منابع پایان نامه درباره نقش برجسته، عالم مثال، شمایل نگاری، ایران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

از راه حقیقت و دیانت بگردد و نا فرمان شود،فرّ از آن شخص منفصل و جدا شده و به کسی می پیوندد که قابلیت و شایستگی داشته باشد.چنانکه از جمشید به موجب نافرمانی گسست نیز به مادر زرتشت به صورت روشنی و انوار تابان،از منبع فیضان نور و پیشگاه نورالانوار پیوست و از مادر به زرتشت منتقل شد(رضی،1384،ص144)
2-29 نماد دایره و معانی آن
«دایره نماد جهانی؛تمامیت؛کلیت؛تقارن؛کمال اولیه؛گردی؛طبیعی ترین شکل محسوب می شود و از این رو مقدس است؛قائم به ذات؛لایتناهی؛ابدیت؛زمان کرانمندو نیز بی زمانی؛چرا که نه پایانی دارد و نه آغازی،نماد لامکانی زیرا نه بالایی دارد و نه پایانی.هر چیز دایره وار؛زمان و مکان رامنسوخ می کند؛اما در عین حال به معنی وقوع مکرر است به معنی وحدت ملکوتی؛چرخه های شمسی؛حرکت دایره ای مطلق؛پویایی؛حرکت بی پایان؛اتمام کار؛تحقق عمل خدا دایره ای است که همه جا مرکز آن است و هیچ جا محیط آن نیست(کوپر،1379،ص140)

2-30 آتش و نور در ایران باستان :
کهن ترین نقش برجسته ایران،در کورنگان نشان دهنده ی آتش مقدس مربوط به دوره ایلام کهن است.یک آتشدان فروزان در مقابل خدایان قرار دارد و سه نفر به فاصله ی کمی از آن در مقابل [خدایان ]ایستاده اند (صراف،1372،ص14)…آتشدان مقدس نشانه ی تقدس و روشنی ….محافل مذهبی ایلامی است (ص21) بدون تردید وقتی زرتشت دین خودرا آشکار کرد،آتش نزد ایرانیان مقام جا افتاده ای داشته است اهورامزدا روشنایی جاودان است و طبیعتش روشنایی است.او در عرش اعلا و در روشنایی ابدی می زید.آتش با وجوه وحضور گوناگون خود ،در اجاق روی زمین یا به صورت ماده آتشین در اندرون آن به شکل مشعلی مطبوع در گنبد لاجوردی،یا ماه نقره فام در آسمان و مروارید های چشمک زن ستارگان در افلاک و هم چنین حرارت حیات بخش تن همه ی جانداران و به هر نحو و نوع دیگر تجلی اهورا مزداست.(رجبی،1380،ج1،ص216)
پیروزی ایرانیان از هرچه تاریکی و ظلمانی و تیره است همواره نفرتی طبیعی داشته اند،از دیر باز پیروزی نهایی نور بر تاریکی یکی از خصایص اصلی دین قدیم ایران بوده است.(شایگان،1381،ص80).
گرما و سرما درست شبیه اعتقاد به ثنویت زرتشتی،در آیین های آتش افروزی سده،شب چله و چهارشنبه سوری بارز است(کرسنوولسکا،1382،ص295)
رمزهای آتش و نور به صورت چلیپای ساده و شکسته ،خورشید،ماه و ستاره تصویر می شده که بر سفال این سه مکان دیده می شود.نقش این رمزها بر ظروف سفالینی که بیشتر مواقع از گور مردگان به دست آمده رمز نخستین طرح روح در هاویه ظلمت ازلی است که نزد ایشان صورت مثالی برای غلبه بر کشمکش و شکاف میان ماده و مینو(روح)بوده است.کارکردهای این رمزها،در مقدس ترین مراسم وآیین ها ،اسطوره ها و باوره ای این مردم دیده می شود که در آن میان به مراسم تدفین و آیین های نوشیدن نوشابه های مقدس می توان اشاره کرد.

2-31 سه مرحله پیشرفت سفال(چلیپا،خورشید،ماه و ستاره):
از دوران قبل از تاریخ ،در هنر سفالگری فلات ایران فلات ایران تصویری به قدمت خود دنیا [چلیپا] ظاهر شده
نماد[رمز]چلیپای شکسته نخستین بار در سرزمین خوزستان یافته شده و آن زمان نیز به پنج هزار سال پیش از میلاد می رسد و آشکار می سازد که ریشه ای کهن در ایران زمین دارد و بسیار ژرف در اندیشه و تار و پود مردم راه یافته است(بختور تاش،1371،صص138تا139).
این رمزها گاهی به صورت نگاره خورشید،ماه،ستاره و آتش تصویر شدهاست عکس(2-33)سفال سیلک با نقش ستاره

عکس(2-34) سفال سیلک عکس(2-35) سفال تل باکون عکس(2-36) سفال با نقش شبه طبیعی

شایگان(1381،ص78)چلیپا را تصویری می داند که فضا را به چهار قسمت می کند و مرکز آن نقطه ی محور یک صلیب است.او با تکیه بر دانش روان شناسی اعماق می گوید که این هسته،نخستین طرح روح است از هاویه ظلمت ازلی. … این طرح به صورت پیاپی در همه تجلیات روح ایرانی [دیده می شود] به خصوص که تشکیل دهنده ی آن فضای مثالی که قبل و پس از اسلام عنصر غالب بر .. و هنر ایرانی بوده است.ابتدا در اوستا ،آن بهشت اقصای شمال،«وَرِجَمکرد» بود،بعد همان را باز در مرکز «خورنه»،آن جغرافیای شمالی …،در شمایل نگاری به شکل «فره ایزدی» می توان مشاهده کرد….یعنی گنبدی بر چهار پایه که در معابد زرتشتی روی آتشگاه را می پوشاند….در طرح های متحدالشکل بشقاب های ساسانی،مینیاتورها،باغ ها،قالی ها و مسجد های ایرانی با حیاط مرکزی و چهار ایوان؛دیده می شود…این همان است که متفکران ایرانی« اقلیم هشت» یا «عالم مثال» نامیده اند. عالمی که با حذف کشمکش آشتی ناپذیری که صورت را در برابر معنی وماده را در برابر روح،قرار می دهد؛محیطی میانه می افریند که در آن ارواح متجسد می شوند و اجسار صورتی مثالی می یابند(صص78تا79).
2-31-1 رمز چهار آخشیک
چلیپا رمز چهار آخشیک دانسته شده و به این دلیل بسیار گرامی بوده است. در ایران پیش از زرتشت…. آخشیگ های چهار گانه آتش ،باد،آب و آتش را گرامی و جاودانه دانسته اند و آن را به وجود آورنده ی گیتی و گرداننده ی نظام هستی می شمرده اند.پس پیشینیان این و شیوه اندیشه ی فلسفی را که هستی و کاینات از آخشیج های چهارگانه به وجود آمده(شاید پیش از پیشدایش خط)چنین نموده اند پیام رسای خود را به ما رسانده اند.از این رو است که هر شاخه چلیپا نماد این چهار آخشیک گرانمایه ی ارجمند و سازنده جهان است.

عکس(2-37)پیکره بز کوهی و چلیپا
2-31-2 رمزهای نور بر سفال ایران:
رمزهای آتش و نور که بر پیکره ی سفال های نجد ایران،نشان از توسل به این رمزها در آیین و مراسم مقدس می باشند.بیشتر آن ها از گورها یافت شده است.برخی به شکل مخروطی بوده که نمی توانسته بر نوک تیز قاعده ی خود،بر زمین استوار شود و برخی نیز بسیار نازک و ظریف ساخته شده که نمی توانسته در مصارف روزمره به کاربرده شود.به کارگیری رمزهای آتش و نور به صورت چلیپا،خورشید،ستاره و ماه بر بدنه ی سفال ها به تبرک و تقدیس خوراک و نوشابه ی مقدس یاری می رسانده و اگر منظور«ذخیره»غذا،آب،دارو یا نوشابه مقدس بوده ؛آن ها را از گزند پلشتی در امان نگه می داشته(یعنی این نقوش کارکرد جادویی داشته) همان کونه که خورشید در طبیعت و آتش به دست انسان این کار را انجام می دهد.ماه نیز دارای جادوی برکت و زایش و به ویژه نوزایی گیاهان و گیاهان دارویی است و شب ها با پدیدار ساختن شبنم و مدِ آب ها و نور و گرما بخشیدن ،رسیدن میوه ها را ممکن می ساخته؛کارکرد برکت و جادوی افزونی مواد داخل ظروف را می توانسته بر عهده گیرد.با توجه به اهمیت فراوانی که«ذخیره سازی» در شکل گیری نظام اجتماعی فرهنگی استقرار و تولید کشاورزی دانسته است می توان به کارکرد بسیار مهم رمزهای آتش و نور وچلیپا در این مرحله از زندگی آدمی در ایران زمین پی برد.کارکرد«ذخیره و نگهداری»با کارکرد«باروری و برکت»و هم چنین «درمانگر» در هم آمیخته و به هنگام مراسم آیینی،از سفالینه هایی که مملو از مواد ضروری زندگی یا خوراک و نوشابه ی مقدس بوده،استفاده می شده که بر بسیاری از آن ها رمزهای آتش و نور و چلیپا،بن مایه مکرر است.
به هنگام مرگ نیز برای غلبه بر شکاف انسان شناختی میان ماده و مینو؛جهان پایین و بالا از این رمزها با استفاده از سفال منقوش به طور پی در پی استفاده شده و با نهادن خوراک و نوشیدنی مقدس در گور مرده؛که بیشتر در کف خانه ها و در نزدیکی آتش خانه قرار داشته؛امکان زندگی جاوید برا ی وی فراهم می شده است.
عکس(2-38)سفال سیلک دوره سوم

در آن دوره برای ساخت سفال،آن ها را در دوره هایی به مدت طولانی در برابر خورشید قرار می دادند تا با این عمل جادویی،هم سفال خشک و محکم و هم تقدیس و پالوده گردد و نیروی زایا و فراوان گرما و نور خورشید را جذب کند،و در دوره های بعدی پس از این عمل در آتش و کوره نیز می نهادندکه با این کار جادو وکیمیا تکمیل می گشت و سفال بسیار محم می شد.این تغییر چنان بوده که خاک و آب و باد را به جنسی دیگر تبدیل می کرده که از هر چهار آخشیک برتر بوده است.این (جنس تازه)همراه با تصویر چلیپا بر خود ،به فضای میانه و رابطی با جهان نور و مثال،تبدیل می شده است.که می توانسته به جهان مردگان گرما و ن ر بخشیده و آنان را از حال مردن به جاودانی و بهشت سروری رهنمون سازد.
بی این ترتیب به هنگام شکل گیری باور به رستاخیز ،نور و آتش و چلیپا،کارکردروشنایی بخشی به جهان تاریک و ظلمانی را بر عهده گرفته اند و(رستاخیز)را ممکن می ساخته اند.به احتمال فراوان این رمزها کارکرد(وحدت بخشی و تمرکز)با اصل،ذات و همزاد را نیز برعهده داشته اند.که می توان آن ها را نقطه ی رجعت به ازل،اتصال جهان پایین به بالا و(وحدت)با عالم مثال دانست که به زیباترین شکل ها در رمز چلیپا به تصویر کشیده شده است.

عکس(2-39)چند نقش از رمزهای آتش ونوربر سفال های شوش،تل باکون و سیلک

2-32 فرهنگ عیلامی و باورهای مقدس عیلامی در رابطه با عنصر نور:
به نظر می رسد عناصر اصلی طبیعت (چهار آخشیک)نزد ایلامیان نیز محترم و مقدس شمرده می شده است.ایشان آتش و نور را گرامی می داشته اند به گونه ای که در کهن ترین نقش برجسته ایران در (کورنگون)با قدمتی حدود هزاره دوم پ.م محل خدایان وشاهان و زایران در برابر آتش بر پا شده(نقش برجسته کورنگان)در کول فره در ایذه با قدمتی حدود 700پ.م نیز نیایش در برابر آتش توسط شاه و اطرافیان در سنگ برجسته دیده می شود.

عکس(2-40)نقش برجسته کرنگون
ایشان خدای آتش موسوم به «نوسکو»را می پرستیدند که نیایشگاه آن در چغازنبیل یافت شده است.هم چنین به خدای «نهونته»یعنی خدای خورشید و «نپیر» یعنی خدای ماه اعتقاد داشتند(عکس،یک شاه ایلامی در چپ در برابر خدای خورشید«نهونته»)
عکس(2-41)یک شاه ایلامی در چپ در برابر خدای خورشید«نهونته»

ایلایمیان به زندگی پس از مرگ معتقد بوده اند«….مرده را بدون کفن زیر کلبه اش دفن می کردند.که این جا نیز همراه او کوزه ای نزدیک پاهایش دفن می شد….»(حریریان و همکاران،1377،ص149).
2-33 گاهشماری واختربینی در ایران:
گاهشماری و اختربینی پیشینه ای بسیار کهن و مقدس در ایران زمین دارد.این امور مقدس از یک سو با خورشید،ماه،ستارگان،صور فلکی و«چرخش بازگشتی جاودانه»آن ها و از سوی دیگر با چهار آخشیک مقدس از جمله آتش مربوط اند و این همبستگی و آمیختگی چنان است که رمزهای زندگی آدمی وکیهان را در شناخت هرچه بیشتر آن می دیده اندو بدین ترتیب گاهشماری و اختربینی با مراسم مقدس آیینی،جادویی و اسطوره ای پیوند ناگسستنی یافته است.چنین به نظر می رسد که گاهشماری منطبق با ماه،خورشید و گاهی هر دو،ارتباط نزدیکی با نوع فرهنگ مادی و معنوی مردمان باستان داشته است و ایشان با نگه داشتن و محاسبه زمان های مقدس«بازگشت جاودانه»با اتکا به خورشید،ماه و صورفلکی،در (جشن ها)و(نوروزهایی)بسیار مقدس،به تنظیم امور کشاورزی(کاشت،داشت،برداشت،نگه داشت)و دامپروری(زمان های رفتن و بازگشتن به کوچ،جفت گیری حیوانات اهلی،پرواربندی و …)سپس به مصرف محصولات تولیدی؛پرداخته و از دیگر سو با جدایی گزینی از آن چه که کهنه،تیره ،سرد ومرده بوده است؛مناسک و مراسم گذار را طی کرده وبا پیوستن به نو وتازه،باز آفرینی و نوزایی،برکت و افزونی را خواستار می شده اند.اقوام باستانی چون ایرانیان همواره سعی در تکرار و باز آفرینی جهان خویش داشته اند و این کار را با برانداختن زمان گذشته و ساختن زمانی نو به انجام می رسانده اند.

2-34 گاهشماری درعیلام:
کشف یک لوحه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره باغ ایرانی، جهان شناسی، میترائیسم، عرفان و تصوف Next Entries منابع پایان نامه درباره اهورامزدا، آیین زرتشت، ایران باستان، قانون اساسی