منابع پایان نامه درمورد تصویرشناسی، گروههای اجتماعی، قرن نوزدهم، علوم سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

د بيان و انتقال سريعتر به كارگرفته ميشوند؛ زيرا همواره يا قبلاً شنيده شده يا قبلاً ديده شدهاند و معناي آنها منجمد و معيّن است (همان : 130).
دربارهي تصاوير بسته بايد گفت كه ادبيات تطبيقي و به دنبال آن تصويرشناسي فقط با تصاوير بستهی بينافرهنگي سروكار دارد. همچنين اين تصاوير را ميتوان به گونهاي ديگر و با توجه به طبيعتشان نيز چنین دستهبندي كرد: استروتيپها(یک نواخت ، قالبی)،كليشهها، نظرهاي دريافتي، نقطهي مشترك(همان).
شورل دربارهي مطالعات تصوير شناسانه و استروتيپها چنين مينويسد:« مطالعات تصويرشناسانه، اغلب موجب طرح مورد محدود يعني استروتيپ ميشود. در يك عرصهي گستردهتر، برخورد اين استروتيپها با بازنماييهايي كه در ديگر متون گسترش مييابند، اين امكان را ميدهد تا اصالت اين يا آن نويسنده را با دقت بيشتري مشخص كنند و سهمي را كه مي توان «تفكر واحد» ناميد تعيين كرد»(شورل،2009: 16).
آموسي13 و هرچبرگ_ پيرو14 نيز بر ارتباط ميان استروتيپ و تصويرشناسي تأكيد ميكنند و مينويسند: «تحليل مشابه استروتيپ، در چارچوب يك مطالعهي كلان بازنماييهاي ادبي ديگري، موضوعي است كه موجب شده است شاخهاي مهم در ادبيات تطبيقي يعني تصويرشناسي، پديد آيد. تصويرشناسي، بر پايهي چشمانداز بينافرهنگي بنا شده است، كيفيتي كه بر اساس آن، يك جامعه با تخيل كردن به ديگري، به خود مينگرد و فكر ميكند( آموسي و ديگران،به نقل از نامور مطلق، 1388: 131).
2-5- انواع تصوير پردازي
تصويرپردازي از كشورها و فرهنگهاي بيگانه به صورتهاي گوناگوني ممكن ميشود؛ اما شايد بتوان همهي آن ها را در دو دستهي بزرگ، گردآوري كرد:
الف : تصاويري كه نتيجهي ارتباط مستقيم هستند .
ب: تصاويري كه بر اساس تصاوير ديگر شكل گرفتهاند.
كساني چون پيرلوتي15 يا گوبينو16 بر مبناي حضور شخصي خود در ايران، مطالبي نوشته و تصويرپردازيهايي از ايران و ايرانيان در آثار خويش، ارائه دادهاند. در مقابل هوگو17 يا ژيد18، هيچگاه به ايران سفر نكردهاند. هر دو دسته دربارهي باغهاي ايراني و شهرهايي همچون اصفهان و شيراز، تصاويري در آثارشان ارائه كردهاند؛ ولي هر يك به شكل خاص خود و از منابع مخصوص به خود براي اين تصويرسازيها بهره بردهاند.
به نظر ميرسد نويسندگاني كه به صورت مستقيم در ايران حضور يافتهاند ميبايست تصاوير و تحليلهاي واقعيتري نسبت به آنهايي كه غيرمستقيم و از طريق مطالعهي تصاوير ديگران به دريافتهايي رسيده اند داشته باشند؛ ولي در عمل مشاهده ميشود اين فرضيه در بسياري از موارد قابل نقد و ترديد جدي است. به بيان ديگر، نويسندگان و هنرمندان هر دو دسته، متأثر از تصاوير و متنهايي هستند كه پيشتر كسب شده است و در تصويرسازي آنها تأثير ميگذارد؛ به عبارت ديگر، گرچه ارتباط مستقيم موجب ميشود ارتباطي نزديكتر به واقعيت ايجاد شود، تصاوير پيشين و پيشمتنها چنان تأثيرگذارند كه ميتوانند نوع تجربهي مستقيم را عميقاً متأثر كنند(نامورمطلق، 1388: 129).
2-6- تصویرشناسی سیاسی
علوم سیاسی نیز چون تاریخ به تصویرشناسی وابستهاند و بیانکنندهی این واقعیت است که تصمیمات، انتخابات و … در زندگی سیاسی تنها به دلایل منطقی برنمیگردد بلکه به خاطرات، عقاید و ایدهآل و تصویرهای تخیلی نیز مربوط است. بهکارگیری تصویرها، نقش مهمی در مسیر سیاسی هر فرد دارد. نظرها و عقایدی که در درون فرد از کودکی شکل گرفته و نهادینه شده سبب تصمیمگیری سیاسی و پیشداوری او نسبت به پیشآمدها، اشخاص و پدیدهها در آینده میشود.
بهکارگیری تصویرها، نقش مهمّی در مسیر سیاسی هر فرد دارد. با گسترش دموکراسی و رسانههای گروهی در ایجاد تصویر فرد سیاسی، مدیریت تصویر، نقش مهّمی را بر عهده دارد. از دیدگاه تصویرشناسی، خمیرمایه ایجاد تصویر، به ساختار انسان اوّلیّه، تأکید دارد.
اجزای شیوهی اندیشهی ذهنی که شامل تصویر عمومی فرد سیاسی میشود به نظرها، پیشداوری (تبعیض) و عقاید، قابل تقسیمبندی است. میان این سه جزء، ارتباط منطقی و مؤثری برقرار است. از دیدگاه منطقی میتوانیم بیان کنیم که عقاید همیشه شامل پیشداوری(تبعیض) هستند و منبع پیشداوری، عقیده است. عقاید شامل سیستمهای پیشداوری و نظرهایی که انتقال عقاید را حمایت میکند میشود. پیشداوری اطّلاعات را فیلتر میکند و بر عقاید، تأثیر میگذارد. پیشداوری که اساساً بر مبنای عقاید بنا میشود، وابسته به واکنشهای فردی است که تحت تأثیرمحیط، آموزش و علایق است. همچنین مذهب و عقاید سیاسی و اجتماعی در شکلدهی نظرها و پیشداوریها، نقش اساسی دارند. عقاید همانند موتور محرکه، نقش مهمّی در گسترش اجتماعی جامعه دارد و یا به همان سرعت سبب رکود اجتماعی میشود(گرون، 2007: 23).
2- 7- مفاهيم تصوير شناسي
در تصويرشناسي مفاهيمي اساسي وجود دارد كه به مهمترين آنها به شرح ذیل اشاره میشود:
2-7-1- كليشه
كليشه در اصل گراوري (تصويرِ چيزِ كنده شده و حكاكي شده) در صنعت چاپ، براي چاپ مكرر بود. اين جنبهي مادي تكرار، از قرن نوزدهم جاي خود را به تكرار زباني داد و كليشه به صورت تقليل زبان، به بيان قالبي تعريف شد(نانكت، 1390: 109).
تعریف اصطلاح کلیشه دشوار است. یکی از دلایل این دشواری ناشی از طبیعت بینارشتهای آن است و هر یک از علوم از چشمانداز خود آن را تعریف کردهاند. کلیشهها هم در هنگام به وجود آمدن و هم پس از آن در حافظهی جمعی ثبت میشوند. آنها زاییدهی افکارند و به لحاظ معرفتشناختی، به شناختی مشترک کمک میکنند در نتیجه، آنها عاملی برای هژمونی – اقتدار، سلطه- شناختی و اجتماعی هستند(نامور مطلق، 1390: 64).
کلیشه نوعی ایجاز است؛ زیرا تصاویر ثابتی هستند که چیزهای دیگر را به تصویر میکشند. تمامی کلیشهها دارای شخصیتهای برتر هستند. این شخصیتها در تمام کلیشهها و در همهی رشتهها مورد نیازند؛ اما در هر رشتهای ویژگیهای خاص خود را دارند. ادغام کلیشهها پیکرهی ادبیات را میسازند. از این رو بخش عمده ای از کلیشهها به عنوان هدف مطالعات تصویرشناسی در نظر گرفته شدهاند(همان:64).
کلیشهها را می توان به انواع زیر تقسیم کرد:
1- نژاد 2- ملت 3- دین و مذهب 4- شغل 5- جنسیت 6- سن
کلیشهها مطلق و برای همه معتبر نیستند. زیرا معیارها و ویژگیهای هر گروه متفاوت است. کلیشه را تابعی از اجتماع میدانند که نقش تعیینکنندهای در چشمانداز و رفتار اجتماعی دارد.کلیشهها به مانند تصاویر که در هر فرهنگ با فرهنگ دیگر متفاوت است، راهی است که از طریق آن میتوان تصویر دیگران را مشاهده کرد ( نامور مطلق، 1390: 69).
کلیشهها مفهوم کلیدی در تصویرشناسی هستند که نقش مهمی در شکلدهی عقیده با در نظر گرفتن افراد و گروهها دارند. آنها عقیدههای سادهای هستند که توضیحاتی را برای افراد و گروهها فراهم میکنند و در درک نگرشهای مثبت و منفی افراد و گروههای اجتماعی موثّراند. کلیشهها تصاویری هستند که میان افراد یا جامعه و واقعیت میانجیگری میکنند. آنها نمایندگانی از طرحهای فرهنگی هستند که از قبل وجود داشتند و برای زندگی در جامعه الزامیاند( گرون، 2007: 25).
كليشهها و استروتيپها كه جزئي از تصاوير بسته محسوب ميشوند، چنان در تصويرشناسي مهم و مؤثر هستند كه برخي همانند نويسندگان كتاب استروتيپها و كليشهها، مطالعهي اين تصاوير را موجب پيدايش تصويرشناسي ميدانند(نامور مطلق،1388: 132).
در ادبيات شايعترين تحليل براي كليشهاي شدن، بازشناسي عنصر تكرار است. غالباً تكرار را با كليشه يكسان ميدانند؛ در صورتي كه تا حد زيادي با هم تفاوت دارند. آنچه ما آن را سبك نويسنده ميگوييم در واقع تكرار مضامين خاص با ساختار مشخص است؛ اما كليشه تا پيش از اينكه با ابتكاري تازه مواجه شود به عنوان روشي تازه فعال است و نقش خود را ايفا ميكند.
در تحليل ادبي كليشه را بايد به لحاظ تأثيرات زيبايي شناختي و عملكردش در متن تحليل كرد. براي مثال در متون نثر معاصر فرانسه و فارسي، كليشهي ادبي دربارهي فراواني بو و رنگ در ايران، كه هم نويسندگان فرانسوي و هم نويسندگان ايراني آن را به كار ميبرند به صورت عنصري متضاد با كمبودهاي حسي فرانسه و يك نواختي نسبي آن عمل ميكند و اين كليشه تأثير زيبايي شناختي عجيبي دارد(نانكت،1390: 110).
2 -7- 2- الگوي قالبي
كاربرد عمومي اين اصطلاح با كاربرد اديبانهي آن متفاوت است. الگوي قالبي را تصويري جمعي تعريف ميكنند كه حول يك گروه و اعضاي آن دور مي زند. از اين ديدگاه، الگوي قالبي واسطهي رابطهي ما با جهان است.
همان گونه كه كليشه، به خودي خود وجود ندارد و لازم است كه خواننده آن را به صورت كليشه تأويل كند، الگوي قالبي را نيز بايد شناخت و اين شناخت از جهان بيني و آگاهي مشترك، در درون يك گروه ناشي ميشود. الگوي قالبي ادبي، از يك فرهنگ ادبي سرچشمه ميگيرد. الگوي قالبي ملتهاي پرتناقض در مورد بسياري از ملتها به كار رفته است(نانکت، 1390: 111). به عنوان مثال، الگویي قالبي كه ما ايرانيان از اروپاييان به عنواني اقوامي پرتلاش و پيشرفته و در عين حال سرد و بي روح داريم نمونه اي از يك الگوي قالبي است.
نگرشهایی که عقیدهی عمومی و ادراک اجتماعی را مشخص میکنند، معنوی، اخلاقی و فرهنگی هستند. با در نظر گرفتن نگرشی منفی، نگرشهای اهانتی، نقش مهمّی دارند. با نگرشی مثبت، ما متوّجه توافقی میشویم که میان گروهها و افراد وجود دارد و تغییر واقعی میان گروهها و افراد سبب پیچیده شدن درک از افراد و گروههای اجتماعی میشود.
عقیده، دریافت یا توصیف غیرانتقادی از واقعیّت است. عقیدهی جمعی، بسیار تحت تأثیر جامعه، محیط، رسمها، پرستیژ یا اقتدار، روابط میان شخصی و ارتباط رسانهی جمعی قرار دارد. عقیدهای که در محیط اجتماعی شکل میگیرد، بسیار قوی است؛ به این دلیل که عقیدهی جمعی به صورت ارگانیک به گروههای اجتماعی وابسته است. عادتها و رسمها، عقیدهی جمعی افراد و گروهها را تحت تأثیر قرار میدهد(گرون، 2007: 26).
آن چه ما به عنوان فرهنگ عمومی یا عرف از آن نام میبریم ناشی از عقاید و آرای عمومی یک جامعه است و این عقاید هستند که الگوی قالبی مشخصی در ارتباط با « دیگری» را شکل میدهند. بنابراین عقیدهی عمومی جامعهای ممکن است در ارتباط با یک بیگانه، مثبت و در اجتماعی دیگر نسبت به همان بیگانه منفی باشد همهی این تفاوتها ناشی از همان عقاید جمعی است که تحت تأثیر عوامل موثّر در آن جامعه، چنین نگرشی را ایجاد کرده است.
2-7-3- پيش داوري
پيشداوري در معناي متعارف آن به مجموعهواي از آرا ، باورها و تصورات اشاره دارد كه از تاريخ به ارث ميبريم(شرت، 1378‌: 131).
پيشداوري، مستلزم داوري يا نگرش اخلاقي است كه آن را ميتوان به صورت قالبي انتزاعي و منفي از ديگران ارائه داد(نانكت،1390: 111). مثلاً چون آفريقايي است پس غير متمدن و عقب مانده است.
پیشداوری را به عنوان نگرش سخت، بیان می کنند که از یک گروه انسانی به عنوان عقیدهی ناخوشایند در مقابل گروه یا افراد خارجی آشکار میشود. به نظر گرون، عقاید همیشه شامل پیشداوری میشود و این پیشداوری است که اطلاعات را فیلتر میکند و در درون عقیده، تأثیر میگذارد(گرون، 2007: 26).
تفاوت پيشداوري و الگوي قالبي در اين است كه پيشداوري بر انتزاع، استوار است. درحالي كه الگوي قالبي مبتني بر تعميم است(نانکت، 1393: 111). گادامر19 معتقد است، هيچ فهمي عاري از پيش داوري نيست(واعظي ،1386: 249).
به طور كلي از نظر گادامر تلاش براي رهايي از تصورات خودمان در امر تفسير نه تنها ناممكن بلكه آشكارا بي معنا و نامعقول است. پيش داوريها، واقعيتهاي تاريخي وجود فرد هستند و نميتوان آن ها را كنار گذاشت (ريختهگران، 1378: 178).
2-7-4- تصوير
بازنمايي يا وجههي ذهني يا استدلالي يك فرد، گروه، قوم يا ملت، تعريف تصوير در تصوير شناسي است.
تصويرشناسي ميان انواع تصوير نيز تمايز قائل ميشود: دگر تصوير، در مورد كشورهايي بهكار ميرود كه تصوير از خودِ خودشان را صادر ميكنند و اين تصوير از خود در خارج به همين صورت پذيرفته ميشود؛ تصوير نابهخود

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد تصویرشناسی، زبان فرانسه، ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی Next Entries منابع پایان نامه درمورد عصر مشروطه، ملک الشعرای بهار، انقلاب مشروطه، ملک الشعرا