منابع پایان نامه درمورد ادب فارسی، مضمون سازی، شعر فارسی، ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

اسیر
(ص254-بیت11)
– چو باز او شکرد صید او چه شیر وچه گرگ چو اسب او گذرد راه او چه بحر وچه بر
(ص210-بیت13)
– از شیر فلک روی مگردان که حوادث بر خصم تو آمیخته چون یوز وپنیر ست
(ص73-بیت5)
شیر: نماد سلطنت، نيروي خورشيد و نور است. شير با يالش در واقع همان خورشيد است. شير در ايران
مظهر مهر و خورشيد است و با مرگ هم بي ارتباط نيست اما اغلب نیز نماد دفینه و گنج بوده و درسر در
ورودی کاخ ها موجود بوده و این اعتقاد مابین مردمان باستان بوده است که شیر از اموال و گنج های آنان
محافظت می کند زیرا گنج آوری و قدرت و شجاعت شیر سر آمد است

شاهین
– اقبال تو شاهین وکبوتر ایام سیمرغ نظیر خسرو طوطی نام
(ص1006-بیت6)
– امرا وبا عناد کردن طبع کبک پرور بر آورد شاهین
(ص378-بیت1)
– عدل او دست اگر دراز کند دست یابد تذرو بر شاهین
(ص386-بیت1)
– عدل تو باحداث عشق بازی بس تیهو وشاهین بهم برگرفته
(ص437-بیت7)
– حسن روی تو نماینده تر از طاووس چنگ عشق تو رباینده تر از شاهین
(ص390-بیت3)
– قهر شاهین انتقامت اخگر دل در برش چون در امعاء شتر مرغ از اسف بگداخته
(ص430-بیت6)
– تا نباشد همچو عنقا خاصه درعزلت غراب تا نباشد همچو شاهین خاصه در قدرت کرک
(ص278-بیت9)
– خسرو صاحبقران طوطی که از انصاف تو باز را تیهو هواخواهست و شاهین را حمام
(ص320-بیت14)

شاهین: مظهر و نشانه ی غافلگیری و حمله کردن

شتر مرغ

– زآنکه مانند شتر مرغ ندارد مخلب زآنکه ماننده خفاش ندارد منقار
(ص156-بیت9)
– انتقام تو نه آناخگر اختر سوزست که در امعای شتر مرغ پذیرد تحلیل
(ص299-بیت15)
شتر مرغ: مظهر و نشانه ی از مسئولیت شانه خالی کردن

شغال
– که شیر رایت قهرت چو کام بگشاید فرو شوند هزبران بگوشها چو شگال
(ص281-بیت15)
– سپهر قدری کاندر زمین قدرت او شکال شیر شکارست وپشه پیل افکن
(ص369-بیت14)

در شعر فارسی شغال اغلب در برابر شیر قرار داده شده تا ضعف وزبونی اش ، قدرت وشجاعت شیر را بیشتر به رخ بکشد. شغال ها قدرت شنوایی بالایی دارند. شغال نماد ترسویی وبزدلی است.

شب پره

– می بینم ازین مرتبه خورشید فلک چون شب پره در سایه خورشید تو خزیده
(ص442-بیت9)

شب پره :نماد شب زی بودن

طاووس
– مهر تو وسینه چو من کس طاووس وسرای روستایی
(ص498-بیت5)
– بوی کافور وعود ومشک آورد رنگ طاووس وکبک وزاغ آمیخت
(ص524-بیت13)
– حسن روی تو نماینده تر از طاووس چنگ عشق تو رباینده تر از شاهین
(ص390-بیت3)
– شوم چو هیات کبک دری سراسر زیب شوم چو پیکر طاووس نر سراسر زین
(ص707-بیت9)
طاووس: مظهر و نشانه ی زیبایی و آراستگی و خود بینی و عجب

طوطی
– از نکته طوطی لب تو سیمرغ گزید پارسایی
( ص498-بیت3)
– طرفه شکریست آن لبان تو هر طوطی ازو مزید نتواند
( ص830-بیت9)
– طوطی کلک راستگوی تو کرد عقل را در مضیق ها تلقین
( ص378-بیت18)
– اقبال تو شاهین وکبوتر ایام سیمرغ نظیر خسرو طوطی نام
(ص1006-بیت6)
– ای به جایی کز تحیر وصف تو طوطی نطق مرا کردست لال
( ص288-بیت13)
– مرا که طوطی نظمم در اینچنین وحلی چو چوژه پای بگل در نباشد آخر شین
(ص707-بیت7)
– شاخ دانش مثل تو طوطی ندارد من نگویم ای چو طوطی صد هزارت
( ص40-بیت8)
– ای از آن برتر که در طی زبان آید ثنات طوطی معنی منم و نیک زبانم ابکمست
(ص77-بیت9)
– نوای بلبل و طوطی خروش عکه و سار همی کند خجل الحان های خنیا گر
(ص214-بیت1)
– چیست کلک تو یکی کاتب اسرار نگار چیست نطق تو یکی طوطی الهام سرای
(ص446-بیت12)
– خسرو صابقران طوطی که از انصاف تو باز را تیهو هواخواهست و شاهین را حمام
(ص320-بیت14)
– سپهداری که درقهر بداندیشان شه طوطی سپاهش را مظفر منهی واز نصرت یزک دارد
( ص594-بیت1)
طوطی: مظهر و نشانه ی تقلید کورکورانه

طوقی

– اعدای تو را زه گریبان طوقی است بسان مار ارقم
(ص342-بیت8)

طوقی نماد: دو رنگ سیاه وسفید

عقاب
– آلوده هژبر را برائن اندوده عقاب را مخا لب
( ص34-بیت16)
– هلاک گشت عقاب امل ز گرسنگی مگر نماند به برج شرف کبوتر جود
( ص146-بیت12)
– در پناه سده جاه رعیت پرورش بر عقاب آسمان فرمان دهد کبک دری
(ص470-بیت10)
– ای بر عقاب کرده تقدم ثواب را وی بر خطا گزیده طریق صواب را
(ص516-بیت2)
– دوربین چون کرکس و خصم افکنی همچون عقاب باز هنگام هنر گردن چو باز افراخته
(ص430-بیت2)

عقاب: مظهر و نشانه ی بلند نظری و تیز پروازی
در ادب فارسی عقاب کاربرد های کنایی هم پیدا کرده است.عقاب افکن ، عقاب آهنین منقار،عقاب
حادثه زورمندی،تیزپر بودن و بلند پروازی عقاب انگیزه شاعران پارسی گوی برای مضمون سازی و
خیال پردازی درباره این پرنده بوده است.

عقرب
– تا بود زهروی را گل تا بود تیر عقربی را خار
( ص186-بیت19)
– در اثر بهر مراعات و لیش خار عقرب چو گل میزان است
(ص80-بیت15)
– در کنار بارگاهش در صف حجاب بار والی عقرب کمربربسته چون زنبور باد
(ص101-بیت1)
– گر ثور چو عقرب نشدی ناقص و بی چشم در قبضه شمشیر نشاندی دبران را
(ص10-بیت)

عقرب: مظهر و نشانه ی مرگ و نیستی

غراب

– ای چو سیمرغ جفت استغنا بیش از این باش با غراب البین
(ص381-بیت10)
– سرایت همه جائی بشکر بلبل وار وگرنه نایب کش بادم از غراب البین
(ص707-بیت11)
– تا نباشد همچو عنقا خاصه درعزلت غراب تا نباشد همچو شاهین خاصه در قدرت کرک
(ص278-بیت9)
در ادب فارسی غراب گاهی به معنی مرموز بودن وگاهی به معنی ساده لوحی وزود باوری است.

عنعق

– نه در کنام چرد بی امان تو آهو نه در هوای پرد بی رضای تو عنعق
(ص273-بیت13)

عنعق:نماد ریز نقشی وظرافت

کرکس

– نجوم کرکس واقع به جدی در گفتی که پیش یک صنمستی بسجده درد وشمن
(ص369-بیت9)

– دوربین چون کرکس وخصم افکنی همچون عقاب
باز هنگام هنر گردن چو باز افراخته
(ص430-بیت2)

کرکس: مظهر و نشانه ی لاشخوری و مردار خواری

کبوتر
– شعرم به همه جهان رسیدست مانند کبوتران مرعش
(ص660-بیت5)
– بنهاد به پیش انوری را گنجشک وکبوتر وکلانه
(ص723-بیت5)
– اقبال تو شاهین وکبوتر ایام سیمرغ نظیر خسرو طوطی نام
(ص1006-بیت6)
– ندارد عقل بی عونش هدایت نگیرد باز بی سعیش کبوتر
(ص225-بیت14)

کبوتر: مظهر و نشانه ی صلح و دوستی و آزادی خانواده کبوتر ها به دو گروه کبوتر ها و قمری ها تقسیم می شوند.کبوتر ها مناطق دور از شهر را ترجیح می دهند.از ویژگی جهت یابی کبوتر ها می توان در ساخت دستگاههای موقعیت یاب جغرافیایی استفاده کرد.

کبک
– خداوندا به فر دولت نو اگر کبک ضعیفم باز گردم
( ص682-بیت9)
– وز بهر کباب کرده بر سیخ کبک وبط وتیهو وسمانه
( ص722-بیت15)
– گره ابروی سیاست تو آشتی داده کبک را با باز
(ص860-بیت3)
– گرگ تو پیل کشته بر تارک باز تو کبک خسته در منقار
(ص182-بیت9)
– امرا با عناد کردن طبع کبک پرور بر آورد شاهین
( ص371-بیت1)
– ای زمان تو بی تناسخ نفس کبک را داده در هنر بازی
(ص477-بیت17)
– ای زیر همای همتت چرخ مدام کبک از نظرت گرفته با باز آرام
(ص1006-بیت5)
– باز وکبکت بی تحرک در شتاب پیل وگرگت بی عداوت در نبرد
(ص129-بیت9)
– در پناه سده جاه رعیت پرورش بر عقاب آسمان فرمان دهد کبک دری
(ص470-بیت10)
– هست استیلا عدلش بکمالی که کنون باز را کبک همی طعنه زند در کهسار
(ص156-بیت8)
– شوم چو هیات کبک دری سراسر زیب شوم چو پیکر طاووس نر سراسر زین
(ص707-بیت9)
– نزد زیب از کبک و تیهو برده پس بی اختیار مانده اندر ششدر حبس قفس ناباخته
( ص430-بیت9)
کبک : مظهر و نشانه ی سادگی و زلالی و خوش خیالی و بی خبری از اطراف خود وکبک سمبل حماقت در پنهان کاری است .

گربه
– به بیوسی چو گربه چند کنم زان که چون سگ ز بد نپرهیزد
(ص603-بیت6)
– ز چاپلوسی این گربه هیچ باقی نیست ولیک من نه حریفان خواب خرگوشم
(ص690-بیت2)
– طمع کی گربه در انبان فروشد که بخل امروز با سگ در جوال است
(ص75-بیت7)
– مجلس بدوش گربه شکاران چرا شوی چون نسبتت به خدمت شیر عرین کند
(ص145-بیت10)
– چون بوزنه سخره و چو کفتار زبون چون گربه دهن دریده و چون سگ دون
(ص1021-بیت10)
– شد آنکه دشمن تو داشت گربه در انبان کنون گه است که با سگ درون شود به جوال
(ص 282-بیت2)
گربه: مظهر و نشانه ی تیزی ودقیقی

در ادب فارسی به گربه اشاره های فراوانی شده است و ضرب المثل های زیادی با نام این حیوان آورده شده
مانند گربه را دم حجله میکشند – در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته

گاو
– آنچنان شد که بر فلک بمثل شیر با گاو اگر بر آویزد
(ص603-بیت 8)
– شیر و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد ادب فارسی، مثنوی مولوی، ادبیات فارسی، زبان فارسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد ادب فارسی، ادبیات فارسی، ظاهر و باطن، عدل و داد