منابع پایان نامه درمورد ادب فارسی، ادبیات فارسی، ظاهر و باطن، عدل و داد

دانلود پایان نامه ارشد

گاو تو بی نزاع و غضب ابدالدهر مانده در پیکار
(ص182-بیت 10)
– ز مار مهره تو آری ز ابر مروارید ز گاو عنبرسارا ز یاسمین زنبق
( ص273-بیت14)
– گاو در خرمن من هست مرا می شاید ریش گاوی بود آبستنی از کون خران
( ص700-بیت10)
– آگاه نه از منزل امید و هراس سر گشته و چشم بسته چو گاو خراس
(ص999-بیت8)

گاو: مظهر و نشانه ی کودنی است.

گرگ

– کشتگان را ز گرگ بستاند دیت اندر حمایتش اغنام
(ص313-بیت1)
– گرگ و خراز این لئیمان اند همه دوزنده و درنده خویش
(ص662-بیت8)
– لطفت ار پای در نهد به میان گرگ را آشتی دهد با میش
(ص268-بیت8)
– امنش از خیمه زند بر صحرا گرگ را صلح دهد با اغنام
(ص307-بیت8)
– گرگ تو پیل کشته بر تارک باز تو کبک خسته در منقار
(ص182-بیت9)
– باست ار بانگ بر زمانه زند گرگ را سیرت شبان باشد
( ص136-بیت12)
– شیر با باس تو بی چنگال است گرگ با عدل تو بی دندان است
(ص81-بیت9)
– یک چند بی شبانی حزم تو بوده ام گرگ ستم سمین ، بره عافیت نزار
(ص180-بیت4)
– گرگ از نهیب عدل تو اندر دیار تو از بیم میش بدرقه گیرد سگ شبان
(ص363-بیت15)

– گرگ با میش تعدی نکند در پرواز تیهو از باز تحاشی نکند در پرواز
(ص256-بیت7)
– نشکفت اگر به قوت فتویش بعد از این با گرگ میش کشته لجاج دیت کند
(ص620-بیت12)
– آن نه شیر است کنون روباه است وین نه گرگ است کنون چوپان است
(ص81-بیت10)
– جهان ز عدل تو یا رب چه خاصیت دارد که شیر محتسب است اندرو گرگ شبان
(ص357-بیت9)
– چو باز او شکرد صید او چه شیر و چه گرگ چو اسب او گذرد راه او چه بحر و چه بر
( ص210-بیت13)
– ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حزون چون خرس کریه شخص و چون خوک نگون
(ص1021-بیت9)
– اندر رمه خدای گرگ آمد گرگ هیهات اگر توشان شبانی نکنی
(ص1039-بیت8)
– بانفاذت زگرگ بستاند دیت کشتگان خود اغنام
(ص317-بیت18)

گرگ  سَمبُل درنده خویی
در ادبیات فارسی گرگ نماد ستم و غارت و درندگی است و در بسیاری موارد رفتارش تمثیلی از کار و
کردار ستمگران است و در ادب فارسی هر جا سخن از آشتی میان گرگ و میش است کنایه از برقراری
عدل و داد است.گرگ در باور کهن نماد زمین،پلیدی ، بلعیدن و درندگی ، نیرنگ و دلیری است.همچنین
نماد زمستان ، وحشت ، فقر ،قحطی و گرسنگی بشمار رفته است.

گنجشک
– بنهاد به پیش انوری را گنجشک و کبوتر کلانه
( ص 723-بیت5)

در باور کهن : گنجشک نماد صداقت ،ناچیزی و فروتنی بود .درچین پیشگوئی کننده خوشبختی ،در ژاپن نمایانگر وقار
و سپاسگزاری ودر روم باستان پرنده ای مقدس بود.

گوزن

– پلنگ هیات و قشقاو دم گوزن سرین عقاب طلعت عنقا شکوه طوطی پر
(ص216-بیت6)

گوزن مظهر و نشانه صفا و مظلومیت و یکرنگی است.

گوساله

– آنکه پیش کلک و نطقش آن دو سحر آنگه حلال
صد چون من هستند چون گوساله پیش سامری
( ص470-بیت13)

گوساله: مظهر و نشانه ی کودنی

موش

– در پنجه موش خانه من زینست که ناخن پلنگست
( ص74-بیت4)
– که به سوراخ غور کین تو در بمثل موش ماده شیر نر است
( ص62-بیت8)

موش: مظهر و نشانه ی خسیسی و موذی گری
در شعر فارسی خصلت ها و صفت های ناپسندی مانند خلق بد و دزدی به موش نسبت داده شده است.

ماهی

– جوشن کینه بر کشد ماهی کمر حیله بکسلد زنبور
(ص236-بیت7)
– گفتم آب ار بجوی باز آید ماهی مرده را چه سود کند
(ص622-بیت12)
– هین که بر کرده مرغ و ماهی را شغب از خوابگاه و خلوتگاه
( ص423-بیت 11)
– در عرض سپاه تو مرغ و ماهی یکسر همه حکم حشم گرفته
(ص438-بیت10)
– وان که عونش بر تن ماهی و بر فرق خروس پیرهن را جوشنی داده کله را مغفری
( ص473-بیت4)

ماهی: سمبل شادی و مظهر و نشانه ی زندگی و پویایی
در ادب فارسی ماهی جلوه های گوناگون دارد و گاه نشان نرمی و لطافت است.گاه ماهی نماد پایین ترین چیز ها در مقابل بلند ترین آنهاست.

مار
– همچو ضحاک ناگهان پیچم مار های هجات برگردن
(ص704-بیت9)
– ز خشم غالب و از حرص با برگ همین دارند هر ماری و موری
(ص742-بیت5)
– بر مه از عنبر عذار آورده ای بر پرند از مشک مار آورده ای
(ص910-بیت5)
– مارگیری را مار ز سر سله بجست گفت هل تا برود هر که بگیرد او را
( ص518-بیت6)
– به پات اندر خار و به دستت اندر مار به ریشت اندر هار و بسبلت اندر تیز
( ص656-بیت9)
– گهی به گنجی اندر بمانده چون مورم گهی بغاری اندر خزیده چون مارم
(ص685-بیت2)
– پیش او مار و مرغ در صف جنگ تحفه و هدیه از برای نثار
( ص193-بیت18)
– ز مار مهره تو آری ز ابر مروارید ز گاو عنبر سارا ز یاسمین زنبق
( ص273-بیت14)
– تا تار شب و روز چنان نیست کزیشان سهم رسن پیسه خورد مار گزیده
( ص443-بیت2)
– گر حسودت بسی است عاجز نیست اژدها از جواب مار افسای
(ص450-بیت16)
– چون مور هر که با کمر طاعت تو نیست بیرون کشد قضای بد از پوستین چو مار
(ص161-بیت13)
مار در ادبیات فارسی نماد بدی ، بلا و فریب است.مار را نماد مرگ ، ویرانی،بدبختی ، بدجنسی،حسادت و حیله گری دانسته اند.از آنجایی که این جانور پوست اندازی میکند آنرا نماد زندگی ، رستاخیز و نوزایی نیز میدانستند.

میش
– لطفت ار پای در نهد به میان گرگ را آشتی دهد با میش
(ص268-بیت8)
– باز بی پاس دولتت کبک است گرگ بی داغ طاعتت میش است
(ص550-بیت12)
– نشکفت اگر بقوت فتویش بعد از این با گرگ میش کشته لجاج دیت کند
(ص620-بیت12)
– گرگ با میش تعدی نکند در پرواز تیهو از باز تحاشی نکند در پرواز
(ص256-بیت7)
– گرگ از نهیب عدل تو اندر دیار تو از بیم میش بدرقه گیرد سگ شبان
(ص363-بیت15)

میش : نماد متانت ووقار

مرغ
– از چنین صید برمکش دندان مرغ چربست وآشیانی پست
(ص559-بیت8)
– در عرض سپاه تو مرغ و ماهی یکسر همه حکم حشم گرفته
(ص438-بیت10)
– موج در جوی تو فلک سرعت مرغ بر بام تو ملک هنجار
(ص183-بیت2)
– باغ میمونت را نشسته مدام همچو مرغان فرشته بر دیوار
( ص183-بیت13)
– پیش او مار و مرغ در صف جنگ تحفه و هدیه از برای نثار
(ص193-بیت18)
– هین که بر کرد مرغ و ماهی را شغب از خوابگاه و خلوتگاه
( ص423بیت11)
– در آمد مرغکی وانگه به مقدار ربود از فرق هر بدری هلالی
(ص747-بیت3)
– شاهان همی روند ز عصان او نگون مرغان همی پرند در ایام او ستان
( ص363-بیت13)
– نرگس مست تو هشیار ترین مرغی را سینه چون نار کند چهره چو نارنج کند
( ص833-بیت9)
– بر گلبن امل چو تو یک شاخ ناشکفته در بیشه ازل چو تو یک مرغ ناپریده
(ص907-بیت13)
– مائیم و صراحی و شراب روشن مرغی دو و نان چند وزیشان رو سه تن
(ص1021-بیت5)
– گه درنگ از او طیره خورد پای خیال گه شتاب درو خیره مانده مرغ پیر
(ص212-بیت1)
– ثنا قبول به همت کنند اهل ثنا بلی که مرد به همت پرد چو مرغ به بال
(ص286-بیت5)
– این در جوار خاک شتابان و تیزرو چون مرغ زخم یافته در حالت وجل
(ص293-بیت14)
– مرغ در سایه امن تو پرد گرد هوا وحش از نعمت فیض تو چرد گرد کنام
( ص324-بیت10)
– گردان بنات نعش چو مرغی که سرنگون یکسر به جوی آبخور آید ز آشیان
(ص362-بیت13)
– عزم دارم کان به روزی چند بنویسم که نیست شعر او مرغی که آسان اندرون افتد بدام
(ص677-بیت9)

مرغ مظهر و نماد آرامش و سودرسانی است.

مور
از سلیمان و مور و پای ملخ یاد کن هر چه این گدای آرد
(ص591-بیت5)
– از بیم سپاهش سپاه خصم چون مور نهان گشته در زمین
(ص374-بیت59)
– جنبان شده بینی بسوی حضرت چون مورچه کاندر قطار باشد
(ص134-بیت2)
– ز خشم غالب و از حرص با برگ همین دارند هر ماری و موری
(ص742-بیت5)
– موری که به چاه شست بازی گذرد بی تو شب من بدان درازی گذرد
(ص974-بیت19)
– گهی به گنجی اندر بمانده چو مورم گهی به غاری اندر خزیده چون مارم
(ص685-بیت2)
– چون مور هر که با کمر طاعت تو نیست بیرون کشد قضای بد از پوستین چو مار
(ص161-بیت13)

مورچه: مظهر و نشانه ی رنج و زحمت و بی آزاری

ملخ

– پای ملخی بیش نی بقدر در همت او ملک آن این
(ص374-بیت6)
– از سلیمان و مور و پای ملخ یاد کن هر چه این گدای آرد
(ص591-بیت5)
– ظاهر و باطن ایشان همه پای ملخ است چه شود کز سر پای ملخی درگذری
( ص468-بیت12)

ملخ : مظهر و نشانه ی آفت زدگی

مگس

– چه کنم عسکری که نیشکرش بی خروش مگس نمی آید
( ص850-بیت5)
– تو بر زمانه نه آن پر گشاده سیمرغی که خوابگاه مگس شاید آشیانه تو
(ص729-بیت6)
مگس: مظهر و نشانه ی مزاحمت و آزار و عیب جویی و آلودگی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد ادب فارسی، مضمون سازی، شعر فارسی، ضرب المثل Next Entries منبع تحقیق درباره بازاریابی، تحلیل عامل، تحلیل عاملی، تحلیل عاملی تاییدی