منابع پایان نامه درمورد شفیعی کدکنی، فارسی زبان، احمد شاه قاجار، انقلاب مشروطیت

دانلود پایان نامه ارشد

شاعران و نویسندگان وظیفهی خود را تا حد زیادی در این خصوص ایفا کردهاند.
3-2- زندگی سید اشرف الدین گیلانی
3-2-1- نسب، تولد، کودکی و تحصیلات
از زندگانی سید اشرفالدین گیلانی، شاعر و روزنامه نگار دورهی مشروطیت که بعدها به سبب انتشار روزنامهای با عنوان نسیم شمال، به « نسیم شمال» معروف شد، اطلاع دقیقی در دست نیست. چنانکه خود گفته است: در سال 1288 ق/1871 م در قزوین زاده شد. نام پدرش را سیداحمد حسینی قزوینی گفتهاند(آرین پور،1357 :ج2/61). درشش ماهگی پدرش را از دست میدهد و یتیم میشود و در یتیمی ملک و خانهاش را غصب کردهاند و او دچار فقر و تنگ دستی شده است(همان:61).
درجوانی رهسپار عتبات شد(همان:61)پس از پنچ سال تحصیل فقه و اصول در کربلا، به قزوین بازگشت. بیشتر سرگذشتنویسان، سفر وی را به عتبات میان سالهای 1300- 1305 ق. نوشتهاند. اشرفالدین در بیستودو سالگی برای ادامه تحصیل رهسپار تبریز شد و نزد استادان آن دیار، صرف و نحو، هیأت، جغرافیا، هندسه، فقه، منطق و کلام آموخت و چنانکه خود میگوید: با « پیری روشن ضمیر» دیدار کرد که تأثیر به سزایی در حیات وی نهاد.
در ره تـبریز با شور و تعب خدمت پیری رسیــدم نیمه شب
آن قلندر چون مرا دیوانه دید مست از جام می جـــانانه دید
کرد تعـلیمم همه اســرار حق گشت روشن روحم از انوار حق
(گیلانی، 1363: 208)
3-2-2- وقایع جوانی و میانسالی و انتشار روزنامهی نسیم شمال
تحول اساسی در زندگی سیداشرفالدین، هنگاهی رخ داد که در سال 1324 ق. به رشت مهاجرت کرد (گیلانی، 1363 :208) و مورد عنایت و مهربانیهای مردم رشت قرار گرفته، همانجا به سرودن شعر پرداخت. در همین شهر بود که بعد از اعلام مشروطیت و نه ماه قبل از به توپ بستن مجلس، نخستین شمارهی روزنامهی ادبی- فکاهی خود را تحت عنوان « نسیم شمال» به صورت هفتگی (نامرتب)، منتشر کرد( فخرایی، 1354 : 268).
نزدیکی سید با برخی اعیان با نفوذ گیلان، چون سپهدار رشتی، سردار معتمد و سپهسالار محمد ولیخانتنکابنی، ( که سید اشرفالدین در شعری وی را ستوده )، سبب درگیری و مشاجرات قلمی او با برخی از روزنامهنگاران، چون افصحالمتکلمین، مدیر روزنامه خیرالکلام شد(باستانی، 1357: 180-181). اشرفالدین پس از بمبباران و انحلال مجلس، از بیم مأموران محمدعلیشاه با لباس مبدل از طریق روستاهای گیلان و قزوین به اشتهارد گریخت(فخرایی ،1354 : 269). پس از فرار اشرفالدین از رشت، نسیم شمال نیز به مدت 7 ماه توقیف شد. (نجف دری، 1363: 18). در بازگشت به رشت، اشرفالدین به عضویت « کمیتهی ستار» که تنی چند از مبارزان گیلان تشکیل داده بودند، درآمد( فومنی، 1353: 231- 234). به نظر میرسد بسیاری از اندیشههای اجتماعی و سیاسی اشرفالدین در همین دوره و با حضور در این محفل، پایهریزی شده باشد (آرین پور1372:ج 2/62).
در مورد اینکه تشکیل خانواده داده یا نه، دو روایت در دست است: بنا به روایت اول، سید تا آخر عمر عزب ماند و ازدواج نکرد و طبق روایت دوم، زن و دختر او در جوانی وفات یافتند[1]. آنچه مسلم است این است که او اکثر دوران زندگی خود را در تنهایی گذراند( هاشمی، 1370: 546-545).
در تجاوزو بیداد سپاهیان روس در سال 1290ش، آنان آزادیخواهان گیلان را جستوجو کرده، شماری را دستگیر کردند و چاپخانهی عروه الوثقی را هم که نسیمشمال در آن چاپ میشد نابود ساختند. گویا اشغالگران روس، در پی یافتن سید اشرف الدین نیز بودهاند، زیرا مدتی پنهان زیست و آنگاه رهسپار تهران شد. او سه سال بعد، انتشار نسیم شمال را در تهران از سرگرفت(پروین، 1381: 383).
محل اقامت او در تهران، ابتدا در پارک امینالدوله (شهری، 1357: 194)، سپس حجرهای کوچک در ضلع شرقی مدرسه صدر و در پایان عمر، منزلی محقر در شرق تهران بود.
3-2-3- واپسین سالهای عمر و وفات سید اشرف الدین
سرگذشت اشرف، که عمری را با نشاط و شادی سپری کرده بود، سرگذشت غمانگیزی است. او در پایان عمر دچاراختلال مشاعر شد وکار او به تیمارستان کشید. سعید نفیسی که جنون او را باور ندارد، مینویسد:« من نفهمیدم چه نشانهی جنون در این مرد بزرگ بود! همان بود که همیشه بود. مقصود از این کار چه بود؟ این یکی از بزرگترین معماهای حوادث این دوران زندگی ماست.خبر مرگ او را هم به کسی ندادند آیا مرد؟ نه، هنوز زنده است و من زنده تر از او نمی شناسم»( نفیسی، 1334: 11).
اشرفالدین ظاهراً در بحران بیماری نیز از فعالیت ادبی هرچند محدود باز نمانده بود(رضوانی،1357: 175).
سرانجام بر پایهی آگهیای که در نسیم شمال (اول فروردین1313 ، شماره 5) چاپ و دو روز پس از مرگ وی منتشر شد، در 29 اسفند 1312 ش. کمی پس از رهایی از تیمارستان درگذشت. او را در گورستان ابنبابویه، به خاک سپردند(نجف دری، 1363: 44).
3-2-4- آثار سید اشرف الدین گیلانی
مهمترین اثر اشرفالدین، بیشک، روزنامهی نسیمشمال است که نام و سرنوشت آن و اشرفالدین، چنان با یکدیگر عجین شد که مردم وی را «آقای نسیم شمال» مینامیدند(نفیسی،1334: 10). انتشار این روزنامه، تا سال 1329 ق. ادامه یافت که با وقفهی هفت ساله، دورهی جدید انتشار آن در تهران به یاری فتحالله اکبر، سپهدار اعظم در 1333 ق آغاز شد(آرین پور1372: ج2/61).
اشرف الدین مطالب روزنامه را به نامهای مختلف از جمله : هوپ هوپ(که یادآور تأثیرپذیری او از میرزاعلی اکبر صابر است) فقیر، خرابعلی میرزا، لاتو لوت، یتیم جوجه، دخو و سرپردان، دمدمکی، فکری، برزگر، سیدنجف پناه، و دهها لقب دیگر امضا میکرد.
دیگر آثار او عبارتند از :
1- باغ بهشت که منتخبی از اشعار اوست.
2- بشارت ظهور که ترکیببندی است بالغ بر 360 بیت با موضوع ظهور حضرت مهدی موعود(ع).
3-تاریخ مختصر ایران (منظومهی اشرفی)، اثری منظوم و مصوّر به صورت سؤال و جواب است که تاریخ ایران را از ابتدای دورهی کیومرث تا پادشاهی احمد شاه قاجار دربرمیگیرد.
4- گلزار ادبی: منظومهای از داستانهای ادبی است، شامل 33 حکایت از زبان حیوانات که غالباً از داستانهای لافونتن و فلورین ترجمه شده است.
5- عزیز و غزال: اثری عاشقانه که شامل نظم و نثر است که بدون نوآوری خاصی از رمئو و ژولیت اقتباس شده است.
3-2-5- ویژگی و سرگذشت روزنامهی نسیم شمال
انتشار نسیم شمال به مثابه یک روزنامه فکاهی _ادبی، در پی تحولاتی که تحت تأثیر انقلاب مشروطیت در عرصهی فرهنگی جامعه به وقوع پیوست صورت گرفت. نخستین پیشگامان طنزپردازی، در زمینهی نثر، دهخدا و در زمینهی نظم، سیداشرفالدین بودند. شیوهی نگارش روزنامه، به حدّی ساده و روان بود که با قدرت عجیب در عامهی مردم رسوخ میکرد. در اشعار او همدردی با محرومین و نفرت از استبداد به هم آمیخت و در قالب ضربالمثل ها و ابیات عامیانه، در قلب مردم جای میگرفت(هاشمی، 1370: 546-547).
شفیعی کدکنی مینویسد: «اگر بخواهیم مرکز و مصداقی کامل برای شعر مشروطیت جستوجو کنیم تصوّر من این است که شعر سید اشرف بهترین نمونه است؛ شعری درخورِ فهم عوام و برخاسته از درون نوحهها و حرارههای عامیانه، صریح و پوستکنده و بهدور از هرگونه آرایش و صنعتی و نگران تمام مسائل روز». شعر سید اشرف، عامیانهترین شعر مشروطه است و به همین دلیل هم، تا آن جا که اطلاع داریم فراگیرترین نوع آن بوده است و او خود بارها به گسترش حوزهی مخاطبان خویش اشارت دارد(شفیعی کدکنی،1390: 360):
نه طلاخواهم و نه لعل و نه سیم
عــاشقــم بر ادبیــــات نسیـــم

تشنــه کامم به زلالِ قلمت سلسبیل است روان از رقمت
آفـــرین بر قلــم محترمت که بود حامـــی اطفال یتیـم
عاشقم بر ادبیات نسیم
یاور بیـــوه زنـانی به قلـــم حامـــی رنج برانی به قلم
خلق را روح و روانی به قلم قلمت شاخه یجنات نعیم
عاشقم بر ادبیات نسیم
از زن و مرد همه راغب تو اهـل بازار همه طالب تو
میزند زمزمه در قالـب تو همچو داود نبی طبع قویم
عاشقم بر ادبیات نسیم
(گیلانی،1363: 447-448)
هنگامی که روزنامهنویسان دورهگرد، فریاد سر میدادند و روزنامهی «نسیم شمال» را اعلام میکردند، راستی مردم هجوم میآوردند(جمال زاده،1339: 127).
روزنامهی نسیم شمال، با تلاش شبانهروزی سیدقریب، چهاده سال منتشر گردید اما عمر آن با مرگ سید به پایان نرسید. در سرلوحهی روزنامهی نسیم شمال مطلع غزلی از حافظ چاپ میشده است:
خوش خبر باشی ای نسیم شمال که به ما مــیرسد زمان وصال
بعضی محققان و مورخان از جمله ملکالشعرای بهار و یحیی آرین پور او را سخت تحت تأثیر صابر، شاعر معروف قفقاز میدانند و به او نسبت انتحال- سخن یا شعر کسی را به خود نسبت دادن- میدهند.
یک قسمت از اشعار اشرف، که جنبهی تاریخی و سیاسی و حتی از لحاظ ادبی دارای اهمیت است، اقتباس یا ترجمهی آزادی است از اشعار میرزا علیاکبر طاهرزاده (صابر)، که اشرف الدین آنها را در اختیار خوانندگان فارسی زبان آن روز قرارداد. سیداشرف الدین در این قسمت از اشعارش درواقع، مترجم و ناقل افکار صابر، برای فارسی زبانان بود(آرین پور،1372:ج2/ 64).
زبان او چه در نظم و چه در نثر، زبانی ساده و دلنشین و نشاط بخش بود و از دل بر میخاست. بخش مهمی از محتوای اشعار نسیم شمال را شعرهای ساده و روان – گاه عوامانه- سیاسی و اجتماعی و مذهبی تشکیل میداد که در سالهای آخر جنبهی مذهبی و حتی خرافی نیز به آن افزوده میشود.
سیداشرف الدین را در دستهای از شعرای مشروطه می توان جای داد که عقیده دارند، تجدد باید بر بستر سنتها باشد و معتقد است، بخش قابل توجهی از سنتهای مذهبی را باید حفظ کرد. .نسیم شمال حضور دین را در جامعه ضروری می دانست(غلامرضایی- ملاکی، 1389: 198).
شعر سیداشرف سخت به مذهب متّکی است و از ابزارِ اعتقادات مذهبی برای بیدارکردن ذهن مردم عصر، که همگان دارای کششهای دینی و مذهبی بودهاند، بیشترین بهره را میبرد. بههمین دلیل از زبان مذهب و قرآنیات و جملههای عربی متداول در میان مردم، گاه به عنوان ترجیع استفاده میکند (شفیعی کدکنی،1390: 361).
در یک نگاه کلی به شعر سید اشرف میبینیم که شعر او شعری است حساس که با تمام تپشهای زندگی مردم مرتبط است(همان:365).
3-3- زندگینامه ی ملک الشعرای بهار
3-3-1- نسب، تولد و کودکی
محمد تقی صبوری ملقب به ملکالشعرای بهار در 12 ربیع الاول 1304 ﻫ.ق. برابر با بیستم آذر ماه 1265ش. در شهر مشهد به دنیا آمد. پدرش میرزا محمد کاظم صبوری فرزند حاج محمد باقر کاشانی رئیس صنف حریربافان مشهد بود ولی وی حرفهی پدری و اجدادی را مانند سایر برادران خود دنبال نکرد و در مشهد به تحصیل ادبیات، زبان عربی و فرانسه و نیز فقه و حکمت پرداخت. او در عصر خود یکی از فضلای مشهور خراسان به شمار میآمد. بهار از سنین کودکی و در زمان حیات پدر قریحهی ادبی خود را به منصهی ظهور رسانید. نخست نزد پدر مقدمات و اصول ادبیات را آموخت و پس از مرگ پدر، نزد ادیب نیشابوری و سید علی درگزی به تحصیل ادامه داد(بهار، 1387 :5).
بهار از چهاردهسالگی به اتفاق پدرش در مجامع آزادی خواهان حاضر میشد و به واسطهی انس و الفتی که با افکار جدید پیدا کرده بود، به مشروطه و آزادی دل بست ( همان: 6).
محمدتقي بهار تحت سرپرستي پدري شاعرپيشه و فاضل و مادري مهربان و در محيطي آرام و ساكت، به خوبي پرورش يافت و بزرگ شد.
3-3-2- وقايع جوانی و ميانسالی
بهار در عنفوان جوانی، در شاعری چنان مهارت و شهرت یافت که در هجده سالگی پس از مرگ پدر، فرمان ملکالشعرایی آستان قدس رضوی را از مظفرالدین شاه دریافت کرد (همان: 5).
دو سال پس از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد عصر مشروطه، ملک الشعرای بهار، انقلاب مشروطه، ملک الشعرا Next Entries منابع پایان نامه درمورد انقلاب مشروطه، شعر فارسی، دستور زبان، دستورزبان