منابع پایان نامه درمورد امام زمان، اجرای عدالت، عدالت اجتماعی، عدل و انصاف

دانلود پایان نامه ارشد

و شکوفا در جريان خواهد بود که ابعاد ديگر را تحت تاثطر خود قرار خواهد داد.
3-4- عدالت سياسي مهدوی
مقدمه
عدالت، اساسي‌ترين، استوارترين، بنيادي‌ترين و شامل‌ترين عنوان در مباني سياسي امام مهدي  است؛ روزي موعود عدالت گستر خواهد آمد و سراسر گيتي را از عدل و داد پرخواهد کرد. مسلمانان به اتفاق، در اين باره به روايت معروفي از پيامبر اسلام استناد مي کنند.
«يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛ زمين را پر از قسط و عدل مي سازد; همان طوري که از جور و ستم پر شده باشد.»262
بي گمان پيغمبران و اولياء الهي در پي صورت دادن به حکومت و نظام سياسي بوده اند، تا از طريق تشکيل حکومت، عدالت را در عالم جريان دهند، و روح دادگري را در زندگي انسان ها زنده کنند. فرمانروايي صالحان بدون استقرار عدل و انصاف معنايي ندارد. نبودن ظلم از نشانه ها يا ارکان حکومت نيک مردان به شمار مي رود. اميرمومنان علي پذيرش خلافت و زعامت خود را به عملي کردن عدالت در جامعه مستند مي کند. ايشان در خطبه شقشقيه مي فرمايند:
«اگر خداوند از علماء پيمان نگرفته بود كه بر پرخوري و شكم پرستي ظالمان، و بر گرسنگي مظلومان، موافقت ننموده و آرام نگيرند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهايش مي‏ساختم.»263
بي ترديد پيگيري انبياء و اولياء در جريان دادن عدالت در جامعه سبب شد روزگاري از تاريخ حکومت عدالت برقرار باشد، اما با مخالفت و سنگ اندازيي سرکشان، فتنه جويان و دنيا طلبان دوامي پيدا نکند.
اما اراده خدا بر اين تعلق گرفته که اداره جهان سرانجام به دست کساني بيفتد که  از ناحيه جباران و ظالمان در فشار و سختي بسر مي برند.
«وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْض‏ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِين‏؛ ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم.»264
حضرت علي در تفسير آيه شريفه فوق مي فرمايد: «اين گروه آل محمد  هستند، خداوند مهدي  آنها را بعد از زحمت و فشاري كه بر آنان وارد مي شود بر مي انگيزد و به آنها عزت مي دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مي كند.»265
و در حديثي ديگري فرموده اند: «دنيا به سوي ما بازگردد و مهرباني كند، همچون شتري بدخو و گازگير كه به بچه‏اش باز مي‏گردد.»266 و به دنبال اين سخن آيه مبارک فوق را تلاوت کردند.
با توجه به تطبيق «مستضعفين» بر اهل بيت در روايت اول و بازگشت دنيا به سوي آنها در روايت دوم، مي توان نتيجه گرفت که منظور از امامت در آيه شريفه خلافت و زعامت ظاهري است. خصوصاً اينکه عزت و شوکت و خواري دشمنان از ويژگي هاي فرمانروايان قادر و تواناست.
سوالي که در اينجا ممکن است مطرح شود اين است که «أئمه» ذکر شده در آيه شريفه جمع است و شامل جميع آنها مي شود به ويژه اينکه حضرت علي  «مستضعفين» را بر گروه آل محمد  تطبيق داده اند. پس چگونه مي شود وعده داده شده را حمل بر حکومت حضرت مهدي  کرد؟
پاسخ اين است که تا قبل از ظهور حضرت مهدي  حکومتي که جمعي از اهل بيت زمام دار آن باشند بر پا نشده است، پس شروع اين حکومت با قيام امام زمان  می باشد، و استمرار آن با اهلبيت عليهم السلام ديگر است، پس از آن که رجعت کنند.
علامه مجلسي با ذکر روايت دوم و احاديث ديگر از اين قبيل در ذيل بابي بنام «الآيات المؤلة بقيام القائم» آيه شريفه را حمل بر قيام حضرت قائم  مي کند.267 در نتيجه امام زمان  با برپايي حکومت وارث زمين مي شود268 و آن را از عدل داد پر مي کند در حالي که قبل آن آکنده از ستم و جور شده است.269
در اين گفتار سعي شده پژوهشي پيرامون عدالت سياسي مهدوي  انجام گيرد، از اين روي در صدد بر آمديم تا عدالت سياسي را تبيين، اهميت آن را روشن و در آخر تصويري از عدالت سياسي مهدوي ترسيم کنيم.
3-4-1- تعريف عدالت سياسي مهدوي
در تبيين عدالت سياسی مهدوی، ابتدا لازم است پژوهشي پيرامون مفهوم سياست داشته باشيم، بعد از آن به پي جوئي عدالت سياسي بپردازيم و در آخر عدالت سياسي مهدوي را بکاويم.
3-4-1-1- مفهوم سياست
سياست مفهومي است که در معاني متعدد به کار رفته است از جمله: «نگاه داشتن، پاس داشتن ملک، حکم راندن بر رعيت،270 حکومت، داوري،271 درايت.»272 فرهنگ لغت عميد واژه سياست را به «اداره امور دخلي و خارجي کشور»273 معنا کرده است.
سياست در اصطلاح نيز معاني متفاوتي دارد که اختلاف معناها به اختلاف مباني، و کاربرد آن در حوزه هاي مختلف بر مي گردد. بطور مثال بعضي سياست را دانشي مي دانند که از شهر (مدينه در عُرف فيلسوفان دوران اسلامي مانند فارابی) و مناسبات شهروندی (مدنی) بحث مي‌کند.274 يا «سياست فعاليتی اجتماعی است که با تضمين نظم در نبردهايي که از گوناگوني و ناهم گراييِ عقيده ها و منافع ناشي مي شود، مي خواهد به ياري زور- که اغلب بر حقوق متکي است – امنيت بيروني و تفاهم درونيِ واحد سياسي ويژه اي را تأمين کند.»275
نظريه‌پردازان و سياستمداران اسلامي، عموماً سياست را به معناي «تمشيت امور» چه در امر دولت و چه غير دولت آورده اند، چرا که سياست در هر امري روان است. و تمشيت امور نيز در فرهنگ معين «روان كردن، راه انداختن و سامان دادن نيز آمده است»276 که مستلزم مصحلت انديشي، دورانديشي و اداره ي امور مي‌باشد.277
امام خميني (ره) در تعريف سياست مي گويند: «سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه و تمامي ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را به طرف چيزي كه صلاحشان هست هدايت كند.»278
طبق اين نظريه سياست هم شامل مديريت جامعه و افراد در اموري همچون تربيت، اخلاق و… مي شود هم شامل مديرت امور حکومتي و دولتي مي شود. پس ما مي توانيم سياست مهدوي را به معناي عام آن در نظر بگيريم، اما با توجه به موضوع بحث، اگر نگوييم بررسي عدالت سياسي مختص به امور حکومتي و دولتي است. ولي اذعان داريم بررسي عدالتِ بُعد حکومت اهميتي بيشتري دارد. با توجه به اينکه با رهبری حکومت مي توان اموري چون تربيت و اخلاق را نيز مديريت کرد و تحقق عدالت را امکان پذيرتر نمود. اما عکس آن لازم نيست. پس سياست به معناي اداره همه جانبه جامعه و افراد با عدالت مهدوي  که از نظر دامنه و ژرفا گسترده است، نزديکي بيشتري دارد.
3-4-1-2- عدالت سياسي
اکنون که مفهوم سياست هويدا شد سوال اين است که عدالت سياسي چيست؟ در واکنش به اين سوال ابتدا بايد گفت گروهي از نظريه پردازان قلمرو سياست، عدالت را به گونه اي تعريف کرده اند که ناظر به بُعد سياسي آن باشد، بعنوان نمونه عدالت را به معناي: «تعادل در… مدينه و سپردن راهبري … و مدينه به خرد و خردمندان،279 تأمين مصلحت عمومي به بهترين صورت ممکن و اصلي ترين مبناي تأمين عمران و امنيت»،280 تعريف کرده اند. و عده اي ديگر از پژوهش گران گفته اند: «منظور از عدالت سياسي آن است که امور کشور به گونه اي شايسته اداره شود تا مردم در فضايي عادلانه به زندگي خود ادامه دهند. برخورداري از برابري، آزادي، امنيت و آسايش به عنوان حقوق طبيعي افراد جامعه، بي‌ترديد تأمين‌کننده اين فضاي عادلانه خواهد بود.»281
«جان راولز» به عنوان يکي از شاخص ترين فلاسفة سياسي قرن بيستم معتقد است که عدالت، افزون بر آنکه متضمن مفهوم برابري سياسي است، رعايت انصاف در تصميم گيري هاي مربوط به روابط اجتماعي و در ‌نتيجه عدالت اجتماعي حاصل از اين تصميم گيري ها را نيز شامل ‌مي شود.282
در جمع بندي مفهوم شناسيِ عدالت سياسي مي توان گفت بازگشت تفاوت تعريف ها بخاطر توجه تعريف کننده ها به جنبه خاصی از تعريف می باشد. بعوان مثال در تعريف به «سپردن راهبری مدينه به خرد و خردمندان» تمرکز تعريف کننده بر روی رهبر و حکمران است که اجرای عدالت سياسی محتاج حکمرانی خردمند است و در تعريف به «تأمين عمران و امنيت» به ثمره اجراي عدالت سياسی توجه شده است. نکته ديگر اينکه معيار توصيف سياست به عدالت در بعضي از تعاريف، شرطيت عدالت براي حکومت و زعامت است و در بعضي ديگر شاخص توصيف حکومتي به عدالت اين است که غرض و مقصود از حکومت اجراي عدالت است. اگر خواسته باشيم با توجه به احاديث و روايات نکته مذبور را آشکارتر کنيم، مي گوييم: حضرت علي  با بيانِ روايت، «الملك يبقي بالعدل مع الكفر و لا يبقي الجور مع الإيمان؛ حکومت کفر با عدالت باقي مي ماند ولي حکومت ايمان با ظلم بقايي ندارد.»283 در صدد بيان شرطيت عدالت براي بقا ملک و حکومت هستند و به هدف و مقصود زمام دار و فرمانروا کاري ندارند که به چه دليلي مي خواهد بر مردم حکومت کند؟ فقط استمرار حکومتش را مشروط به عدالت مي دانند. اما با بيان روايت «اگر خداوند از علماء پيمان نگرفته بود كه بر پرخوري و شكم پرستي ظالمان، و بر گرسنگي مظلومان، موافقت ننموده و آرام نگيرند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهايش مي‏ساختم.»284 در صدد بيان اين هستند که غرض از حکومت کردن، اجراي عدالت است.
نکته جالب اينکه «جان راولز» هر دو معيار در توصيف سياست به عدالت را در تعريف خود گنجانده است. زيرا همانطور که قبلا اشاره شد او در تعريف خود از عدالت سياسی هم به رعايت انصاف در تصميم گيری ها توجه کرده تا عدالت شرط حکومت داری باشد و هم غايت از حکومت داری را اجرای عدالت اجتماعی می داند.285
3-4-1-3- عدالت سياسي مهدوي
اولين سوالي که در اين بخش مطرح مي شود اين است که منظور از عدالت سياسي مهدوي چيست؟
در پاسخ بايد گفت کارشناسان اين حوزه تعريف هايي بيان نموده اند، بعضي مي گويند: «منظور از عدالت سياسي مهدوي، عدالتي است که آن حضرت بعد از ظهور در زمان حکومتش در مسائل اجتماعي و سياسي برقرار خواهد کرد.»286 دکتر علي رضا صدرا در اين باره چنين مي گويد: «عدالت سياسي مهدوي، عين اصلاح جهاني انسان و سازندگي انساني جهان است. ضمن دفع و رفع يا كاهش خوف و حزن، يا ريشه كن سازي آن (لا خوف عليهم و لا هم يحزنون)،287 مانع ايجاد هرگونه تنگنا و تعارض، تشتت اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي‌گردد.»288 با توجه به تعريف هاي عدالت سياسي مهدوي چنين مي توان جمع بندي کرد، هدايت اجتماع و افراد در دوره بعد از ظهور به سرپرستي امام عصر  است. در عصر ظهور دولتي عدالت محور پايگذاري مي شود و به سبب آن رفع و دفع ظلم حاصل مي شود، و زمينه گسترش عدالت در عرصه هاي مختلف فراهم مي گردد.
با توجه به موضوع آخري که در قسمت عدالت سياسي مطرح شد که آيا عدالت شرط بقا حکومت است يا هدف آن؟ اين سوال در مورد حکومت حضرت مهدي  مطرح مي شود که عدالت شرط فرمانروايي ايشان است يا غايت آن؟
جواب اين سوال واضح است، هدف اصلي امام عصر  از پي ريزي حکومت، اجراي عدالت در ابعاد گسترده فردي و اجتماعي است. ولي از آنجايي که عدالت، علت مبقيه هر حکم راني است. و استمرار و استحکام فرمانروايي به آن بستگي دارد، مي توان گفت رعايت شرط بقا هم مد نظر است.
اينک که عدالت سياسي مهدوي شناخته شد، سوالي ديگر مطرح مي شود که عدالت سياسي مهدوي چه اهميتي دارد؟ از اين رو در بخش بعدي به ضروت آن مي پردازيم.
3-4-2- ضرورت عدالت سياسي مهدوي
طبق معيار ارائه شده در توصيف حکومت به سياست، مي توان ضرورت عدالت سياسي مهدوي را براساس هر يک از اين دو مورد اثبات کرد.
3-4-2-1- اثبات ضرورت بر اساس شرطيت عدالت
مشكل اصلي حکومت هاي قبل از ظهور عدالت، خدا باوري يا انکار خدا نيست، آنچه دولتها را دچار بيماري و كاهش و فرسايش مي‏گرداند و قدرت و توانايي ادامه حيات را از آنها مي گيرد، ظلم است.289 بيدادگران ظالم به خاطر ستمي که به مردم روا داشته اند يکي يکي دستاورد هاي خود را به باد فنا داده290 و پايگاه هاي مردمي را از دست مي دهند. از اين روي سبب استمرار حکومت مهدوي در دوران ظهور دفع ظلم و رعايت عدالت است.
3-4-2-2- اثبات ضرورت بر اساس غايت
توسعه عدالت در ابعاد فرهنگي، اقتصادي، قضايي، امنيتي و…

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد آخرالزمان، امام صادق، عدالت اجتماعی، زنان خانه دار Next Entries منابع پایان نامه درمورد سازمان ملل، اقتصاد اسلامی، عدالت اقتصادی، علم اقتصاد