منابع پایان نامه درمورد ادبیات عرب، شعر فارسی، ادب فارسی، آثار ادبی

دانلود پایان نامه ارشد

تو دانی حیدث اسب نیاید برون ز گوش سیاهی
( ص 758 – بیت 5)
– اسب فلک جواد عنان تو شد چنانک ماه و مجره اسب تو را نعل و مقودست
(ص 56 – بیت 3 )
– اسب سکندر نبود رخشش چندانک رفت در ظلمات مصاف گوهر احمر شکست
(ص 91 – بیت 9 )
– اسبی چنان که دانی زیر از میانه زیر وز کاهلی که بود نه سک سک نه راهوار
( ص 178 – بیت 4)
– اندر آن وقتی که عالم جمله اسبان داشتند مجلس شیخ الشیوخی سبز ها چون میچرید
(ص 646 – بیت 12)
– اسب اندر خشم شد الحق ندانی تا چه گفت پشت دست از غبن من آنجا بدندان می گزید
(ص 647 – بیت 3)
– ای خداوندی که از روی تفاخر بنده وار نعل اسبت اختران در گوش نه گردون کنند
( ص 625 – بیت 9)
– هم به اقبال تو می یابند سلطان جهان اسب و طوق و جامه و فرمان و القاب خطاب
ص 25 بیت 3
اسب : مظهر و نشانه ی نجابت و شجاعت و هوشیاری

استر
– استری بود سیه زیر مغرق زینی راست چون تیره شبی بسه بر او یکشبه ماه

(ص 417 – بیت 10)
– وهم نیارد شمرد آن که شه از حمل و حمل در پی اشتر سپرد در سم استر شکست
(ص 91 – بیت 8)

استر یا قاطر حیوانی است بارکش . واژه استر ریشه در زبان سانسکریت دارد که به صورت اسوتره ادا می شده است که جزء اول آن (اسو) به معنی اسب است.
استر سمبل افراد لفاظ،پرگو وپر مدعاست وکنایه از افرادی است که فقط لفاظی می کنند ومعنی آفرین نیستند.

افعی
– سر جفت کند افعی قربان و چو آن دید پر باز کند کرکس ترکش طیران را
(ص 11 – بیت 14)
– افعی پیچان نشد در صف هیجا تیز دندان تر ز رمح خصم خوارت
( ص 39 – بیت 6)
– چشم نیاز چیش کف تو چنان بود گویی که چشم افعی پیش زمرد است
(ص 56 – بیت 1)
– زمردین شمس اندر وغا بقوت جذب ز دیده مهره افعی برون کشد ز قفا
( ص 16 – بیت 9)

مار یا همان افعی ، در افسانه های مردم مغرب زمین چهره ای منفی است

اژدها
– در تن اژدهای رایتهات باد را اعتدال جان باشد
(ص 136 – بیت 18)
– گر حسودت بسیست عاجز نیست اژدها از جواب مار افسای
(ص 450 – بیت 16)

سیمای اژدها در تاریخ اساطیری ایران در نهایت سهمناکی ، زشت رویی و پلشتی است. اژدها تنها موجود
اساطیری است که در فرهنگ تمام ملل جایگاه داشته است.اژدها جانوری است که در کهن ترین سنن نماد
آب و آبادانی بوده است.اژدها یعنی مار افسانه ای بزرگ با دهان فراخ و گشاد

اشتر

– قطره ای از تحمل کشتی اشتری از تحمل کونین
( ص 710 – بیت 5)
– بیتکی چند میتراشیدم زین شتر گربه شعر ناهموار
(ص 186 – بیت 2)
– عید فرخنده و در عید برسم قربان سر بریده عدویت همچو شتر زار و نزار
( ص 190 – بیت 4)
– در حیز زمانه شتر گر بها بسیست گیتی نه یک طبیعت و گردون نه یک فن است
( ص 85 – بیت 12)
شتر: مظهر و نشانه ی استقامت و بردباری

آهوبره (غزال)
– در عهد نفاذ تو ز پستان پلنگان آهوبره در خواب ستان شیر مکیده
(ص 442 – بیت 7)
– حرم کعبه ملکش چو بناکرد قضا شیر لبیک زد آهو بره احرام گرفت
( ص 96- بیت 10)
– ببین که میر معزی چه خوب می گوید حدیث هیات بینو و شکل کعب غزال
( ص 286 – بیت 9)
– این عجب نیست بسی کزاثر لاله و خوید گفتی آهوبره مینا سم و بیجاده لبست
( ص49 بیت 7)

واژه Gazelle یا غزال در ریشه عربی است که نخستین بار وارد زبان فرانسوی میانه و سپس در
نزدیکی‌های سال ۱۶۰۰ از فرانسوی وارد انگلیسی شد مردمان عرب به صورت سنّتی به شکار آهو می‌رفتند.
این جانور در ادبیات عرب نماد زیبایی زنان بوده‌است. برخی زبان شناسان بر این باورند که واژه غزل که
گونه‌ای شعر در ادبیات عاشقانه‌است بیشتر به دلیل همانندسازی زیبایی معشوق و آهو به یکدیگر، این
چنین نامگذاری شده‌است.

آهو
– چشم تو آهوئیست بس نادر که همه صید شیر نر گیرد
( ص 812 – بیت 11)
– انصاف تو در ماجرای شیران آهو بچگان را حکم گرفت
( ص 437 – بیت 11)
– وز فلک چندان که خواهی بی قیاس نفرت آهو خشم شیر هست
(ص 561 – بیت 6)
– وانکه سهمش در انتقام حسود ناف آهوکند چو کام نهنگ
(ص 670 – بیت 14)
– ز بس منهزم راه نخجیر و آهو همه راه در کوه و که در گرفته
( ص 435 – بیت 15)
– ور یک نسیم خلق تو بر بیشه بگذرد از کام شیر نامه برد آهوی تتار
( ص 180 – بیت 13)
– شیر گردون پیش شیر رایتت سخره چون آهوی دست آموز باد
( ص 106 –بیت 5)
– زنبور خزر فضله لطف تو سرشته آهوی ختن کشته خلق تو چریده
(ص 442 – بیت 6)
– نه در کنام چرد بی امان تو آهو نه در هوای پرد بی رضای تو عنعق
( ص 273 – بیت 13)
– آهو بسر سبزه مگر نافه بینداخت کز خاک چمن آب بشد عنبر و بان را
(ص 9 – بیت 12)
– مشکن اگر جان کشم پیش غمت خدمتی شیر شکاری بسی آهوی لاغر شکست
(ص 90 – بیت 7)

– از خط شیرینش اندر فکرتم کآیا مگر آهوان چین وماچین را چراگه عسکرست
(ص 542 – بیت 5)
– بیخ جور از باس تو چون بیخ مرجان آمدست شاخ دین بی عمل تو چون شاخ آهو بی بر است
( ص 540 – بیت 12)

آهو:
آهو در ادب فارسی نماد زیبایی و رعنایی است و در ادبیات عرب نماد زیبایی زنان بوده
است.آهو به داشتن چشمان زیبا ، رمندگی و تیزروی شهرت دارد.زیبایی چشم و رمندگی آهو
سبب شده که شاعران به تدریج این جانور را استعاره ای از معشوق و محبوب خود قرار
دهند.ترکیبات بسیاری در اشعار بزرگان شعر فارسی شکل گرفته از جمله : آهو چشم،آهوی
پلنگ افکن،آهوی مست

بلبل
– باز در پرده الوان بلبل مطرب بزمگه بستانست
(ص 79 – بیت 9)
– ای بلبل بوستان تجرید در شوره ستان آفرینش
(ص 266 – بیت 3)
– بلبل اندر هوای بزم وزیر صد نوای عجب زبر دارد
(ص 124 – بیت 2)
– الا تا بلبل از یک گونه گفتار دهد بر دعوی بستان گواهی
( ص 497 – بیت 9)
– جهان بستان بزمت باد وبلبل درو نوعی زاصحاب ملاهی
(ص 497 – بیت 10)
– بلبلان نیز در سماع وسرود هد هدان نیز با کلاه وقبای
(ص 451- بیت 3)
– بلبلت را نیست استعداد نطق ورنه دایم باشدی در ورد ورد
( ص 129 – بیت 8)
– بخندد خرد بر کسی کو زغفلت ببلبل چنین لحن ودستان فرستد
(ص 543- بیت 11)
– آنجا که در آید بنوا بلبل بزمت جز جغد زیارت نکند باغ ارم را
(ص7 – بیت 8)
– در باغ چمن ضامن گل گشت زبلبل آنروز که آوازه فکندند خران را
(ص9 – بیت 9)
– طوطی ای آنکه زانصاف توهر نیم شبی بلبل شکر بعیوق کشد زمزم را
(ص518-بیت 7)
– نوای بلبل وطوطی خروش عکه وسار همی کند خجل الحانهای خنیاگر
(ص214- بیت 1)
– طوطیان نظم کلام وبلبلان زیر نوا جز بیاد مجلست نا داده وننواخت
(ص430-بیت3)
– بباغ بلبل بر یاد تو بر گشاده زبان به شاخ فاخته از ذوق تو گرفته سبق
( ص273-بیت11)
– در خاطرم که بلبل بستان نعت توست اطراف باغ عمر ابد الدهر پر نواست
( ص526-بیت4)
– قمریی را ز پی بلبل خوش نغمه دوان تا بیابند وبسازند به هم بربط ونای
( ص444-بیت12)
– بلبل بنوا هیچ همی کم نزند دم زآن حال همی کم نشود سرو نوان را
(ص9-بیت11)
– بلبل شیفته مست است وگل وسرو وسمن نپسندند که او مست بود ما هشیار
( ص187-بیت11)
– گر چو سوسن ده زبان گردم چو بلبل صد لغت هم نیارم کرد تا باشم بشکر آن قیام
(ص322-بیت2)
– ارغنون پیش چکاوک نه اگر بلبل نیست ماحضر فاخته را گو که نشیدی بسرای
(ص444-بیت10)
– بلبل فصیح گشت چون بوی بهار یافت گل تازگی گرفت چو در بوستان رسید
(ص151-بیت12)
– بلبل بستان دین کز وجد مجلس های او صبح را چون گل طبیعت گشت پیراهن دری
( ص471-بیت7)

بیشترین شهرت بلبل در ادبیات مربوط به عشق آن به گل است.در آثار ادبی بلبل عاشقی است که از آتش عشق سوخته است.صفت ها و لقب های متعددی دال بر الحان خوش بلبل به کار رفته است مانند : خوش آواز،خوش آهنگ ، خوش ترانه خوش نغمه ، خوش گوی ، هزاردستان،رنگین نوا و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد انار، خیزران، صدرالزمان، ص163) Next Entries منابع پایان نامه درمورد ادب فارسی، مثنوی مولوی، ادبیات فارسی، زبان فارسی