منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، افغانستان، سپتامبر 2001، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

سخنراني رئيس جمهور اين کشور صفر مراد نيازف، در ابتداي به استقلال رسيدن اين جمهوري درباره جهت گيري هاي کلان سياست خارجي اين کشور، در مجلس سخنراني گفت.

2 – 2 – 4 – 4 حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه در منطقه آسياي مرکزي و مسئله ترانزيت و عمق استراتژيکي جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه از يک سو مسئله محصور بودن در خشکي و آنتروپي بالاي کشورهاي آسياي مرکزي و از سويي ديگر مزاياي مسافت راه و امنيّت، کشورهاي منطقه آسياي مرکزي را براي دسترسي به آبهاي آزاد و انتقال و فروش انرژي خود به کشورهايي همسايه اين منطقه نيازمند کرده است. همچنين مسائل مربوط به زيست‌محيطي و هزينه هاي گزاف آن، انتقال خط لوله‌ي ترانزيت انرژي از بستر درياي خزر را مشکل مواجه ساخته است. همانطور که در همين فصل از اين پايان نامه نيز بيان گرديد، راه هاي گوناگوني براي مسير ترانريتي انرژي و آبهاي آزاد براي مجموع کشورهاي آسياي مرکزي وجود دارد. راه عبوري از خاک جمهوري اسلامي ايران به دليل کوتاهي، امنيّت به صرفه ترين مسير عبوري در ميان ساير راههاي موجود بوده است. اما به دليل عدم تمايل ايالات متحده آمريکا و تاکيد روسيه بر راههاي انتقال انرژي خود که باقي مانده از دوره شوروي هستند، خواستار انحصارگري خود در حوزه‌ي صادرات نفت و گاز منطقه است. چنانچه پيشتر نيز توضيح داده شد، مهمترين محدوديت ايحاد شده در منطقه بر ضد ايران مخالفت امريکا با احداث خط لوله نفت وگاز از طريق ايران است. بسياري از کارشناسان و تحليل گران، مسير ايران را مطلوب ترين راه براي انتقال نفت و گاز منطقه به بازارهاي جهاني ارزيابي مي کنند. برخي در اين زمينه تاکيد مي کنند که “در آينده، ايالات متحده بايد سياست خود را درباره ايران دوباره مورد ارزيابي قرار دهد. هم در درياي خزر و هم در خليج فارس، ايران نقش وسيعي در توسعه و صدور ذخاير انرژي منطقه دارد. در واقع، تقريباً يک مسئله آشکار ميان کارشناسان نفتي غرب از لحاظ تخصص سخن مي گويند اين است که مسير ايده آل براي خط لوله نفت درياي خزر، ايران است” (رنجبر، 1378: 222). البته قابل ذکر است که مخالفت هاي ايالات متحده در باره مسير ترانزيتي انرژي از مسير جمهوري اسلامي ايران يا تاکيد روسيه بر مسير ترانزيتي خود به معناي عدم رغبت کشورهاي اسياي مرکزي براي استفاده از مسير جمهوري اسلامي نيست بلکه امکان استفاده تام و تمام مجموع کشورهاي آسياي مرکزي از مسير ترانزيتي جمهوري اسلامي ايران فراهم نشده است و يا به معناي حذف مسير ترانزيتي جمهوري اسلامي ايران نبوده است. در ژوئن 1995 ترکمنستان قرارداد سه جانبه اي را با ايران و ارمنستان براي گسترش بازرگاني از راه زميني ميان سه کشور امضا کرد. ماه مارس همان سال شاهد افتتاخ عمليات ارتباطي ميان شبکه راه آهن آسياي مرکزي با راه آهت ايران بود. اين شبکه راه آهن در مارس 1996 به هم وصل شدند. گسترش همکاريهاي ماوراء مرزي به تاسيس لوله هاي گازرساني جديدي ميان دو کشور منجر شد که کار تاسيس آن در دسامبر 1997 از سوي رئيسان جمهوري ايران و ترکمنستان آغاز گرديد (مجتهدزاده، 1389: 183). از اين رو، جمهوري اسلامي ايران بر اساس وجود علقه ها و منافع منطقه اي خود، ضمن انتقال گاز ترکمنستان، بخشي از نيازهاي خود در شمال را از طريق سواپ گاز ترکمنستان تأمين کند و در مقابل، گاز فروشي ترکمنستان را به خريداران تحويل دهد. اين درحالي است که جمهوري اسلامي ايران بر اساس امتياز موقعيت ژئوپليتيکي خود، علاوه بر انتقال انرژي کشور همسايه ترکمنستان، به انتقال نفت کشور قزاقستان که دورترين کشور از کشورهاي آسياي مرکزي به جمهوري اسلامي ايران است نيز مبادرت مي ورزد. اين مسئله، اولاً ضمن فراهم آوردن درآمدهاي ترانزيتي براي کشورمان و ممانعت از ايجاد هزينه‌هاي اضافي در زمينه‌ي انتقال گاز به شهرهاي شمالي مي‌شود، ثانياً با افزايش علقه ها و همکاريهاي فيمابين جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي آسياي مرکزي، باعث بالاتر رفتن وجهه و در نتيجه افزايش نفوذ کشورمان مي شود. از طرف ديگر، کشور جمهوري اسلامي ايران از جمله نخستين کشورهاي جهان بود که با به رسميّت شناختن استقلال کشورهاي آسياي مرکزي و موجوديت آنها بر روي نقشه سياسي جهان، نسبت به احداث سفارتخانه و همچنين تعيين سفرا مبادرت ورزيد. که اين امر در ارتقاء وجهه جمهوري اسلامي ايران، نقش والايي داشته است. اين شرايط براي کشور ترکمنستان به عنوان همسايه هم مرز به جمهوري اسلامي ايران فوق العاده اهميّت دارد. کشور جديدي که سربرآورده است تا نماينده توران باستاني و ترکستان تاريخي در قرن بيست و يکم باشد، روابط خود را با ايران بر اساس درک اهميت همکاري ماوراي مرزي آغاز کرده است. چندين قرارداد دوستي و همکاري اقتصادي ميان ايران و جمهوري نويني امضا شده است که که به جاي توران کهن و شوروي عصر مدرن در شمال باختري ايران قرار گرفته است. ايران و ترکمنستان مکمل هاي ژئوپلتيک يکديگرند. روند رو به رشد توسعه روابط اين دو در دهه گذشته و ثبات همراه با آرامش استراتژيک در مرزها، دلايل ملموسي براي اين ادعا است. اما علي رغم اين ادعا منافع متعدد و مشترک دو جانبه، ترسيم چشم انداز و دورنماي درازمدت اين روابط بدون در نظر گرفتن چالش هاي موجود، مشکل است. خوشبختانه نقش و عملکرد چند منبع مهم تنش، که در عين حال مي توانند زمينه هاي ممتاز همکاري نيز محسوب مي شوند، نوع و سطح روابط دو کشور را در آينده تعيين خواهند کرد. منابع تنشي چون: امتداد جغرافيايي قوم ترکمن ها در دشت ترکمن، نياز شديد ترکمنستان به رودهاي وارده از خاک ايران، علائق ژئوپلتيک دو کشور بويژه در زميته استفاده معبري، رژيم حقوقي درياي مازندران و کارکردهاي مرز (کريمي پور، 1379: 135).

نتيجه گيري:
حوزه آسياي مرکزي را مي توان ادامه جغرافياي انساني و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در آنسوي مرزهاي شمال خاوري اين کشور دانست چرا که اين منطقه با جمهوري اسلامي ايران داراي اشتراکات تاريخي طولاني و ژرفناي عميق فرهنگي است و کشورهاي آن تا قبل از انعقاد معاهده آخال در دوره قاجار جزئي از ايران محسوب مي شدند. آسياي مرکزي در قرن نوزدهم م. به دليل موقعيّت خاص خود در “بازي بزرگ” (که مابين رقابتهاي روس و انگليس انجام شد) مورد توجّه قرار گرفتند و اکنون در “بازي بزرگ جديد” علاوه بر موقعيّت جغرافيايي، انرژي (ابعاد اهميّت ژئوپليتيک و ژئواکونومي آسياي مرکزي) نيز توجّه کشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي همچون چين، ترکيه، روسيه و ايالات متحده (بويژه دو قدرت اخير) را به اين سو معطوف کرده است زيرا به نظر مي رسد که هر دو کشور ايالات متحده آمريکا و روسيه که توانايي اثربخشي بيشتري را در حوزه آسياي مرکزي دارند. از اين رو، در اين پايان نامه که با موضوعيّت حضور دو کشور در آسياي مرکزي است، سعي شد تا علائق هريک مورد شناسايي و ارزيابي قرار گيرند. در نخستين گام، ايالات متحده در تلاش است تا ضمن حضور در منطقه از نفوذ روسيه و همچنين جمهوري اسلامي ايران در منطقه آسياي مرکزي جلوگيري به عمل آورد و در ادامه از ترانزيت انرژي حوزه آسياي مرکزي از خاک سرزميني هر دو کشور مذکور ممانعت به عمل آورد. همچنين اين کشور تلاش مي کند تا با نفوذ اقتصادي بر کشورهاي اين حوزه، بتواند دامنه مقبوليّت خود را در ميان دولتهاي منطقه افزايش دهد که نمونه آن را مي توان در حضور شرکتهاي مربوط به نفت و گاز ايالات متحده آمريکا را مشاهده نمود. علاوه بر آن، منطقه آسياي مرکزي از لحاظ ژئواستراتژيک نيز اهميّت فوق العاده اي براي ايالات متحده آمريکا دارد، زيرا اين منطقه به عنوان منطقه پشتيباني کننده براي نيروهاي نظامي ايالات متحده در افغانستان به حساب مي آيند. اين در حالي است که روسيه آسياي مرکزي را به حوزه “خارج نزديک” يا “منطقه حيات” خود مي پندارد و از نفوذ ديگري (آمريکا) در اين منطقه احساس خطر مي کند و علاقمند است تا مسير سرزميني اين کشور به عنوان مسير ترانزيتي انرژي کشورهاي آسياي مرکزي مورد استفاده قرار گيرد. علاوه بر آن در حوزه اقتصادي، اين کشور با توجّه به جمعيت بالاي منطقه، علاقمند به فروش کالاهاي روسي است و مي خواهد بازار مصرفي اين کشورها را به دست آورد. اگرچه از يک سو پيوند هاي اقتصادي کشورهاي آسياي مرکزي با روسيه و از سويي ديگر بُعد مسافت کشورهاي آسياي مرکزي نسبت به ايالات متحده آمريکا تا حدودي به سود روسيه بوده است؛ در بعضي از مقاطع زماني، دولتهاي آسياي مرکزي با توجّه به شرايط خاص بين المللي، گرايشات غربي داشته اند و مناسبات خاصي را به ايالات متحده داشته اند؛ مانند دوره زماني پس از 11 سپتامبر 2001 ميلادي و ايجاد پايگاه هاي نظامي همچون خان آباد و ماناس در آسياي مرکزي به منظور پشتياني از جنگ افغانستان. البته بايد دقّت داشت که در مقاطعي پس از استقلال، بر اساس دو عامل شرايط خاص زماني و نوع سياستهاي دولتهاي برآمده در منطقه، گرايشهاي متنوّع در ميان دولتهاي آسياي مرکزي در قبال ايالات متحده آمريکا و روسيه وجود داشته است. اين در حالي است که جمهوري اسلامي ايران به عنوان همسايه جنوبي کشورهاي آسياي مرکزي داراي بيشترين اشتراک در حوزه فرهنگي با اين کشورها بوده و در طول طولاني ار تاريخ، اين کشورها جزئي از ايران به حساب مي آمدند و پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از نخستين کشورهاي بود که استقلال اين کشورها را به رسميّت مي شناخت و مناسبات خود را بر اساس احترام با اين کشورها برقرار مي ساخت. بررسي مناسبات و همکايهاي فيمابين جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي آسياي مرکزي در سه حوزه اقتصادي فرهنگي و سياسي که در اين فصل به آنها پرداخته شد، مويد همکاريهاي بالاي اين کشوره و جمهوري اسلامي ايران است. ايجاد همگرايي منطقه اي متشکل از کشورهاي منطقه و جمهوري اسلامي ايران با نقش آفريني بالاي منطقه اي، استفاده از مسير ايران براي ترانزيت انرژي و دسترسي به آبهاي آزاد از جمله علائق جمهوري اسلامي ايران در آسياي مرکزي محسوب مي شود. از ديگر سو، مي توان نوعي از تعارض و تضاد را در علائق و اهداف هر سه کشور ايالات متحده آمريکا، روسيه و جمهوري اسلامي ايران که در اين پژوهش نيز بيان گرديدند مشاهده نمود. به عبارت ديگر، بعضي از علائق و منافع کشورهاي مذکور، با بعضي ديگر از علائق و منافع کشور ديگر دچار تضاد هستند و يکديگر را با چالش مواجه مي کند. به نظر مي رسد که اين امر در روابط و مناسبات کشورها امري محتوم و ناگزير باشد؛ چرا که هر کشور مناسبات خود را چه در عرصه جهاني و چه در عرصه بين المللي بر اساس منافع ملّي خود برقرار مي سازد. علاقه هر دو کشور بر تسلّط بر منطقه و حذف طرف مقابل از صحنه رقابت آسياي مرکزي، اهداف اقتصادي مخصوص هر دو کشور به خود و استفاده از بازار منحصربفرد براي تامين منافع اقتصادي خود درمنطقه، استقرار پايگاه هاي نظاميِ ايالات متحده در منطقه به عنوان تضادهاي علائق

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره ماوراءالنهر، قرن نوزدهم، انقلاب اکتبر، وزارت امور خارجه Next Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، استان گلستان، حوزه نفوذ، افغانستان