منابع پایان نامه درمورد تصویرشناسی، زبان فرانسه، ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی

دانلود پایان نامه ارشد

اختصاص دارد. بنابراین تصویرشناسی به نوعی موضوع بینارشتهای محسوب میشود(نامور مطلق، 1388: 120).
برای عنوان معرفت تصویری یا «ایماگولوژی»1 معادلی بهتر از «تصویرشناسی» نمیتوان نهاد. با این حال اصطلاح «تصویرشناسی» بسیار عام و فراگیر است؛ درصورتی که این رویکرد و نقد، تعریفی خاص دارد و بخش محدودی از تصویر پژوهی در معنای عام آن را دربر میگیرد. به بیان دیگر، میان عنوان و محتوا، رابطهی منطقی از نظر کمّی و کیفی وجود ندارد. اما نبود کلمات مناسب در این خصوص، موجب استفاده از کلمهای عام در معنایی خاص شده است. به این دلیل در همین جا لازم است از یک سوء تفاهم لفظی جلوگیری و اعلام شود که تصویرشناسی، معنایی خاص و محدود خود را دارد (همان: 121).
تصوير شناسي يكي از رشتههاي فرعي ادبيات تطبيقي است كه در قرن نوزدهم در فرانسه تحت تأثير متفكراني مانند مادام دوستال2، هيپوليتتن3 به وجود آمد.
زمینههای تحقیق در ادبیات تطبیقی گسترده و متعدد است. مهمترین این زمینهها عبارتند از: پژوهش در مورد وام واژهها؛ ادبیات ترجمه و بررسی مترجمان به عنوان واسطههای انتقال پدیدهها و آثار ادبی به ملت دیگر؛ بررسی سرگذشت انواع ادبی؛ تحقیق در باب موضوعات و اسطورههای فرا ملی؛ بررسی سرگذشت نویسندگان و تأثیر آنها بر ادبیات ملتهای دیگر؛ مطالعهی منابع خارجی یک اثر یا نویسنده؛ بررسی مکتب های ادبی و جریان فکری؛ تصویر یک ملت در ادبیات ملتی دیگر ( تصویر شناسی) و …(نظری منظم،1389: 255).
تصویرشناسی یعنی؛ تصویری که ملتی از مردم و نژاد و فرهنگی دیگر در ذهن دارد، از دیگر موضوعات مورد توجه مکتب فرانسوی است. جواد حدیدی در آثارش، از جمله « جهانگردان فرانسوی در ایران» (1344ش.) و « ایران در ادبیات فرانسه» (1346ش.)، به سفر نامههای تاوِرنیه4 و شاردن5 و نقش آنها در ایجاد تصویری مثبت از ایرانیان و تمدن ایرانی در فرانسه اشاره کرده و نشان داده که چگونه انتشار این سفرنامهها باعث استقبال از ترجمهی آثار ادب فارسی به زبان فرانسه شده است و بسیاری از مضامین و شخصیتهای داستانی ادب فارسی از این طریق به ادبیات فرانسه راه یافته است(انوشیروانی،1389 : 39).
هرچند چنین تحقیقاتی در مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی، مرسوم بوده است، نباید از آسیبهای آنها غافل شد. اغلب این سفرنامهها مملوّ از برداشتهای ساختگی و مغرضانه یا دستکم سطحی و منفعتطلبانه است. نویسندگان غربی بر اساس همین سفرنامهها رمانهایی دربارهی شرق نوشتهاند که یا با واقعیت انطباق ندارد یا در بهترین حالت، مانند رماننامههای ایرانی منتسکیو، از شخصیتهای ایرانی، برای هجو و نقد اجتماعی کشور خود استفاده کردهاند(همان : 39).
قدمت تصويرشناسي در شكل امروزياش به اواسط قرن بيستم ميرسد كه ژان- ماريكاره6 تصويرشناسي را « تفسير متقابل ملتها، سفرها، سرابها » تعريف كرد. در تصويرشناسي عمدتاً دو نوع متن وجود دارد: نخست سفرنامهها و آثار داستاني هستند كه شخصيت‌هايشان خارجياند و يا متوني غير سفرنامهاي و داستاني كه تصوير كلي از يك كشور خارجي به دست مي‌دهند (نانکت، 1390: 105).
«تصويرشناسي» واژهاي نو است كه حتي در برخي از فرهنگهاي لغت، هنوز ثبت نشده است (نامورمطلق،1388: 121). شورل در اين زمينه، ضمن مقايسه با اسطورهسنجي مينويسد: دو عبارت تصويرشناسي و اسطورهسنجي از ابداعات نو هستند كه فرهنگهاي تازه نيز آنها را همچنان ناديده انگاشتهاند. به طور مثال در فرهنگ گنجينهي زبان فرانسه در ويرايش مجازي آن در سال 2004 م. از تصويرشناسي سخني به ميان نياورده است( به نقل از شورل در نامور مطلق،1388 : 121).
«ما هرگز خودمان را نخواهیم شناخت، اگر فقط خودمان را بشناسیم». این جملهی معروف فردیناند برونتییر7 (1849- 1906 م.)- استاد زبان فرانسه و عضو فرهنگستان فرانسه است( شرکتمقدم، 1388: 52).
موضوع تصويرشناسي، مطالعهي تصوير «ديگري» و به بيان دقيقتر« فرهنگ ديگري» و يا عناصر آن در ادبيات و يا هنر است. به عبارت ديگر تصويرشناسي، دانش و روشي است كه در آن تصوير كشورها و شخصيتهاي بيگانه در آثار يك نويسنده يا يك دوره و مكتب مطالعه ميشود(نامور مطلق،1388: 122).
هدف تصويرشناسي، بررسي تصوير فرهنگ خودي در ادبيات ديگري يا فرهنگ ديگري در ادبيات خودي است( همان :121).
تصویر برگرفته از عقاید، تقاضا، نگرشها، فرضیهها، مسائل ذهنی، نظرهای از پیش تعیین شده، توهّم یا خیالاتی است که متعلق به گروهی از جامعه، مؤسّسات یا موارد دیگر است (گرون، 2007: 21).
«در مطالعات تصويرشناسي، فراتصوير، به اين انديشه راجع است كه به نظر يك ملت، ديگري چه دريافتي از آن ملت دارد» (نانكت،1390 : 113).
آلن مونتاندون8 در تعريف تصويرشناسي بر موضوع «ديگري» تأكيد ميكند و مينويسد:« تصوير شناسي، مطالعهي بازنماييهاي بيگانه در ادبيات است» (به نقل از مونتادون در نامورمطلق،1388: 122).
2-2- تاريخچه ي تصوير شناسي
تاريخچهي تصويرشناسي به ادبيات تطبيقي ميرسد؛ زماني كه در فرانسه بحث ادبيات تطبيقي به ميان آمد و به چگونگي ماهيت تأثيرگذاري و تأثيرپذيري ميان نويسندگان و آثار ادبي ملتها و زبانهاي مختلف توجه شد. در شكلگيري مكتب تأثير و تأثّر كه به پيشتازي فرانسوا ويلمن9 يكي از استادان دانشگاه سوربن و چند تن از اديبان فرانسوي صورت گرفت(كفافي،1382: 7) ژان ماريكاره شركت داشت؛ كاره را بايد معرّف بعد جديدي در ادبيات تطبيقي از منظر تصويرشناسي و پايهگذار اين نظريه به حساب آورد( گويار ،1969: 33 ).
بعد از كاره كه در دهههاي چهل و پنجاه قرن بيستم ميلادي نظريهي تصويرشناسي را مطرح كرد بايد از گويار10، پاژو11 و هوگو ديزرنک12 نام برد .
مباني نظري تصويرشناسي در اواسط قرن بيستم با انتشار كتاب« ادبيات تطبيقي» از سوي ام.اف. گويار تكميل شد( شورل،2009: 1).
گويار مؤلف رسالهاي در باب ادبيات تطبيقي – كه در مجموعهي معروف « چه ميدانم؟» به چاپ رسيده است، ادبيات تطبيقي را چنين تعريف کرد: «تاريخ روابط ادبي ميان ملل»(گويار، 1969: 7 ). ابوالحسن نجفي در توضيح اين تعريف نوشت: «مراد گويار تأثيراتي است كه ادبيات كشورهاي مختلف عملاً در يكديگر كردهاند»
( نجفي،1351: 436). نجفي در ادامه مينویسد: هيچ اثري را نميتوان يافت كه صرفاً از انديشهي نويسنده اش زاده شده باشد. وي منابع الهام شاعر و نويسنده را بر دو گونه دانسته است:
1- تجارب شاعر و نويسنده از اوضاع و احوال محيط زندگي كه خواهي نخواهي در او تأثير ميگذارد.
2- مطالعهي كتب مختلف كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم، در خاطر او مانده و در نوشتهي او تأثير گذاشته است (همان: 439 ).
امروزه اغلب محققان اذعان دارند كه تصاوير ارائه شده در آثار يك نويسنده، صرفاً بر اساس واقعيتهاي بيروني صورت نميگيرد، بلكه در ساخت و پرداخت اين تصاوير، همواره بخشي از داوريها و پيشداوريها و ايدئولوژي و فرهنگ مؤلفِ تصويرساز و مخاطبِ تصويرخوان نقش دارند. به عبارت ديگر اين تصاوير در بافت حاكم بر جامعه شكل و جهت ميگيرند و خوانش ميشوند(نامورمطلق،1388: 126).
2-3- اصول و فرضیه های تصويرشناسي
جهان به گونهی سنتی خود، بر اساس پارادایم دوگانهی « خودی » و « دیگری» تعریف میشد. عدم امکان شناخت و ارتباط با دنیای بیرون از فضای آشنا و امن انسان دوران گذشته، او را بر این میداشت تا از « دیگری» یا معیاری برای زندگی خود بسازد و یا او را به تمامی نفی کند(نجومیان، 1391: 120). شعرای معاصر ایران نیز با توجه به بینش و ایدئولوژی خود به اینسو یا آنسو گرایش داشتند. اما جهان امروز، با در دسترس قرار گرفتن رسانههای جهانی و فراملی، دعوت« دیگری» به دنیای« خود» است.
«ديگري» و «تصوير ديگري » همواره يك از مضامين دلكش و جذاب ادبيات جهاني محسوب ميشده و از نخستين موضوعاتي است كه در تاريخ ادبيات ميتوان از آن سراغ گرفت. اين ديگري در بسياري از موارد، در آثار اسطورهاي و حماسي باستاني، به صورت گوناگون و فراخودي يا فروخودي به تصوير كشيده شده است . تخيل دربارهی «ديگري» و تصويرپردازي از آن، هميشه با مقايسه با خود صورت گرفته و در اغلب اين موارد، «خود» محور مقايسه بوده است. البته در فرهنگها، با توجه به مباني و نگرش متفاوت آنها ، نگاههاي متفاوتي به «ديگري » وجود داشته است(نامور مطلق،1388‌:122).
تصويرشناسي ويژگي اصلي تصوير را، برآمدن آن از تفاوت ميان یک «من» و يك «ديگري»، و ميان «اين‌جا» و «آنجا» تعريف میکند. از اين رو تصويرشناسي بيان يك تفاوت، ميان دو نظامِ واقعيت و دو مكان است (نانکت، 1390: 106).
پاژو از برجستهترين تصويرشناسان فرانسوي در اثر خود به تفاوت «من» و «ديگري» و نيز تفاوت مكان «اينجا» و «آنجا» اشاره کرده و نوشته است: « هر تصويري موجب يك آگاهي هر چند مختصري از يك «من» نسبت به يك «ديگري»، يك «اين جا » نسبت به «آن جا »است(نامور مطلق،123:1388).
در اين جا لازم است اين نكته بيان شود كه موضوع تصوير در ادبيات، تصوير هر «ديگري» نيست. ديگري را ميتوان به دو دستهي بزرگ «ديگري درون فرهنگي» و «ديگري برون فرهنگي» تقسيم كرد. به طور حتم، «ديگري درون فرهنگي» دست كم براي بخش گستردهاي از پژوهشگران، موضوع ادبيات تطبيقي نيست. پاژو نيز براين نكته تأكيد ميكند كه تصوير بياني ادبي يا غير ادبي از فاصلهي معنادار ميان دو نظام از واقعيت فرهنگي است. با مفهوم فاصله، جنبهي بيگانگي را درمييابيم كه تمامي تفكر تطبيقي را شكل ميدهد (همان).
اصل اساسي تصويرشناسي اين است كه تصوير را نميتوان بازتاب تصوير اجتماعي دانست: تصوير يك سراب است و تصويرشناسي بررسي توهّمات ذاتي شده دربارهي ديگري است. در اين زمينه ميبايست از مسألهي بينامتنيت نيز آگاه بود(نانكت،1390: 107).
بينامتنيت امكان فهم اين مطلب است كه چرا و چگونه فلان متن خارجي توانسته است در يك فرهنگ ديگر، براي بهمان نويسنده، به صورت يك شيء ادبي و فرهنگي خاص درآيد؛ يعني يك ابزار ارتباط نمادين شود. تصوير به وجهي سهگانه به صورت « تصويري از » ظاهر ميشود: تصويري از یک خارجي است؛ تصويري از يك ملت يا يك جامعه و تصويري از حساسيت يك نويسنده. تصوير سپس نماد گفتوگو ميان دو فرهنگ، دو ادبيات و يا دو متن ميشود(همان).
تصاوير ارائه شده در آثار يك نويسنده يا هنرمند، صرفاً از واقعيات بيروني صورت نميگيرد؛ بلكه در ساخت و پرداخت اين تصاوير، همواره بخشي از داوريها و پيشداوريها دخالت داشته و دارند. تصوير ديگري همواره بر اساس پارادايمها و ايدئولوژيهاي فرهنگ، مؤلف و خوانندهي تصویرساز، صورت ميگيرد. پاژو مينويسد: « تصوير ديگري دقيقاً مطابق ايدئولوژي خواننده است كه در متن به صورت ضمني و گاهي نيز صريح به آن ارجاع داده ميشود». بنابراين تصوير از ديگري، متأثر از پيشداوريها و ايدئولوژي فرهنگ و مؤلّف تصويرساز و مخاطب تصويرخوان است؛ به بيان ديگر، اين تصاوير، در ارتباط با بافت حاكم بر جامعه شكل و جهت ميگيرند و خوانش ميشوند(نامور مطلق،1388: 126).
تصاويري كه شاعران و نويسندگان ارائه ميدهند به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، با تصاوير پيشين مرتبط است و هيچ تصويري بدون دخالت تصاوير ديگر ساخته نميشود و اصولاً ميتوان گفت كه هيچ تصويري بدون دخالت تصاوير پيشين دريافت نميشود. هرتصويري با توجه به عوامل گوناگون متني، بينامتني و گفتماني شكل ميگيرد؛ چنانكه در هر تصويري ميتوان ردپاي متن هاي پيشين و شرايط گفتماني آن تصوير را مشاهده كرد (همان : 127).
2-4- انواع تصاوير
تصاوير از ديگري، خود به گونههاي متفاوتي قابل تقسيم و دستهبندي است:
تصاوير باز و تصاوير بسته
2- 4-1- تصاوير باز
تصاويري هستند كه شكل عمومي و تكراري به خود نگرفته و شخصي و منفرد يا دستكم نيمه شخصي و يا نيمه منفرد هستند.
2-4-2- تصاوير بسته
اين تصاوير كه بخش مهمي از تصويرشناسي را به خود اختصاص ميدهند، تصاويري هستند كه به طور متداول تكرار ميشوند و در اغلب موارد نميتوان منشأ آنها را شناسايي كرد. اين تصاوير براي تبيين نظرهاي عمومي، اقتصا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد تصویرشناسی، ادبیات تطبیقی، ادبیات تطبی، میرزاده عشقی Next Entries منابع پایان نامه درمورد تصویرشناسی، گروههای اجتماعی، قرن نوزدهم، علوم سیاسی