وحشتزدگی باشد.
دامنه میزان شیوع فعلی آن 3/1 درصد در مراکز مراقبتهای اولیه است.در نمونه های اجتماعی ،میزان شیوع فعلی آن 8/0 درصد برآورد شده است.اختلال اضطرابی-افسردگی مختلط همچنین در چند مرکز بهداشت روانی که مورد بررسی قرار گرفته ، کاملا شایع بوده است.(انجمن روانپزشکی آمریکا).
2-17علت شناسی افسردگی:
با وجود آنکه ملاکهای تشخیصی،چندین اختلال افسردگی و اختلال دو قطبی متفاوت را مشخص می کنند،پژوهش در باره ی علت شناسی و درمان، به تمرکز براختلال افسردگی اساسی و اختلال دو قطبی گرایش داشته است.عوامل زیستی – عصبی ،عوامل اجتماعی و عوامل شناختی ،علت های اصلی افسردگی می باشند.عوامل زیستی عصبی شامل عوامل ژنتیکی،انتقال دهنده های عصبی(کژکاری گیرنده سروتونین،تغییراحتمالی در گیرنده های دوپامین در دستگاه پاداش)،تصویر نگاری مغز وعصبی –درون ریز می باشد.یک فرا تحلیل روی مجموعه ای از مطالعات به این نتیجه رسید که روی هم رفته،پژوهشهای دقیقتر روی دوقلوهای همسان و ناهمسان توارث پذیری را 37 درصد برآوردکردند(سولیوان،نیل و کندلر4،2000).یعنی ژنها 37 درصد واریانس را در اینکه یک شخص دچار افسردگی خواهد شد یا نه،تبیین می کنند.اختلال دو قطبی در زمره ارثی ترین اختلال ها است.
سه انتقال دهنده عصبی بر حسب نقش احتمالی شان در اختلالهای خلق،بیشترین پژوهشها را به خود اختصاص داده اند:نور اپی نفرین ،سوتونین،دوپامین.هر یک از این انتقال دهنده های عصبی،در چندین ناحیه ی مختلف مغز وجود دارند.مدلهای ابتدایی ناظر بر آن بودند که افسردگی با سطوح پایین نور اپی نفرین و دوپامین،و شیدایی با سطوح بالای نور اپی نفرین و دوپامین ارتباط دارد.هم چنین فرض بر این بود که هم شیدایی و هم افسردگی با سطح پایین انتقال دهنده عصبی سروتونین که تصور می رود به
تنظیم نوراپی نفرین و دوپامین کمک می کند،رابطه دارند(تیز و همکاران،2002).مطالعات تصویر نگاری اعصاب،حاکی از آن است که افسردگی با تغییرات مناطقی از مغزکه در هیجان نقش دارند،مرتبط است.این تغییرات با واکنش پذیری هیجانی بیشتر(فعالیت بیشتر بادامه)،اما تفکری که کمتر برنامه دار است(فعالیت کمترقشر جلو پیشانی،هیپوکامپ،و کمر بند قدامی پشتی)هماهنگ به نظر می آید.در بسیاری از کسانی که افسرده اند ، ،تنظیم نامطلوب کورتیزول نیز دیده می شود.
در زمینه عوامل اجتماعی نیز پژوهشگران به مطالعه بر روی مشکلات زندگی افراد افسرده،مشکلات بین فردی، نبود حمایت اجتماعی،در پی اطمینان جویی بودن و سپس واکنش منفی دیگران،فقدانها،هیجان
های منفی زیاد،رویدادهای فشار زا یا فشار روانی پس از آسیب ها پرداخته اند ودرصد بسیار بالایی را به آنها اختصاص داده اند.
در زمینهعوامل روانشناختی نیز می توان به نظریات روان تحلیلی زیگموند فروید ،که بر تعارضات ناهشیار مرتبط با سوگ و فقدان تاکید دارد،و عوامل مربوط به شخصیت،مانند روان رنجور خویی و هیجان پذیری مثبت و منفی،و عوامل شناختی ،مانند افکار شخص در باره خود و رویدادهای زندگی اشاره کرد(دیویسون و همکاران،2007،به نقل ازشمسی پور،1388).
4.kendler
2-18نظریه های روانشناختی در مورد افسردگی:
218-1نظريه زيست شناختي :
افسردگي يكي از شايعترين مسائلي است كه توسط متخصصان بهداشت رواني مورد مداوا واقع شده است. افسردگي همواره از طريق حالت غمزدگي و فقدان علاقع تقريباٌ به تمام فعاليتها و ساير نشانه‌هاي مرضي كه ممكن است شامل اشتهاي كم، يا تغيير وزن، اشكال در خواب رفتن، فقدان انرژي، تغييرات رواني حركتي، احساس گناه، مسائل مربوط به تمركز، و افكار مكرر درباره مرگ يا خود كشي گردد، مشخص مي‌شود. به نظر مي‌رسد كه آمادگي براي دچار شدن به اختلالات عاطفي، بويژه اختلالات شيدايي ـ افسردگي جنبه ارثي داشته باشد. شواهد بدست آماده از مطالعات روي دو قلوها اين نظريه را تقويت مي‌كند. نقش خاصي كه عوامل ارثي در اختلالات عاطفي دارند هنوز چندان روشن نيست شواهد فراواني حاكي از آنست كه تنظيم حالات خلقي بر عهده گروهي از مواد شيميايي بنام انتقال دهنده‌هاي عصبي است كه بر انتقال تكانه با اين حال بنظر مي‌رسد كه نوعي بهنجاري زيست شناختي در اين مورد در كار باشد.‌هاي عصبي در طول سينا پس ازيك نرون به نرون ديگر اثر مي‌گذارد. دو انتقال دهنده عصبي كه بنظر مي‌رسد نقش مهمي در اختلالات عاطفي بازي ميكنند نوراپي نفرين و سرو تونين هستند بنا به يك نظريه كه در سطح وسيعي پذيرفته شده، افسردگي با كمبود و شيدايي با ازدياد يكي از اين دو انتقال دهنده عصبي يا هر دوي آنها پيوند دارد. قسمت اعظم شواهد در اين مورد مبتني بر آثاري است كه داروها در رفتار و فعاليت انتقال دهنده‌هاي عصبي دارند ( هليگارد و همكاران،1999 ، به نقل از براهنی و همکاران، 1368(. در مانگريهاي مربوط به ديدگاه زيستي، داروهاي سه حلقه اي و منع كنندگان  MAO  را در بر مي‌گيرد، كه هر دو ميزان نوراپي نفرين را افزايش مي‌دهد، براي درمان افسردگي مورد استفاده واقع مي‌شود. چون اثر درماني داروها ممكن است چند هفته به طول بینجامد كساني كه دچار افسردگي شديد هستند ممكن است از طريق درمانگري تشنجي الكتريكي ( ECT  ) مورد معالجه قرار گيرند. عبور يك جريان الكتريكي از مغز بيمار به نظر مي‌رسد كه تأثيري مثبت در تسكين حالت افسردگي بيمار داشته باشد. انتقادهاي مربوط به رويكرد زيستي اين است كه دارو به تنهاي نمي تواند مانع حمله‌هاي افسردگي در آينده شود زيرا اين داروها مهارتهاي سازش آنان را اصلاح نكرده است ( آزاد، 1378 .( بنابراين بر اساس اين نظريه كودكاني كه داراي پدر يا مادر افسرده مي‌باشند قبل از 18 سالگي چهار برابر نسبت به كودكاني كه والدين غير افسرده دارند آمادگي براي اين اختلال خواهند داشت. تعدادي از مطالعات هورموني نشان داده كه كودكان افسرده نسبت به كودكان عادي هنگام خواب ترشح هورمون رشدي بيشتري دارند. مطالعات روي دو قلوهاي همسان اين نظريه را تأييد مي‌كند. ميزان ابتلاء دو قلوهاي همسان بيشتر از كودكان عادي به اين اختلال مي‌باشد )رئيسي،1380 ).بطور كلي اين ديدگاه بر نقش عوامل ژنتيكي در بروز اين اختلال تاكيد مي‌كند و عوامل ارثي را عامل مؤثر در ايجاد اين اختلال مي‌دانند.
2-18-2نظريه روان پويايي :
نظريه‌هاي روان پويايي بر احساسات و واكنش‌هاي ناخودآگاه نسبت به موقعيتهاي جديد كه اساس آنها حوادث قبلي زندگي است تأكيد مي‌ورزند. اين نظم بنديهاي روان پويايي بر تاريخچه روابط بين فرد و شخصي كه او به عنوان يك كودك بيشترين وابستگي را به وي داشته است ـ معمولا مادر ـ متمركز است. بدين ترتيب يك سابقه تاريخي افسردگي عبارت است از اختلال در روابط اوليه كودكي. اين اختلال ممكن است فقدان واقعي والدين يا ترس خيالي درباره از دست دادن يكي از والدين باشد. از نظر فرويد افسردگي، واكنشهاي طبيعي نسبت به از دست دادن كسي يا چيزي كه مورد عشق ( محبت ) فرد بوده است، توصيف كرد. جورج براون دريافت كه در زناني كه قبل از 11 سالگي مادران خود را از دست داده اند خطر بيشتري براي ابتلا به افسردگي وجود دارد تا زنان ديگر ( آزاد، 1378 ( به طور كلي از ديدگاه روان پويايي علت افسردگي فقدان، جدايي است ولي اين از دست دادن در واقع نمادي است از عامل ديگري كه تثبيت مرحله دهاني خوانده مي‌شوند ) رئيسي، 1380).همچنين بر اساس اين نظريه، انسان ممكن است به طور ناخود آگاه، هر نوع طرد شدن از سوي ديگران را به عنوان نوعي فقدان و از دست دادن عشق، محبت، معبود و يا عزيزي تلقي كند. البته، انتقاد بر اين نظريه فراوان است. مثلاٌ مفهوم فقدان سمبو ليك بسيار مبهم تر از آن است كه قابل تعريف، شناخت و تحليل علمي باشد ( شاملو، 1383 .( به طور خلاصه بر اساس نظريه روان پويايي، افسردگي پاسخي است به فقدان يك شيء مورد علاقه كه ممكن است رمزي باشد. فرويد پنداشت كه شخص افسرده از احساس گناه فوق العاده به عنوان نتيجه اي از وجدان اخلاقي قوي و الگوي ضعيف شخصيتي رنج مي‌برد. كوششهاي درماني طبق اين نظريه عبارت است از تغيير و اصلاح همخوانيهايي كه در بين افكار و احساسات مراجع وجود دارد. درمانگري در اين ديدگاه معطوف به كشف پايه‌هاي ناخود آگاه افسردگي در دراز مدت تمهيدهاي حمايتي در كوتاه مدت است ( آزاد، 1378 (.
2-18-3 نظريه يادگيري :
نظريه‌هاي يادگيري افسردگي1 را به فقدان تقويت در محيط مربوط مي‌دانند، فرد در نتيجه عدم دريافت تقويت، يا تنبيه شدگي در برابر پاسخهايش دلسرد و افسرده مي‌گردد. اين حالت ممكن است بدين علت رخ بنمايد كه محيط يك نفي كننده است، يا بدين علت كه فرد مهارتهاي اجتماعي لازم براي استفاده كامل از تمام امكانات را نياموخته است، يا بدين علت كه او تقويتهاي قابل دسترسي را بيشتر از كسان ديگر منفي و كمتر از آنان مثبت مي‌بيند. چون افراد ديگر، تمايل به اجتناب از شخص افسرده دارند امكانات براي تقويت نيز محدود گرديده است ( آزاد، 1378).

1.Depresion
2-18-4 ديدگاه رفتارگرا :
تقويت مثبت ناكافي علت ايجاد افسردگي است در واقع فقدان يا جدايي از شخصي كه مورد علاقه بوده و به نحوي باعث تقويت مي‌گرديده، مي‌تواند ايجاد افسردگي نمايد زيرا پاداش‌هاي مطلوب قطع شده و فرد ديگر انگيزه اي جهت اعمال خود ندارد ( رئيسي،1380).اين صاحب نظران معتقدند كه انسان هنگام دچار اختلالات عاطفي و به ويژه افسردگي مي‌شوند كه در زمان يادگيري، مراحل زير طي مي‌شوند : 1 ـ وقتي رفتار فرد از جانب محيط تقويت و تشويق نمي شود. 2 ـ به علت اين عدم تشويق و تقويت، كميت رفتار و فعاليت فرد به نحو چشمگيري كاهش مي‌يابد و اين امر، خود بازهم از تقويت و تشويق مي‌كاهد. 3 ـ مقدار تقويت يا تشويقي كه فرد در برابر پاسخ‌هاي خود دريافت مي‌كند ( شاملو، 1383 ( .در اين ديدگاه تعيين اثرات متقابل شخص محيط كه مربوط به افسردگي است اولين گام در طرح يك نقشه درمانگري است. فهرست بندي حوادث، خوشايند و ناخوشايند و رفتار خود تنظيمي نيز قسمتهاي مهمي از درمانگري را از نقطه نظر يادگيري تشكيل مي‌دهد ( آزاد، 1378( .به طور كلي رويكرد تقويت بر اين اصل استوار است كه افراد به اين علت افسرده مي‌شوند كه محيط اجتماعي آنها كوچكترين تقويت مثبتي را فراهم نمي كند. پايين بودن ميزان تقويت مثبت موجب كاهش بيشتر در آن دسته از فعاليتها و جلوه‌هاي رفتاري مي‌شوند كه احتمالاٌ پاداش به دنبال دارد. ( هلیگارد و همکاران،1999، به نقل از براهنی ،1368 (‌. همچنين تعدادي از روان شناسان يادگيري معتقدند كه افسردگي به دليل احساس محروميت مداوم و احساس بيچارگي و يا ناتواني اكتسابي ايجاد مي‌شود. مارتين سليگمن در سال 1974 ميلادي گفت : كه وقتي انسان تحت فشار ( استرس )

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد افسردگی اساسی، دو قطبی، اختلال افسردگی، اختلال افسردگی اساسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، احساس حقارت، علوم اجتماعی، عینی و ذهنی