منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، استان گلستان، حوزه نفوذ، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

ايالات متحده آمريکا و روسيه محسوب مي شود. علاقه ايالات متحده به جلوگيري از نفوذ جمهوري اسلامي ايران در منطقه. علاقه ايالات متحده به ممانعت عبور مسير ترانزيت انرژي منطقه از خاک سرزميني جمهوري اسلامي ايران، علاقه ايالات متحده از ايجاد نظام هاي دمکراتيک اسلامگرا نظير جمهوري اسلامي در منطقه، علاقه ايالات متحده به فعاليّت اقتصادي در حوزه نفت و گاز و با ايجاد استقرار شرکتهاي مربوطه در منطقه نيز به عنوان تضاد علائق ميان ايالات متحده آمريکا و جمهوري اسلامي ايران در آسياي مرکزي به حساب مي آيد. با توجّه به يافته هاي تحقيق درباره روابط و مناسبات جمهوري اسلامي ياران و کشورهاي آسياي مرکزي در سه حوزه اقتصادي، فرهنگي و سياسي حضور ايالات متحده و روسيه مي توان دريافت که حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه در آسياي مرکزي باعث اثرات سوء بر جمهوري اسلامي ايران مانند کاهش ترانزيت نشده است. علاوه بر آن، همانطو که در اين فصل به آن پرداخته شد، از زمان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي تا کنون و با استقلال کشور ترکمنستان، اين احتمال که به دليل انبساط قوم ترکمن که در استان گلستان زندگي مي کنند و هم مرز بودن اين استان با کشور تازه تاسيس ترکمنستان، امکان چالش هاي مرزي عليه جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، رد شد. زيرا هيچ گونه تحرّک قومي از سوي قوم ترکمن که منجر به تحديد مرزي عليه جغرافياي سياسي جمهوري اسلامي ايران شود – که متاثر از حضور ايالات متحده يا روسيه باشد – صورت نگرفته است.

فصل پنجم: ارزيابي فرضيات، نتيجه گيري و پيشنهادات

فرضيات پايان نامه: اين پايان نامه، در پي پاسخگويي به دو سئوال اساسي درباره ژئوپليتيک آسياي مرکزي به عنوان يک منطقه حسّاس که بازي بزرگ در آن در حال جريان است و مي تواند اثرات خاصي بر ميزان و حوزه نفوذ جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه داشته باشد، است؛ اول: عوامل ژئوپليتيک موثر بر حضور ايالات متحده آمريکا و روسيه در آسياي مرکزي چه مي تواند باشد؟ براي اين سئوال يک فرضيه تعريف شد: ويژگي هاي اقتصادي و موقعيّت منطقه اي، از جمله عوامل موثر در حضور ايالات متحده و روسيه در آسياي مرکزي است. در واقع، واژه “ويژگيهاي اقتصادي” مفروض در اين فرضيه اشاره به اصل ژئواکونومي (اقتصاد- زمين) دارد که به عنوان يک اصل انکارناپذير در مطالعات ژئوپليتيکي جديد در دوران پس از جنگ سرد و پايان اضمحلال شوروي محسوب مي شود؛ مانند وجود منابع و معادن زيرزميني موجود در يک منطقه يا يک کشور که بتواند سياستهاي منطقه اي يا جهاني را تحت تاثير قرار دهد. “موقعيّت” اشاره به عاملِ اول در مطالعات مربوط به مجموعه عوامل ثابت ژئوپليتيکي دارد که به چگونگي قرارگرفتن يک نقطه بر روي سطح زمين (موقعيّت نسبي و موقعيت مطلق) اشاره دارد. موقعيّت جغرافيايي از اين حيث در مطالعات ژئوپليتيکي اهميت فراواني دارد که جايگاه مخصوصي در تعيين سياست هاي اتخاذ شده از سوي يک کشور چه در عرصه منطقه اي و چه در عرصه بين المللي دارد بطوري که مي تواند در تعيين سياستهاي آن کشور را در مناسبات بين الملل اثربخش باشد؛ در اين ارتباط مي توان دو کشور جمهوري اسلامي ايران را با کشوري همچون مغولستان مورد توجّه قرار داد. در اين سئوال ميزان اثر پذيري حضور دو کشور ايالات متحده و روسيه از دو عامل مذکور در ارتباط با منطقه آسياي مرکزي مورد توجّه قرار گرفته است. سئوال دوم اين پژوهش عبارت بود از: حضور روسيه و ايالات متحده چه چالش هايي بر امنيّت جمهوري اسلامي ايران دارد؟ فرضيه اي که براي اين سئوال مطرح شد، از اين قرار است: حضور روسيه و ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي باعث نتايجي مانند کاهش ترانزيت و عمق استراتژيک و چالشهاي مرزي عليه ايران مي شود. جمهوري اسلامي ايران از همان آغازين روزهاي استقلال کشورهاي آسياي مرکزي، مناسبات خود را بر اساس احترام به کشورهاي تازه استقلال يافته مسلمان سامان داد به طوري که داراي روابط خوبي با اين کشورها بوده است و هم در ميان مردم و هم در ميان دولتمردان آسياي مرکزي داراي وجهه مناسبي بوده و هست. علاوه بر اين، کشورهاي منطقه آسياي مرکزي پس از استقلال بخاطر آنتروپي بالا، به لحاظ جغرافيايي به کشورهاي همسايه خود وابسته بوده اند که جمهوري اسلامي ايران به دليل امنيّت مسير ترانزيتي و کوتاهي مسير به درياهاي آزاد نسبت به ساير مسيرهاي موجود، اولويت بيشتري درميان ساير همسايگان داشته است؛ همچنين به دليل پيونهاي عميق فرهنگي و تاريخ مشترک طولاني، علاوه بر روابط و مناسبات فيمابين حسنه، ميزان مقبوليت جمهوري اسلامي ايران را در ميان دولتمردان آسياي مرکزي بالاتر برده است. از ديگر سو، تشکيل کشور ترکمنستان در آنسوي رود اترک که در ادامه جغرافياي انساني قوم ترکمن اُستان گلستان در آن سوي رود تشکيل شده است، حيات قوم ترکمن را مورد توجّه قرار داده است. در سئوال دوم از پايان نامه، ميزان روايي حضور روسيه و ايالات متحده بر شرايط مذکور در سطور بالا مورد سنجش قرار گرفته است.
ارزيابي فرضيات و نتيجه گيري: به منظور پاسخگويي به اين سئوالات اول و دوم پايان نامه، ناچار از بررسي عوامل جغرافيايي منطقه آسياي مرکزي و همچنين شرايط سياسي – جغرافيايي پس از استقلال اين کشورها هستيم. از اين روي، در فصل سوم از اين پايان نامه ضمن بررسي تاريخچه مختصري از دوره هاي تاريخي منطقه آسياي مرکزي، عوامل جغرافيايي – سياسي و ژئواکونوميک منطقه به طور کل و تک تک کشورهاي آسياي مرکزي به صورت جزئي مورد بررسي قرار گرفت و در فصل چهارم ضمن توضيح از ماهيّت بازي بزرگ، روند و ماهيّت بازي بزرگ جديد در منطقه آسياي مرکزي مورد تحليل قرار گرفت و زمينه هاي علائق و همچنين منافع هر يک از کشورهاي ايالات متحده آمريکا و روسيه و در ادامه علائق ژئوپليتيکي جمهوري اسلامي ايران در اين حوزه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. به هر حال، براي پاسخگويي به سئوالات مطروحه در اين پايان نامه بر اساس فصول دوم، سوم و چهارم، مي توان چنين نتيجه گيري کرد: اضمحلال اتحاد جماهير شوروي و شکلگيري جمهوري هايي تازه تاسيس در پايان قرن بيستم در مرزهاي شمال باختري و شمال خاوري جمهوري اسلامي ايران در دو منطقه قفقاز و آسياي مرکزي، از يک سو شرايط جديد و بسيار حسّاسي را براي جمهوري اسلامي ايران به عنوان کشوري که با جمهوريهاي اين مناطق داراي پيوندهاي تاريخي طولاني و همچنين همگرايي عميق فرهنگي است فراهم آورده است و از سويي ديگر اين مناطق براي ديگر کشورهاي همسايه اين دو منطقه، بالاخص روسيه به عنوان پيکره اصلي اين جمهوريها که از آن به استقلال رسيده اند، چالش هايي را ايجاد کرده است. از ميان دو منطقه پوياي ژئوپليتيکي آسياي مرکزي و قفقاز، منطقه آسياي مرکزي به علّت اهميّت ژئواکونوميکي در دوران معاصر و جريان يافتن “بازي بزرگ جديد” در حوزه جغرافيايي آن و همچنين به دليل ابعاد اهميت اين منطقه در زمينه هاي ژئواستراتژيک (حضور پايگاه هاي نظاميان ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي به علت جبهه پشتيباني کننده از جنگ افغانستان)، ژئواکونوميک (به دليل وجود ذخاير غني زيرزميني نفت و گاز) و ژئوپليتيک (به جهت حسّاسيت هاي ميان رقابت هاي ميان قدرتي و همچنين موقعيت جغرافيايي مهم بين درياي خزر و درياي سياه در حوزه اوراسياي جديد و جنوب سرزمين قلبي مکيندر)، از منطقه اي که براي چند دهه در دوره کمونيستها مورد غفلت جهاني قرار گرفته بود، به منطقه اي مورد توجّه براي کشورهاي بسيار در دوره جديد تغيير وضعيت داده است و اهميّت ويژه در برابر ساير همسايگان خصوصاً براي جمهوري اسلامي ايران داشته است. پس از اضمحلال اتحاد جماهير شوروي، به دليل اهميّت ژئوپليتيکي حوزه آسياي مرکزي، زمينه هاي رقابت در اين منطقه ميان بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي، تحت عنوان “بازي بزرگ جديد” فراهم شد که تا کنون نيز ادامه داشته است؛ اين رقابت از ظرفيت هاي بالقوّه اي را براي اثربخشي بر همسايگان منطقه آسياي مرکزي بويژه بر جمهوري اسلامي ايران داشته است. اين رقابت از زمان فروپا – شي شوروي در سال 1991 م. تا کنون (در ميانه سال 2013 م.) براي مدت بيست و دو سال ادامه داشته است و به نظر مي رسد که به علّت ابعاد اهميتي خاص خود، همچنان مورد توجّه کشورهاي منطقه و فرامنطقه (مورد تاکيد در اين پژوهش) باشد. از اين رو، در اين پايان نامه ضمن بررسي زمينه هاي حضور و علائق دو کشور آمريکا و روسيه در منطقه آسياي مرکزي، چالش هاي احتمالي آن بر جمهوري اسلامي ايران مورد بررسي قرار گرفت.
در اينجا و بر اساس يافته هاي اين پژوهش توجه به سه نکته اساسي در قبال حضور جمهوري اسلامي ايران، روسيه و آمريکا در آسياي مرکزي قابل توجه است: اولاً، کشورهاي جمهوري اسلامي ايران و روسيه داراي نزديکي استراتژيک در عرصه جهان محسوب مي شوند و در حوزه ژئوپليتيکي آسياي مرکزي در يک اصل (هدف) بسيار مهم، همپوشاني دارند و آن عبارتند از: “نارضايتي از حضور ايالات متحده آمريکا به منظور کسب منافع خود در منطقه آسياي مرکزي”، چرا که هر دو کشور به شدت از حضور نظامي نيروهاي آمريکايي در منطقه ناراضي هستند و نسبت به حضور طولاني مدت آمريکا در منطقه خوشبين نيستند. اين هدف مشترک مي‌تواند بر نزديکي روسيه و جمهوري اسلامي ايران در منطقه آسياي مرکزي منجر گردد. دوماً، جمهوري اسلامي ايران، از همان ابتدا و به دنبال استقلال کشورهاي آسياي مرکزي، به دنبال برقراري روابطي نزديک با کشورهاي آسياي مرکزي بوده است و همواره ايجاد ثبات منطقه اي همراه با عدم حضور اخلال آفرين قدرتهاي فرامنطقه اي را در منطقه دنبال مي کرده است که نمود عيني اين سياست در جنگ داخلي تاجيکستان مشخص شد. علاوه بر آن، جمهوري اسلامي ايران تلاش کرده است تا با اتخاذ اين سياست، امنيت مرزهاي خود را افزايش دهد و از برهم خوردن ثبات حاکم در مرزهاي شمال خاوري خود جلوگيري کند. سوماً، تسلّط بر جزء يا تعدادي از اجزاء به معناي تسلّط بر آن کل نيست. اگر آسياي مرکزي به مثابه يک منطقه جغرافيايي (کل) در نظر بگيريم، داشتن مناسبات خوب يا نفوذ بالا در يک يا دو کشور از جمهوري هاي اين منطقه به معناي تسلّط بر کل منطقه نيست، از اين رو نمي توان با داشتن نفوذ بالا در يک دو کشور در آسياي مرکزي ادعا کرد که آن کشور در مجموعه حوزه آسياي مرکزي داراي موفقيّت بالاتري نسبت به ساير بازيگران در اين منطقه است. از طر ف ديگر، همانطور که در اين پژوهش به طور مبسوط مورد بررسي قرار گرفت، به دليل ابعاد اهميت حوزه آسياي مرکزي از همان زمان استقلال اين جمهوري ها، بعضي کشورهاي منطقه نظير روسيه، ايران، ترکيه، چين و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، افغانستان، سپتامبر 2001، قرن نوزدهم Next Entries مقاله درباره نفت و گاز، جهان اسلام