منابع پایان نامه درباره نمایشنامه، زمان روایی، دوره های تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

لنگه به لنگه و ساعتی که مث ناقوس کلیسا
توی گوش من دینگ دانگ می کنه… تمام اینا پاره های یه تابلوی آنتیک و مرموزیه من
هیچوقت نتونستم تیکه هاشو سر جای خودش بزارم و یه منظره کاملی از توش در
بیارم»(رادی،13:1387).
این تردید راوی باعث می شود که بر مؤثّق و قابل اعتماد بودن روایت او شک کنیم. آیا آنچه که او روایت می کند قابل باور و اعتماد پذیر است یا خیر؟ راوی آنچه که روایت می کند در دنیای واقعی رخ می دهد یا در دنیای خیالی؟ این نوسانی که میان واقعیات و خیال در جریان است، چه بسا راوی را برای ما جذّاب تر می کند و همسو شدن با او همراه با مکاشفه ای برای کشف این مرز را محقق می گرداند. خانجون راویی مداخله گر است، اطلاعاتی فرای گفتمان روایی به ما عرضه می کند. راوی اصلی با بیان اطلاعاتی پیشاپیش از نقل آنها با افعال و ضمایری که به خود نسبت می دهد به درون داستان نفوذ می کند و با همان نشانه ها، راوی سطح بعدی جان می گیرد و او روایت را از سر می گیرد.
4-2-2-5 روایتگری
روایت گری از دیدگاه ژنت همان عمل و کنش روایت کردن با توجه بر دستگاه فهم و ادراک مخاطبان می باشد. حال با تمرکز بر اعمال خانجون مفهوم کنش را بررسی می نماییم.
خانجون روایت خود را خطاب به چه کسی نقل می کند؟ در مواجه اول با متن گویی روایت شنو او (سارا) پرستارش است. ولی بی حضور او هم روایت جریان دارد. خانجون روایت شنو خودش است. او برای خود نقل می کند حتی وقتی با نارضایتی خواهرزاده اش از آنچه نقل می کند مواجه می شود.
«سودی می گه: خواب نما شدی خانجون، این دودیه که از کله خودت در می آد. هیم! سودی دیگه، با اون رگای گردن! نه والله! تا می آم دو کلمه حرفای خودمو غرغر کنم فوری بی حوصله می شـه و چشماشو همچی می کنه: خانجون، شما که باز کلکی حرف زدی!»(رادی،29:1387).
با پیشرفت روایت و بررسی سطوح دیگر روایی شاید بتوان ادعا کرد روایت شنو خانجون، زنی است از جنس خودش. زنی که زایشی در او رخ نداده و تقریبا نازا مانده است. پژوهشگر بر آن است تا در بررسی ارکانِ روایت از دیدگاه ژنت در تحلیل نمایشنامه (خانمچه و مهتابی) با نگاهی متفاوت از تحلیل نمایشنامه های (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) و ( کبوتری ناگهان) دست به تحلیل موردی موارد بزند.
4-2-2-6 زمان دستوری
زمان برای ما انسانها مقوله ای اساساً مهم است. زمان هم به جهان فیزیکی مربوط است و هم ادراک ما از زمان و برداشت ما از زمان تحت تاثیر فضایی که در آن هستیم متغیر است. در این نمایشنامه ما با سیر زمان در ذهن راوی به درون داستان ها و اتمسفر آن وارد می شویم. ما نمی دانیم مقدار زمانی که رادی در قالب کاراکترهایش صرفِ روایت می کند چه مدت از زمان فیزیکی را اِشغال می کند.
«نگاه می کنم به سر شاخه های این سرو نقره ای و نمی دونم صوبه از خواب پاشدم یا تنگ غروب؟ شاید بتونم از روی رفت و آمد آدمایی که جعبه های شیرینی و گل وگیاه دست شونه، حــدس بزنم چه وقت روزه. نسیمی هم که نیس؛ ولی حتما طرفای غروبه که آفتاب یه نور عسلی پاییزی روی این درخت پاشیده….وانگهی چه فرقی می کنه؟»(رادی،38:1387).
عنصر زمان مفهومی ساختار دهنده است چرا که روابط میان موقعیت های خاص یا تغییرات یک حالت را نشان می دهد. اساس این روایت هم بر انتقال بنا شده است. سیر سرگذشت زن نشانگر این است که در دوره های تاریخی متفاوت، خلاء آشکاری را به دوش می کشد. در این انتقال ها ما با موقعیت های خاص و تغییرات متفاوتی روبرو می شویم اما این خلاء ثابت باقی می ماند.
الف: نظم
وقتی ترتیب زمانی رخدادهای داستان نسبت به ارائه آن در متن روایی تغییر پیدا می کند، متن دچار یک نا همزمانی و به قول ژنت یک زمان پریشی می شود و رخدادها با تاخیر در متن روایی روایت می شوند. در این نمایشنامه ما به نقطه ای قبل تر در داستان پرش می کنیم. در واقع سطوح روایی این نمایشنامه از روایت گذشته نگر بهره می برد.
روایت خانجون به علت اینکه تمام سطوح روایی را در بر می گیرد روایتی گذشته نگر است او علاوه بر این که جهان داستانی خود را روایت می کند راوی گر جهان های داستانی دیگر روایت های مستتر در روایت خود نیز است و به این ترتیب با یک روایت گذشته نگر مختلط در ارتباط هستیم که با پرش های مختلف ابتدا و میانه و پایان جهان داستان را به شیوه خود روایت می کند. این مسیر را اینگونه می توان معرفی نمود:
1. حال خانجون(روایت اصلی)
2. گذشته خانجون
3. لیلا
4. زن و حاکم (خواب سنبله)
5. گلین
6. (خواب میزان)
7. ماهرو
8. پیشخدمت(خواب عقرب)
9. پایان داستان (روایت های سطح دوم)

9
4.. 5 6 3 7 8 2 1

در روایت لیلا و شارل،‌ لیلا به عنوان راوی دفتر خاطراتش را ورق می زند و از گذشته ای که بر او رخ داده روایت می کند و این که چطور این خاطرات را ثبت کرده است.
«من می شینم این جا و توی دفتری که جلدشو ماهوت آبی گرفته ام خاطرات روزانه خودمو یادداشت می کنم. خاطرات که نه، در واقع اعترافات نیمه شب یا زندگینامه خصوصی منه»(رادی،35:1387).
روایت لیلا از میانه داستان آغاز می شود. زمانیکه همسرش همایون معتمد، معتقد است باید نامش را به شارل تغییر دهد و این تغییر نام تغییر در هویت او را نیز در بر دارد ولی همانطور که شارل در جواب لیلا که باید نام او هم تغییر کند، تاکید می کند:
«لیلای خالی به گوش من دلنشین تره»(رادی،36:1387).
به این ترتیب ما در حین روایت به نقطه ای قبل از جایی که روایت آغاز شده باز می گردیم. آن نقطه بازگشت به مهمانی است که باعث آشنایی آنها شده و همچنین به نقطه ای قبل تراز آن. زمانی که مِلک سعادت آباد به پدر شارل پیشکش می شود. به این صورت ما با روایت گذشته نگر بیرونی در این روایت مواجه هستیم.

سرنوشت سعادت آباد، مهمانی

در روایت گلین و آموتی روایت از آغاز داستان شروع می شود و میانه داستان پایان می گیرد. در این روایت با نوع متفاوتی ناهمزمانی مواجه هستیم. گلین از روایت آینده نگر در روایتش استفاده می کند و آنچه که بعداًرخ خواهد داد را روایت می کند.
تکدی گری گلین

در روایت سامان و ماهرو همچون روایت لیلا از میانه آغاز می شود. زمانی که روایت با سؤال آغاز می شود حکایت از این دارد که بیرون از روایت، جهان داستانی هنوز در جریان است. در این روایت نیز با نا همزمانی گذشته نگر روبه رو هستیم.
مهمانی باغ سرو

ب: دیرند
در متن روایی، مدت زمانی که هر خواننده برای صرف خواندن می کند متفاوت خواهد بود. هر خواننده بر اساس بینش و آگاهی خود نسبت با آنچه که در متن با آن در گیر خواهد شد در نوسان است. در این مبحث خوانش خواننده و برداشت او از متن مد نظر نیست و این مقوله خاص مورد بحث ما نمی باشد، بلکه آنچه که حائز اهمیت است طول زمان روایت و طول زمان جهان داستان است. پرسش اصلی ما در این بخش این است که چه مدت زمان طول می کشد تا رخدادها بر ما آشکار گردند.
مدت زمانی که صرف روایت می شود به علت وضعیت بیماری خانجون، به صورت آشکار بیان نمی شود. آنچه که روشن است، نمایشنامه از آسایشگاه آغاز و در همان آسایشگاه پایان می گیرد. زمان شروع روایت با اشاره هایی که راوی دارد ساعات عصر یک روز بهاری را نشان می دهد که با زمان ملاقات در آسایشگاه همراه است. به عبارتی زمان روایت مابین 2 الی 3 ساعت طول می کشد. اما زمان داستان، با در نظر گرفتن لایه های زیرین داستانی در این روایت که از لحاظ تاریخی دوره های متفاوتی را در بر می گیرد و از دوران جوانی تا زمان کهن سالی شخصیت های زن داستان را شامل می شود، زمانی بالغ بر چندین سال را در بر می گیرد. این تفاوت چشمگیر در زمان روایت و زمان داستان ضرباهنگی به متن روایی می دهد. ژنت، برای روشن شدن نسبت میان تداوم داستان و حجم متن یک (سرعت ثابت) را به صورت قراردادی در نظر می گیرد و این سرعت را یک معیار برای سنجش ضرباهنگ این دو زمان قرار می دهد. آنچه که مد نظر ژنت است بر این اصل استوار است که هر سال یا هر دوره از زندگی شخصیت به یک صفحه و یک فصل در متن روایی اختصاص یابد. یعنی نسبت حجم متن به آن دوره ثابت باشد. آنچه که در هر متن روایی حائز اهمیت است تغییر در ضرباهنگ آن است. در نمایشنامه (خانمچه و مهتابی) گاهی با افزایش و گاهی با کاهش ضرباهنگ روبه رو هستیم. به این ترتیب سرعت ثابت مقیاسی برای این نوسان است. شتاب در این ضرباهنگ از طریق تکنیک های چون حذف، چکیده، صحنه و مکث برای توصیف استفاده می شود.
در این نمایشنامه با شتاب زمانی گسترده ای در جهان داستان نسبت به زمان روایت روبرو هستیم. ناگفته پیداست که مؤلف از ابزار (حذف) به وفور در این نمایشنامه بهره برده است. با توجه به روایت تکه تکه ای که او از جهان داستان روایت می کند، این حذف ها آشکارا نمایان می شوند. در روایت خانجون این حذف از زمان مرگ همسرش تا زمانی که ساکن آسایشگاه می شود برجسته می نماید. در روایت لیلا، دوره 5 ساله زندگی با همایون و در ماهرو به طور پنهانی حذف شده است. در گلین وآموتی نیز دوران زندگی مشترک بدون ذکر زمان حذف شده است.
رادی در بخش هایی از نمایشنامه گاهاً به حالت چکیده روایت را از سر می گیرد. این ایجاز در قسمت پایانی نمایشنامه که سرگذشت محتوم لیلا، گلین و ماهرو از زبان راوی- خانجون روایت می شود برجسته است. این قسمت از منظر حجم، 4 برگ از نمایشنامه را به خود اختصاص می دهد؛ حال لازم می دانم تا به چکیده های سه روایت سطح دوم اشاره نمایم.
در روایت لیلا و شارل: زمان امضاء سند فروش ملک سعادت آباد، کسب درجه وزیری سفارت فرانسه شارل، ساکن شدن در شهر رویاهای شارل پاریس، خوشگذرانی ها و اهداء هدایای گرانبهاء به رجال مهم سیاسی و غیر سیاسی و در عین حال بی توجهی شارل به لیلا و تبدیل شدن موهای طلایی اش به موهای نقره فام و در نهایت مرگ شارل و حسرت روزهای از دست رفته و بازگشت بی ثمر لیلا از فرنگ؛
در روایت گلین و آموتی: بعد از مشاجره با آموتی گلین از خانه بیرون می زند. ‌یک کودک لاغر به نام کلثوم کرایه می کند وبه گدایی مشغول می شود. آموتی زنی را صیغه می کند به امید بچه دار شدن که ناکام می ماند. گلین سر قبر آموتی فاتحه و قرآن می خواند و او را حلال می کند.
در روایت ماهرو و سامان: هنگامی که ماهرو متوجه می شود بعد از هفت سال فداکاری برای همسری که هنرش به ثمر نمی نشیند و با تمام ادعا های روشنفکرانه، او پنهانی به ماهرو خیانت کرده است، از همسرش مایوس می شود و ناظر خودکشی او با طناب می شود. او بدون هیچ واکنشی در برابر عمل او به داستان نیمه تمام خود باز می گردد و با طیب خاطر آن را کامل می کند و به قول خودش در آن لحظه ای که سامان دیگر وجود ندارد، زایش و تولد رخ می دهد.
همان طور که روشن است با دقت در چکیده های فوق متوجه می شویم که در چکیده، زمان روایی کمتر از زمان داستان است.
ج: بسامد
تکرار رخدادها در روایت چه از لحاظ ساختاری و چه از لحاظ مضمونی حائز اهمیت است. این که یک رخداد با یک بار وقوع بارها در روایت تکرار شود و یا با وجود چندین بار وقوع یک بار در روایت نقل شود، مفاهیم ضمنی این نوع برخورد با متن روایی را تحت تاثیر قرار می دهد و کارکرد این رخداد را در تحلیل و تفسیر متن مهم جلوه می دهد. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که گاهی این تکرار ها برای سلب توجه از رخدادهای مهمی که تکرار نمی شود در متن به کار می روند.
آنچه که در نمایشنامه (خانمچه و مهتابی) بیش از هر کارکرد دیگر جلب توجه می کند، کثرت تکرارها می باشد. در طول این نمایشنامه با کلمات و افعال بی شماری روبرو می شویم که بی محابا تکرار می شود. سعادت آباد، هشتاد و هشت، باطلِ اباطیل!،‌ به این ترتیب، خال هندی، نه ماه و نه روز و نه ساعت، عکس های عروسی قیچی شده، شیشه عینک شکسته؛ عینک شیشۀ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره نمایشنامه، نمایش نامه، اکبر رادی Next Entries منابع پایان نامه درباره نمایشنامه، اکبر رادی، روایت شناسی