منابع پایان نامه درمورد آموزش و پرورش، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

طرد شده اند و ممکنست برای افزایش اعتماد به نفس و بهبود موقعیت خود، به گروههای بزهکاری جوانان بپیوندند و با عضویت در گروه، خود را از مدرسه
و خانواده متمایز سازند. به عقیده برخی از روانشناسان، شکست تحصیلی و محرومیت از تحصیل در سنین مناسب که به دلایل گوناگون انجام می گیرد، موجب یاس و بدبینی و پرخاشگری و در نهایت از جمله عوامل انحرافات و اعمال خلاف می شود. 56
شکست تحصیلی و بزهکاری، هر دو یک علت واحد دارد و آن اینکه، بخشی از «سندروم رفتار مشکل آفرین» است . تحقیقات نشان می دهد کودکان و نوجوانان بزهکار که دارای بهره هوشی پایین می باشند یا
در مقایسه با سایر دانش آموزان، در یادگیری ناتوانی داشته باشند، این عامل تعیین کننده ی ضعف در تحصیل یا شکست تحصیلی این قبیل کودکان و سندروم رفتار مشکل آفرین است. کودکان متعلق به خانواده های از هم پاشیده، معتاد، منحرف و پرتنش، قادر به تمرکز در کلاس یا یادگیری نیستند که این امر، منجر به کم آموزی تحصیلی و نارسایی در تحصیل آنان می گردد. همچنین کودکانی که بخوبی تربیت نشده اند و خویشتن داری آنان ضعیف است این خصلت، ممکن است سبب شکست و ناکامی آنان در تحصیل گردد. در حقیقت سبک زندگی نامتعارف کودکان و نوجوانان ، گرایش آنان را به رفتارهای ضد اجتماعی تشدید می کند. در مورد علل شکست تحصیلی ، برخی علت آن را خانواده می دانند. بدون تردید کودکی که در خانواده ای با کمترین امکانات زندگی می کند و والدین، توانایی و مهارت پرورش و مراقبت از کودک یا کودکان خود را ندارند، مدرسه را با مشکلات و سطوح پایین تری از موفقیت شروع می کند. و در صورتی که شانس حمایت معلم
و اولیاء مدرسه را نیز نداشته باشد، عملکرد وی، پیوسته وخیم تر خواهد شد و خود مدرسه تا جایی که به ناکامی تحصیلی مرتبط باشد، تبدیل به نیروی فعال در جهت تولید بزهکاری می شود. اما پژوهشها نشان
می دهد نوجوانان متعلق به خانواده های مرفه در صورت شکست تحصیلی، سریع تر از نوجوانان طبقه پایین به رفتارهای غیر معقولانه ، غیر اخلاقی و بزهکارانه دست می زنند که این به دلیل انتظاراتی است که هم
از سوی خانواده، هم اولیاء مدرسه و هم خود کودک به وی تلقین شده و با شکست در تحصیل، به بیراهه کشیده می شوند. معمولاً کودکان و نوجوانان طبقه پایین که از حمایت و مراقبت والدین دلسوز یا معلم حمایتگر برخوردار باشند، تلاش می کنند تا آرزوهای بلند پروازانه خود را تحقق بخشند و غالباً در زندگی موفق می شوند. اما برخی علت شکست تحصیلی را، گروه بندی دانش آموزان می دانند، یعنی تقسیم بندی دانش آموزان به گروه های مختلف بر اساس توانایی و پیشرفت تحصیلی، که سبب می گردد دانش آموزانی که با بر چسب ناتوانی در یادگیری، یا پیش داوری و رفتار تبعیض آمیز معلم گروه بندی می شوند، عزت نفس خود را از دست بدهند که این امر غالباً منجر به شکست تحصیلی و زمینه ساز مشکلات بعدی برای این افراد می گردد.
یکی دیگر از علل شکست تحصیلی دانش آموزان، «احساس بیگانگی» از تجربه آموزشی است.
دانش آموزانی که مدرسه و معلمین خود را دوست دارند و در فعالیتهای مدرسه مشارکت فعال دارند، به ندرت ممکن است به رفتارهای ضد اجتماعی مبادرت ورزند. در صورتی که پژوهشها نشان می دهد، دانش آموزانی که مدرسه را دوست ندارند و برای نظر معلمین خود اهمیتی قائل نیستند، آمادگی بیشتر برای بروز خشونت
و تخریب اموال مدرسه و ناکامی در تحصیل را دارند. دانش آموزانی که احساس بیگانگی نسبت به مدرسه
و برنامه های درسی دارند، غالباً دست به تشکیل گروه های حمایتی می زنند و خرده فرهنگی
را تشکیل می دهند که در جهت خلاف ارزشهای نظام آموزشی عمل می کنند. این گروه ها توانایی نهادهای اجتماعی، نظیر خانواده و مدرسه را در جهت حفظ نظم کاهش می دهد و اعضای این خرده فرهنگ، سرانجام در فعالیتهای بزهکارانه درگیر می شوند. 57
بند دوم: مدرسه گریزی و بزهکاری
اصطلاح مدرسه گریزی، پس از اجباری شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن نوزدهم میلادی در اروپا رواج یافت. اصطلاح فرار از مدرسه، کلیه اشکال غیبت، بدون اجازه و مستمر از مدرسه را در بر می گیرد.
در ایالات متحده آمریکا فرار از مدرسه، از جمله تخلفات ویژه کودکی است . یک کودک ممکن است تحت صلاحیت قانونی حکومت واقع شود زیرا عمل او، به این دلیل غیر قانونی است که سن او کمتر از سن قانونی است. کنترل حکومتی بر رفتار غیر مجرمانه کودک برای حفاظت، از بهترین منافع کودک مورد استفاده
قرار می گیرد. معمولاً مرتکبان تخلفات ویژه کودکی، پس از مشخص شدن ناتوانی والدین و یا عدم تمایل آنها به مراقبت و کنترل فرزندان خود و اینکه رفتار این کودکان، سرانجام به خودشان یا جامعه صدمه خواهند زد، به دست دادگاه نوجوانان سپرده می شوند.
در برخی از ایالات آمریکا، والدین را به علت رفتار غیر قانونی فرزندانشان از نظر جزایی مسئول می دانند از جمله والدین به دلیل فرار فرزندانشان از مدرسه، مجبور می شدند مدتی را در زندان بگذرانند
و یا در صورت تخریب اموال مدرسه، ناگزیر از جبران خسارت می شوند.
با توجه به اثرات نابهنجار فرار نوجوانان از مدرسه، جرم شناسان، فرار از مدرسه را انعکاس نامطلوب روشهای غلطی می دانند که در مدرسه اعمال می شود و سرانجام منجر به ولگردی کودکان و نوجوانان
می گردد. در صورتی که دانش آموزی، نسبت به محیط آموزشی خود، بی علاقه گردد ممکن است به دنبال دوستانی بگردد که مانند خود او فکر می کنند و با ترک مدرسه و فرارهای پی در پی، به ولگردی
و سرپیچی از نظم و مقررات عادت کنند. با توجه به این که ولگردی، «حالت خطرناک» و سرچشمه رفتارهای بزهکارانه بویژه دزدی، سوء مصرف مواد و روسپیگری است، فرار از مدرسه، تخلف شناخته شده است.
کودکان فراری، غالباً به خانواده های از هم پاشیده ، معتاد، منحرف هستند که به علت اخراج از مدرسه، ناکامی در تحصیل و رد شدن یا تغییر مکرر مدرسه و تشویق همسالان، از مدرسه دلزده شده و سرخورده می شوند و با دوستی با دوستان ناباب، مدرسه را رها می سازند و به بزهکاری و اعتیاد سوق پیدا می کنند. پسران معمولاً بیش از دختران دچار این مشکل می شوند. در صورتی که بپذیریم گریز از مدرسه ، زمینه بزهکاری نوجوانان را فراهم می آورد، می توان با شناسایی کودکان در معرض خطر، اقداماتی برای پیشگیری
از فرار کودکان و رفع مشکلات آنان تدارک دید.
کسانی که مدعی وجود رابطه ی علی بین مدرسه و بزهکاری هستند، دو عامل عمده را در این خصوص ذکر می کنند:
یکی شکست تحصیلی که از فقدان استعداد، بر چسب زنی یا تضاد طبقاتی سرچشمه می گیرد و منجر
به گروه بندی تحصیلی دانش آموزان می شود و دیگری ، احساس بیگانگی نسبت به تجربه آموزشی است
که از ماهیت سرد و بی روح مدارس، نقش منفعل واگذار شده به دانش آموزان و تلقی دانش آموزان
از تحصیل به عنوان امری غیر ضروری و نامناسب با آینده ی آنان نشأت می گیرد. پژوهشها نشان می دهد، افت تحصیلی که شامل عملکرد تحصیلی ضعیف و اخراج از مدرسه است، به طور عمده با جرایم خطرناک مرتبط است. 58
بند سوم: نقش مدرسه در برنامه های پیشگیری از بزهکاری
مسئولان آموزش و پرورش تلاش کرده اند تا جرم را از مدارس ریشه کن کنند و از بروز بزهکاری
و خشونت در مدارس پیشگیری نمایند.
با توجه به اینکه دانش آموزانی که در مدرسه ناموفق هستند یا رفتارشان توام با بی انضباطی است، یا آنها که دائما از مدرسه فرار می کنند، نسبت به آنهایی که چنین رفتارهایی ندارند احتمال بیشتری می رود که مرتکب جرم شوند. تحقیقات نشان می دهند که تا حد زیادی، این خود مدارس هستند که مسوول شکست تحصیلی، رفتار اخلال گرایانه و فرار دانش آموزان می باشند. لذا، کودکان اصلی راهکارهای اجتماعی پیشگیری از بزهکاری از طریق مدرسه، باید اتخاذ سیاستهایی باشد که موارد افت تحصیلی، رفتار اخلال گرایانه و فرار از مدرسه و دیگر مشکلات رفتاری دانش آموزان را به حداقل برسانند.
بند 1 ماده 26 اعلامیه ی حقوق بشر مقرر داشته، هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، لااقل تا حدودی که مرتبط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد. آموزش ابتدایی ، اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد و همه بنا بر استعداد خود، بتوانند از آن بهره مند گردند.
با توجه به اینکه قابلیت هر شهروند آگاه و مسئول ، برای مطالبه حقوق و برخورداری از آنها مستقیماً به دسترسی هر کودک به تحصیلات اساسی و شایسته مرتبط است، نهاد رسمی که در جامعه وظیفه آموزش فرهنگ، دانش و فنون را بر عهده دارد، نهاد آموزش و پرورش است که افراد را در نهادهای کوچکتری بنام مدرسه تحت این آموزشها قرار می دهد. در اهمیت حق برخورداری هر فرد از آموزش و پرورش، همین قدر کافی است که بدانیم، میان بی سوادی و فقر و محرومیت، رابطه ی مستقیمی وجود دارد و از این رو ، مهمترین تلاش برای از بین بردن فاصله ی فاحش طبقاتی در جامعه، تصمیم آموزش و پرورش برای تک تک افراد
می باشد. بهتر است امروز برای همه کودکان، امکانات تحصیلی اجباری و مجانی را تا سن معین فراهم سازیم تا از بسیاری از معضلات اجتماعی در آینده پیشگیری کنیم. 59
بند چهارم: برنامه های پیشگیری در مدرسه
راهکارها و برنامه های متعددی برای تبدیل مدارس به مدارس عاری از جرم و اعتیاد به کار گرفته شده است از جمله این راه ها می توان به مواردی اشاره نمود:
1- مشاوران خانه – مدرسه
این مشاوران، به عنوان رابط بین خانواده و مدرسه عمل می کنند و در صورت انجام وظیفه خود و ارائه خدمات آموزشی، روانشناختی و اجتماعی مورد نیاز دانش آموز و خانواده وی در پیشگیری از بزهکاری
و مشکلات دیگر کودکان موثر می باشند.
2- ایجاد کلاسهای تقویتی برای جلوگیری از شکست تحصیلی دانش آموزانی که مشکل یادگیری دارند
و یا به دلایلی از برنامه کلاس عقب مانده اند.
3- شناسایی و توجه به «کودکان در معرض خطر» بویژه کودکانی که از والدینشان دور مانده اند (والدین جدا شده، فوت شده یا زندانی)
4- حمایت از کودکان طرد شده یا کودکان خانواده های بی توجه یا دارای سوء رفتار .
5- آموزش معلمان و تجدید نظر در برنامه ها و محتوای دروس .
6- ایجاد برنامه های مدیریتی و انضباطی در مدرسه نظیر بازرسی الکترونیکی که از بروز جرم و توزیع مواد مخدر و سوء مصرف مواد پیشگیری می کند.
7- درمان کودکانی که قبلاً مشکلاتی از خود بروز داده اند.
8- تقویت عزت نفس دانش آموزان و آموزش فنون مقاومت در برابر فشار همسالان.
9- افزایش آگاهی دانش آموزان در زمینه های خطر سوء مصرف مواد مخدر و بزهکاری.
10- ارتقای ظرفیت روان شناختی و خود انگاره ی دانش آموزان با ارائه ی منابعی به آنان برای مقاومت در برابر رفتار ضد اجتماعی.
از جمله برنامه هایی که برای پیشگیری از بزهکاری در مدارس بسیاری از کشورها به اجرا در آمده،
برنامه آموزش حقوق است که از طریق آموزش به شیوه ی یاددهی – یادگیری و استفاده از الگوهای آموزشی مانند ایفای نقش یا حضور در زندان یا دادگاهها تلاش می گردد میزان همنوایی و سازگاری دانش آموزان
از طریق احساس تعهد آنان به مدرسه، تقویت احساس مسئولیت آنها نسبت به خود و دیگران و توجه به ارزشهای اخلاقی، را ارتقا دهند و با افزایش میزان علاقه به اعضای جامعه ی آموزشی و تشویق مشارکت
و همکاری در فعالیت های مدرسه، بزهکاری و رفتارهای جامعه ستیز را کاهش دهند. این برنامه از طریق ارتقای حس کفایت اجتماعی، تعلق و مفید بودن، سعی در پیشبرد فرایند رشد دانش آموزان در یک جهت مثبت دارد. بعلاوه در این برنامه با آموزش حقوق به زبان ساده به دانش آموزان، احترام به قانون را در آنها نهادینه می سازند. ارزیابی این برنامه، نشان از کاهش بزهکاری در مدرسه و بهبود رفتار دانش آموزان دارد.
آنچه مسلم است، مدارس به تنهایی، قادر به کاهش بزهکاری کودکان و نوجوانان نخواهند بود بلکه تلاش در سطح کل جامعه با

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد ارتکاب جرم، وضعیت اقتصادی، عوامل بزهکاری، آموزش و پرورش Next Entries منابع پایان نامه درمورد بزهکاری نوجوانان، جامعه شناسی، مراکز آموزشی، وضعیت اجتماعی