منابع پایان نامه درباره یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، عملکرد تحصیلی، منبع کنترل

دانلود پایان نامه ارشد

غرایز کردند. داروین برای توجیه کردن رفتار سازگارانه ظاهرا از پیش برنامهریزی شده، نظریهی غریزه را مطرح کرد. در نظریههای نخستین غریزه گفته میشود که رفتارها را ساختار زیست شناختی انسان از قبل تعیین و تثبیت کرده است. اولین روانشناسی که نظریهی غریزهی انگیزش را رواج داد، ویلیام جیمز بود. جیمز همانند داروین و معاصران وی، تعداد زیادی غریزه ی جسمانی، مانند مکیدن، نیروی حرکت، و غریزهی روانی نظیر تقلید، بازی و مردم آمیزی را برای انسان قائل شد.
مک دوگال، یک نسل بعد از جیمز، نظریهی غریزهای را مطرح نمود که غرایز کاوش کردن، جنگیدن، مراقبت کردن از فرزند را ترسیم کرد (حسنزاده، 1390).
2-3-3-3- نظریهی اراده
دکارت به جنبه ی فعال انگیزش اشاره دارد. او عالیترین نیروی انگیزش را اراده میداند. مسئول اعمال اخلاقی خود میباشد. آدمی خواستههای هشیاری دارد که با استفاده از استعدادهای خود سعی میکند آن را برآورده سازد. در این نظریه، اراده را همانند تفکر و احساس یکی از نیروی ذهن میدانستند و معتقدند که چون انسان قادر به کنترل خویشتن است پس باید مسئولیت اعمال خویش را بپذیرد.
2-3-3-4- نظریهی سائق
مفهوم سائق نخستین بار در سال 1918 به وسیلهی رابرت اس وودورث51 معرفی شد. منظور از نظریهی سائق این است که نیرویی آدمی را به طرف هدف سوق میدهد که به آن نظریهی هُل دادن در انگیزش هم گفته میشود. رفتار به وسیلهی حالت های سوق دهنده در درون انسان یا حیوان به وسیلهی هدفها هل داده میشود. به عبارتی میتوان گفت اگر حالت سوق دهندهی درونی برانگیخته میشود فرد هل داده میشود تا آن رفتار را به هدفی منجر کند که شدت سائق کاهش پیدا کند. در آدمیان رسیدن به هدفی مناسب که سائق را کاهش بدهد، رضایتبخش و خوشایند است.
از این رو گفته می شود که انگیزش از 4 حالت تشکیل شده است:
1- حالت سائق
2- رفتار هدف گرا، که به وسیله ی حالت سائق ایجاد می شود
3- رسیدن به هدف مناسب
4- کاهش حالت سائق و رضایتمندی و آسودگی هنگام رسیدن به هدف.
2-3-3-5- نظریهی مشوق:
نقطهی مقابل نظریههای سایق (نظریهی هل دادن)، نظریههای مشوق (نظریه های کشش در انگیزش) قرار دارد. براساس این نظریه ویژگیهای تحریکی هدف گاهی میتواند یک سلسله رفتار برانگیخته شده را به حرکت درآورند. هدفها رفتار را به سوی خود میکشند. هدفهایی که رفتار را بر میانگیزند، به مشوقها معروفند. بخش مهم این نظریه آن است که افراد انتظار دارند در رسیدن به مشوقهای مثبت و اجتناب از مشوقهای منفی لذت ببرند. در دنیای کار بیشتر افراد به سمت مشوقهای مورد انتظار ( دستمزد، انعام، مرخصی و …) سوق داده میشوند. این نظریه توسط بولس52 مورد حمایت قرار گرفت (همان منبع، 1390).
2-3-3-6- نظریههای یادگیری
بنا به گفتههای فرانکن و حسنزاده،1390: نظریههای یادگیری از این عقیده سرچشمه میگیرند که با استفاده از اصول یادگیری بهتر از غرایز میتوان رفتار را تببین کرد. جان واتسون، که بعدها مکتب رفتارگرایی را بنیان نهاد، نتیجه گرفت که فقط سه هیجان ذاتی وجود دارد: ترس، خشم و عشق( واتسون و مورگان53، 1917). یکی از استدلالهای این گروه آن است که افراد متعلق به فرهنگهای مختلف رفتار کاملا متفاوتی دارند. وجود تفاوتهای فرهنگی نشان میدهد که محیط به الگوهای رفتاری شکل داده است (بورینگ54 ، 1950).

2-3-3-7- نظریههای انگیزشی رشد و تسلط:
نظریههای انگیزشی رشد از این فکر ناشی میشوند که نیاز حیوانات و انسانها به تعامل موفق با محیط است که آنها را برانگیخته میکند ( ایرل55، 1957، پیاژه56، 1970، وایت57، 1959)، فرض بنیادی نظریهی رشد آن است که انسانها با تواناییهای کاملا رشد یافته متولد نمیشوند. آنها برای سازگار شدن و کسب موفقیت، باید تواناییهای خود را رشد دهند. در مرکز تمامی نظریههای رشد این اندیشه قرار دارد که انسانها نیاز به پردازش اطلاعات و کسب مهارت – یعنی نیاز به تسلط یافتن- دارند. موجودات زنده در تعامل با محیط خود باید تا آن جا که میتوانند دربارهی آن چیز یاد بگیرند و مهارتهایشان را به حداکثر برسانند (حسنزاده، 1390).
2-3-4-رویکردهای مختلف انگیزشی:
برای انگیزش نظریهها و رویکردهای مختلفی ارائه شده است. که معروفترین آنها عبارتنداز:
2-3-4-1. رویکرد رفتاری:
پیروان رویکرد رفتارگرایی انگیزش را وابسته به کسب تقویت و اجتناب از تنبیه میدانند. این برداشت از انگیزش بر اندیشههای اصلی رفتارگرایان استوار است که میگویند پیامدهای اعمال و رفتارها هدایت کننده و کنترل کنندهی آنها هستند. بنا به گفتهی لفرانسوا58 (1997)، “لذت جویی روانشناختی – اصل لذت/ درد- خلاصهی آسانی از اساسی ترین اصل انگیزشی رفتارگرایان است” (ص 357).
در رویکرد رفتاری انگیزش، انگیزهها (مشوقها) منبع انگیزش دانش آموزان و دانشجویان به حساب میآیند. بنا بر تعریف،” انگیزه یک شئی یا رویداد [محرک] است که رفتار را بر میانگیزاند یا باز میدارد” (وولفلک59، 2004، ص 353). براساس این رویکرد، معلمانی که به کمک نمره، جایزه، تشویق کلامی، و برخورد محبت آمیز دانش آموزان را به درس خواندن و انجام رفتارهای پسندیده وا میدارند و با سرزنش، توبیخ، ترشرویی، و بیمهری آنان را از تنبلی و انجام رفتارهای ناپسند باز میدارند سطح انگیزش آنان را بالا میبرد (سیف، 1390، ص 231).
2-3-4-2- رویکرد شناختی:
در رویکرد شناختی انگیزش، باور بر این است که اندیشههای فرد سرچشمهی انگیزش او هستند. همچنین، شناختگرایان معتقدند که رفتارها توسط هدفها، نقشهها، انتظارات، و نسبت دادنهای فرد ایجاد و هدایت میشود، و لذا انگیزش درونی بیشتر از انگیزش بیرونی مورد تاکید آنان است. آیرونس (2008) میگوید: “یکی از انگیزشهای اصلی وابسته به یادگیری بر شکلگیری هدفها و کوشش برای تحقق بخشیدن آنها تاکید میکند” (وولفک،2007،ص،36 به نقل از سیف، 1390).
نظریههای شناختی انگیزشی ریشه در کارهای نظریهپردازان یادگیری نظیر تولمن (1932)، نظریهپردازان شخصیت نظیر لوین (1938)، و نظریهپردازان رشد پیاژه (1970) دارد. این نظریهپردازان معتقدند که بازنمایی ذهنی شکل یافته در انسانها و حیوانات نقش اصلی را در هدایت رفتار آنها دارد (فرانکن،1939، ترجمه ی شمس اسفندآباد و همکاران،1384).
به عقیدهی روانشناسان، انگیزه عبارت است از حالتی از ذهن، یا حالت ذهنی که از تنش موجود میان واقعیت ناکافی حاضر و حالت بسیار رضایت بخش فرضی بعدی ناشی میشود. مثلا دانشآموزی متوجه میشود که تکلیف درسی را کامل نکرده است زیرا با آن چه معلم تعیین کرده است هماهنگی یا همسانی ندارد و همین، انگیزهی او میشود که تکلیف درسی خود را کامل گرداند. در این گونه موارد، دانشآموز میداند چه کار باید بکند اگر چه ممکن است نتواند آن را انجام دهد (شعارینژاد، 1380).
3-4-3-2. رویکرد انسانگرایی:
در رویکرد انسانگرایی، به جای تاکید بر تقویت و تنبیه به عنوان منبع اصلی انگیزش، به “توانایی دانشآموزان برای رشد شخصی، آزادی انتخاب هدفهای زندگی و ویژگیهای مثبت (مانند حساس بودن نسبت به دیگران) تاکید میشود”. بنابراین از دیدگاه روانشناسان انسانگرا، برای ایجاد انگیزش باید احساس شایستگی، خودمختاری، و عزت نفس را در افراد افزایش داد (وولفلک، 200760(.
نظریهپردازانی مانند مازلو (1963)، مفهوم انگیزش را به عنوان ارضای نیازها ترجیح میدهند. نیازها مستلزم کمبودهای روان شناختی یا فیزیولوژیکی خاصی هستند که موجود زنده جهت ارضای آنها کوشش میکند. نیاز به غذا، سائق گرسنگی یک نیاز روانشناختی است. نظریهپردازان نیاز در انگیزش معتقدند که انگیزش و فرایند برخورد متقابل بین نیازهای مختلف، کششهایی برای ارضای آن ها نیاز است (همان منبع،2007).
4-4-3-2. شناخت انگیزش انسان
نظریهپردازان و پژوهشگران در مورد انگیزش انسان به دو مقوله نظر دارند. انگیزهی بیرونی و انگیزهی درونی. در انگیزهی بیرونی یک عامل خارجی فرد را به انجام کارهای خاص بر میانگیزد. برای مثال کودکی اتاقش را تمیز میکند تا والدینش او را به سینما ببرند. اگر چه در این مورد با انجام خوب کار مواجهایم اما کودک تکلیف خود را به خاطر خود آن کار انجام نداده، بلکه تلاش او فقط برای دستیابی به چیز دیگری است، اما هنگامی که انسان، با انگیزهی درونی کاری را به انجام میرساند، صرفا آن را برای خود آن میخواهد و نتیجهای جداگانه را به انجام میرساند و حتی اگر از کار خود هیچ نتیجهی مطلوبی هم نمیگیرد، باز هم از این کار که آن را انجام داده است، احساس پشیمانی نمیکند، در مورد چنین کسی هرگز به تشویق نیاز نیست. این گونه افراد در ضمن پرداختن به فعالیت خود، از دیگر امور غافل میشوند و فقط به کار خود توجه دارند. نظریهپردازان چنین حالتی را ” در جریان بودن” نامیدهاند. یعنی فرد آنچنان با دقت، معطوف به فعالیت خویشتن است که عاملهای محیطی بر وی هیچ تاثیری ندارد.
اگر چه در بیشتر کلاسهای درس ما میتوانیم همانگیزهی درونی و همبیرونی را مشاهده کنیم، اما وجه غالب با انگیزهی بیرونی است. نمرههای خوب، برچسبهای رنگارنگ، ستایش از عملکرد مناسب و … . همچنین تنبیه کردن نیز به عنوان روشی برای افزایش انگیزه (بیرونی) همواره در نظر گرفته میشود (مانند محروم کردن دانش آموزان از بازی، نگه داشتن دانشآموزان در مدرسه، اخراج دانشآموزان و …) (اسپالدینگ، ترجمهی بیانگرد و نائینیان، 1377).
2-4- مبانی نظری عملکرد تحصیلی
2-4-1-پیشرفت تحصیلی61:
عملکرد تحصیلی یکی از سازههایی است که از دیرباز مورد توجه بوده است و پژوهشهای بسیاری را به خود اختصاص داده است. متخصصین تعلیم و تربیت همواره کوشیدهاند شرایطی را فراهم نمایند تا دانشآموزان بیشترین کارایی تحصیلی را از خود نشان دهند.
امروزه نقش مدارس این است که دانش آموزان را در پیشرفت تحصیلی یاری نمایند. به عبارت دقیقتر، یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش در سطح دنیا ایجاد پیشرفت تحصیلی بهتر و شناخت عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی است. به طوری که هر یک از عوامل را طوری تنظیم و هدایت کنند تا دانشآموزان به رشد و یادگیری بیشتری دست یابند. اصطلاح عملکرد تحصصیلی به میزان یادگیری آموزشگاهی فرد اطلاق میشود که توسط معلم و با کمک آزمونهای مختلف سنجیده میشود.
منظور از پیشرفت تحصیلی یعنی اینکه “فراگیران نسبت به برنامههای آموزشی از خود اهتمام نشان داده و به عبارت صحیحتر، برنامههای آموزشی در عمل از توفیق کافی برخوردار بوده است” (شارعپور، 1387).
سیف (1384)، عملکرد تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از درسهای ارائه شده یا به عبارتی، توانایی آموخته شده و اکتسابی فرد در موضوعهای آموزشگاهی میداند که به وسیلهی آزمونهای استاندارد شده اندازهگیری میشود.
واژهی پیشرفت تحصیلی به جلوهای از جایگاه تحصیلی دانشآموزان اشاره دارد این جمله ممکن است نشان دهندهی نمرهای برای یک دوره، میانگین نمرات مربوط به یک موضوع یا میانگین نمرات دورههای مختلف باشد، پیشرفت تحصیلی را میتوان با توجه به معیارهای مختلف در نظر گرفت که رایجترین آن میانگین نمرات کلاسی است (ترانسی62، 1998).
گروهی از متخصصین تعلیم و تربیت (به نقل از سیف، 1380)، عوامل موثر بر پیشرفت را به دو دسته کلی تقسیم کرده اند:
1- عوامل بیرونی (محیطی): عوامل بیرونی تاثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی شامل موفقیت یادگیری، جو اجتماعی مدرسه، جو عاطفی کلاس، تاثیر گروه همسالان، جو خانواده میباشند.
2- عوامل درونی (شخصی): عوامل درونی تاثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی شامل هوش، انگیزه و علاقه، انتظارات، اسنادهای مربوط به موفقیت و شکست، تیپ های شخصیتی، سبکهای تفکر و … میباشد.

2-4-2- عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی:
علاوه بر دستهبندی فوق، در مورد عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی پژوهشهای زیادی انجام گردیده، و عوامل زیادی شناسایی شدهاند که در این جا به تعدادی از این عوامل اشاره میشود:
2-4-2-1- منبع کنترل:
یکی از عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی، منبع کنترل میباشد. جیس (2001)، طی پژوهشی نشان داد هنگامی که کودکان ترغیب میشوند تا بر یادگیری خود کنترل بیشتری داشته باشند. سطح انگیزش و میزان یادگیری

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره تغییر نگرش، انگیزش پیشرفت، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی Next Entries منابع پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی، عملکرد تحصیلی، موفقیت تحصیلی