منابع پایان نامه درمورد شفیعی کدکنی، ادبیات فارسی، باورهای دینی، جنگ جهانی اول

دانلود پایان نامه ارشد

مفهوم رمانتیک وطن پرستی که ارمغان فرنگ است( شفیعی کدکنی، 413: 1390).
معشوق عشقـیای وطــــن، ای عشق پـاک ای آن که ذکــر تو شــام و سحر کنم
عشقت نه سرسری است که از سر به در شود مهرت نه عارضی است که جای دگر کنم
عشق تو در وجــودم و مهــــر تو در دلــــم با شیر اندرون شد و با جــان به در کنـم
(عشقی،1350 : 377 )
عشقی از هفده سالگی در صحنههای سیاسی ایران حضور داشت. در فضایی که جنگ و آشوب و انقلاب بود. درسالهای نخست شاعری، فردی آرام و معتدل بود ولی کم کم، با آشنایی بیشتر با فضای سیاسی ایران لحن او تند و گزنده شد. نگاه عشقی به بیگانگان، به طور کلی نگاه مثبتی نیست. دخالتهای بیگانه را در امور داخلی ایران نمیپسندد و مشکلات و بدبختیهای کشور را علاوه بر استبداد داخلی متوجه بیگانگان میداند:
ایـــا غـربیــــــان مبـــارکــــ نژاد! شما را چرا شـوم گشته نهـاد؟
گر ایران زمین است این مرز و بوم ز چه دست روس و پروسند عموم
( عشقی،1350 :389 )
در زمینهی باورهای دینی و اعتقادی محمد قائد معتقد است: « عشقی از نظر مشرب فلسفی دهری و از نظر روحیات، دلسپرده به سودازدگی بود»(قائد،1380: 15).عشقی در این زمینه نه تنها با بسیاری از مفاهیم و باورهای سطحی و عامیانه، به مبارزه برخاسته که بسیاری از باورهای ریشهای دینی را نیز مورد تمسخر قرار داده است (شفیعی کدکنی، 1378: 74).
او به تصریح خودش پیرو مکتب اشتراکی است و تمام مبانی آن را تقریبا در شعرش آورده است. در ادبیات فارسی جلوه های الحاد و زندقه کم نیست به ویژه آنچه صبغهای از شک در آن باشد، اما تصریح به زندقه و نفی مسلّمیاتِ شریعت در شعر، با عشقی آغاز میشود. او با صراحت تمام میگوید(شفیعی کدکنی،417: 1390):
قصه ی آدم و حوای، دروغ است دروغ نسل میمونم و افسانــــــه بود از خاکم
(عشقی،1350 :269)
وی در اواخر عمر دچار بدبینی نسبت به هر چیز و هر کس میشود، اوضاع درهم و مغشوش روزگار، دوروییها، فجایع و خیانتورزیها و نیرنگهایی که در شؤون مختلف زندگی میبیند سبب میشود که یکباره «خوشبینی» از وجودش رخت ببندد و به همه بدبین شود و در این هنگام که روحش آزرده شده، آنچه از این روح میتراود، ناسزا به همهی جهان و کائنات است و آن قدر در بحر ناامیدی غوطهور میشود که خلقت خود را بیهوده میداند (رنجبر، 1377: 94).
3-4-4- مرگ عشقی
عشق، این شاعر نیکنام و جوان ناکام در عنفوان جوانی، روزگار پر اضطراب و اندوهگین داشت. بیش از 31 سالش نبود که تیری جانسوز و ظالمانه پیکر هنرمندش را از پای درآورد. شگفت اینکه شاعر ستمدیده، مرگ نابههنگام خود را پیشبینی کرده بود و در منظومهی «عشق وطن» میگوید:
«من آن نیم که به مرگ طبیعی شوم هلاک وین کاسهی خون به بستر راحت هدر کنم»
(عشقی،1350 : 6)
سپس طلب مرگ کرده می گوید:
« پیر پسند، ای عروس مرگ چرایی من که جوانم چه عیب دارم بی پیر»
(همان)
عشقی در بامداد روز آخر ذیقعده (1342 ﻫ .ق) در خانهی خویش به دست فرد ناشناسی هدف تیر قرار گرفت و ظاهراً همان مخالفت او با جمهوری و نوشته های او در روزنامهی قرن بیستم بلای جان اوشد.
3-4-5- سبک شعری و آثار میزراده عشقی
گرچه عشقی معلومات کافی در ادبیات نداشت و خود نیز از مطالعهی آثار فصحای قدیم خودداری میکرد، شاعری بسیار توانا و از پیشوایان شایستهی سبک نو به حساب میآید و در تصویر صحنههای تاریخی و ادبیات وصفی توانایی کم نظیری دارد و اشعارش آمیخته به اعتراض علیه بیعدالتی و دلسوزی به حال بینوایان و کینه و نفرت از ثروتمندان است.
اشعار عشقی زیاد نیست و آن مقدار کمی هم که از او باقی مانده، از حیث ادبی یکسان نیستند. اشعار اولیهی او بیشتر دربارهی حوادث روز سروده شده، غالباً ناپخته و بیانسجام و از مزیت اندیشه و اسلوب عاری است. ولی در میان این قطعات کوچک و گاهی مبتذل هم می توان، شاهکارهای حقیقی او را مشاهده کرد(آرین پور،1354: 367).
گذشته از هزلیات و هجویههای بسیار تلخ و نیشدار، اشعار عشقی که غالباً فاقد ارزشهای دینی و اخلاقی است منحصر به چند قطعه مانند:«نوروزنامه»، «رستاخیزشهریاران ایران»، «کفن سیاه»، « احتیاج»، «ایده آل یا سه تابلو مریم» است(خاتمی،1374: 244).

فصل چهارم-تحلیل تصویرشناسی بیگانگان در اشعار گیلانی، بهار و عشقی

4-1- سید اشرف الدین گیلانی ( نسیم شمال)
سید اشرفالدینگیلانی همچون بهار و عشقی، درد وطن داشت. او که با حضور بیگانگان در ایران مخالف بود سعی داشت مردم را از این حضور شوم آگاه و برای رهایی آنان از چنگال استبداد و استعمار راهکار مناسبی ارائه کند. او وحدت و بازگشت به دامان اسلام را رمز پیروزی در مقابل بیگانگان میدانست و در مقابل، عمل بیگانگان متجاوز را تفرقهافکنی معرفی میکرد. اشرفالدین اگرچه هیچ وقت وارد بازیهای سیاسی و حزب و گروه و دستهای نشد، مسائل سیاسی و اجتماعی را خوب درک میکرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار میداد و آنچنان در تحلیلهای خود مصمم و مُصِر بود که هیچ وقت تحت تأثیر جریانات سیاسی اطراف خود قرار نمیگرفت»( علی بابایی، 1384: 9).
4-1-1- کلیشه
4-1-1-1- انگلیس
دورانی که سیداشرفالدین در آن میزیست، درهای ایران به روی اروپا و از جمله کشور استعماری انگلیس باز شده بود. در نتیجهی ارتباطات گستردهی ایرانیان و اروپاییان، دگرگونیهای وسیعی در ایران ایجاد شد. ماحصل این دگرگونیها، انقلاب مشروطه بود که با الهام از تحولات سیاسی و اجتماعی در کشورهای غربی در ایران رخ داد.
این دوران همچنین دوران اوج تلاشهای استعمارگران برای چپاول کشورهای دیگر است که با پیشرفتهای علمی سریع و جنگ جهانی نیز مصادف بود. در اشعار اشرفالدین، ضمن پرداختن به این موضوعات در کنار مسائل اجتماعی و بیان مسائل روز ، تصویری از بیگانگان نیز منعکس شده است. انگلستان از جمله کشورهای بیگانه است که در اشعار او بازتاب گستردهای دارد. اشرفالدین انگلستان را مسبّب ویرانی و مایهی شومی و تباهی میداند. در روزگار سید به دلیل گسترش هجوم بیگانگان، جامعهی ایران به دستهها و گروههای مختلفی تقسیم شد. گروهی از انگلستان و گروهی دیگر از روسیه حمایت میکردند و عدهای هم آلمانپرست شده بودند. سید که با اهداف استعماری این کشورهای متجاوز آشنا بود از آنها با تعبیر « فیل» یاد کرد:
خاک ایران شده ویران ز سه فیل روس فیل، انگلو فیل، آلمان فیل
( گیلانی: 1371: 404)
سید اشرفالدین جنگ جهانی اول را بهانهای میدانست که کشورهای مختلف اروپایی از جمله انگلیس، قسمتهایی از ایران را اشغال کنند. سید همواره به ایرانیان در خصوص سیاستهای استعماری این کشور بیگانه هشدار میداد و خواهان ایستادگی و مقابله با این کشور بیگانه است. او نیز همچون ملک الشعرای بهار و عشقی، انگلستان را منشأ شرارت، تفرقه و غارتگر منابع ایران معرفی میکند:
ای جــوانان همتـی این موقع جنـگ است جنـگ زندگی با این مذّلت بـهر مـا ننگ است ننگ
عرصه بر ما اهل ایران بعد از این تنگ است تنگ زان که کافر میدهـد هم غسل و هم تلقین ما
ای دریغــــا میرود هم مملکت هم دین ما
(همان: 413)
سید ضمن ردّ سلطهی بیگانگان بر ایران راه رهایی از چنگال استعمار را در دستان خود ایرانیان میدانست و با تمرکز بر روی مسائل مذهبی و دینی و یادآوری گذشتهی با شکوه و پر اقتدار ایران، با زبانی عامه پسند و کوچهبازاری، غیرت ایرانیان را تحریک میکرد و آنان را برای مقابله با بیگانگان برمیانگیخت. سید حتی در اشعار کودکانهاش نیز لحظهای بیگانگان را فراموش نمیکرد و در کنار آموزش و یادآوری مفاهیم دینی، در لالاییهای خود نیز از اشغال وطن توسط بیگانگان میگفت:
بخواب ای دختر زیبـا بالام لای لای لالام لای لای
مساجد گشتـه ویرانه معابــــــد گشتــــه میخانــه
وطـن پر شد زبیگانه بالام لای لای لالام لای لای
(همان:176-177)
او در این اشعار که بیشتر آنها ترجمهی داستانهای نویسندگان فرانسوی است، کودکان را آرامآرام با معضلات حاکم بر جامعه، از قبیل ظلم و زورگویی آشنا میساخت (اسکویی، 1384: 272).
سید اشرفالدین در مسمّط « صبر کن آرام جانم صبر کن» تصویری از ظلم و ستم انگلیسیها را بر مردم ایران نشان میداد. او میدانست که انگلیس هرگز دست از استعمار ایران برنخواهد داشت و بر عهد و پیمانهای خود وفادار نیست. او در سرودهای همراه با کنایه و استهزا و در عین حال نیشدار و گزنده، در خصوص وفاداری عهد و پیمان انگلیس، میگوید این وعدهها هرگز محقّق نخواهد شد:
بعد از این منسوخ میگردد جفا روس با آلمان کند صلح و صفــــا
انگلیس آید ســر عهد و وفــــا تو بکش بر چشم خود سرمهی خفا
صبر کن آرام جانم صبر کن
(گیلانی، 1371: 183)
واژههایی چون: کافر یا کفار، غولان، زاغ و زغن، پلنگ، گراز، کلاغ، خرس، صیاد، خصم، اجنبی و … تعبیرات سیداشرفالدین از دشمن بیگانه است که به خوبی ماهیت درونی بیگانگان را از حضور در ایران به تصویر میکشد.
سید که همواره از هجوم بیگانگان به خاک وطن مینالد در دیوانش ضمن آشکارکردن هدف بیگانگان، ازعلاقهی خود به ایران سخن میگوید و همگان را به حفظ وطن، دین و ناموس فرا میخواند:
ای جــــوانان وطـــــن، الیوم یــــوم همت است ای هواداران دین، امروز روز غیرت است
می رود ناموس آخر این چه خواب غفلت است دشمــــن بیگانه آمد بر ســـــر بالین مــا
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
(همان: 412)
سرودهی «زبان حال وطن»، تصویری است از وطن روزگار شاعر که دستخوش حوادث گردیده است، انگلستان مناطق جنوب و روسها مناطق شمال ایران را تحت سلطهی خود درآورده بودند. ملت ایران هم چارهای جز آه و فغان و ناله و زاری نداشتند. آنان بدترین جنایات را در حق ایرانیان روا میداشتند و جوانان این کشور را قتل عام میکردند. سید در این شعر نیز مردم را به مقابله با اجنبیان دعوت و با تعبیر «غولان» از آنان یاد میکرد:
ای دریغا دستخوش شد کشور کاووس کی آه و وا ویلا که عمر مملکت گــــــردید طــی
جــای رطل جــام مِی، غولان نهادستند پـــی جای بلبل تکیه زد زاغ و زغن خون گریه کــن
ای دریغــــا خصم دون ببرید پستان زنـــان اجنبی از بهـــــر ما از چـــار سو دستک زنـــان
سرو و کاج و نارون گردید از خون ارغوان زد خزان آفت به این باغ و چمن خون گریه کن
(همان: 422)
اشعار سیداشرفالدین زهر اشعار دیگر شاعران مبارز مشروطه را ندارد، اما در ایجاد آمادگی ذهنی مردم بسیار مؤثّر بوده است. اشعار او بیشتر دربارهی فقر و تنگدستی، مذهب، لزوم با سواد شدن زنان و گاه به مسخره گرفتن مستشاران خارجی و جنایتکاران داخلی است و همیشه با طنز و مسخرگی همراه است و امثال و حِکَم درآثار او فراوانی به چشم میخورد و از این نظر میتوان او را ممتاز دانست( جاهد، 1386: 24).
از دیدگاه سیداشرفالدین غرض اصلی دشمنان ایران از جمله انگلستان، محو دین اسلام است « جملهی معروف تفرقه بینداز و حکومت کن» که از سیاستهای اصلی انگلستان برای تداوم استعمار در مشرق زمین است، در شعر «بلی ولی» به تصویر کشیده میشود. سید میگوید تمام تلاش دشمنان ایران، ایجاد جنگ و جدال داخلی و جدایی شیعه و سنی است. آنان نه تنها سرمایهی ما را می برند بلکه به بی عقلی ما میخندند:
… پدر بگو غــرض دشمنان چــه می باشد؟ خیال مدعیان زین میان چه می باشد؟
پسر بخواب که این کار بی سرانجام است خیال مدعیـــان محو دین اسلام است
تلاششان همه این است مـــا جـدال کنیم به اسم شیعه و سنی به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد میرزاده عشقی، شفیعی کدکنی، وثوق الدوله، نمایشنامه Next Entries منابع پایان نامه درمورد بلشویک ها، عصر مشروطه، میرزاده عشقی، وضعیت اجتماعی