منابع پایان نامه درمورد بازار سهام، حجم معاملات سهام، عدم تقارن اطلاعات، ارزش بازار سهام

دانلود پایان نامه ارشد

دو طرفه براي قيمت پيشنهادي خريد و فروش در تمام شرايط مي باشد به طور خلاصه بازارسازها مسئوليت تنظيم بازار را بر عهده خواهند داشت و براي اجراي اين وظيفه آنان بايد موجودي مناسبي از اوراق بهادار را در اختيار داشته باشند تا بتوانند نوسانات قيمت ها را کنترل نمايند .
نگهداري موجودي براي اين افراد هزينه هايي در برخواهد داشت که از طريق اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش اوراق بهادار اين هزينه ها را جبران مي کنند. در شکل شماره 3-2 در آمد بازارسازان به صورت تيره نشان داده شده است.درواقع به بيان رياضي مي توان گفت که (pa-pb) Q درآمد بازار سازان مي باشد (قائمي 1386،25)200 .

4-1-2-3-2 اجزاي اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام :
بولن و همکارانش201 در سال 2004 اجزاي اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را بدين صورت تشريح کرده اند که اجزاي اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از سه جزء هزينه- هاي سفارش ، هزينه هاي نگهداري موجودي و هزينه هاي انتخاب نادرست تشکيل مي گردد(وت ، 2004،147) 202.
هزينه هاي فرآيند سفارش :
هزينه هايي که مستقيماً با ارائه خدمات بازارگرداني در ارتباط است و شامل اقدامي چون عضويت بورس ، اجاره فضاي بورس ، هزينه هاي کامپيوتري ، هزينه هاي سرويس اطلاعاتي ، هزينه هاي نيروي کار (حقوق و دستمزد ) و هزينه هاي فرصت بازارگردان ها مي باشد .
هزينه هاي نگهداري موجودي :
هزينه هايي است که بازارگردان ها به دليل مسئوليتي که در تجهيز سرمايه گذاران به فوريتهاي مبادله (نقدشوندگي ) دارند ، متحمل مي شود ، اين هزينه ها شامل هزينه فرصت ناشي از نگهداري موجودي توسط بازارگردان ها و ريسک مربوط به نوسانات ارزش موجودي به دليل تغييرات سهام مي باشد .
هزينه هاي انتخاب نادرست :
اين هزينه هاي به اين واقعيت ايجاد مي شوند که بازارگردانها در فراهم کردن نقدشوندگي ممکن است با افرادي معامله کنند که از تغييرات قيمت مورد انتظار در مورد اوراق بهادار مطلع باشند . به عنوان مثال ، اين تصور وجود دارد که افراد خاص در مورد سهام برخي شرکت ها داراي اطلاعات نهاني هستند . خبرهاي پيشاپيش از سود، ادغام ها ، تحصيل ها ، تجديد سازمانها، تقسيم سود شرکت فرعي بين سهامداران شرکت اصلي و تغييرات مديريت از مثالهاي است که به ذهن مي رسد .عدم تقارن اطلاعات در بازار،هزينه هاي انتخاب نادرست را افزايش و از اين طريق اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را تحت تأثيرقرار مي دهد .
نقدشوندگي اوراق بهادار به درجه روان بودن بازار بستگي دارد. شکاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام بازارسازها در يک بازار قوي کمتر از شکاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام بازار ضعيف است . زيرا در بازارهاي قوي ، حجم معاملات بيشتر و ريسک آن کمتر است. بازار قوي بازاري است که در آن به حد کافي براي اوراق بهادار، حجم خريد و فروش به قيمت تعادلي وجود داشته باشد و بازار ضعيف با بازاري گفته مي شود که تعداد خريداران و فروشندگان آن کم است .

5-1-2-3-2 مدل هاي تخميني اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش :
مهمترين مدل هاي تخميني اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش عبارتند از:(گاينکو و همکاران، 2009،178) 203.
1- مدل رول
مدل رول204 که در سال 1984 ارائه شد يکي از اولين مدل هايي است که مبتني بر کواريانس منفي مي باشد که از رابطه 3-2 بدست مي آيد :

(3-2) جايي که به عنوان تغييرات قيمت سهام در دوره هاي t و t-1 مي باشد .
2- مدل تعديل شده ي رول :
فولاويل205 و ردريگز206 در سال 1991 مدل بازنگري شده اي از مدل هال را ارائه نمود که از طريق رابطه 4-2 محاسبه مي شود .
) 4-2)
3- مدل تامپسون و والر :
تامپسون207 و والر208 در سال 1988 مدلي از تخمين اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش را ارائه دادند که مبتني بر ميانگين تغييرات قيمت مي باشد . اين مدل از طريق رابطه
5-2 بدست مي ايد :
(5-2 )

2-2-3-2 معيارهاي مبتني بر معاملات :
براي رفع نقص معيارهاي مبتني بر سفارشات سهام مبني بر عدم وجود اطلاعات کافي در مورد قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش ، دسته ديگري از معيارهاي نقدشوندگي وجود دارند که با به کارگيري اطلاعات بدست آمده از خود شرکت ها محاسبه مي شوند. از جمله مزيت هاي اين معيارها ، سهولت در محاسبه ، راحتي در درک و قابليت کاربرد عمومي آنها هم به صورت تئوري و هم درعمل است .
برخي از اين معيارها عبارتند از :
معيار عدم نقد شوندگي آميهود :
براي محاسبه اين معيار از رابطه 6- 2 استفاده مي شود :

( 6-2)

در فرمول فوق داريم :
R i,d : بازدهي مطلق روزانه سهام i در روز d
Price i,d: قيمت سهام i در روز d
Volume i,d: تعداد سهام i در روز d در بازار معامله مي شود .
Days i,d:تعداد روزهايي که در ماه t امکان انجام معاملات سهام i در بازار وجود دارد 209.
مخرج کسر در معامله فوق بر حسب ميليون دلار آمريکا بوده و براي محاسبه آن از نرخ برابري از هر کشور با دلار آمريکا استفاده مي شود . براي مثال ، اگر معيار عدم نقدشوندگي آميهود مقداري برابر با سه داشته باشد نشان مي دهد زماني که يک درصد از کل ارزش بازار سهام i معامله مي شود . بازده مطلق آن برابر با سه درصد خواهد بود آميهود210 (2002) تلاش کرده است تا قابليت تعيم پذيري معيارهاي نقدشوندگي را به منظور انطباق پذيري بيشتر با بازارهاي مختلف افزايش دهد . معيار عدم نقدشوندگي آميهود واکنش (حساسيت ) قيمت بازار سهام را نسبت به جريانات سفارش نشان مي دهد . در واقع اين معيار بر اين اساس استوار است که يک سهام از نقدشونگي پايين تري برخوردار است (يعني اندازه معيار عدم نقدشوندگي آميهود به ازاي آن بالا است ) اگر قيمت سهام در واکنش به حجم کوچکي از معاملات سهام به مقدار قابل توجهي تغير کند ،پس معيارعدم نقدشوندگي آميهود واکنش قيمت بازار سهام را نسبت به جريانات سفارش اندازه گيري مي کند .مخرج کسر حجم معاملات سهام i را نشان مي دهد و همان گونه که اشاره گرديد بر حسب مليون دلار امريکا محاسبه مي شود . حجم معاملات با نقدشوندگي اوراق بهادار مرتبط است . بنابراين زماني که ميانگين روزانه حجم معاملات بالا باشد سهام نيز نقدشوندگي بالاي داشته و به سهولت در بازار معامله مي شود. هر چه ميانگين روزانه حجم معاملات بالاتر باشد قيمت بازار آن هم تغيير پذيري کمتري خواهد داشت چرا که معاملات براي تأثير گذاري بر روي قيمت بازار سهام مي بايست به اندازه کافي بزرگ باشد . از طرفي صورت کسر بازدهي مطلق روزانه سهام را نشان مي دهد که با تغيير قيمت بازار سهام رابطه اي مثبت دارد. هر چه ثبات قيمت سهام در بازار بيشتر باشد صورت کسر نيز به همان اندازه کوچکتر خواهد بود نتاجتاً مي توان گفت مقدار بالاتر معيار عدم نقدشوندگي آميهود با نقدشوندگي پايين تر بازار ارتباط دارد (و بر عکس ).هاسبروک211 (2007) بيان مي کند در ميان تمام معيارهاي نقدشوندگي بازار معيار عدم نقدشوندگي آميهود بهترين معيار به نظر مي رسد (ويرال و پدرسون ، 2005،148) 212.
با اين وجود اين امکان نيز وجود دارد که در يک روز معين سهام شرکت در بازار معامله نشود . به عبارتي حجم معاملات روزانه سهام برابر با صفر باشد که در اين صورت(به دليل صفر شدن مخرج ) معيار بي معني مي شود. معيار عدم نقدشوندگي آميهود با معيار تفاوت قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش رابطه اي مستقيم دارد زيرا هر چه معيار دوم کوچکتر باشد، تغييرات قيمت سهام بازار حجم معين سفارش کمتر خواهد بود (جاستين و همکاران، 2007،258) 213.
2- معيار نسبت گردش :
براي محاسبه معيار نسبت گردش214 رابطه 2-7 به کار گرفته مي شود :
) 7-2)
در اين فرمول :
Volume i,d : تعدا سهام i که که در روز d معامله مي شود .
Sharesouts tanding i,d : تعداد سهامي که توسط شرکت منتشر شده و در بازار به فروش رسيده است و در ترازنامه شرکت با عنوان سهام سرمايه215 نمايش داده مي شود .
Days t: تعدا روزهايي که در ماه t امکان معامله سهام وجود داشته باشد .

لوين واسکماکلر216 (2006)، بکارت217(2003) ، روونهوست218 (1999) و بسياري از محققان در پژوهش هاي خود از اين شاخص استفاده کرده اند نسبت گردش فراواني با تعداد دفعات تکرار معاملات دارايي را اندازه گيري مي کند . به عبارتي نسبت گردش سهولت در انجام معاملات را نشان مي دهد و با نقدشوندگي بازار رابطه اي مثبت دارد .هر چه نسبت فروش بزرگتر باشد نقدشوندگي بازار نيز بيشتر است (و بالعکس ) .عيب نسبت فروش آن است که قادر نيست هزينه مربوط به هر معامله را که از يک دارايي به دارايي ديگر تفاوت قابل ملاحظه اي دارد، اندازه گيري نمايد . به علت تمرکز صرف معيار بر حجم معاملات سهام، با فرض کاهش تدريجي نقدشوندگي بازار ، نسبت فروش به احتمال فراوان افزايش خواهد يافت در حالي که مي بايست براي انعکاس افت نقدشوندگي بازار کاهش يابد . با اين وجود نسبت گردش از مزيت سادگي در محاسبه برخوردار بوده و هر کس مي تواند به راحتي قادر به درک آن باشد . نسبت گردش با معيار تفاوت قيمتهاي پيشنهادي خريد و فروش رابطه اي معکوس دارد . زيرا هر چه معيار ثانوي بزرگتر باشد ، الزاماً مي بايست منجر به کاهش فراواني يا تعداد دفعات تکرار معاملات سهام در بازار شود (جاستين و همکاران، 2007،258) 219.
3- معيار نسبت حجم معاملات به تغيير پذيري:
معيار نسبت حجم معاملات به تغييرپذيري220 عموماً کمتر در بازار مورد استفاده قرار مي گيرد. برا ي محاسبه اين معيار نسبت فروش بر انحراف معيار بازدهي بازار سهام تقسيم مي شود. بازارهايي که نقدشوندگي بالاتري برخوردار هستند مي بايست اين توانايي را داشته باشند که حجم بالاي معاملات را بدون مواجه شدن با نوسانات عمده در قيمت، اداره کنند. با توجه به توضيحاتي که د ر رابطه با معيارعدم نقدشوندگي آميهود گفته شد مي توان نتيجه گرفت که مقدار بالا تر اين معيار با نقدشوندگي بالاتر بازار و مقدار پايين تر آن با نقدشوندگي کمتر بازار مرتبط است. در بازارهاي نوظهور221 که بازار از ثبات کمتري برخوردار است اين معيار در پيش بيني ارتباط موجود بين نقدشوندگي و بازدهي سرمايه ، کاربرد بيشتري دارد (گويانگ ،2003،159) 222.
4- معيار عدم تکرار معاملات :
معيار عدم تکرار معاملات223 از تقسيم تعداد روزهايي که سهام i در ماه t در بازار معامله نمي شود بر کل تعداد روزهايي که در ماه t امکان معامله سهام i وجود دارد ، بدست مي آيد براي مثال اگر اين معيار مقداري برابر با دو داشته باشد بدين معني است که سهام i دو روز در بازار معامله نمي شود .
اين معيار با نقدشوندگي بازار رابطه اي معکوس دارد و بيشتر براي شرکتهاي کوچکي در بازار از ارزش و اعتبار چندان بالايي برخوردار نيستند به کار مي رود . سهام شرکتهاي بزرگ و معتبر معمولاً همه روزه در بازار سهام معامله مي شود .
5- معيار لات :
مدل لات224 که توسط لسموند225 ، آگدن226 و ترسينکا227 ارائه شد بازده حقيقي سهم i در دوره t را از طريق رابطه 2- 8 تخمين مي زند (گوينکو ،2009 ،58) 228
(2-8) R_it=?_j R_mt+?_(i,t)

در رابطه بالا?j حساسيت سهم j نسبت به بازده بازار( Rmt) در روز t و?jt اطلاعات خاص بازار در روز t با ميانگين صفر و واريانس2j? مي باشد . اگر 0 ? ?1j را به عنوان هزينه معاملات فروش و 0 ? ?2J را به عنوان هزينه معاملات خريد در نظر بگيريم آنگاه بازده سهم j از طريق روابط زير بدست مي آيد :
زماني که
زماني که
زماني که
سپس معيار نقدشوندگي اين مدل برابر است با تفاوت بين درصد هزينه خريد و فروش که از طريق رابطه 2-9

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد بازار سهام، عرضه و تقاضا، ساختار بازار، بازده مورد انتظار Next Entries منابع پایان نامه درمورد توسعه بازار، ساختار بازار، عرضه و تقاضا، بازده مورد انتظار