منابع پایان نامه درباره نظریه تربیتی، قرون وسطی، ژئوپلیتیک

دانلود پایان نامه ارشد

وقایع تاریخی، حضور دولت های روسیه و انگلستان و رقابت و کشمکش بر سر این مناطق را برآورده از این خواستگاه می خواند و بر همین اساس اعتقاد داشت که سیاست دولت آمریکا باید به سمت این مناطق چرخش داشته باشد و یا حداقل تلاش خود را به کار گیرد تا از کنترل و تصرف این مناطق توسط قدرت های رقیب جلوگیری به عمل آید. (اطاعت،1385: 28).
4-12-2 نظریه قدرت دریایی
آلفرد تایر ماهان، دریاسالار امریکایی(1914-1840) مبدع قدرت دریایی و قائل به استراتژی دریایی برای کسب قدرت بود؛ این دیدگاه وی به عنوان خط مشی اساسی ایالات متحده امریکا قرار گرفت و تأثیر به سزایی بر نوع تفکرات دریایی کشورهایی همچون فرانسه، ایتالیا، روسیه، ژاپن (عزتی،1380: 54) گذاشت. آلفرد ماهان به عنوان افسر نیروی دریایی ایالات متحده امریکا با شناخت و آگاهی از فضاهای دریایی و اقیانوسی، برای حوزه های دریایی یک مجموعه ظرفیت های بالقوه و وسیع متصور بود که موجب شکل گیری قدرت دریایی و قدرت جهانی و کنترل و محاصره قدرت بری می شد. لذا به پیشنهاد ماهان برای تبدیل شدن یک کشور به قدرت دریایی، شرایط شش گانه ای لازم است تا بتوان به قدرت دریایی دست یافت.
موقعیت جغرافیایی کشور
ویژگی های طبیعی ساحل
گسترش ساحل یا طول ساحل و وسعت قلمرو
اندازه جمعیت
شخصیت ملی یا خصوصیات ملی
وضع سیاسی دولت.(حافظ نیا،1385: 235) و (عزتی، 1380، 57).
5-12-2 نظريه قدرت هوائي
مبدع تئوری قدرت هوایی که بر مبنای الگوي جغرافيايي- فضائي شکل گرفته الکساندر سورسکي6روسی بود که بر مبنای نقشه آزیموتال تئوری خود را با محوریت موضوع “هارتلند سورسکی”در سال 1950و در کتابی به نام “قدرت هوایي کليد بقا” ارائه داد. سورسکی اعتقاد داشت قدرت هوایی، مسلط بر قدرت های دريايي و زميني است و از همین رو حوزه های جغرافیایی- فضایی تحت پوشش دو کشور روسیه و امریکا را با ترسیم دو دایره مشخص کرد و منطقه تداخل قلمرو هوایی این دو کشور را که شامل سرزمین های اصلی بحران و کشمکش دو طرف در منطقه قطب شمال بود، به «هارتلند هوایی» نام گذاری کرد(عزتی،1380،74). سورسکی با بيان اهميت نقاط ديگر جهان از جمله آمريکاي لاتين و در بيان اهميت استراتژي هوايي اعتقاد داشت که آمريکاي لاتين تحت نفوذ و تسلط هوايي آمريکاي شمالي است و منبع بزرگ مواد خام و با ارزش براي صنايع آن قاره به حساب مي آيد. همين وضعيت را جنوب و جنوب شرقي آسيا و منطقه جنوب آفريقا براي شوروي دارند.(حافظ نیا،1385: 240) سورسکي در نهایت چنین نتيجه گيري مي کند که علاوه بر دو منطقه ای که تحت نفوذ قدرت هاي جهاني قرار دارد، منطقه سومي نيز وجود دارد که شامل منطقه آفريقاي شمالي و خاورميانه مي باشد و آن «منطقه تصميم» ناميده مي شود و اعتقاد داشت با تحت نفوذ قرار دادن اين محدوده، مي توان به تفوق هوايي و کنترل دريايي دست يافت. از ديدگاه استراتژيک منطقه خليج فارس نيز در محدوده منطقه تصميم قرار مي گيرد و از آنجايي که از ديدگاه سورسکي قطب شمال به عنوان منطقه هارتلند محسوب مي گردد مي توان منطقه خليج فارس را منطقه منازعه و درگيري دو ابرقدرت دانست.(عزتی،1380: 77).
6-12-2 سوئل بي کوهن؛ نظريه سيستم ژئوپليتيک جهان
مبدع تئوری سیستم ژئوپلیتیکی جهان سوئل بی کوهن جغرافی دان معاصر امریکایی است که تلاش نموده تا با یک یکپارچگی سلسله مراتبی به تبیین ساختار و قلمرو ژئواستراتژیکی دوگانه بپردازد و روابط مراکز قدرت درونی خود را شکل دهد( حافظ نیا، 1385، 34). کوهن تئوری ساختار ژئوپلیتیکی خود را در مقاله «جغرافيا و سياست در جهان تقسيم شده» و در دوره جنگ سرد در بین سال های (1973-1964) ارائه داد اما پس از جنگ سرد اصلاحاتی در آن به عمل آورد. در نظريه سوئل بي کوهن، سيستم جهاني به وسيله يک سري پيوند ها و مکانيزم هاي موازنه دهنده و متحرک، يکپارچگي خود را حفظ مي کند.کوهن در قالب اين سيستم الگوي توزيع قدرت، روابط قدرت بين اجزاي سيستم، سطح بندي سيستم، عوامل پويايي سيستم و ساختار فضائي سيستم را به شکل زير توضيح مي دهد( حافظ نیا، 1385: 35). این تئوری جزء بهترین تئوری هایی است که درباره ساختار فضایی تصمیم گیری های سیاسی ارائه شده است و طبق این تئوری جهان سیاسی خود به دو منطقه بزرگ ژئواستراتژیک تقسیم بندی می شود که هر یک دربرگیرنده چندین منطقه ژئوپلیتیک (مجتهدزاده، 1381،158)
13-2نظریه تربیتی در تاریخ آموزش و پرورش غرب
تاریخ تعلیم و تربیت نشان میدهد که از دیرباز دست کم در پارهای از تمدنها، مثل تمدن یونان باستان، تمدن اسلامی، یا تمدن جدید در عصر صنعتی و فرا صنعتی فعالیتها عملی تعلیم و تربیت در چهار چوب آموزههای نظری خاصی صورت گرفته که اهل فن آن را نظریه تعلیم و تربیت نامیدهاند .نظریههای تعلیم و تربیت نظم و انسجام و جهت میبخشند. افزون بر این، نظریه تربیتی تا حدودی نوع منش، شخصیت و صفاتی را که متعلمان باید دارا باشند و نیز نوع دانش و بینشی که شایسته است فراگیرند، تا حدودی مشخص میکند. نظریههای تعلیم و تربیت شباهت زیادی به نظریات متافیزیکی دارند. این قبیل نظریهها اولاً و با لذّات برای این پیشنهاد نشدهاند که در بوته عمل به دقت و تحت شرایط کنترل شده آزموده شوند. اما چنین ضعفی موجب بیارزشی نظریه تعلیم و تربیت نمیشود. به قول ارسطو از هر علمی باید به تناسب ماهیت آن انتظار قطعیت داشت. با این همه، نظریههای تربیتی در سطح ضعیفی توان پیشبینی پدیدههای تربیتی را دارا هستند. علاوه بر این، به صورت محدود و در ابعاد علمی ـ مخصوصاً در زمینههای یاددهی و یادگیری ـ میتوان فرضیههایی را در چارچوب نظریه تربیتی پیشنهاد و آزمایش کرد. اما باید دانست که حیطۀ تعلیم و تربیت وسیع است و دارای وجوهی است که به سهولت آزمایش پذیر نیستند.
جرالد گوتک7(1385). نظریههای تعلیم و تربیت را با توجه به خاستگاههای آنها تحت سه مقوله نامبردار شده است: 1) نظریه اشتقاقی، 2) نظریه به مثابه عکسالعمل، و 3) نظریه برخاسته از عمل. نظریههای اشتقاقی از حوزههای وسیعتر دانش و معرفت بشری مانند مکاتب و دیدگاههای فلسفی نشأت میگیرند. گاهی اوقات خود این فلسفهها، با قدری مسالحه، نظریه تربیتی خوانده شدهاند، هم چون نظریه تربیتی افلاطون در جمهوری. بعضی از نظریههای به اصطلاح اشتقاقی ممکن است در بیش از یک فلسفه ریشه داشته باشند مانند ماهیت گرایی که هم از ایدهآلیسم و هم رئالیسم بهرهگیری کرده است(گوتک، 1997: 380).
نظریههای عکسالعمل گونه یا واکنشی شامل مجموعهای از دیدگاهها، مفاهیم و اصول تربیتی است که به منظور مقابله با یک موقعیت خاص اجتماعی و اقتصادی به ظهور میرسند. مثالی که میتوان ارائه داد، نظریه”بازگشت به موضوعات بنیادی” در آمریکا است، این نظریه برای رویارویی با وضعیت نابسامان اجتماعی و اقتصادی جامعه امریکا پس از جنبشهای دانشجویی دهه 1960 پیشنهاد شد با این فرض که تصور میرفت بازگشت به این قبیل موضوعات به بهبود کارایی فکری و مهارتهای شغلی فارغالتحصیلان مخصوصاً در مقطع متوسطه کمک خواهد کرد.
نظریههای برگرفته از عمل به مجوعه مفاهیم، رویکردها، و اصول تربیتی گفته میشود که ارزش و اعتبار خود را در عمل به ثبوت رسانده باشند، مانند نظریه”مدارس کارآمد” که از پارهای اعمال و روشهای تربیتی موفق سرچشمه گرفته است. به این ترتیب نظریههای برخاسته از عمل، از راه تأمل در برخی شیوههای تربیتی که قرین موفقیت بودهاند و استنباط و استخراج اصول و معیارهای آنها شکل میگیرد.
در تقسیمبندی گوتک در ارتباط با تفاوت بین نظریه های اشتقاقی و واکنشی، نوعی درآمیختگی دیده میشود. این نکته البته درست است که برخی از نظریهها به صورت واکنشی ظاهر میشوند، اما این بدان معنی نیست این گونه نظریهها در معارف وسیعتر ـ فلسفه و ایدئولوژی ـ ریشه نداشته باشند. وآنگهی بعضی از نظریههای اشتقاقی میتوانند در عین حال واکنشی نیز تلقی شوند. نمونه بارز این نوع نظریهها پیشرفت گرایی از یک سو و ماهیتگرایی جدید از سوی دیگر است. اولی به مثابه نظریهای کودک محور در تقابل با دیدگاه سنتی تعلیم و تربیت پدید آمد، و دومی، در جهت عکس اولی، برای رفع مشکلات و نارساییهای ناشی از سهلانگاریهای تربیتی در مدارس کودک محور عرضه شد (گوتک، 1997: 397).
بوون و هابسون(1975) تقسیمبندی ساده دیگری از نظریههای تربیتی ارایه کردهاند. آنان این نظریهها را کلاً به دو نوع مبنایی و اصلاحی تقسیم میکنند. نظریههای مبنایی را شامل فلسفههای بنیادی مثل فلسفه افلاطون و ارسطو و جان دیویی و نظریههای اصلاحی را شامل آراء و افکار تربیتی کسانی مانند کمنیوس، پستالوزی، فروبل، هربارت و امثال آنان دانستهاند. معلوم میشود که این دو نویسنده نظریههای مبنایی را مختص بنیانگذاران آراء و افکار فلسفی میدانند. اما در این خصوص هم حوزه گزینش خود را تنگ میگیرند و آن را تا جایی که در نوشته خود آوردهاند، به افلاطون، ارسطو ودیویی محدود میکنند. اما میدانیم که در قرون بعدی، بخصوص قرون نوزدهم و بیستم فلسفههای دیگری نیز به ظهور رسیدند که آراء صریح و روشنی درباره واقعیت، دانش و ارزش و نیز درباره ماهیت انسان و زندگانی شایسته او ارائه کردهاند. مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم دو نمونه از این فلسفهها میباشند که هر دو تعلیم و تربیت را متأثر بلکه متحول ساختهاند. البته بوون و هابسون نظریه تربیتی ماکارنکو اوکراینی را که حوزه عمل آن را شوروی سابق بوده و تا حدود زیادی بر مارکسیسم کلاسیک مبتنی است به عنوان نمونهای از نظریه اصلاحی ذکر کردهاند ( بوون و هابسون،1975:217).
متأسفانه بر اساس توصیفها و طبقهبندیهای متفکران فوقالذکر نمیتوان نظریههای تربیتی را به صورت جامع ومانع مقولهبندی کرد. این نظریهها از نظر ویژگیهای ذاتی با هم تداخل دارند. با وجود این میتوان آنها را بر حسب برخی از ویژگیهای شاخص کلی به شرح زیر مرتب ساخت.
1ـ نظریههای مبنائی(مادر)
2ـ نظریههای اشتقاقی
3ـ نظریههای اصلاحی ـ واکنشی
4ـ نظریههای برخاسته از عمل
به هر تقدیر نظریههای تربیتی را میتوان مجموعه منظم و در هم بافتهای از اصول و ضوابط تعریف کرد که بر اساس آنها تعلیم و تربیت قوام میگیرد. این اصول که ممکن است در فلسفههای کلاسیک یا جدید ریشه داشته باشند متضمن باورهایی درباره واقعیت، دانش و ارزش (اخلاق و زیبائی) میباشند. علاوه بر این برخی از نظریههای تعلیم و تربیت دیدگاههای مشخصی رابجع به ماهیت انسان دارند. پس از توصیف مختصر نظریه تربیتی، اکنون مناسب است که به برخی از تحولات مهم نظریه تربیتی در آموزش و پرورش غربی اشاره کنیم. تاریخ تعلیم و تربیت غرب عرصه پیدایش، رونق و زوال افکار و نظریههای تربیتی فراوانی است که از قرن پنجم پیش از میلاد تا به حال ادامه داشته است. در صدر تاریخ آموزش و پرورش غربی که از یونان باستان آغاز میشود نظریه سوفسطائیان و در تقابل با آن نظریههای سقراط و افلاطون و ارسطو را داریم. سوفسطائیان با انکار حقایق و ارزشهای پایدار به نسبیتگرایی سر سپردند و آن را در همه امور زندگی تسرّی بخشیدند. وقتی که حقایق انکار شوند، تنها راه نیل به وفاق بهرهگیری از صنعت اقناع است. به این ترتیب فن بیان محور تعلیم و تربیت سوفیستی قرار گرفت(کاردان 381: 15) و تربیت خود به عنوان وسیله برای کسب موفقیتهای زندگی به شمار آمد. سقراط و افلاطون با این طرز فکر به مخالفت برخاستند.
پس از نگاهی اجمالی و گزینشی به نظریه در یونان باستان، سراغ نظریه تربیتی در قرون وسطای مسیحی میرویم. در قرون میانه چرخش شدیدی در نظریه تعلیم و تربیت غربی پدید میآید. به این معنی که تر بیت لائیک و به اصطاح پاگان (شرک آلود) رومی جای خود را به تعلیم و تربیت دینی بر مبنای آموزههای دین مسیح(ع) مییدهد. مسیحیت اولیه در قرون وسطی دین فقرف محبت، زهد، ریاضت و رهبانیت بود. به همین دلیل نیز برای قبایل وحشی و تهیدستی که پس از سقوط روم اروپا را عرضه تاخت و تاز خود قرار داده بودند جاذبه داشت.
تعلیم و تربیت مسیحی در قرون وسطی وسیلهای برای نیل انسانها ـ مسافران دنیا ـ به فلاح است. لااقل در بخش اعظم قرون وسطی دیر و کلیسا مدرسه و راهب معلم میشود و موعظه جای روش

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره ژئوپلیتیک، جغرافیای سیاسی، ژئواکونومی Next Entries منابع پایان نامه درباره قرون وسطی، تعلیم و تربیت اسلامی، نظریه تربیتی