منابع پایان نامه درمورد توسعه بازار، ساختار بازار، عرضه و تقاضا، بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه ارشد

بدست مي آيد
(2-9) LOT=?_2j-?_1j

6- معيار صفر :
لسموند ،آگدن و ترسينکا در سال 1999 تعداد روزهايي که سهام شرکت با بازده صفر معامله مي شود را به عنوان معيار نقدشوندگي در نظر گرفتند سهام با نقدشوندگي پايين داراي تعداد روزهاي بيشتر با بازده صفر مي باشند. آنها معيار صفر را از طريق رابطه
2-10 تعريف مي کنند .
) 10- 2( Zero = (Tof Days With Zero Returns)
T : تعداد روزهاي معاملاتي در ماه مي باشد .

7- معيارحجم معاملات229:
تعداد سهام معامله شده در يک بازه زماني مي باشد. حجم معاملات براي هر شرکت در بازه هاي زماني يکساله از بانک هاي اطلاعاتي به دست آمده است. اين معيار براساس مطالعه روبين(2007) مورد بررسي قرار گرفته است.
(11-2) TVO = Trading Volume

8- معيار ارزش معاملات230:
از حاصل ضرب قيمت سهام در حجم معاملات بدست مي آيد.مطابق با پژوهش روبين (2007) ،اين معيار براي بازه هاي يکساله مورد محاسبه قرار گرفته است.
( 12- 2) ( PRICE) × ( TVO) = TVA

3-3-2 ريسک نقدشوندگي:
در بررسي و ارزيابي فرصت هاي سرمايه گذاري همواره دو مفهوم ريسک وبازده در کنار هم مورد توجه بوده اند. سرمايه گذاران از ريسک گريزانند و نرخ بازده متناسب با ريسک را درخواست مي کنند. مبادله سهم هايي با نقدشوندگي پايين ،هزينه مبادله را افزايش مي دهد . تعديل بازده مورد انتظار سرمايه گذاران به خاطر ريسک نقدشوندگي بايد انجام شود. هر چقدر قابليت نقدشوندگي يک سهم کمتر باشد، آن سهم براي سرمايه گذاران جذابيت کمتري خواهد داشت ،مگر اينکه بازده بيشتري عايد دارنده آن گردد. يعني سرمايه گذار صرفي بابت نقدشوندگي سهم يعني ريسک نقدشونده بودن سهم انتظار دارد. شواهد تجربي نشان مي دهد که عامل عدم نقدشوندگي در تصميم گيري ها مي تواند نقش مهمي را ايفا نمايد. به عبارت ديگر برخي سرمايه گذاران ممکن است به سرعت به منابع مالي سرمايه گذاري خود نياز داشته باشند که در چنين مواردي قدرت نقدشوندگي مي تواند اهميت زيادي داشته باشد. نقدشوندگي به معناي سرعت تبديل سرمايه گذاري ها يا دارايي ها به وجوه نقد مي باشد. اوراق بهاداري که در بورس اوراق بهادار با استقبال معامله روبرو مي شوند مي توانند حاکي از سرعت نقدشوندگي آنها باشد. در حقيقت فقدان نقدشوندگي ممکن است تاثير منفي بر ارزش سهام بگذارد. نسبت عدم نقدشوندگي نشانه ميزان حساسيت قيمت سهم در مقابل تغييرات هر واحد در حجم معامله آن روز است. عدم نقدشوندگي زماني اتفاق مي افتد که قيمت سهام در واکنش به حجم معاملات کم تغييرات زيادي داشته باشد(يحيي زاده و خرمدين1387،158)231 .
براي مثال والي و استول232 (1983) هزينه هاي انتشار به هنگام ارزش گذاري اوراق بهادار را مورد توجه قرار داده و نتيجه گرفتند که اين هزينه ها مي توانند نرخ بازده بالاتر شرکت هاي کوچکتر را که نقدشوندگي پايين تري دارند را تبيين کنند.
مورتال و ليپسون233 (2007) در تحقيقي به بررسي تصميمات مرتبط با ساختار سرمايه و نقد شوندگي بازار سهام شرکت ها در ايالات متحده آمريکا پرداختند.آنها دريافتند که شرکت هاي با نقدشوندگي سهام بيشتر، تمايل به استفاده از اهرم پايين تر دارند و به هنگام تأمين مالي احتمال به کارگيري سرمايه به بدهي بيشتر است . افزايش نقدشوندگي با افزايش احتمال انتشار سهام توسط شرکت ها مرتبط است.

4-3-2 ابعاد نقدشوندگي بازار:
به طور کلي نقدشوندگي بازار به عمق ، عرض (کستره) ،انعطاف پذيري و همچنين سرعت معاملات در بازار بستگي دارد:
1- عمق بازار234: تاثير معاملات با حجم زياد بر قيمت
2- عرض بازار235: نسبتي از کل بازار است که در حرکت قيمتي صعودي يا نزولي بازار مشارکت دارد . به عبارت ديگر اين معيار به ميزان استحکام بازار بستگي دارد و بنابراين نشانگر هزينه تغيير موقعيت در بازار است. شاخص متداول اندازه گيري عرض بازار، فاصله بين قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش است. به عبارت ديگر در يک بازار نقد، به منظور جلوگيري از تغييرات شديد قيمت، بايد فاصله مزبور به اندازه کافي کم باشد.
3- انعطاف پذيري بازار236: مدت زماني است که پس از نوسان شديد قيمت بايد طي شود تا بازار به حالت تعادل برسد. به طور معمول اين نوسانات در اثر انتشار اخبار(معمولا اخبار منفي) يا معاملات با حجم بزرگ رخ مي دهند.بازار انعطاف پذير بازار توانمندي است که درآن قيمت ها در مدت زمان کوتاهي به ميانگين يا مقدار منطقي خود باز مي گردند.
4- زمان: سرعتي که در آن معاملات توسط بازار جذب مي شوند. در يک بازار نقد، معاملات با کمترين وقفه زماني ممکن اجرا مي شوند(مسجد موسوي،18،1389)237 .

5-3-2 عوامل موثر بر نقدشوندگي در بازارهاي نو ظهور
موضوع نقدشوندگي در بازارهاي نوظهور از اهميت روز افزوني برخوردار است. نخست، کم بودن نقدشوندگي که يکي از عناصر اصلي توسعه بازار است، اثرات نامطلوبي بر شکل گيري و کشف قيمت (به عنوان يکي از مشخصه هاي اصلي بازارهاي کارا) خواهد داشت . بازار کارا به نوبه خود موجب جذب ناشران (به دليل فراهم بودن امکان تأمين وجوه با هزينه اندک) و سرمايه گذاران(بدليل فرصت هاي سرمايه گذاري موجود) مي شود. از همه مهمتر اين که نقدشوندگي بازار عامل مهمي در استحکام و ثبات بازار محسوب مي شود. يک بازار نقد قادر به جذب و تحمل شوک هاي خارجي منفي است.
دوم آنکه رقابت براي جذب سفارش هاي جهاني به خصوص در بازارهاي بسيار توسعه يافته به شدت در حال افزايش است. در مورد ساير بازارها وجود چشم انداز روشني از بازار و همچنين شناخت بيشتر شرکت هاي پذيرفته شده يک نياز اساسي است . از اين رو هم اکنون در اين بازارها، اقدامات لازم براي افزايش نقدشوندگي که باعث بهبود زيرساخت هاي بازار و همچنين تنوع محصولات در دسترس مي شود، در حال انجام است.
اثرات عوامل مختلف بر نقدشوندگي در بازارهاي نوظهور را تعيين کرد. اين عوامل شامل موارد زير هستند:
1- عوامل کلان تاثير گذار بر نقدشوندگي
نقدشوندگي به بسياري از اصول اقتصاد کلان و اصول بازار نيز بستگي دارد.اين اصول شامل سياست هاي مالي کشور، رويکرد حاکم بر نرخ ارز و نيز محيط نظارتي است. اعتماد حاکم بر بازار و اطمينان سرمايه گذار نيز در بهبود شرايط نقدشوندگي تأثير اساسي دارد . در سطح کلان نيز ابزارهاي مورد معامله، ماهيت مشارکت کنندگان بازار و همچنين ساختار بازار اثر زيادي بر نقدشوندگي بازار دارند. همچنين نقدشوندگي بازار در ثبات سيستمهاي مالي نيز تاثير بسزايي دارد زيرا بازارهاي نقد مي توانند شوک هاي سيستماتيک را جذب کنند . براي مثال بازار نقد مي تواند فشار نوسانهاي قيمتي ناشي از تغييرات ناگهاني در ميزان ريسک پذيري سرمايه گذار را کاهش دهد و بنابراين به کاهش تبعات نامطلوب آن در ديگر اجزاي سيستم مالي و همچنين کل اقتصاد کمک کند. در اين حوزه تمرکز بر ساختارها و طراحي سيستم هاي مالي مرتبط با نقدشوندگي در بازارهاي نوظهور است.
2- ساختار خرد بازار
در ساختار خرد بازار به عناصري نظير سيستم هاي اجراي معاملات، هزينه هاي معاملات و مکانيسم کشف قيمت، شفافيت اطلاعات معاملات و انتشار عمومي آن پرداخته مي شود . موضوعات مورد بحث در اين حيطه، رفتار مشارکت کنندگان بازار و اداره بنگاه ها توسط آنان است که مي تواند بر نقدشوندگي تأثيرگذار باشد.
3- اصلاح قوانين و مقررات
ممکن است مسائل مقرراتي طي مديريت فرآيند افزايش نقدشوندگي در بخشهاي مختلف بازار ايجاد شود. همچنين ممکن است چالش هاي مقرراتي ناشي از تغيير در موازين مقرراتي و ساختارهاي بازار که با هدف افزايش نقدشوندگي صورت مي گيرد، نيز رخ دهد. يکي از دغدغه هاي مقامات ناظر بازارها بهبود نقدشوندگي، با توجه به اهميت فزاينده آن، مي باشد . در واقع هدف اصلي بسياري از اقدامات در زمينه تنظيم مقررات، توسعه بازار و انجام اصلاحات در بازارهاي نوظهور، ايجاد بازارهاي عميق و نقد است . وجود بازارهاي نقد اعتماد سرمايه گذار و کارايي بازار را افزايش مي دهد و بنابراين افزايش انعطاف پذيري بازار را به دنبال دارد.
4- محصولات و خدمات
اثر محصولات و خدمات مختلف بر نقدشوندگي نيز در تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است .در اين زمينه تلاش شده است در پرسشنامه تأثير انواع مختلف بازيگران بازار و استراتژي ها و سبک هاي سرمايه گذاريهاي آنان بر نقدشوندگي تعيين شود. براي مثال مشاهده شده است که کاربرد استراتژي هاي پوشش ريسک تاثير قابل توجهي بر نقدشوندگي بازار دارد.

6-3-2 عوامل تاثيرگذار برنقدشوندگي با توجه به سطح توسعه يافتگي بازارها
بالا بردن قابليت نقدشوندگي در يک بازار بورس نشان دهنده موفقيت آن بازار در شفاف سازي اطلاعاتي و نزديکي قيمت هاي اوراق بهادار به ارزش ذاتي آنها مي باشد . با در نظر گرفتن اين موضوع که بازارهاي مورد مطالعه از نظر اندازه و ميزان توسعه يافتگي تفاوت هاي اساسي دارند،عوامل تأثيرگذار بر نقدشوندگي با توجه به سطح توسعه يافتگي در بازارهاي مختلف متفاوت اند. بر اين اساس عوامل زير مورد بحث قرار مي گيرند:
1- تمرکز مالکيت
2- ميزان سهام شناور آزاد
3- واسطه هاي خارجي
4- دسترسي به بازار
5- معامله اينترنتي
6- آزادسازي حساب سرمايه
7- هزينه معاملات
8- زيرساخت هاي معاملاتي
9- محصولات
10- پذيرش متقابل
11- مشارکت سرمايه گذاران جزء
12- اصلاحات در صندوق هاي بازنشستگي و توسعه طرح هاي سرمايه گذاري جمعي
13- تجديد ساختار بورس ها
14- راهبري شرکتي
15- ارتباطات بين بازارها
16- کيفيت شرکت هاي پذيرفته شده در بورس
17- موارد ديگر:
1. افزايش ساعات معاملات
2. فرصت معاملات آربيتراژ که با مجاز شمردن فروش استقراضي سهام فراهم مي آيد
3. فعاليت بازارسازها
4. سياست تقسيم سود
5. ساختار قانوني کارا براي تشويق مشارکت سرمايه گذاري خارجي
6. فرايند قانوني تصويب انتشار اوراق بهادار
7. افزايش تعداد شرکت هاي پذيرفته شده( همان منبع،21 )1.

7-3-2 اقدامات لازم جهت افزايش نقدشوندگي بازار
1- کاهش تمرکز مالکيت شرکت هاي پذيرفته شده و افزايش ميزان سهام شناور آزاد که باعث افزايش عرضه سهام قابل معامله در بازار مي شود.
2- آزادسازي بخش واسطه گري به منظور فراهم کردن امکان مشارکت خارجي در بازار که باعث افزايش رقابت بازيگران داخلي مي شود و همچنين دسترسي بازار به منابع نقدي بين المللي را افزايش مي دهد. افزايش دسترسي به بازار، در کنار سيستم هاي سنتي کارگزار، معامله گر و فراهم آوردن امکان دسترسي مستقيم به بازار که باعث افزايش تنوع سرمايه گذاران و استراتژي هاي معاملاتي آنها مي شود. امکان انجام معاملات اينترنتي در در بورس، باعث افزايش مشارکت سرمايه گذاران جزء به خصوص سرمايه گذاران فعال مي شود، و در عين حال نقدشوندگي بازار را نيز بهبود مي بخشد.
3- ارائه روش هاي کاهش هزينه هاي معاملات که شامل کاهش نرخ هاي متداول کارمزد و ماليات به منظور افزايش تعداد دفعات معامله است.
4- بهبود زير ساخت هاي بازار از طريق پيشرفت هاي تکنولوژيکي سيستم هاي معاملاتي .
5- افزايش محصولات سرمايه گذاري در دسترس بازار، به ويژه ابزارهاي مشتقه .متنوع و تعداد محصولات گزينه هاي مختلفي را پيش روي سرمايه گذاران با استراتژي هاي معاملاتي، ريسک پذيري و افق سرمايه گذاري متفاوت قرار مي دهد. مهمتر آنکه سرمايه گذاران به سمت بازارهايي جذب مي شوند که محصولات سرمايه گذاري متنوعي را به منظور کاهش ريسک سرمايه گذاري در اختيارشان قرار مي دهد.
6- افزايش عرضه اوراق بهادار، اين امر از طريق پذيرش هاي دوگانه و متقابل و افزايش کيفيت شرکتهاي داراي طرح هاي مناسب، از راه نظارت و بهره گيري از نظام راهبري شرکتي، انجام ميشود. اين اقدامات باعث جذب سرمايه گذاران و همچنين ناشران به بازار مي شود و افزايش عرضه و تقاضاي اوراق بهادار را در پي خواهد داشت . همچنين امکان پذيرش دوگانه باعث تشويق شرکت هاي داخلي به پذيرش

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد بازار سهام، حجم معاملات سهام، عدم تقارن اطلاعات، ارزش بازار سهام Next Entries منابع پایان نامه درمورد عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، انتقال اطلاعات، اندازه بازار