منابع پایان نامه درمورد عصر مشروطه، پیش داوری، باورهای دینی، تصویرشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

(همان: 715-716)
علی بابایی مینویسد: سید اشرفالدینگیلانی در قسمتی از اشعارش، تصویر غربزدگی جوانان ایران و فرنگی-مآب شدن آنان را تصویر میکند، تأثیرپذیری از استعمارو عادت کردن به آن جلوه ای دیگر از رخنه ی کشورهای بیگانه در ایران است. گویی ایرانیان غربزده شده اند و حتی در سخنان خود هم کلمات خارجی استفاده می کنند( علی بابایی، 1384: 109).
4-1-1-2-1- تصویرشناسی روسیه
ایرانیان از روسیه نیز در عصر مشروطه، چیزی جز تجاوز، کشتار، و ویرانی ندیدهاند. تصویر اشرفالدین از روسیه از نوع کلیشه و بسته است زیرا غارتگری ، کشتار و جنگ طلبی این کشور بیگانه ، به طور مداوم در اشعار سید تکرار می شوند.
آنچه در حافظهی جمعی ایرانیان از روسیه ثبت شده و جزء تصاویر ثابت و کلیشه ای است و به مرور زمان، به باور آن ها در آمده، خوی استعماری این کشور است. لذا سید اشرف الدین با به کاربردن تعبیرات ایجازی و کلیشهای مانند گرگ، فیل، گراز، کلاغ، زهر، خرس، اجنبی برای روسیه ، که معنایی مشخص، ثابت و منفی دارند توانسته است وحشت حاصل از حضور این کشور بیگانه در ایران را به خوبی به تصویر بکشد . در این مفاهیم ارائه شده از سوی او، ما تصویر کشوری زور مدار، توسعه طلب و متجاوز را مشاهده میکنیم و به خوبی میتوانیم دیدگاه سید را در ارتباط با روسیه، مجسّم نماییم.
بی توجهی روسیه به باورهای دینی و اعتقادی مردم ایران، که نمونههایی از آن را پیش از این در موضوع تخریب صحن مطهر امام رضا(ع) بیان شد، نیز تصویر بی قیدی و بیدینی این کشور همسابه را بیان می کند و باعث گردید این تصویر به شکل باور، در نگرش ایرانیان درآیدو همواره از روسیه دیدگاهی منفی در نزد گروهها و قشرهای مختلف جامعه ایجاد شود.
در شکلگیری این تصاویر منفی و کلیشه ای در ذهن سید اشرف الدین، اعتقادان و باورهای اسلامی او بی‌تأثیر نبوده است. پایمال شدن خاک وطن و از بین رفتن حقوق شهروندان ایرانی ، در کنار کفر و الحاد این کشورهای بیگانه ، سبب تشدید نگرش منفی سید به روسیه و انگلیس گردید ه است. او برای وطن استعمار زدهی ایران مرثیه میخواند و سپس بر پایمال شدن دستورات دینی توسط اجانب افسوس می خورد( میرقادری- کیانی، 1391: 134).
4-1-2- پیش داوری
4-1-2-1- فرنگ
تصویرسید اشرف الدین ازفرنگ یا اروپا را می توان از لابه لای اشعاری که قبلاً ذکر شد دریافت: ولی در بسیاری از موارد سید به جای ذکر نام خاص از کشوری اروپایی یا غربی از اصطلاح «فرنگ» استفاده کرده است.در عصر مشروطه، فرنگی شدن نقطه‌ی آمال و آرزوی بسیاری از ایرانیان بوده است. سید همواره با مظاهر فرنگی‌مآبی مخالف بود و در بسیاری از اشعارش آن را ناپسند انگاشته است. او خودباختی فرهنگی، غرب‌زدگی ، بی هویتی ایرانیان را حاصل همین فرنگی‌مآبی می‌دانست و معتقد بود غرب با تبلیغات گسترده‌ی خود و حضور مستمر در ممالک اسلامی توانسته است افراد بسیاری را از هویت اصلی خود دور کند و داشته‌های این ملت ها را از آن‌ها برباید. بسیاری از ایرانیان در دوره‌ی مشروطه نیز شیفته و فریفته‌ی زرق و برق ظاهری غرب شده و به فرهنگ، وطن وآیین خود پشت کرده‌اند. در این جریان البته تعریفاتی که از سوی فرنگ‌رفتگان از دنیای غرب میشده در بهوجود آمدن این دیدگاه بی‌تأثیر نبوده است:
ما بوالهوســــان تابع قانون فرنـــگیم افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم
(همان: 205)
نسیم در شعر فرنگی‌مآب که از زبان یک غرب‌زده سروده است و تنها چیزی که از غرب گرفته،تغییر شکل ظاهری است، تصویری از این خودباختگی فرهنگی را نشان می دهد:
نه سرکار والا نــــه عالی جنــابم نه قائــــم مقامم نه نایب منابم
نه درفکر روسـم نه در فکر آلمان نه در فکر نانم نه در فکر آبـم
نه در فکر درسم نه در فکرمشقم نه فکر حسابـــم نه فکر کتابـم
فقط عینک است و فکل مایهی من فرنگــــی مآبم فرنگــــی مآبم
(همان: 276)
سید اشرف الدین در شعر« خطاب به فرنگیان» در مقایسه‌ای میان اروپا و ایران، پیشرفت‌های سریع علمی و اقتصادی فرنگ را یادآور می‌شود و با زبان طعن و کنایه، به ایرانیان که گرفتار ضعف و غفلت و بی‌تحرکی اند هشدار میدهد از قافلهی علم و پیشرفت عقب نمانند و در جهت ترقی کشور گام بردارند:
ای فرنگــــی اتفاق و علم و صنعـــت مال تو عــــدل و قانون و مساوات و عــدالت مال تو
نقل عالـــم گیری و جنگ و جلادت مــال تو حرص و بخل و کینه و بغض و عداوت مال ما
خواب راحت عیش و عشرت ناز و نعمت مال ماست
(همان: 299)
سید در تصویرآفرینی دیگری از فرنگ، به طور غیر مستقیم به طرز پوشش غربیان و شکل ظاهری آنان اشاره میکند و با دیدن ایرانیان از فرنگ آمده ، اروپاییان را چکمه پوش، فکلی و اهل علم و سیاست تصویر میکند:
پسر کوچک دکتر ز فرنگ آمده است بلی آقا شده با علم و زرنــگ آمده است
به چه شکل آمده برگو به من از راه وفا خاک عالم به سرم تاج به سر، چکمه به پا
(همان: 196)
کبلا باقر، علی آقا پســــر ملا علی تازگـــی آمده از لندن و پاریس بلـی
جان آقا چه بگویم سخن زیر جلی تازه دیشب ز فرنگ آمده با یک فکلی
(همان: 196-197)
داخل علم سیاســـی بزرگـــی گشتـی پس فکل بستی وهم شکل فرنگی گشتی
گاه رومی شدی و گاه چو زنگی گشتی بود هر لحظه به مغـــز ســــر تو ســودایی
وای اگر از پس امروز بود فردایی
(همان:272-283)
درکشور ایـــران متمایل به فــــرنگیم عاشق به کراوات و فکول های فرنگیـم
در مغللطه و فتنــه و آشوب زرنگـــیم از نــــام گذشتیـــم و همه طالـب بنگیم
اندر سر ما جز هوس سیر و صفا نیست امروز چو ما هیچ کس انگشت نما نیست
(همان: 694)
سید با اشاره به وابستگی ایران عصر مشروطه به غرب، همهی داشتههای ایرانیان را ساخته مغربزمین می‌داند. لذا او ضمن بیان پیشرفت علمی غرب، جهت قطع این وابستگی، همواره هموطنانش را به کسب علم و دانش دعوت میکند:
از فرنگ آمده این دفتر و این خانه ی ما قنــــد مـــا کاغذ و عمامـــه ی ما
متحیـر شـــده زین مسألـه علامـــه ی ما که نداریم در این مملکت استیلایی
وای اگر از پی امروز بود فردایی
(همان:283)
بروز جنگ جهانی اول میان کشورهای اروپایی، به جهت تأثیرات فراوانی که بر ایران گذاشت از موضوعات مورد توجه سید اشرف الدین گیلانی است . تصویر او از فرنگ تنها زیبایی، خوشی و شکوفایی علمی و پیشرفتهای روز افزون نیست. او در ترسیم وضعیت اروپای در حال جنگ چنین می گوید:
لیک دنیــــا باز در هم برهم است در فرنگستــان بساط ماتم است
صلح می خواهند لیکن صلح نیست کس نمی داند مثال کار چیست
شرح آن قحطی و آن رنج و عذاب با اشاره درج شد در این کتاب
(همان: 209)
سید اشرف الدین در شعر« قرن تمدن یا عصر مشعشع» زوایای تازه ای ازاین جنگ را آشکار میکند. او با زبانی تلخ و گزنده به مفهوم« تمدن» حملهور میشود و از اینکه کفر و بیدینی سراسر جهان را فراگرفته و از دست او نیز کاری ساخته نیست متأسف است. او حوالت امور و مجازات جنایتکاران را به قیامت حواله نمیکند، بلکه خواستار آن است تا ملت ایران به پا خیزد و حق خود را از بیگانگان بگیرد:
بوالعجـب جنگـــی اروپـــای دلاور مـی کنــــد نوجــوانان را همه در خــون شناور می کند
هر کســـی بنشسته در هر گوشـــــه با آه و فسون از یهود و ملحــد و گبر و مسلمان و مجـوس
صحبتش از جنگ اتریش است وآلمانسـت روس گاه هم از تــرس صحبتهای دیگر می کند
انگلیس و روس وآلمان کرده همت صرف جنگ از هوا باریده در پاریس گویی بـرف جـنــگ…
انگلستان با غـــریو طبل و کـــوس از یک طـرف عسکر عثمانی و قفقاز و روس از یک طــرف
های هوی لشکر روس و پروس از یک طـــرف صوت توپ وبمب، گوش چرخ را کر میکند…
هست مـعنای تمـــدن گـــوییا خــــــون ریختن یا که جمعــــی بیگنــــاهان را به دار آویختن
یا که شهـــری را چپـــاول کـــــردن و بگریختن این تمــــدن زود زردک را چغنـــدر می کند
(همان: 444- 445- 447)
او درپایان هر بند این سروده ترجیع« ریشخند دردمندان فیل را خر می کند» را تکرار میکند. سیداشرف‌الدین درقسمتی از شعر « خطاب به قلم» نیز از آشفتگی اوضاع اروپا سخن به میان میآورد:
یاد از آشوب و جنجال فرنگستان مکن از عراق و اصفهان و آوه هم عنوان مکن …
(همان: 235)
با شدّت یافتن جنگ در اروپا و کشیدهشدن آن به شرق و غرب جهان، سیداشرف الدین از این اوضاع نگران و ناراحت است در حالی که بعض از ایرانیان گویی از این واقعه خبر ندارند یا خود را به بیخبری زدهاند در هر صورت تأثیر غم و درد و تأسف سید را از مصیبت های ناشی از جنگ دراروپا می شود در سرودهی زیر مشاهده کرد:
غرق خون گشت از این جنگِ اروپا جگرم از جهان بی خبرم
مشرق و مغرب عالـــم همه برهم خـــورده بنده خوابــم برده…
(همان: 280)
سید در شعر« یک مکاشفه راجع به جنگ بین المللی» که شرح آن پیش از این داده شد، شدّت غم و دردش را از این جنگ بیان میکند و این مکاشفه و خواب را بهانهای برای آرام کردن آشوب درونش می سراید. این شعر زبان حال سید و به نوعی دعا و درخواست او برای پایان یافتن درگیری ها در میان کشورهای جهان است.
اعتقادات سید همواره به همراه اوست او که شیعهی اثنی‌اعشری است و معتقد به امام زمان(عج) ، در شعر علامات ظهور، تصویری از فرنگ در اثنای جنگ جهانی، ارائه میدهد و آن را از نشانههای ظهور، میشمارد:
فرنگستان پر از جنجال و جنگ است جوانان را رخ از خونابـه رنگ است
همه دل ها از این آشوب تنگ است به هرجا صحبت جنگ فرنگ است
همه اینها علامات ظهور است
(همان:473)
او همواره آرزو میکرد که هرگز این جنگ اتفاق نمیافتاد چراکه در نظر سید این جنگها و آتش‌افروزیها چیزی جز دشمنیهای بیجا نیست که دود آن به چشم مردم جهان می رود. ترس و وحشت، تخریب واشغال قسمتهایی از کشور، از بین رفتن مقدسات، و کشتار انسان‌های بیگناه همه و همه باعث شده است تا او این اقدام را محکوم کند و بیزاری خود را از تداوم آن آشکار نماید:
چه خوش بود این جنگ و دعوا نمی شد به روی زمین شور و غوغا نمی‌شد
میــــان سلاطیــــن مشهـــــور دنیـــــــا چنین دشمنی های بی جــا نمیشد
ز اطـــریش و آلمـــان به اطراف ورشــو چنان حمله ها بی محــــابا نمیشد
ز عثمــــانی و روس در خـــــاک ایران چنین شور و وحشت هویدا نمیشد
(همان: 504)
4-1-2-1-1- تصویرشناسی فرنگ
پیش داوری سید اشرف الدین، از باورها و عقاید او تأثیر گرفته است. اعتقادات و تصورات او که از بینش تاریخی او مایه میگیرد سبب شده است تا با توجه به این نگرش با مظاهر غربی و جلوههای فریبندهی ظاهری آن، به مقابله برخیزد و آنها را طرد نماید. او در اشعارش از غربزدگی و فرنگیمآبی انتقاد میکند و همواره با لحن تمسخرآمیز، بر غربزدگان حملهور میشود آنهایی که به جای کسب علم و دانشغرب ، تنها مسحور جلوهای مادی و ظاهری آن شدهاند. نگرش سنتی، و باورهای دینی سید او را به چنین برداشتی منفی می‌کشاند. در دیدگاه او فرنگ، تنها بیبند وباری و بی قیدی نسبت به دین و سنتها را تبلیغ میکند. همچنین او فرنگ را مانعی برای پیشرفتهای علمی ایرانیان دانسته است.
آنچه برای سید اشرف الدین دارای اهمیت است حفظ سنتها و پیروی از مبانی دینی است و این نگرش او را به مخالف جدی مظاهرمنفی تمدن جدید غرب مبدّل کرده است. او در عین حال هرگز با کسب علوم جدید مخالفتی نداشت و آن را از دستورات دین اسلام می دانست. سید اکثر غربیان را دشمن دین و کشورش میداند و در نگرش خود نسبت به آنان دچار پیش داوری می شودو به مقابله با آن ها و فرهنگ غربی می پردازد. درعین حال سید به علت جنگ در اروپا برای اروپاییان که درگیر این جنگ خانمانسوز شده اند دل میسوزاند. این تصاویر به علت پیشینهی آنها در اشعار شعرای مشروطه، از نوع تصاویر بسته محسوب می شوند.
4-1-2-2- موسیو مرنارد بلژیکی
هرگاه در تهران موضوع

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد بلشویک ها، عصر مشروطه، میرزاده عشقی، وضعیت اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه درمورد تصویرشناسی، باورهای دینی، انقلاب مشروطه، مستشار مالی