منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، اقتصاد کشور، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

کشورهاي فرامنطقه اي که نماينده آن را بايد ايالات متحده آمريکا دانست، در اين حوزه حضور يافته و در اين منطقه بطور گسترده اي در ابعاد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و حتّي نظامي به فعاليت پرداخته و مي پردازند؛ به طوري که اين امر پس از استقلال اين کشورها باعث فراهم آمدن شرايطي خاص، هم بر جمهوريهاي آسياي مرکزي و هم براي کشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي مذکور در منطقه شده است. اما آنچه از ميان اين بازيگران مذکور در بالا در اين پژوهش مورد تاکيد قرار گرفت، شامل سه کشور اثرگذار عمده در منطقه آسياي مرکزي، يعني جمهوري اسلامي ايران، روسيه و ايالات متحده آمريکا، بود. در درجه نخست و بر اساس يافته هاي فصول سوم و چهارم از اين پايان نامه، مهمترين عاملي که هر سه کشور را در منطقه در ميان اهداف و زمينه هاي حضور و نقش آفريني هر يک به هم پيوند مي زند، عامل “موقعيت جغرافيايي است” و آنچه دو کشور روسيه و ايالات متحده را رو در روي هم قرار مي دهد علاوه بر موقعيت جغرافيايي، عامل “ويژگي هاي اقتصادي” نيز هست. همچنين بر اساس يافته هاي سوم و چهارم، از زمان به استقلال رسيدن کشورهاي آسياي مرکزي در دهه 1990 م. هر يک دو کشور ايالات متحده و روسيه در تلاش بوده اند تا با دستيابي به اهداف خود در اين حوزه، بتواند به حداکثر منافع سياسي- جغرافياي، اقتصادي و استراتژيک خود در ارتباط با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي دست يابند. از اين رو هر دو کشور روسيه و ايالات متحده آمريکا با اهداف و دلايل استراتژيکي، اقتصادي و جغرافيايي – سياسي و به منظور حصول دستيابي به نقش آفريني بيشتر و کسب نفوذ که به منظور پيگيري منافع بيشتر در منطقه و حذف طرف مقابل از منطقه صورت مي گيرد، خواهان حضور روز افزون خود در آسياي مرکزي بوده و هستند، که اين امر منجر به شکلگيري مناسباتي از رقابت ميان اين دو کشور در صحنه منطقه آسياي مرکزي شده است. به نظر مي رسد که اين رقابت که از زمان استقلال تا زمان کنوني ادامه داشته است، به دليل اهميّت منطقه و رغبت سياستمداران به هر دو کشور، همچنان ادامه داشته باشد. اين شرايط، علاوه بر اثربخشي بر شرايط حاکم بر کشورهاي اين حوزه، بر چگونگي نفوذ هر يک از دو کشور در منطقه آسياي مرکزي از يک طرف و بر ميزان و چگونگي موضع گيريهاي هر يک از جمهوري هاي منطقه نسبت به هر يک آنها از طرف ديگر موثر بوده است و اين نه تنها بر تامين و حصول منافع هيچ يک از دو کشور سودمند نبوده است، بلکه در اتخاذ بعضي از سياستها و اهداف که بر خلاف منفعت و مصلحت منطقه آسياي مرکزي بوده است، منجر شده است. علائق روسيه و ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي را مي توان در ابعاد ژئوپليتيک، ژئواکونوميک و ژئواستراتژيک مورد بررسي قرار داد. شناخت دلايل حضور ايالات متحده و روسيه در آسياي مرکزي و تحليل آنها، مي تواند درک بهتري را براي مطالعات ژئوپليتيک اين حوزه و در نتيجه پاسخگويي به سئوال اول اين پايان نامه فراهم مي آورد. دو عامل اساسي شرايط خاص جغرافيايي منطقه از حيث موقعيت جغرافيايي و اهميت اقتصادي اين حوزه از جمله نخستين زمينه هاي سياسي – جغرافيايي در توجّه اين کشورها به اين منطقه بوده است. در وهله اول، پس از استقلال مجموع کشورهاي آسياي مرکزي از اتحاد جماهير شوروي، روسيه بر اساس اصل موقعّيت جغرافيايي اين منطقه و تفکّر نشات گرفته از آن، آسياي مرکزي را خارج نزديک خود قلمداد مي کند و بر اساس اين نوع سياستهاي خود را در قبال منطقه بر همين اساس شکل داده اند. به عبارتي سردمداران اين کشور نيازمند توجّه خاص به ژئوپليتيک روسيه در ارتباط با آسياي مرکزي بوده و هستند. در اين راستا، نوع موضع گيريهاي اين کشور علاوه بر عامل ژئوپليتيک، محصول شرايط تاريخي اين منطقه که جزء سرزميني اين کشور بوده است، شکل گرفته است. از اين روست که از نيمه دهه نود قرن بيستم، با آغاز سمتگيري دستگاه ديپلماسي اين کشور درباره آسياي مرکزي، آنها مسئله ثبات در اين منطقه را پيش کشيدند و بدين وسيله حضور “ديگران” را در اين حوزه موجبات اخلال در امنيّت در منطقه آسياي مرکزي قلمداد مي کردند. از اين رو، سياست روسيه در سطح منطقه اي در آسياي مرکزي، در چارچوب تلاش‌هاي آن براي حفظ ثبات منطقه‌اي و جلوگيري از کسب نفوذ خارجيان در کشورهاي آسياي مرکزي قابل فهم است. به عبارتي ديگر، روسيه با نگاهي امنيّتي به اين منطقه، اعتقاد دارد که حوزه آسياي مرکزي به عنوان خارج نزديک، همواره جزئي مهم در قسمت تحت نفوذ اين کشور است، به همين علّت روسيه سعي بر آن دارد تا با استيلاي کامل خود بر اين منطقه از روابط نزديک کشورهاي حوزه آسياي مرکزي با ديگري که از نگاه کِرملين ايالات متحده است، جلوگيري نماييد. از ديدگاه روسيه حضور کشوري ديگر در منطقه مي تواند بر منافع ملّي روسيه آسيبي جديدي وارد آورد.
به عبارتي بهتر، روسيه به خوبي ميداند که حضور و نفوذ ايالات متحده در منطقه به معناي تضعيف نفوذ و نقش آفريني اين کشور در منطقه است. از اين رو، از هنگام فروپاشي شوروي، رهبران روسيه منطقه آسياي مرکزي را حوزه خارج نزديک مي دانستند و اين منطقه را عمق ژئواستراتژيک و ژئوپوليتيک خود محسوب مي کردند. از اين رو، روسيه تلاش کرده است ضمن بدست آوردن نقش برتر در آسياي مرکزي، حضور و نفوذ خود را تداوم بخشند تا از اين طريق بتوانند منافع ملّي خود را قبال جمهوري‌هاي استقلال‌يافته در آسياي مرکزي به دست آورند. علاقه روسيه به آسياي مرکزي را بايد در چند علّت جست و جو کرد: اولاً، با توجّه به اهميت راهبردي روسيه در اين منطقه (به لحاظ استراتژيک و ژئواکونوميک)، اين کشور منطقه آسياي مرکزي را قلمرو استيلاي خود مي دانند؛ ثانياً، با توجّه به وابستگي هاي اقتصادي کشوهاي اين حوزه به روسها بويژه در حوزه انتقال انرژي، روسها علاقمند هستند تا در منطقه نقشي فعّال را از آن خود کرده و از انتخاب مسيري ديگر به عنوان ترانزيت انرژي جلوگيري کند. از طرفي ديگر قابل توجه است که ايالات متحده آمريکا دارا فاصله جغرافيايي زيادي با کشورهاي منطقه آسياي مرکزي است و اين امر براي روسها يک امتياز جغرافيايي محسوب مي شود. علاوه بر موقعيّت جغرافيايي، روسيه خواهان کسب امتيازات اقتصادي خود در منطقه، علاوه بر انحصاري سازي مسير ترانزيتي براي انرژي است. از آن جهت که مجموع اقتصاد کشورهاي منطقه به صورت توسعه نيافته عمل مي کند، روسها خواهان فروش عمده کالاهاي خود در منطقه و تبديل اين منطقه عظيم با جمعيّت فراوان آن به بازار مصرف کالاهاي روسي است تا جدا از امتياز انحصاري سازي مسير ترانزيت انرژي، بتواند با فروش کالاهاي خود زمينه وابستگي اين منطقه را به خود با توسل با عامل اقتصاد تکميل کند. از طرف ديگر، آنچه که باعث شده است تا از همان ابتداي استقلال کشورهاي آسياي مرکزي پاي ايالات متحده آمريکا به منطقه کشيده شود، موقعيّت جغرافيايي – راهبردي اين منطقه در قبال کشورهاي همسايه منطقه که با ايالات متحده آمريکا داراي روابط غير دوستانه هستند و هژمون آمريکايي را به چالش مي کشند است؛ يعني: جمهوري اسلامي ايران که داراي اهدافي انقلابي و ضد استکباري با ايالات متحده آمريکا است، جمهوري خلق چين در بعد اقتصاد و در سطح جهاني ايالات متحده را به چالش مي کشد و روسيه به عنوان قدرت رو به پيشرفت که داراي منافعي برخلاف منافع ايالات متحده در سطح جهان است. همانطور که در فصل چهارم نيز مورد تحليل قرار گرديد، در درجه نخست، مهمتر – ين هدف ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي رقابت اين کشور با روسيه به عنوان کشور زاده شده از اضمحلال شوروي سابق و جمهوري اسلامي ايران است. در اين ارتباط، ايالات متحده آمريکا مهمّترين هدف خود را در منطقه آسياي مرکزي جلوگيري گسترش نفوذ روسيه و جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه مي داند و اين هدف را به دقّت در سياستهاي خود پيگيري مي کند و ممانعت از نفوذ هر يک از اين دو قدرت همسايه را در ميان دولتها و حتّي در ميان مردم کشورهاي منطقه را وجهه همّت خود قرار داده است. علاوه بر آن، در بُعد اقتصادي اين کشور تلاش مي کند تا از استفاده مسير سرزميني روسيه يا جمهوري اسلامي ايران براي انتقال مسيرهاي انتقال انرژي به بازارهاي مصرف جلوگيري کند و از مسير ترکيه به عنوان بهترين مسير ترانزيتي انرژي جمهوري هاي آسياي مرکزي به جهات خارج معرفي نمايد. همچنين ايالات متحده در عصر کنوني که به دوران ژئواکونومي و برتري عامل اقتصاد بر نظاميگري در رقابتهاي ژئوپليتيکي نامگذاري شده است، بر منابع انرژي نفت و گاز درياي خزر – به عنوان قلب دوم تپنده انرژي در جهان پس از خليج فارس در نظريه بيضي انرژي جفري کمپ – توجّه ويژه اي دارد؛ حضور شرکتهاي نفت و گاز اين کشور در آسياي مرکزي نشان دهنده اهميّت انرژي در سياست خاري ايالات متحده آمريکاست. از اين روست که اولويت سياست خارجي اين کشور در منطقه در درجه نخست مقابله با روسيه و چين (اهميّت موقعيت جغرافيايي) و سپس منافع اقتصادي حاصل از حضور در منطقه آسياي مرکزي است. اين کشور براي تامين منافع خود در آسياي مرکزي علاوه بر اهداف ژئوپليتيکي و ژئواکونوميک مشروح در بالا، اهداف ديگر را دنبال مي کند که مي توان آنها چنين برشمرد: علاقه ايالات متحده بر برتري خواهي (سلطه) بر مناطق استراتژيک جهان که پس از اضمحلال شوروي قوّت گرفت، ارائه الگوي حکومتي مورد نظر خود در کشورهاي منطقه آسياي مرکزي (نظير ترکيه) درباره دشمني با جمهوري اسلامي ايران و … . در بعد ژئوپليتيکي اين کشور تلاش خود را بر نفوذ بر مناطق ويژه جهان علي الخصوص منطقه آسياي مرکزي در ارتباط با رقابت با روسيه و جمهوري اسلامي ايران مورد توجه قرار داده است. همچنين اين کشور، بر مبناي استراتژي خود بعد از اضمحلال شوروي و در اهداف ژئواستراتژيک، در ابتدا تلاش نمودند تا از گسترش تسليحات هسته اي توسط کشورهاي وارث سلاح هسته اي در منطقه و جلوگيري کنند و در ادامه با ايجاد پايگاه هاي نظامي در اين منطقه به منظور پشتيباني از جنگ افغانستان ادامه يافت. همانطور که در فصل چهارم از اين پايان نامه نيز بيان گرديد، دستيابي به اين اهداف، باعث بروز اختلاف و رقابت بين ايالات متحده آمريکا و روسيه ‌شده است؛ رقابتي که ريشه هاي آن را مي توان در جنبه هاي ژئوپليتيکي و ژئواکونوميک منطقه آسياي مرکزي مورد بررسي قرار داد. بر اين اساس و با توجّه به اين نکاتي که در فصل سوم و چهارم از اين پايان نامه درباره منطقه شناسي آسياي مرکزي و ابعاد اهميت آن در عرصه بين الملل و همچنين رويکردهاي هر يک از دو کشور روسيه و ايالات متحده آمريکا در اين منطقه وجود داشته و دارد که مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند، فرضيّه اول از اين پايان نامه که عبارت بود از “ويژگي هاي اقتصادي و موقعيت منطقه اي، از جمله

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره نفت و گاز، جهان اسلام Next Entries مقاله درباره افغانستان، وزارت امور خارجه، اقتصاد بازار، اقتصاد باز