منابع پایان نامه درمورد عدالت اجتماعی، کانون توجه، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

مي شود؛ «يملأ الأرض ظلما و جورا»184 بايد نور هدايت الهي بار ديگر شعله ور شود و ذخيره الهي پرده از رخ برکشد و نفوسي را که از جهل و ظلم خود به ستوه آمده اند، دستگيري کند. او بايد کار را از زير بنا درست کند. دست بر عقلها بکشد. و شيطان را از ميان بر دارد. تا انسان بوسيله عقل خود در پرتو هدايت نوراني مهدوي  ، راه صحيح خود را انتخاب کند و به سعادت ابدي دست يابد.185
در اين بخش ظلم و ستم انساني ريشه يابي شد. اما اينکه چگونه جلوي ظلم و گناه بشر در عهد ظهور گرفته مي شود، مشخص نشده است بنابراين بايد پژوهشي پيرامون زمينه سازي عدالت فردي در دامن تربيت مهدوي  داشته باشيم.
3-1-6- عوامل زمينه ساز عدالت فردی مهدوی
به نظر مي رسد براي عادل شدن افراد جامعه دو چيز لازم است. 1- وجود مقتضي 2- رفع مانع. زير ساخت عدالت، عقل است. انسان در تحت رهبري هاي خرد عملي خود به عدالت دست پيدا مي کند.186 و عدالت از جنود عقل محسوب مي شود.187 در سايه حکومت مهدوي  مقتضي براي عدالت بيشتر فراهم مي شود: «وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَي رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ»188 تکميل عقول مردم زمينه مساعدي براي جريان عدالت است.
در زمينه رفع مانع نيز حضرت فعاليت مي کند. شياطين جن و انس با وسوسه ها و شبهه ها، مانع تحقق عدالت می شوند. شيطان که مظهر و نماد همه شرارت ها و مانع بزرگ عدالت بشري است در حکومت مهدوي  از بين مي رود.189
علامه طباطبايي در ذيل آيه: «قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلي‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلي‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم‏؛ (شيطان از خدا درخواست كرد كه پروردگارا، پس مرا تا روز قيامت كه خلق مبعوث مي‏شوند مهلت و طول عمر عطا فرما. خدا فرمود: آري تو را مهلت خواهد بود. تا به وقت معين و روز معلوم)»190 مي فرمايد: در حکومت مهدي، که قبل از قيامت است. مهلت شيطان به سر آمده و از بين مي رود و جهان بي شيطنت با عدالت و معنويت سپري خواهد شد.»191
علامه در ذيل اين آيات مي فرمايند: «با نظري گذرا به دو آيه معلوم مي شود که روز «وقت معلوم» با روزي که مردم برانگيخته مي شوند، متفاوت است و حتما بايد آن روز، قبل از روز بعث باشد.» و سپس در ادامه استدلال مي گويند: «اطلاق در آيه 15 سوره «اعراف» که خداوند به او فرموده تو از مهلت داده شدگاني با آنچه در سوره «ص » و همين جا آمده است مقيد مي شود يعني منظور روز وقت معلوم است.»192
صاحب الميزان در جواب نظريه اي که مي گويد: «اينکه دوباره ابليس گفته است: «همه را گمراه خواهم ساخت.» (حجر (15)، آيه 39.) دليل است که او تا زماني که انسان در دنيا زندگي مي کند کار خود را ادامه مي دهد. پس از آيه «الي يوم الوقت المعلوم » فهميده مي شود، منظور تا آخر عمر انسانهايي است که در روي زمين زندگي مي کنند و امکان اغواي آنها وجود دارد.» مي فرمايد: ملازمه بين وجود تکليف و وجود ابليس نيست. او مي گويد: «استناد معاصي به شيطان اقتضاي بقاي ابليس را دارد تا زماني که معصيت و گمراهي وجود داشته باشد، نه تا زماني که تکليف باقي است و دليلي هم بر ملازمه بين معصيت و تکليف در خارج نيست.»193 به عبارتي روشن تر ايشان مي خواهند ملازمه بين وجود تکليف و وجود ابليس را نفي کنند، ولي ملازمه بين معصيت و ابليس را ثابت نمايند. ايشان بعد از آن ملازمه بين معصيت و تکليف را نفي کرده مي گويند: امکان دارد تکليف باشد ولي معصيتي نباشد و وقتي معصيت نبود ابليس هم نيست. پس لزومي ندارد تا آخر عمر انسان ابليس هم موجود باشد.194
نتيجه: عدالت مهدوی شامل عدالت فردی می شود و افراد جامعه در آن عصر با شکوه از اعتدال روحی اخلاقی بر خوردارند و به خاطر اين تعادل در سير تکاملی خود موفق خواهند بود.
3-2- عدالت اجتماعي مهدوی
مقدمه
ايجاد نظام عادلانه و اجراي عدالت در بُعد اجتماعي آن از نخستين هدف ها و اصلي ترين برنامه هاي همه پيامبران بوده است. و در راه تحقق آن فداکاري ها کرده اند. مي توان گفت بيشترين درگيري و مبارزه پيامبران بر سر اجراي عدالت بوده، که کمتر موفق به اجراي بُعد اجتماعي عدالت شده اند. اصرار پيامبران بر عملي کردن بُعد اجتماعي عدل، دليل بر اهميت ويژه ي آن است. زيرا به موجب اجراي شدن اين بُعد، اولا، قوانين صحيح روابط افراد را با يکديگر و با حکومت، بر اساس عدل و حق و منزه از استکبار و استضعاف مقرّر مي دارد و به تمام افراد، حق نظارت بر اجراي قوانين داده مي شود. ثانيا: افراد به پيروي از قانون و نداي ايمان و وجدان مکلف هستند که تمام مقررات عدل را در رشته هاي مختلف، نسبت به خود و ديگران رعايت نمايند تا جامعه و افراد از جانب هر فردي امنيت داشته باشند و حسن ظن و حمل بر صحت در هر مورد، خيال هر کس را راحت سازد و خيانت و غش و تقلّب در جامعه، مطرود و معدوم يا بسيار نادر و کم شود. ثالثاً، حکومت هم بايد در اين امور مشارکت کند و برنامه هايي اجرا نمايد و وضع سلوک و استقبالش را از مردم متواضعانه و به گونه اي قرار دهد که مردم در نظارت بر امور، تشويق و تقدير شوند، چنانکه تعليم و تربيت و ارشاد نيز بايد در اينجا با نقش مهم و سازنده، افراد را رشيد و زنده و آگاه سازد تا خود را مسئول و متعهّد حُسنِ جريان امور بشناسند و از تجاوز به حق و سهم ديگران و جنايت پرهيز نمايند.195
با توجه به اهميت وافر عدالت اجتماعي و عدم تحقق آن بطور گسترده و فراگير، وعده تحقق اجراي تمام و کمال آن در حکومت عدل مهدوي  داده شده است. به همين خاطر در اين بخش ضروري است پژوهشي پيرامون بُعد اجتماعي عدالت داشته باشيم. که در آن پس از تعريف و بيان ضرورت عدالت اجتماعي، به بيان ديدگاه های مختلف درباره عدالت اجتماعی می پردازيم.
3-2-1- تعريف عدالت اجتماعي
با آنكه امروزه از عدالت اجتماعي، بسيار سخن گفته مي‌شود؛ اما اين واژه، يكي از مفاهيم مبهم در عرصه مطالعات علوم اجتماعي و انساني است؛ زيرا هم مي‌توان حوزه اجتماع را در عرض حوزه‌هاي سياست، اقتصاد، فرهنگ و… قرار داد و هم مي‌توان آن را ـ با توجه به پيچيدگي امور جامعه ـ مجموعه‌اي گسترده‌ تر از موارد مذكور قلمداد كرد. امروزه غالباً وقتي سخن از عدالت به ميان مي‌آيد، بعد اجتماعي آن مدّ نظر است؛ زيرا عدالت در هيچ‌ يك از مفاهيم و عناوين خود به گستردگي و اهميت عدالت اجتماعي به معناي دوم كه شامل عرصه‌هاي مختلفي چون سياست، فرهنگ، اقتصاد و… مي‌شود، نخواهد بود.
عدالت اجتماعي به معناي: تأمين مصلحت عمومي به بهترين صورت ممکن،196 تقسيم برابر خيرات مشترک عمومي،197 عقد و قرار داد اجتماعي افراد، براي تقسيم کار در زندگي مدني مبتني بر شريعت،198 نفي هرگونه تبعيض به معناي رعايت حقوق و استحقاق ها199 به کار رفته است. عدالت اجتماعي در واقع، «يک عدالت انساني تمام عيار است که همه مظاهر زندگي و تمام جوانب فعاليت بشري را در بر مي گيرد.»200 مهم ترين ويژگي هاي که از تعريف عدالت اجتماعي بدست مي آيد: احترام به حقوق ديگران، رعايت مصالح عمومي که جامعه براي تمام افراد در نظر مي گيرد،201 رفع تبعيض و فقر زدايي در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي است.202 در واقع مهم ترين چيزي که تعريف کنندگان عدالت اجتماعي بر آن تأکيد دارند، و به دنبال تبيين آنند، روشن ساختن عدالت در بُعد اجتماع است، و اينکه چه چيزهايي موجب اجراي عدالت در اين بُعد مي شود.
از آن جايي که اسلام بيش از هر مذهب آسماني ديگر براي برپا داشتن عدالت‏ اجتماعي‏ اهميت قائل است،203 و قهراً هدفش نجات محرومان و مستضعفان و نبرد و ستيز با ستم پيشگان است،‏ برنامه ي تضمين شده براي اجراي فراگير عدالت اجتماعي دارد و آن قيام عدالت گستر حضرت قائم  است.
اکنون که معنای عدالت اجتماعی روشن شد، نگاهی به ديدگاه های مارکسيستی و ليبرالی گردادگرد عدالت اجتماعی می اندازيم.
3-2-2- عدالت اجتماعي در بينش مارکسيستي
مارکس عدالت جويي را در ثروت و قدرت ناشي از آن و اشرافيت و تبعيض طبقاتي دانسته و شاخصه مهم آن را توزيع ثروت مي داند.204
شهيد مطهري ديدگاه مارکس را اينگونه بيان مي کند: «يک عده تصورشان از عدالت اجتماعي اين است که همه مردم در هر وضع و شرايطي هستند و هر جور در جامعه عمل مي کنند و هر استعدادی دارند، اينها بايد به اندازه استعدادشان کار کنند ولي هر کس به اندازه حاجتش يايد در آمد داشته باشد… اين برداشت از عدالت اجتماعي، (اجتماعي) محض است»؛205 يعني فقط روي جامعه فکر مي کند و براي فرد برنامه ای ندارد، فرد در اين بينش اصالتي ندارد. فقط جامعه وجود دارد، جامعه کار مي کند و جامعه بايد خرج کند.
3-2-3- عدالت اجتماعي در بينش ليبرالي
تمام تلاش انديشمندان ليبرال اين بود که به مشروط کردن قدرت مطلقه برسند. از اين جا بود که قدرت کانون توجه دمکراسي قرار گرفت.206 در همين دوره بود که عدالت، روحيه تعاليم معنوي خويش را از دست داده و به عنوان آئيني زميني مورد توجه قرار گرفت است. شهيد مطهري در برداشت ليبراليستي از عدالت اجتماعی مي نويسد: «نوع ديگر برداشت از عدالت اجتماعي، برداشتي است که روي فرد و اصالت و استقلال او فکر مي کند. اين نظر مي گويد، بايد ميدان را براي افراد باز گذاشت و جلوي آزادي اقتصادي و سياسي آنها را نبايد گرفت. هرکس بايد کوشش کند، ببيند چقدر در آمد مي تواند داشته باشد و آن در آمد را به خود اختصاص دهد. ديگر به فرد مربوط نيست که سهم ديگري کمتر است يا بيشتر، البته جامعه در نهايت امر براي آن که ضعيفی باقي نماند، بايد از طريق بستن ماليات بر اموال افراد غني زندگي افراد ضعيف را تا حدي که از پاي در نيايند، تأمين کند.»207 اما همان طور که قبلا اشاره شد در بينش اسلامي هم فرد مد نظر است و هم جامعه، عدالت احترام الهي و ظلم مواخذه الهي دارد. براي اجراي عدالت دو چيز لازم است: يکي بيداري و شعور عام به اين که حقوق خود را حفظ کند و ديگر ايمان به اين که از حد تجاوز نکند.208
اکنون که شناخت عدالت اجتماعي براي ما حاصل شد به ضرورت و اهميت آن مي پردازيم.
3-2-4- ضرورت عدالت اجتماعي مهدوي 
دغدغه انسان براي فراتر رفتن از «زيستن» به مرحله «به زيستن» او را به اين نتيجه رساند که بدون تعامل و تعاون با ديگران نمي تواند به اين هدف نائل شود. اما زندگي اجتماعي لوازم و اقتضائات ديگري را به دنبال داشت، از مهم ترين لوازم اجتماعي «نظم» بود. زندگي اجتماعي بدون نظم ، نه تنها کمکي به تحقق اهداف جامعه انساني نمي کرد، بلکه «زيستن» انسان را نيز دچار چالش مي نمود. بنابراين «نظم» نيز از سوي انسان قائلِ به ضرورت زندگي اجتماعي پذيرفته شد. پذيرش نظم يعني پذيرش نابرابري! زيرا در هرنظمي يک فرمانده قابل تصور است و يک فرمان بر! تخطي از نظم بحث ضمانت اجراي نظم را به ميان مي آورد. بنابراين فرمان روا بايد از قوۀ قهريه نيز برخوردار باشد تا خاطيان از نظم را مجازات و کيفر دهد.
اما از همان ابتدايی که انسان ملزم به رعايت نظم شد، پرسش اساسي او اين بود که ملاک «نظم» چيست؟ همين جا بود که «قانون» متولد شد. قانون نيز به خود لوازم ديگري داشت، از جمله کيستي قانون گذار، مبنا و ملاک قانون گذاري، هدف قانون گذار، مجريان قانون و… تفاوت در ميزان رضايت مندي از نظم موجود و لوازم واقتضائات جانبي آن، باعث شد تا مفاهيم ديگري از قبيل عدل و ظلم متولد شوند و سخن از دو نوع نظم، قانون، ناظم، قانون گذار و هدف به ميان آيد: نظم عادلانه و نظم ظالمانه؛ قانون عادلانه و قانون ظالمانه، حاکمان عادل و حاکمان ظالم، اهداف عادلانه و اهداف ظالمانه. 209
همانطور که قبلا اشاره شد، ايجاد نظام عادلانه و اجراي عدالت در بُعد اجتماعي آن از نخستين هدف ها و اصلي ترين برنامه هاي اديان الهي بوده است و دين مبين اسلام به حكم اين كه دين خاتم است، بيش از هر مذهب آسماني ديگر براي برپا داشتن عدالت‏ اجتماعي‏ اهميّت قائل است.210 و قهراً هدفش نجات محرومان و مستضعفان و نبرد و ستيز با ستم پيشگان است.211
اسلام مي گويد: جامعه بايد به گونه اي باشد که هرکس بتواند به حق

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد ظلم و ستم، اجرای عدالت، عدالت اجتماعی، امام زمان Next Entries منابع پایان نامه درمورد عدالت اجتماعی، آداب و رسوم، عدالت اقتصادی، فرد جامعه