منابع پایان نامه درباره پیامبر اسلام(ص)، مجمع البیان، اهل بیت(ع)

دانلود پایان نامه ارشد

السلام) صورت گرفته است148.
 در هنگام مرگ به فرزندان خود گفت: من محمد را به شما توصیه می ‏کنم؛ زیرا او امین قریش و راستگوى عرب، و حائز تمام کمالات است؛ آئینى آورد که دل‏ها بدان ایمان آورد.
ابن ابى‏الحدید معتزلى می ‏گوید:
با اسناد بسیارى، برخى از عباس بن عبدالمطلب و بعضى از ابوبکر بن ابى قحافه، نقل کرده‏اند که: ابوطالب رحلت نکرد، مگر این که گفت: «لا اله الا الله، محمد (ص) رسول الله» 149 ابوبکر در سال هشتم هجرت در حالى که دست پدرش را که نابینا بود،وی هنگام مرگ به فرزندان خود چنین گفت: من «محمد» را به شما توصیه می کنم. زیرا او امین قریش و راستگوی عرب، و حائز تمام کمالات است. آئینی آورده که دلها بدان ایمان آورده، اما زبانها از ترس شماتت به انکار آن برخاسته است. من اکنون می بینم که افتادگان و ضعیفان عرب، به حمایت از او برخاسته، و به او ایمان آورده اند; و محمد به کمک آنها بر شکستن صفوف قریش قیام نموده است. سران قریش را خوار، خانه های آنان را ویران، و بی پناهان آنها را قوی و نیرومند و مصدر کار نموده است. سپس گفتار خود را با جمله های زیر پایان داد: ای خویشاوندان من، از دوستان و حامیان حزب او (اسلام) گردید. هر کسی پیروی او را نماید; سعادتمند می گردد هرگاه اجل مرا مهلت می داد، من از او حوادث و مکاره روزگار را دفع می نمودم 150
ما شک نداریم که وی در این آروز راستگو بوده; زیرا خدمات و جانفشانیهای ده ساله او گواه صدق گفتار او است. چنانکه گواه صدق، وعده ایست که وی در آغاز بعثت به محمد«ص » داد; زیرا روزی که پیامبر«ص »، تمام اعمام و خویشاوندان خود را دور خود جمع کرد و آیین اسلام را به آنها معروض داشت، ابوطالب به او گفت: برادرزاده ام قیام کن، تو والا مقامی، حزب تو از گرامیترین حزبهاست، تو فرزند مرد بزرگی هستی، هرگاه زبانی تو را آزار دهد، زبانهای تیزی به دفاع تو برخیزد و شمشیرهای برنده ای آنها را می رباید. به خدا سوگند، اعراب، مانند خضوع کودک نسبت به مادرش، در پیشگاه تو خاضع خواهند شد 151
گرفت و به حضور رسول خدا(ص) آورده، و پس از گذشتن بیست و یک سال از رسالت آن حضرت ایمان آورد؛152 ابوبکر از ایمان وى خوشحال شد و گفت: اى پیامبر خدا! سوگند به خدایى که تو را به حق مبعوث کرد، من به اسلام و ایمان عمویت «ابوطالب» بیش از اسلام پدرم خشنود گردیدم.
 ناگفته نماند که این فراز از سخنان خلیفه اول، در کنار دهها حدیث دیگر که مبنى بر ایمان ابوطالب است، در منابع اهل‏سنت آمده است.
مورخان نوشته اند: «ابوطالب سه سال قبل از هجرت، بعد از آن که پیامبر(ص) و یارانش از «شعب » خارج شدند، در ماه شوال یا ذی القعده در سن 84 سالگی از دنیا رفت.» 153 و در حالی دنیا را وداع گفت که قلبش لبریز از ایمان به خدا و عشق به محمد(ص) بود. بدنش را در مکه معظمه در مقبره حجون معروف به «قبرستان ابوطالب » دفن کردند. با مرگ او خیمه ای از حزن و اندوه بر پیامبر اسلام و مسلمانان آن روز که کمتر از پنجاه نفر بودند، سایه افکند زیرا آنان بهترین حامی، مدافع و فداکار در راه اسلام را از دست دادند. ابن کثیر و ابن اثیر نقل می کنند: «کفار قریش پس از وفات ابوطالب بر سر مبارک پیامبر(ص) خاک – و گاهی روده گوسفند – می ریختند. 154 اندوه مسلمانان چند روز بعد با درگذشت حضرت خدیجه، رکن دیگر اسلام و حامی پیامبر خدا، دو چندان شد.155
درگذشت ابوطالب و خدیجه کبری مصیبت بزرگی برای رسولخدا بود. پیامبر(ص) می فرماید:
«ما نالت قریش منی شیئا اکرهه حتی مات ابوطالب »
تا زمانی که ابوطالب زنده بود، قریش نمی توانست هیچ گونه ناخوشایندی برای من ایجاد کند.»156

فصل چهارم : ایمان ابوطالب

1 – ایمان ابوطالب از نظر پیامبر
در مجمع البیان می گوید: اجماع اهل بیت(ع)بر ایمان ابو طالب به ثبوت رسیده، و اجماع آنان حجت است، برای اینکه آنان یکی از دو ثقلی هستند که رسول الله امت راامر به تمسک به آن دو کرده و فرموده است: “ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا – مادامی که تمسک کنید به آن دو، هرگز گمراه نمی شوید”. 157
روایت عبد الله عمر هم دلالت بر این معنا دارد، که ابو بکر در روز فتح مکه پدرش راکه در آن ایام مرد نابینائی بود نزد رسول الله آورد.حضرت فرمود: چرا این پیر مرد را زحمت دادی؟به من می گفتی من خود نزد او می رفتم؟ابو بکر عرض کرد: خواستم تا خداوند اجر وثواب به او مرحمت کند، به خدائی که تو را به حق مبعوث کرد من آن روزی که ابو طالب اسلام آورد بیشتر خوشحال بودم تا امروز که پدرم اسلام می آورد، منظورم خوشحالی و خشنودی وروشنی چشم شما است، حضرت فرمود: راست می گوئی. 158
خوبست ایمان و اخلاص ابوطالب را از نزدیکان بی غرض او بپرسیم. زیرا اهل خانه به درون خانه و آنچه در آن می گذرد داناترند. 159
وقتی علی خبر مرگ ابوطالب را به پیامبر داد; وی سخت گریست و به علی دستور غسل و کفن و دفن را صادر نمود، و از خدا برای او طلب مغفرت نمود . 160
پس از وفات ابوطالب آن چنان صحنه را بر پیامبر(ص) تنگ کردند که، رسول خدا سال وفات «ابوطالب» و حضرت خدیجه(س) را که مدتى بعد از رهایى از شعب ابى طالب رخ داد، «عام الحزن»، سال غمها و اندوه‏ها نامید161 . بحث و تحلیلى در ایمان ابوطالب‏ در فرهنگ قرآن، ایمان و عمل صالح توأمان مطرح است.
در تواریخ و سیره‏هاى «شیعه و سنى» آمده است که پیامبر اسلام(ص) با خدیجه و امیرالمؤمنین – علیهم السلام مشغول خواندن نماز مستحبى بودند 162 «ابو طالب» با فرزندش «جعفر» به نماز آنان تماشا می ‏کردند؛ در این هنگام ابو طالب به جعفر گفت؛ «صل جناح ابن عمّک؛ برو در طرف راست پیامبر خدا نماز بگذار»؛ و سپس به على (ع) سفارش کرد: «اما انه لایدعو الا الى خیر فالزمه؛ آگاه باش که رسول خدا جز به راه نیک دعوت نمی ‏کند از او دست بر ندار»163.
على(ع) می ‏فرماید: «وقتى وفات پدرم، ابوطالب، را به رسول خدا خبر دادند، آن حضرت سخت گریست؛ و سپس دستور داد: برو او را غسل داده و کفنش کن. خداوند او را ببخشد و رحمت کند» 164.
آنگاه آن حضرت خود تشریف آورده و در کنار جسد «ابوطالب» قرار گرفته و فرمود: «اى عموى بزرگوار! تو مرا در یتیمی کفالت نمودى، و در کودکى تربیت فرمودى، و در بزرگى‏ام یارى دادى، خداوند به تو پاداش خوبى مرحمت فرماید» 165.
ابن ابى الحدید معتزلى پس از ذکر این مطالب می ‏نویسد: رسول خدا فرمود: «اما و الله لاستغفرنّ لک و لاشفعنّ فیک شفاعة یعجب لها الثقلان؛ من در مورد تو آن چنان از خدا طلب مغفرت و شفاعت می ‏نمایم، که جن و انس از عظمت آن تعجب می ‏نمایند» 166.
. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در فوت ابوطالب سخت گريست و از خداوند براى او طلب مغفرت كرد. 167و فرمود: در اذيت و رنج ، آنچه قريش بر سرم آوردند كمتر از مصيبت ابوطالب بود و در جريان دعوتم بازو و نگهدار من بود و تا زمانى كه ابوطالب زنده بود قريشيان نمی توانستند مرا اذيت كنند168). و هنگام دفن وى فرمود: اى عمو مرا در كودكى پرورش دادى ، در يتيمی كفالت كردى و در بزرگى يارى نمودى ، پس خداوند جزاى خيرت دهد.169. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم در تشييع جنازه او شركت كرد و وعده كرد كه روز قيامت براى پسر و مادر و عمويش ابوطالب شفاعت كند 170با آن كه تشييع جنازه كافر و شفاعت وى صحيح نيست.
4ـ عباس عرض كرد: اى رسول خدا! براى ابوطالب چه اميدى داري؟ فرمود: تمام خير را از پروردگارم براى او مي‏خواهم.171
2 – ایمان ابوطالب ا ز نظر ائمه اطهار
در محضر امام چهارم سخن از ایمان ابوطالب به میان آمد. وی فرمود: در شگفتم که چرا مردم در اخلاص او تردید دارند; در صورتی که،هیچ زن مسلمانی نباید بعد از گزینش اسلام در حباله شوهر کافر خود بماند، و فاطمه بنت اسد، از سابقات در اسلام است و از آن زنانی است که خیلی جلوتر به پیامبر ایمان آورد و همین زن مسلمان در نکاح ابوطالب بود تا روزی که وی رخ در نقاب خاک کشید.
امام باقر می فرماید: ایمان ابوطالب بر ایمان بسیاری از مردم ترجیح دارد و امیرالمؤمنان دستور می داد از طرف وی حج بجا آورند. 172
 رسول خدا فرمود: «ما نالت قریش منى شیئا اکرهه حتى مات ابوطالب؛ کفار قریش نتوانستند با وجود عمویم «ابوطالب» کارهاى ناشایست نسبت به من انجام دهند، تا این که او وفات کرد».
۱. عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ کَانَ ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً فِی الرَّحْبَهِ وَالنَّاسُ حَوْلَهُ مُجْتَمِعُونَ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْتَ بِالْمَکَانِ الَّذِی أَنْزَلَکَ اللَّهُ بِهِ وَأَبُوکَ مُعَذَّبٌ فِی النَّارِ؟ فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ: مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاکَ وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ شَفَعَ أَبِی فِی کُلِّ مُذْنِبٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ فِیهِمْ أَبِی مُعَذَّبٌ فِی النَّارِ وَابْنُهُ قَسِیمُ الْجَنَّهِ وَالنَّارِ وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً إِنَّ نُورَ أَبِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ لَیُطْفِئُ أَنْوَارَ الْخَلَائِقِ کُلِّهِمْ إِلَّا خَمْسَهَ أَنْوَارٍ نُورَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) وَنُورِی وَنُورَ الْحَسَنِ وَنُورَ الْحُسَیْنِ وَنُورَ تِسْعَهٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّ نُورَهُ مِنْ نُورِنَا خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ (علیه السلام) بِأَلْفَیْ عَام‏.
از حضرت صادق از پدران گرامش علیهم السّلام نقل است که أمیر المؤمنین علیه السّلام روزى در فضاى مسجد نشسته بود و مردم گرد او جمع بودند که مردى برخاسته و گفت:
اى أمیر المؤمنین چطور می ‏شود که شما در مکانى هستى که خداوند شما را در آن مکان فرو آورده، در حالى که پدر تو به آتش در عذاب است؟
حضرت علیه السّلام فرمود: خدا زبانت را ببرد! قسم به خدایى که محمّد را به پیامبرى مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گناهکاران زمین را شفاعت کند خداوند آن را می ‏پذیرد، مگر می ‏شود که پدرم به آتش در عذاب باشد و فرزند او قسیم بهشت و جهنّم باشد؟! قسم به آنکه محمّد را به پیامبرى مبعوث فرمود بى‏شکّ نور پدرم در روز قیامت همه انوار خلایق؛ جز پنج نور: نور محمّد و نور من و نور حسن و نور حسین و نور نه فرزند از اولاد حسین را خاموش و بى‏اثر می ‏سازد؛ زیرا نور او از نور ما است، خداوند آن را دو هزار سال پیش از خلق آدم آفریده است.173
3 – ابوطالب هرگز بت نپرستید:
۲. عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیّاً (علیه السلام) یَقُول‏: وَاللَّهِ مَا عَبَدَ أَبِی وَلَا جَدِّی عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَلَا هَاشِمٌ وَلَا عَبْدُ مَنَافٍ صَنَماً قَطُّ قِیلَ وَمَا کَانُوا یَعْبُدُونَ قَالَ کَانُوا یُصَلُّونَ إِلَى الْبَیْتِ عَلَى دِینِ إِبْرَاهِیمَ مُتَمَسِّکِینَ بِهِ.
اصبغ بن نباته می ‏گوید: از على علیه السّلام شنیدم که فرمود: به خدا سوگند! نه پدرم و نه جدّم عبد المطلب و نه هاشم و نه عبد مناف هیچ بتى را نپرستیدند.
پرسیدند: پس چه می ‏پرستیدند؟
فرمود: به سوى کعبه نماز می ‏گزاردند و بر دین ابراهیم بودند و به آن چنگ زده بودند.174
۳ ـ کتب أبان بن محمود الى علی بن موسى الرضا (ع): جعلت فداک انی قد شککت فی اسلام ابی طالب. فکتب الیه: «وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً» 175
ابان بن محمود در نامه اى به على بن موسى الرضا نوشت: فداى شما گردم من در اسلام ابوطالب شک کردم. پس حضرت در جواب او نوشت: ( کسى که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهى جز راه مؤمنان پیروى نماید، ما او را به همان راه که می ‏رود می ‏بریم و به دوزخ داخل می ‏کنیم و جایگاه بدى دارد ).
وبعدها «إنّک إن لم تقرّ بایمان أبی طالب کان مصیرک الى النار». 176
و بعد از آن نوشت اگر تو به ایمان ابوطالب اعتراف نداشته باشى عاقبت تو جهنم خواهد بود.
سبط بن جوزى در تذکره الخواص شعر زیبائى از امیر مؤمنان علیه السلام را در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره پیامبر اسلام(ص)، امام على (ع)، مسجد الحرام Next Entries منابع پایان نامه درباره زنان مسلمان، پناهندگان، امام صادق، امام سجاد