منابع پایان نامه درمورد بازار سهام، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عملکرد شرکت

دانلود پایان نامه ارشد

قيمت هاي پيشنهادي موثر
8- تفاوت قيمت هاي پيشنهادي علامتدار
9- اثر قيمتي بين روز
10- اثر قيمتي روزانه
عمق دلاري از حجم تعداد سهام پيشنهادي خريد در قيمت پيشنهادي خريد به علاوه تعداد سهام پيشنهادي فروش در قيمت پيشنهادي فروش بدست مي آيد . مورد 8 نيز به صورت تفاوت بين قيمت معامله با ميانگين قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش بعدي تقسيم بر ميانگين قيمت هاي پيشنهادي کنوني با حفظ علامت ( مثبت براي معاملاتي که توسط خريدار آغاز شده است و منفي براي معاملاتي که توسط فروشنده آغاز شده است ) محاسبه مي شود.
براي محاسبه شاخص تمرکز مالکيت، روبين از معيار مورد استفاده هارتزل و استارکس ،2003، استفاده نموده است . اين شاخص از جمع تعداد سهام متعلق به 5 مالک بزرگ شرکت تقسيم بر کل سهام شرکت بدست مي آيد .
نتايج اين مطالعات نشان مي دهد که مطابق فرضيات مطرح شده نقدشوندگي سهام با سطح مالکيت نهادي رابطه مستقيم و با تمرکز مالکيت نهادي رابطه معکوس دارد. بنابراين در اين تحقيق هر دو نظريه کارآيي اطلاعاتي يا معاملاتي و کژگزيني مورد تائيد قرار گرفته اند .اين پژوهش به لحاظ روش شناختي به عنوان يکي از منابع اصلي در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفته است .
4-1-4-2 مطالعه جنينگز و همکاران308 (2002)
جنينگز و همکاران مطالعه اي را با عنوان “مالکيت نهادي ، اطلاعات و نقدشوندگي ” انجام دادند. اما آنچه در اين تحقيق به طور خاص بررسي شده است رابطه بين مالکيت نهادي و جزء کژگزيني عدم تقارن اطلاعاتي است. دراين مطالعه 35 فصل از سال 1983تا سال 1991 مورد بررسي قرار گرفت. با استفاده از 50هزار مشاهده آنها موفق شدند تا نشان دهند که بين مالکيت نهادي و شکاف قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش رابطه عکس وجود دارد و نهادها موجب بهبود در نقدشوندگي سهام در بازار مي گردند. علاوه بر اين آنها دريافتند که جزء مربوط به کژگزيني شکاف قيمتي با افزايش مالکيت نهادي کاهش مي يابد .شاخص نقدشوندگي اصلي مورد استفاده در اين پژوهش تفاوت نسبي قيمت هاي پيشنهادي است. متغيرهايي که در رابطه با مالکيت نهادي مورد استفاده قرار گرفته است شامل نسبت سهام مالکان نهادي به کل سهام نوع مالکان نهادي و اندازه مالکان نهادي است.
دراين تحقيق مالکان نهادي به پنج دسته تقسيم شده اند:
1- بانک هاي تجاري
2- شرکت هاي بيمه
3- شرکت هاي سرمايه گذاري
4- موسسات مشاوره مستقل
5- ساير مالکان
از لحاظ اندازه نيز نهادها به 5 دسته تقسيم بندي شده اند. قيمت کل سهام شرکت ، حجم معاملات ، تعداد بازارسازان، واريانس بازده و قيمت سهم متغيرهاي کنترل مورد استفاده در اين تحقيق مي باشند.
به طور کلي نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که حضور مالکان نهادي سبب کاهش عدم تقارن اطلاعاتي مي گردد .آنها با تفکيک انواع گوناگون نهادها وبررسي جداگانه مالکيت هر گروه از سهامداران نهادي مانند بانک ها ،شرکت هاي بيمه شرکت هاي سرمايه گذاري و غيره به اين نتيجه رسيدند که اثرات مالکيت نهادي به شدت به ماهيت نهادها بستگي دارد. به عنوان مثال رابطه منفي بين شکاف ها و مالکيت نهادي در مورد بانک ها و شرکت هاي بيمه از شدت بيشتري برخوردار بوده است . به علاوه محققان مشاهده نمودند که هر اندازه بلوک هاي سهام اين نهادها بزرگتر باشد عدم تقارن اطلاعاتي وخيم تر مي گردد.
5-1-4-2 ساير مطالعات خارجي
علاوه بر تحقيقاتي که به طور خاص با عنوان رابطه ساختار مالکيت و نقدشوندگي سهام به تفصيل به آنها اشاره شد مطالعات ديگري نيز مرتبط با موضوع تحقيق مي باشند که به اختصار به ادبيات آنها
مي پردازيم .
جاکبي و ژنک309 (2010) با انتخاب نمونهاي شامل 3576 شرکت آمريکايي (1071 شرکت از NYSE، 323شرکت از AMEX و 2182 شرکت از NASDAQ به بررسي رابطه ي پراکندگي مالکيت (درصد سهام بلوکي در دست سهامداران) و نقدشوندگي سهام پرداختند. نتايج پزوهش آنها بيانگر آن است که پراکندگي بيشتر مالکيت منجر به بهبود نقدشوندگي سهام مي شود.
کيني و ميان310 (1995)با انتخاب نمونهاي شامل 1063 شرکت از بورس اوراق بهادار آمريکا به بررسي رابطه ي تمرکز (پراکندگي) مالکيت و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام پرداختند و رابطه معناداري بين اين دو متغير نيافتند.
هفلين و شاو311 (2000) با انتخاب نمونه اي شامل 260 شرکت (259 شرکت از NYSE و 1 شرکت از AMEX ) به رابطه مثبتي بين درصد سهام بلوکي در دست سهامداران و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام دست يافتند. هفلين و شاو بيان مي دارند ، در شرکت هايي که ساختار مالکيت متمرکزي دارند سهامداران بزرگ به اطلاعات خصوصي دسترسي دارند در نتيجه معاملاتي که آنها در آن دخيل هستند طرف هاي معامله را با خطر انتخاب نادرست مواجه مي سازد. اين امر موجب ميشود تا طرف هاي معامله سهام ، اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را به منظور کاهش خطر انتخاب نادرست ، افزايش دهند، در نتيجه با افزايش اختلاف فيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام ، معاملات سهام در بازار کاهش و نقدشوندگي بازار سهام نيز کاهش مي يابد.
بلتون و ون تادن312 (1998) بيان مي دارند که تمرکز مالکيت باعث کاهش تعداد سهامداراني که مي توانند به معامله سهام بپردازند مي شود ، اين امر سرمايه مؤثر بازار را کاهش مي دهد و نقدشوندکي بازار سهام کاهش مي يابد.
بيشتر تاثير وجود چندين معامله گر مطلع که به شکل استراتژيک عمل مي کنند بر نقدشوندگي پرداختند . هولدن و سوبرآمنيام دريافتند که هر چه ميزان همبستگي بين عملکرد معاملاتي معامله گران مطلع بيشتر باشد يعني رقابت بين آنها بيشتر باشد ريسک کاهش يافته و کارآيي قيمت ها بيشتر خواهد بود .بازارها عمق بيشتري پيدا مي کنند و نقدشوندگي افزايش مي يابد . فاستر و ويسواناتان و بک و ديگران به اين نتيجه رسيدند که هر چه همبستگي بين علامت هاي اطلاعاتي سرمايه گذاران مطلع بيشتر باشد انتقال اطلاعات شرکت به بازار و اثر گذاري آنها به قيمت سهام سريعتر خواهد بود .
در مطالعات سارين و همکاران313 (2000) و دنيس و وستون314 (2001) از تجزيه و تحليل مقطعي براي بررسي تاثير مزيت اطلاعاتي نهادها بر شکاف قيمتي و کژگزيني معامله کنندگان استفاده شده است . آنها به اين نتيجه دست يافتند که درصد بالاتر مالکيت سهم توسط نهادها و مديران شرکت (افراد درون سازماني ) موجب افزايش شکاف قيمتي و کاهش عمق پيشنهادات شده است . به هر حال نويسندگان دريافتند که مالکيت نهادي بر بخش مربوط به کژگزيني تفاوت قيمت ها بي تأثير بوده است . از طرف ديگر دنيس و وستون اين طور نتيجه گيري کردند که با افزايش در مالکيت نهادي شکاف ها کاهش مي يابند و اين در حالي است که جزء مربوط به کژگزيني کمتر مي شود .
کوتار و لاکس315 (1995) پس از محاسبه شکاف هاي قيمتي در اکتبر سالهاي 1984، 1988و1992 رابطه مثبتي را بين مالکيت نهادي و شکاف قيمت خريد و فروش يافتند . آنها به اين نتيجه دست يافتند که در مجموع معاملات نهادها با در اختيار داشتن مزيت اطلاعاتي انجام مي گيرد . سارين و همکاران316 (1996) با استفاده از يک نمونه 786شرکتي دريافتند که شکاف ها با ميزان مالکيت نهادها رابطه مثبتي دارند.
مائوگ 317 (1998) نشان داده است که مالکيت متمرکز موجب بروز هزينه هاي قابل توجهي مي گردد و سهامداران عمده موجب کاهش نقدشوندگي سهام شرکت ها مي گردند .
هولدن و سوبرآمنيام ،1992، فاستر و ويسوا ناتان،1996،و بک وديگران318(2000) به بررسي
چيانگ و ونگتاش319 (1988) سهام 56 شرکت را بررسي نمودند و همانند فابوزي (1979)نتوانستند شواهدي را در خصوص رابطه مالکيت نهادي و شکاف خريد و فروش ارائه دهند . گلاستن و ميلگروم (1985) ، کايل (1985) و ايزلي و آهارا (1987) چهارچوبي را براي مطالعه معامله کنندگان مطلع و مزيت اطلاعاتي آنها بر نقدشوندگي و کارآيي قيمتي ارائه مي کنند . آنها به اين نتيجه دست يافتند که وجود سرمايه گذاران مطلع سبب ايجاد عدم تقارن اطلاعاتي و تحميل هزينه هاي کژگزيني بر سرمايه گذاران بي اطلاع شده موجب ايجاد شکاف بيشتر در قيمت هاي خريد و فروش (هزينه معاملاتي ) و در نتيجه کاهش نقدشوندگي سهام مي شود .
سوبرامنيام و ديگران320 (1991) در تحقيقات خود نشان مي دهند که کارآيي قيمتي با رقابت بين سرمايه گذاران مطلع افزايش مي يابد . آنها در مدل خود اينطور اشاره مي کنند که حساسيت به جريان قيمت هاي سفارش به شکل قابل ملاحظه اي به نسبت افزايش معامله گران مطلع کاهش مي يابد . لذا با افزايش سرمايه گذاران مطلع نقدشوندگي افزايش مي يابد.
چانک و همکاران321 (2010)، در پژوهشي با عنوان “نقدشوندگي و بازار سهام ژاپن” به بررسي رابطه بازده سهام شرکتها و قدرت نقدشوندگي آن پرداختند . آنها پژوهش خود را در دو بخش انجام دادند: در بخش اول نقش سطوح نقدشوندگي و عدم نقدشوندگي و تأثيرات نوسانات آن را درقيمت گذاري سهام در شرکتهاي غير مالي322 بررسي کردند. در بخش دوم که بخش اصلي پژوهش آنها نيز بود نقش دو معيار نقدشوندگي که شامل حجم معاملات سهام و حجم معاملات دلار مي شود را در بازار سهام توکيو مورد بررسي قرار دادند. آنها همچنين با استفاده از معيار عدم نقدشوندگي آميهود و ليو323، عدم نقدشوندگي بازار سهام توکيو را اندازه گيري کردند و درنهايت به اين نتيجه رسيدند که يک ارتباط منفي (مثبت) قوي بين نقدشوندگي (عدم نقد شوندگي) و بازده سهام وجود دارد .
فانگ و همکاران 324(2009)، در پژوهشي با عنوان “نقد شوندگي بازار سهام و ارزش شرکت “به بررسي رابطه بين نقدشوندگي سهام و عملکرد شرکت پرداختند در اين پژوهش معيار Q توبين به عنوان شاخص عملکرد و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش به عنوان معيار نقدشوندگي سهام در نظر گرفته شد. Qتوبين محاسبه شد در اين پژوهش از تقسيم ارزش بازار دارايي ها بر ارزش دفتري دارايي ها در پايان سال مالي بدست مي آيد . از سويي ديگر اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش نيز از تقسيم اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بر ميانگين اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بدست مي آيد. نتايج پژوهش نشان مي دهد که يک رابطه مثبت و قوي بين نقدشوندگي سهام و عملکرد شرکت وجود دارد. به عبارت ديگرمحققان بيان مي کنند نقدشوندگي سهام با استفاده ازسودآوري عملياتي باعث افزايش عملکرد شرکت مي شوند .
ليپسن و مورتال325 (2009) درپژوهشي با عنوان “نقد شوندگي و ساختار سرمايه” رابطه بين قدرت نقدشوندگي بازار سهام و ساختار سرمايه را مورد مطالعه قراردادند. آنها در پژوهش خود تصميم گيري در مورد ساختار سرمايه را يکي از مهمترين تصميمات مديران شرکت عنوان کرده اند و تأثير نقدشوندگي سهام را بر روي انواع تأمين مالي و ساختارهاي سرمايه متفاوت شرکت مورد بررسي قرار داده اند . آنها در پژوهش خود از سه معيار حجم معاملات، معيار آميهود و گيبز326 جهت اندازه گيري نقدشوندگي سهام استفاده نموده اند . روش شناختي پژوهش آنها با استفاده از داده هاي ترکيبي صورت گرفته است . آنها با انجام پژوهش خود به اين نتيجه رسيدند که شرکت هاي نقدشوندگي سهام بالا اهرم پايين تر(ميزان بدهي کمتر) دارند و همينطور در زمان افزايش سرمايه تامين مالي از روش انتشار سهام را نسبت به ساير روش هاي تامين مالي ترجيح مي دهند.
چرديا و همکاران 327(2008) در پژوهشي با عنوان “نقدشوندگي و کارآيي بازار” بيان کردند که قابليت پيش بيني بازده سهام در افق زماني کوتاه مدت رابطه عکس با کارآيي بازار دارد. آنها دريافتند زماني که فاصله ي قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش محدودترمي شوند اين قابليت پيش بيني بازده کمتر مي شود . به عقيده آنها در يک بازارکارآ، پيش بيني بازده از اطلاعات گذشته داراي کمترين کارآيي است .معياري که محققان در اين پژوهش جهت اندازه گيري نقدشوندگي به کار گرفتند . اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش مي باشد که با قيمت هاي معاملاتي (قيمت هاي خريد و فروش که درآن قيمت ها معامله صورت گرفته است) متفاوت مي باشد . محققان پژوهش خود را در دو گروه شرکت هاي بزرگ و کوچک انجام دادند . آنها در نهايت عنوان مي کنند که مطالعه رابطه بين پيش بيني بازده و عدم نقدشوندگي نياز به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، ارزش بازار، ساختار بازار Next Entries منابع پایان نامه درمورد بازده سهام، بازار سهام، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن