منابع پایان نامه درمورد ظلم و ستم، اجرای عدالت، عدالت اجتماعی، امام زمان

دانلود پایان نامه ارشد

ظلم نشود.
الفاظ عدل و عدالت هم در مورد فرد و هم در مورد اجتماع به کار مي روند؛ اما کاربرد عدالت در مورد فرد به معناي: «ميانه روي و رعايت ملکات متوسط،150 تعادل سه قوه در نفس و سپردن راهبري نفس به خرد،151 راست کرداري،152 (حسن در مجموع) و کمالِ فضائل،153 تقوي،154 عقل و خرد عملي،155 استقامت در طريق شريعت،156 شجاعت، عفت، حکمت،157 و انصاف»،158 به کار رفته است. فقها عدالت فردي را ملکه راسخه ي مي دانند که باعث ملازمات تقوي در ترک محرمات و انجام واجبات مي گردد.159 عبدالرزاق کاشاني عدالت را هئيتي وجداني در نفس مي داند که به موجب آن هماهنگي و توازن روحي و اخلاقي فرد حاصل مي شود و وي را در مسير مستقيم قرار داده و او را جز پرهيزکاران مي گرداند.160
همانطور که قبلا در مبحث تعريف عدل گفته شد، بيشتر تعاريف اين چنينی قابل نقض اند و اين اشکال با توجه به اين که اطراد و انعکاس از شرايط تعريف حقيقي اند، نه تعريف شرح الاسمي و يا اينکه بعضي از معاني ذکر شده براي عدالت فردي جز لوازم آن مي باشند قابل دفاع است. البته بايد اختلاف تعريف ها را به اختلاف مبانی نسبت داد، چون برخی عدالت فقهی را مطرح می کنند، و برخی عدالت اخلاقی و عده ای ديگر منظورشان از عدالت، عدالت عرفانی است.
در نهايت مي توان عدالت فردي را اينگونه تبيين کرد: عدالت فردي عبارت است از برابري بازده و هماهنگي تکليف شخص با طاقت و امکان او.161 که کمال، تقوي، اعتدال نفساني، شجاعت، استقامت، ميانه روي و… را که از لوازم عدالت فردي است را به همراه داشته باشد. به عبارت ديگر عدالت فردی به ميانه روی در امور شخصی و اعتدال در نفس انسان به اندازه طاقت او گويند. که در اين صورت مفهومی عام داشته باشد و شامل همه حوزه ها، اعم از فقه، اخلاق و يا عرفان شود.
حال منظور از عدالت فردي مهدوي ، مفهومي است که در برابر عدالت اجتماعي مطرح است. عدالت اجتماعي به معناي نفي هرگونه تبعيض، رعايت حقوق و استحقاق ها و رفع فقر در حوزه هاي مختلفي همچون اقتصاد، سياست، فرهنگ و… است، اما عدالت فردي مهدوي  به معناي تحقق عدالت در ديگر شئون زندگي انسان در عصر ظهور است.
اين شئون زندگی را می توان در يک تقسيم به سه بخش کرد، که عرصه تجلی و اجراي عدالت فردي مهدوي  باشد يک؛ عرصه ارتباط انسان با خود، دو؛ عرصه ارتباط با ديگران و سه؛ عرصه ارتباط با خدا.
3-1-2- عرصه تجلی عدالت فردی
3-1-2-1- رابطه انسان با خود
در سايه تربيت مهدوي  فطرت ها بيدار مي گردد و نيازهاي حقيقي انسان ها مجال بروز پيدا مي کند. آدم ها به دنبال پاسخ گويي به نداي فطرت الهي خواهند بود و آرزوهاي دروغين و خواهش هاي پوچ کم رنگ مي شود اين چنين است که شاهراه سعادت و بهروزي به روي بشر گشوده مي شود.162
يعني افراد در دوران ظهور امام زمان  اهل تقوي، شجاعت، حکمت و انصاف مي شوند و از رهنمودهاي عقل و خرد عملي بهرمند مي گردند. به گفته روايات، در ايام ظهور حضرت حجت  عقل ها کامل مي گردد و همه افراد صاحب ايمان، اخلاق، علم و ديگر صفات کمالي مي شوند.163
3-1-2-2- رابطه انسان با ديگران
اگر عدالت فردی در زندگي آدمي، مسيري درست و پسنديده يابد، بسياري از ارزشهاي الهي و انساني به تحقق می پيوندد؛ صداقت، امانت داري، ايثار، سخاوت، گذشت، حسن ظن و اعتماد به ديگران، تعاون، نصيحت و خيرخواهي و ده ها فضيلت ديگر در همين عرصه خود را نشان مي دهند. با آمدن اين فضيلت ها به عرصه روابط اجتماعي جايي براي نفاق، خيانت، تنگ نظري و خود خواهي، انتقام، بددلي و بد گماني، خود محوري و سوء نيت نمي ماند.
عدالت واقعي و راستين آن است که به همه اين ها در روابط انساني پايان دهد. و گرنه در حکومتي که مردم آن ارتباطي ناسالم و ناشايست داشته باشند چگونه انتظار برقراري عدالت و دادگري در حوزه هاي مختلف مي رود؟!
در حيات مهدوي  جايي براي کينه و دشمني در قلوب مردم نمي ماند و وقتي کينه از دل ها رفت بهانه اي براي نفاق، خيانت، تنگ نظري و خود خواهي، انتقام، بددلي و بد گماني، خود محوري و سوء نيت نخواهد بود.164
3-1-2-3- رابطه انسان با خدا
هر زمان که از ظلم ستيزي سخن به ميان مي آيد، همه مظاهر ظلم مورد توجه قرار مي گيرد و بر اين نکته تأکيد مي شود که مبارزه با ستم و تجاوز محدود به رابطه انسان با خود و روابط انسان ها با يکديگر نمي شود، بلکه با هرگونه کژروي، کج انديشي و انحراف اخلاقي و اعتقادي نيز بايد به مبارزه پرداخت و رابطه بشر با خدا را نيز به عدالت برگرداند.165
در برخي روايات به ظلم به معناي کفر و شرک توجه شده و قيام عدالت گستر امام مهدي  را به عنوان قيامي که اين نوع ظلم را از صحنه روزگار پاک مي سازد، تفسير شده است.166
بعد از شناخت مفهوم عدالت فردي لازم است تفاوت آن با عدالت اجتماعي تبيين و حدود و اندازه آن واضح گردد، تا از خلط مباحث جلوگيري شود.
3-1-3- فرق عدالت اجتماعي با عدالت فردي
در مورد عدالت فردي از پسنديدگي، هماهنگي و توازن روحي و اخلاقي فرد خبر مي دهيم که نتيجه اين استواء و اعتدال نفساني، دوري از انحرافات بزرگ و عدم استمرار خطا و اصرار نکردن بر خطاها و انحراف هاي کوچک است؛ چرا که حالت طبيعي نفس، اعتدال و استواء است و اگر کمي هم از اين موقعيت فاصله گيرد، طبعاً به اين وضع باز مي گردد. اما در مورد عدالت اجتماعي از وضعيتي در اجتماع خبر مي دهد نه در فرد؛ يعني استواء و اعتدال و در جامعه مساوات و نبود ظلم در آن. اين روابط اجتماعي و نهاد هاي مجتمع هستند که وجود ويژگي هايي در آنها، ميزان تحقق عدالت اجتماعي را نشان مي دهد.167 در واقع اختلاف اساسی اين دو بُعد به موضوع و حوزه اين دو بر می گردد که حوزه اجرای عدالت فردی، نفس انسانی است، ولی موضوع و محل اجرای عدالت اجتماعی همانطور که از نامش مشخص است، اجتماع است.
اکنون که مفهوم عدالت فردي مهدوي  معلوم گرديد و فرق آن با عدالت اجتماعي آشکار گرديد، بايد به بررسي ضرورت و اهميت آن پرداخت.
3-1-4- ضرورت عدالت فردي مهدوي 
يکي از ويژگي هاي ضروري بودن چيزي، فطري بودن آن است. لذا مي توان شواهدي بر ضرورت عدالت فردي از راه فطرت دست پيدا کرد. به عنوان نمونه کمال طلبي از ضروريات فطري انسان است و در سايه عدالت، انسان به کمال مطلوب خود دست پيدا مي کند. شيخ اشراق مي گويد: كمال عقل عملي،168 عبارت است از رسيدن به عدالت نفسي و استيلا پيدا کردن بر قواي متحرک نفس انساني، يعني كمال آدمی در اين است كه هم در به كارگيري هوش و ذكاوت، و هم در مقام غضب و شهوت حدّ اعتدال را رعايت كند، يعني نه اهل افراط باشد و نه اهل تفريط، اگر به اين موقعيت رسيد، به کمال رسيده است و آن کمال، اعتدال نفسانی اوست، که در سه حوزه رخ داده است؛ به ميانه روي در به كارگيري علم و هوش و ذكاوت حكمت گويند و اعتدال در غضب را شجاعت نامند و ميانه روي در شهوت را عفّت گويند.169 پس اگر کسي حکيم، شجاع و عفيف شد کامل شده است. و بنا بر اخبار رسيده در ترسيم عصر ظهور انسان هاي عصر مهدويت انسان هاي تکامل يافته مي باشند.170
عبدالرزاق کاشاني کمال انساني را در تبديل شدن صفات انساني به صفات رحماني مي داند، که در پرتو اين تغيير انسان متصف به عدالت مي شود در حقيقت عبدالرزاق، کمال انسان را عدالت او مي داند.171 و همانطور که کمال جز ضروريات زندگي بشري است و عدالت کمال انساني است، پس عدالت ضروري و جز فطريات زندگي بشر است که در سايه تربيت مهدوي  مجال بروز پيدا خواهد کرد.
يکي ديگر از فطريات بشر سعادت طلبي است و سعادت انسان در پرتو علم و رسيدن به عدالت حاصل مي شود.172 عدالت موجب تهذيب نفس،173 امنيت از آفات دنيوي و اخروي174‏ و موجب بزرگي و جلالت175 مي شود‏. که هر يک از اينها پرده از اهميت عدالت فردي بر مي دارد.
آنچه باعث اجراي عدالت اجتماعي در حوزه هاي مختلف مي شود، تعهّد و تخصص کارگزاران يک نظام مي باشد، کارگزاري متخصص است که از دانش ويژه و تجربه عالي بهرمند باشد، تا بتواند در شرايط و موقعيت هاي مهم و سرنوشت ساز، تصميم هاي صحيح و به موقعي بگيرد. و کارگزار متعهّد به کسي مي گويند که داراي ويژگي هاي همچون وجدان کاري، ايمان، و انضباط اجتماعي باشد. مي توان گفت: شخصي که ويژگي هاي ذکر شده را دارا باشد، فردي عادل و صالح است. در نتيجه مي توان گفت: اجراي عدالت اجتماعي در حوزه هاي مختلف در گرو عدالت فردي کارگزاران و دست اندر کاران نظام حکومتي است.
و نکته جالب اينکه در عصر ظهور، مجريان عدالت در دولت مهدوي  خود افراد جامعه هستند،176 بنابراين لازم است، در دولت او که داعي اصلاح جامعه و اجراي فراگير و همه جانبه عدالت را دارد به عدالت فردي اهميّت وافري داده شود.
حال که اهميّت ويژه عدالت فردي مهدوي دانسته شد، به پژوهشي پيرامون منشأ ظلم و ستم در نهاد انسان مي پردازيم تا چيستي آن مشخص گردد و اينکه چگونه در عصر ظهور جلوي ظلم و ستم فردي افراد در هر سه عرصه ای که قبلا به آن اشاره شد، گرفته خواهد شد؟
3-1-5- ريشه يابي ظلم در نهاد انسان
سؤالي که در اينجا مطرح است اين است که چرا بشر گناه مي کند؟ چرا بشر ستم مي کند؟ براي بيان اين مطلب لازم است مقداري به خصوصيات و ويژگي هاي انسان بپردازيم. خداوند در باطن انسان دو قدرت پاک به وجود آورده است، اول عقل است. عقل گناه نمي کند، عقل حجت پروردگار در باطن بشر است. عقل هدفش پاکي است. اميرالمؤمنين  مي فرمايد: «اسْتَرْشِدُوا الْعَقْلَ تُرْشَدُوا وَ لَا تَعْصُوهُ فَتَنْدَمُوا»177 يعني عقل را مرشد و رهبر خود قرار دهيد تا به سعادت برسيد. مبادا با عقل مخالفت کنيد که ندامت و پشيماني دامنگيرتان مي شود. در نتيجه عقل گناه نمي کند. انسان را هم به گناه دعوت نمي کند. دومين قدرتي که خداوند در نهاد انسان به وديعه گذاشته است: وجدان اخلاقي است. در باطن تمام افراد بشر يک نيروي الهي و يک قدرت آسماني وجود دارد که در لسان آيات قرآن با کلمه الهام أدا شده است. «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»178 وجدان اخلاقي آن قوةي است که نه تنها گناه نمي کند بلکه بشر را در گناهي که مرتکب شده سرزنش مي کند. قدرتي که انسان را در گناه، ملامت مي کند به اصطلاح قرآني نفس لوّامه است. حال که متوجه شديم عقل و وجدان اخلاقي نه تنها گناه نمي کنند، بلکه در مورد گناه آدمي را ملامت مي کنند. پس سرمنشاء گناه و ظلم انساني چيست؟ در باطن آدمي چه قدرتي او را وادار به گناه مي کند؟ پاسخ اين است که در باطن ما غرائز و تمايلات نفساني مانند: غضب، شهوت، حبّ مال، حبّ مقام و امثال اينها وجود دارد. اينها عواملي هستند که ما را به گناه وادار مي کنند.
امام صادق  مي فرمايند: «الْهَوَي يَقْظَانُ وَ الْعَقْلُ نَائِمٌ»179 هواي نفس بيدار است و عقل خواب. عقل به تنهايي از عهده آن بر نمي آيد. پيامبران آمده اند براي آينکه غرائز انسان را مهار کنند، و جلوي تندروي غرائز را بگيرند تا به اندازه عمل کند. اما اسب سرکش نفس افسار پاره مي کند و اعتنا به مقررات و قوانين و انسانيت و فضيلت ندارد. مگر افراد بسيار محدود. چنانکه فرموده اند: «أَشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاه»،180 و «أقوي الناس من غلب هواه.»181
و عامل ديگري که موجب بروز ظلم بشر مي شود، وسوسه هاي شياطين جن و انس هستند. شيطان قسم ياد کرده است تا انسان را فريفته مظاهر زودگذر دنيايي نکند، از او دست بر ندارد.182 بشر از ديرباز بخاطر کشش هاي دروني اين سويي و همچنين وسوسه ي ابليس بيروني، برنامه سعادت دنياي خود را بر پايه غرائز تدوين نموده و روز به روز بر گناه، ظلم و ستم خود افزوده است.183 قدرت و پيشرفت شهوت و لذت هاي زودگذر دنيا فرصت نمي دهد آدمي به سعادت واقعي و ابدي خويش توجه نمايد. در نتيجه چراغ هدايتش خاموش مي گردد و در تاريکي اوهام خود به اين نتيجه مي رسد که عالمي وراي اين عالم نيست، لذا انسان ها در کسب لذات اين سوي بر يکديگر سبقت مي گيرند تا جاي که بخاطر آن در نزاعات پوچشان گريبان يکديگر را مي درند.
وقتي اوضاع عمومي جهان اينگونه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد امام صادق، عدالت اجتماعی، ظلم و ستم، عدالت اقتصادی Next Entries منابع پایان نامه درمورد عدالت اجتماعی، کانون توجه، ظلم و ستم