منابع پایان نامه درمورد احادیث نبوی، جانشینی پیامبر، زمان پیامبر

دانلود پایان نامه ارشد

معناست که پیامبر می‌دانسته که هیچ‌گونه خطری، امت را تهدید نمی‌کند و حال آن‌که خطرهایی، جامعه‌ی نوپای اسلامی را تهدید می‌کرد. از جمله: خلأ رهبری، رشد نایافتگی جامعه، منافقان و جریان‌های ویران‌گر از درون، یهود، قدرت‌های دیگر و خطرهایی از برون.
آیا می‌توان با این خطرها، تصور کرد که پیامبر، جامعه‌ی نوبنیاد اسلامی را رها کرده و سرنوشت آن را به خود جامعه سپرده باشد و در عین حال از آینده، آسوده خاطر بوده باشد؟
فرض دوم: واگذاردن آینده‌ی جامعه به تدبیر امت.
طبق این فرض، باید بر این باور باشیم که پیشوای آینده‌ی امت، در زمان پیامبر تعیین نگردید و این امر به عهده‌ی امت نهاده شد. این‌که آگاهان از انصار و مهاجر، با شورا و رایزنی، آینده‌ی امت را رقم زنند (این نگاه سنی‌ها و وهابیت است).
باید این‌گونه جواب این فرض را داد که اگر چنین فرضی را بپذیریم، پیامبر خدا می‌بایست امت را با نظام شورایی و چند و چونی آن آشنا می‌کرد و حدود، وظایف و قوانین شورا را مشخص می‌ساخت.
آنچه این پندار را یک‌سره تباه می‌سازد، این است که داعیه‌داران و مسندنشینان خلافت، هرگز بر چنین پیش‌بینی از سویی پیامبر خدا استناد نکرده‌اند: ابوبکر به نصب روی آورد و عمر تصریح کرد که چون کسی را نمی‌یابد به شورا تن می‌دهد.171 به علاوه این‌که اگر پیامبر خدا چنین آهنگی را داشت و در اندیشه‌ی ایشان این بود که مرجعیت فکری و سیاسی را به صحابه وانهد، می‌بایست در جهت آماده‌سازی آنان بسی می‌کوشید. بدین‌ترتیب، این فرض هم بی‌اعتبار می‌شود.
فرض سوم: تعیین سرنوشت و تصریح بر خلافت و ولایت
در این فرض، بر این باوریم که پیامبر خدا با حساسیت تمام، آینده‌ی امت را روشن ساخته و پیشوای پس از خود را تعیین نموده است و نیز بر این باوریم که غدیر، ماجرا و متن خطبه‌ی شکوه‌مند آن، تصریح و تأکیدی است بر آنچه پیامبر خدا آن را بارها اعلام داشت.
تصریح پیامبر خدا بر امامت و ولایت علی بدان‌گونه گسترده و روشن است که هیچ تردیدی را برنمی‌تابد. آن بزرگوار، نه یک بار و دوبار، بلکه ده‌ها بار به اشارت و صراحت، حق خلافت و خلافت حق را فریاد کرد و طرحی روشن و مشخص برای آینده‌ی امت درانداخت.
به نمونه‌های آن در روایات و سخنان حضرت رسول اشاره می‌کنیم.
1. حدیث یوم الإنذار
پیامبر خدا براساس آیه‌ی: «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ»172 و خویشان نزدیکت را هشدار باده، مأمور می‌شود خویشان خود را به اسلام دعوت کند در آن مجلس، پیامبر فرمود: «فایکم یوازرنی علی هذا الأمر علی أن یکون أخی ووصیی وخلیفتی فیکم»173(کدامتان مرا بر این کار، یاری می‌دهد تا برادر و وصی و جانشین من در میان شما باشد؟) در آن جمع تنها کسی که به این فراخوان پاسخ مثبت داد، علی است. «إن هذا أخی و وصیی وخلیفتی فیکم فاسمعوا له وأطیعوا»174 (این برادر و وصی و جانشینم در میان شماست. پس گوش به فرمان و مطیع او باشید.)
2. حدیث وصایت
پیامبر در موارد متعدد و مناسبت‌های مختلف، امام علی را وصی خود معرفی فرمود.
پیامبر در روایتی فرمودند: خداوند متعال 124 هزار پیامبر داشت که من سرور و برترین و گرامی‌ترین آنان نزد خداوند هستم و هر پیامبری وصی‌ای دارد که به امیر خداوند –که یادش بلند باد- او را وصی قرار می‌دهد و وصی من، علی بن ابی طالب، سرور و برتر و گرامی‌ترین اوصیا، نزد خداوند است.175
3. احدیث وراثت
احادیثی که پیامبر به صراحت، علی را وارث خود، وارث علم و گنجینه‌ی دانش خود و نهایتاً وارث پیشوایی امت خویش معرفی می‌نماید.
پیامبر فرمودند: «ای علی! تو وصی، خلیفه، وزیر، وارث و پدر فرزندان منی… فرمان تو، فرمان من … و نهی تو، نهی من است.»176
4. احادیث خلافت
پیامبر خدا از همان آغازین روزهای آشکار ساختن دعوت و گستراندن پیام خود، بر خلافت علی تصریح و تأکید کرد.
5. احادیث منزلت
از جمله شکوه‌مندترین عناوینی که با آن پیامبر خدا با آن از علی یاد کرده‌اند، همسانی و همبری علی با ایشان در کار رهبری است که به صراحت در احادیث منزلت بیان شده است.
6. احادیث امارت
قرآن با صراحت تمام، مؤمنان را به اطاعت از اولو الأمر فراخوانده که پیروی از آنان را همسنگ با اطاعت خداوند و پیامبر دانسته است. مصداق‌های اولو الأمر چه کسانی هستند؟ بی‌گمان، اولو الأمر، کسانی هستند که پیامبرگون، خداجوی، حق‌پرست و عدالت‌گستر باشند و علی، بر اساس نصوص متعدد نبوی، در قله‌ی این عنوان است.
7. احادیث امامت
امام به لحاظ واژه‌شناسی، همان پیشرو، پیشتاز و سرپرست و پیشوای قوم و قبیله است که در احادیث نبوی، به این معنا تصریح شده است.
پیامبر فرمودند: «یاعلی أنت وصیی و خلیفتی و امام أمتی بعدی»177 (ای علی! پس از من، تو وصی و جانشین و امام امت هستی.)
8. احادیث ولایت
در سخنان و آموزه‌های پیامبر، عنوان ولی و ولایت برای علی بسیار به کار رفته و این سخنان شکوه‌مند بسیار بیان شده است که از جمله‌ی آن، احادیث ولایت است.
9. احادیث هدایت
در تفسیر آیه‌ی «إِنمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکل قَوْمٍ هَادٍ»178 (تو تنها، هشدار دهنده‌ای و هر قرمی، هدایت‌گری دارد.) پیامبر اکرم، حضرت علی را مصداق والای هدایت‌گر معرفی می‌کند: «المنذر أنا، و الهادی علی بن ابی طالب»179 (هشداردهنده منم و هدایت‌گر، علی بن ابی طالب است.)
10. احادیث عصمت
متون متعددی در دست است که همگی یک پیام دارند و آن این‌که علی به عنوان جانشین پیامبر خدا هیچ‌گاه نمی‌لغزد، نمی‌شکند، کژ نمی‌رود، ‌استوار است، در نهایت سلامت است و مستقیم است. امام علی می‌فرمایند: «خداوند تبارک و تعالی ما را پاک و از خطا مصون داشت و ما را گواهان بر خلق خود و حجت خویش در زمینش قرار داد و ما را با قرآن قرار داد و قرآن را با ما. ما از قرآن جدا نمی‌شویم و قرآن از ما جدا نمی‌شود.»180
11. احادیث علم
پیامبر اکرم فرمود: «أنا مدینة العلم و علی بابها»181 (من شهردانشم و علی، دروازه‌ی آن.)
همچنین احادیث دوازه جانشین، احادیث سفینه، احادیث ثقلین و احادیث غدیر، از آن دسته احادیث هستند که پیامبر بر ولایت و جانشینی و خلافت بعد از خودش تصریح کرده است.
همان‌طور که بیان شد، حضرت رسول اکرم از همان روزهای نخست رسالت و اعلان دعوت در زمان‌ها و موارد متعدد تا بستر بیماری -که نگران آینده‌ی امت بود- که فرمودند: «اِیْتُونی بِکتابٍ اَکْتُبْ لَکُمْ کِتاباً لَنْ تَضِلُوا بَعدَهُ اَبَداً»182 (برایم برگه‌ای بیاورید تا برایتان نوشته‌ای بنویسم که پس از آن، هرگز گمراه نشوید.)، همواره تلاش کردند با بیان‌های مختلف و احادیث متعدد در موارد متعددجانشین و جانشینان بعد از خود را معرفی کنند که بی‌گمان، حدیث منزلت، هم یکی از تلاش‌های مهم حضرت رسول اکرم بوده است که مضمون آن، این‌گونه است که آن‌چه هارون در عصر موسی داشته، به جز نبوت، برای علی هم وجود داشته است که قرآن کریم، آن مقامات را برای حضرت هارون بیان می‌کند و بر اساس احادیث نبوی، این مقام‌ها برای علی به صراحت تعیین شده است.
دلالت حدیث منزلت بر خلافت امیر مؤمنان علی‏
بعد از آن که معلوم شد حدیث منزلت مقام‏ها و منزلت‏های متعددی را برای امیر مؤمنان علی‏‏ اثبات می‏کند که لازمه هر کدام از آن‌ها امامت و خلافت آن حضرت است؛ اکنون سخن در این است که این حدیث به طور مستقیم و با صراحت نیز مقام خلافت و جانشینی پیامبر اکرم‏‏ را برای امیر مؤمنان علی‏‏ اثبات می‏کند. بنا بر این، حدیث منزلت با صراحت تمام بر خلافت آن حضرت دلالت خواهد کرد.
تردیدی نیست که یکی از مقام‏های حضرت هارون، جانشینی او از حضرت موسی‏‏ بوده است. خداوند متعال از زبان موسی‏‏ نقل می‏کند که به هارون چنین فرمود:
«اخْلُفْنی فی قَوْمی وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ»183
در میان قومم جانشین من باش و امور آنان اصلاح کن و از روش مفسدان پیروی نکن.
جانشینی پیامبر در اوج فضایل‏
بدون تردید جانشینی و خلافت پیامبر خدا، نیاز به قابلیت‏ها و صلاحیت‏هایی دارد، به گونه‏ای که جانشین بتواند جایگزین آن حضرت شود و در نبود او تمامی کارها و مسئولیت‏های او را به خوبی انجام دهد؛ زیرا او به جای پیامبر نشسته و جانشین اوست و می‏خواهد جای خالی او را پر کند؛ از این رو باید تناسب با او داشته باشد و از عهده این کار برآید.
جانشین پیامبر باید آن اندازه در فضایل و کمالات اوج بگیرد تا چنین مقام والایی زیبنده او شود، و باید چنان صلاحیت و قابلیتی را دارا باشد که جایگزین کردن او به جای پیامبر دور از خرد جلوه ننماید؛ زیرا واضح است که اگر کسی را به جای دیگری قرار دهند که صلاحیت آن را ندارد و نمی‏تواند به درستی کارهای او را انجام دهد و هیچ تناسبی با او ندارد، چنین کاری به دور از خرد و حکمت است.
احراز شایستگی‏
پرسشی که در این‌جا می‌توان مطرح کرد،‌این است که آیا جناب موسی‏‏ این صلاحیت را در برادرش هارون احراز کرده بود و او را قابل می‏دانست تا در نبود او جانشینش شود یا نه؟
آیا او اهلیت چنین مقامی را داشت یا نه؟
حال که خداوند این خلافت را تأیید نموده و در قرآن به آن اشاره کرده است، قطعاً چنین صلاحیتی را در هارون احراز نموده است.
آیت‌الله میلانی در کتاب نگاهی به حدیث منزلت می‌نویسد: نکته جالب توجه این که در این آیه، حضرت موسی برادرش هارون را به طور مطلق خلیفه خود قرار می‏دهد؛ یعنی بدون هیچ قید و شرطی، آن جا که فرمود:
«اخْلُفْنی فی قَوْمی».
در میان قومم جانشین من باش.
یعنی جناب هارون در تمام آن چه که حضرت موسی بر عهده داشته، جانشین و قائم مقام او خواهد بود. بنابر این حضرت موسی برادرش را- گرچه برای مدتی که به کوه طور رفته- به طور مطلق جانشین خود قرار داد؛ یعنی هارون در تمام شئون، خلیفه و جانشین حضرت موسی است او آن چنان همسانِ حضرت موسی، مقامات معنوی و کمالات روحانی را طی کرده است‏. که می‏تواند چنین مقامی را داشته باشد. و در یک جمله، حضرت هارون مرتَضی و پسندیده الهی است. کسی است که خدا او را برای احراز چنین پستی اختیار کرده است.
اگر او چنین مقامی را دارد، پس هر گاه موسی غایب شد، همو باید خلیفه و جانشین باشد، چه در دوران حیات او و چه در زمان پس از وفات او. مهم این نیست که هارون چند روز خلافت کرده؛ مهم آن است که این صلاحیت و شایستگی و مقام را داشته است. شاهد این مطلب هنگامی است که بنا شد حضرت موسی‏‏ برای مناجات با خدا به کوه طور برود. قرار بر این بود که مناجات سی روز به طول بینجامد؛ ولی ده روز دیگر به آن افزوده شد. می‏پرسیم: اگر حضرت موسی‏‏ از ابتدا برادرش را برای سی روز خلیفه قرار داده بود؛ پس چگونه او در آن ده روز اضافه بر این مقام باقی ماند؟
این بدان معناست که خلافت هارون محدود به سی روز نبوده است؛ بلکه هر زمانی که موسی غایب باشد، او خلیفه خواهد بود؛ حتی اگر غیبت حضرت موسی بیش‌تر از این نیز طول می‏کشید.
از این رو به حکم حدیث منزلت، امیر مؤمنان علی‏‏ نیز چنین مقام و مرتبه‏ای را نسبت به پیامبر اکرم‏‏ خواهد داشت؛ یعنی مقام خلافت الهی و نیابت از رسول خدا‏ برای آن حضرت ثابت می‏شود، و در نبود آن حضرت تنها او باید جانشین آن حضرت باشد. آری، از این حدیث به خوبی استفاده می‏شود که خداوند آن حضرت را برای این مقام برگزیده و او را شایسته احراز چنین پستی می‏داند. کوتاه سخن این که مقام خلافت، از مقام‏های روحانی و درجات قرب الهی است که نیاز به داشتن صلاحیت‏های لازم و ارتضای خدا دارد، نه این که مقام خلافت امر اعتباری زودگذر است.184
مقام فرض الطاعه
از آثار و پیامدهای خلافت آن است که واجب است مردم در تمام کارها بدون هیچ قید و شرطی از امیر مؤمنان علی‏‏ اطاعت کنند و همیشه گوش به فرمان او باشند، و لازمه اطاعتِ مطلق و فرمان‏برداری بدون قید و شرط آن است که او امامت و ولایت عامه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد زین العابدین، نقش اجتماعی، آرامش خاطر Next Entries منابع پایان نامه درمورد جانشینی پیامبر، شیعیان امامیه، علمای شیعه