منابع پایان نامه درباره نظام ارزشی، متن داستانی، نظام ارزش ها

دانلود پایان نامه ارشد

و قواعد که کاملاً یا دست کم تا اندازه ای میان خطابگر و مخاطب مشترک است. سرانجام باید گفت: «پیام مستلزم رابط است: مجرایی فیزیکی و ارتباطی روانی میان خطابگر و مخاطب که آنان را قادر می سازد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و در این حال بمانند» (لوته،1388: 26).
زمینه
پیام
خطابگر مخاطب
رابط
رمزگان
بدین صورت مشخص می شود، الگوی ارتباطی یاکوبسن کاملا با الگوی ارتباط روایی منطبق نیست. مفهوم خطابگر از نظر یاکوبسن بسیار کلی بوده و می تواند مؤلف و راوی را هم شامل شود. مفهوم خطابگر مستقیماً به زبان گفتار اشاره دارد. یاکوبسن این الگو را با شش کارکرد زبان ارتباط می دهد.
1. کارکرد ارجاعی: روابط میان پیام و هدف مورد اشاره پیام (زمینه متن روایی در الگوی ارتباط روایی)
2. کارکرد عاطفی: روابط میان فرستنده و پیام (مولف، نویسنده، راوی در الگوی ارتباط روایی)
3. کارکرد انگیزشی: روابط میان مخاطب و گیرنده پیام(شنونده، خواننده در الگوی ارتباط روایی)
4. کارکرد سخن گشایی: تاکید بر خود ارتباط به منظور تثبیت، تمدید، یا قطع آن(عمل روایت در الگوی ارتباط روایی)
5. کارکرد فرا زبانی: تاکید بر رمزگان دارد(زبان، سبک، یا ژانر متن روایی)
6. کارکرد شاعرانه: روابط میان پیام با خودش می پردازد.
(همان،26).
طرح الگوی ارتباط کلامی یاکوبسن بر اساس کارکرد های زبانی به این ترتیب خواهد بود:
ارجاعی
انگیزشی
عاطفی سخن گشایی شاعرانه
فرا زبانی
الگوی ارتباط روایی بر پایه الگوی یاکوبسن، مولف تاریخی(در مقام نوعی خطابگر)، متن روایی در وسط و خواننده تاریخی(در مقام نوعی مخاطب) به این قرار خواهد بود:
متن روایی
مؤلف تاریخی-]مؤلف پنهان- راوی- روایت شنو- خواننده پنهان[- خواننده تاریخی
متن روایی در نظریه روایت و تحلیل روایت نقش بنیادی دارد. تعیین متن روایی به عنوان حوزه بررسی نظریه روایت به این معناست که معنای ادبی و چندگانگی آن به واسطه زبان کلامی، ساختار متنی و راهبردهای روایت گری تثبیت می شود. متن روایی همچون زبان به شکلی غیر مستقیم معنا می آفریند.
2-2-2 مؤلف تاریخی
مؤلف تاریخی، مرد یا زنی است که متن روایی را می نویسد و در یک بٌرهة تاریخی زندگی می کند و البته به نویسنده یک متن هم اشاره دارد. هم ایده و هم مفهوم مولف نه فقط به یک زندگی نامه شخصی، بلکه با متن و قرائت آن نیز ارتباط دارند. مؤلف اصولاً خارج از جهان ادبی خاص قرار دارد و سعی دارد تا با زبان، خلق کند. رابطة مؤلف و متن همواره غیر مستقیم و تحتِ تأثیر نوع زبان و فنون ادبی به کار گرفته شده از جانب مؤلف است.
2-2-3 مؤلف پنهان
مفهوم مؤلف پنهان را نخستین بار وین بوث21 در کتاب ریطوریقای داستان مطرح کرد. سیمور چتمن از این مفهوم بهره گرفته و می نویسد: «مؤلف پنهان برخلاف راوی نمی تواند به ما چیزی بگوید؛ او یا به بیان بهتر آن، نه صدایی دارد و نه ابزاری برای ارتباط مستقیم. مؤلف پنهان از طریق کلّیت، همه صداها و تمام ابزارهایی که برای آموختن به ما برگزیده است در خاموشی به ما اطلاعات می دهد»(هارلند،80:1385). مؤلف پنهان در مقام تصویر مؤلف در متن و تجلّی نیّت متنی است. به این ترتیب، مؤلف پنهان در عمل به مترادف نظام ارزش های ایدئولوژیکی بدل می شود که متن، به شکل غیرِ مستقیم و با ترکیب همه منابع، نشان می دهد.
2-2-4 راوی
راوی در مرکز الگوی ارتباطی متن روایی قرار دارد و به قولِ میکه بال22: «راوی بنیادی ترین مفهوم در تحلیل متون روایی است»(لوته،1388: 32). راوی ابزاری روایی است که مؤلف آن را برای ساخته و پرداخته کردن متن به کار می گیرد. به گفتة ریمون کنان، راوی «عاملی است که در ساده ترین حالت به روایت می پردازد یا به فعالیتی در خدمت برآوردن نیازهای روایت مبادرت می ورزد»(ریمون-کنان،56:1387). راوی جزئی اساسی از متن داستانی نوشته ی مؤلف است. راوی جزئی از جهان داستان است. او هم در متن داستان است و هم در عین حال به مؤلف برای ساختن و انتقال دادن آن کمک می کند.
2-2-4-1 خصوصیات راوی
راوی بر اساس کارکردی که در متن دارد معرفی می شود. راوی خصوصیات خاصی را دارا می باشد که می تواند همه آنها را در متن داشته باشد یا برخی از آن ها را به خود اختصاص دهد. گاهی حضور راوی آشکار و عیان نیست، و به زحمت می توان آن را تشخیص داد. ولی در بسیاری از روایت ها، نشانه های فراوانی بر وجود راوی و اهمیتِ حضورش در روایت دیده می شود. این راوی می تواند با نشانه های (من راوی)، آگاهانه، مداخله گر، موثق و ناموثق، همراه با فاصله وگاهی جزء یکی از شخصیت های متن حضور داشته باشد. گاهی چندین راوی همزمان یا جداگانه متن را همراهی می کنند. این تفاوت ها انواع مختلفی از راوی را در متن های روایی پیش روی ما قرار می دهد که به تفضیل به بررسی آن ها می پردازیم.
«هر نشانه ای در عمل روایت که بازنمون فردیت و نگرش و آگاهی راوی از جهان هایی غیر از جهان روایت شده باشد، یا تفسیر او را از رویدادهای روایت شده و ارزیابی اهمیت آن ها را نشان دهد از نشانه های (من) راوی محسوب می شود»(پرینس،1390 :18). منِ راوی براساس کارکرد روایی در مقام ابزار روایت در متون روایی، آشکار است که او نقش راوی صرف را دارد؛ و در عین حال شخصیتی فعال در داستان نیست که با این مشخصه تمایز دو نوع عمده راوی برجسته می شود: راوی سوم شخص و راوی اول شخص. راوی اول شخص، علاوه بر راوی بودن در داستان نیز فعال است، یعنی در شکل گیری پویای کنش، رخدادها و شخصیت های متن نقش ایفا می کند. راوی سوم شخص، گرچه در درون متن است اما در خارج یا ورای داستان قرار می گیرد. از آنجا که راوی سوم شخص در کنش مشارکت نمی کند، کارکرد او بیشتر جنبه ارتباطی دارد. معمول این است که راوی اول شخص کارکرد های راوی و شخصیت را ترکیب کند. تزوتان تئودوروف تأکید می کند: «مرزی نا گذشتنی هست میان روایتی که در آن راوی هر چیزی را که شخصیتش می بیند، می بیند؛ اما خود بر صحنه ظاهر نمی شود، و روایتی که در آن، شخصیت- راوی می گوید(من). ترکیب این دو یعنی تقلیل زبان به صفر. دیدن یک خانه و گفتن این که (من یک خانه می بینم) دو کنش هستند که هم متمایزند و هم در تقابل با یکدیگر. رخدادها هرگز نمی توانند خود را نقل کنند: عمل به کلام در آوردن تقلیل ناپذیر است»(لوته،1388 :34).
انتخاب بین راوی سوم شخص و راوی اول شخص الزاماً انتخابی قطعی و تعیین کننده برای مؤلف پیش از آغاز نوشتن نیست. در واقع، می توان در متنی واحد هم راوی سوم شخص داشت و هم راوی اول شخص.
راوی و یا منِ روایت کننده ممکن است در عمل روایت مداخله گری کند. داده هایی فراتر از جهان روایت شده را بازگو کند. همچنین راوی در حین روایت به عمل روایت خود، آگاه است وگاهی کم تر آگاه، که در حال روایت کردن است. «راوی خودآگاه همیشه مداخله گر است، ولی راوی مداخله گر خودآگاه نیست»(پرینس،1390 :20).
یکی دیگر از ویژگی های راوی اقتدار روایی است. یکی از قراردادهای بنیادی در داستان روایی این است که باید به راوی باور داشته باشیم. مگر این که در جایی از متن نشانه ای ببینیم مبنی بر این که نباید این کار را بکنیم. وقتی متن حاوی چنین نشانه ای باشد، اقتدار راوی متزلزل می شود و راوی را ناموثق می دانیم. هر کنش روایی ویژگی ها و مشخصه های خاص خود را دارد و «ویژگی هایی که ناموثق بودن راوی را نشان می دهد به این شرح است:
1. راوی از آنچه روایت می کند اطلاعات محدود یا بینش اندکی دارد.
2. راوی شخصاً سخت درگیر داستان است(به شکلی که روایت و ارزیابی او از آن سخت ذهنی و مغرضانه می نماید).
3. راوی نمایندة چیزی به نظر می رسد که با نظام ارزشی ای که در کل گفتمان آمده است در تضاد قرار دارد»(اسکولز،1382 :52).
این سه عامل غالباً بر یکدیگر اثر متقابل دارند. «مقصود از (نظام ارزشی) جهت گیری ایدئولوژیکی متن است؛ یعنی ترکیب آن دیدگاه ها، اولویت ها، ارزیابی ها و نقدهایی که می توانیم به عنوان نظام زبان روایت از متن استخراج کنیم»(لوته،1388 :39). راوی اعتماد پذیر(موثق) لزوماً راوی ای نیست که خواننده همیشه با او موافق باشد زیرا هر قدر راوی صادق و مورد اطمینان تصویر شده باشد، خواننده امکان دارد معیارها و ارزش های او را نا خوشایند و نتیجه گیری هایش را احمقانه بداند؛ بر عکس، شاید نگرش های راوی اعتماد ناپذیر برای او بسیار جالب و جذاب باشد.
درضمن راوی شاید از رویدادهای روایت شده، از شخصیت های ارائه شده، فاصله داشته باشد. این فاصله ممکن است از نظر زمانی، حضور جسمانی،‌ عقلانی، اخلاقی، احساسی و عاطفی و موارد دیگر باشد. هر یک از این فاصله ها ممکن است در روند روایت تغییر کند. این فاصله ها می توانند در ابتدای روایت بسیار نزدیک و در روند آن فاصله بگیرد.
گاهی راوی جزء شخصیت هاست و در رویدادهایی که نقل می کند نقش مهمی دارد. ممکن است شخصیت اصلی قهرمان باشد، یا شخصیتی مهم یا شخصیتی فرعی و یا حتی ناظر صرف باشد. گاهی راوی در یک بخشِ روایت جزء شخصیت هاست و در بخش های دیگر نه. گاهی راوی در رویدادهایی که خودش نقل می کند سهیم نیست، ولی جزء شخصیت های رویدادهایی است که راوی دیگری آن ها را نقل می کند.
در هر روایت نه فقط یک راوی که حضور دو یا چند راوی را می توان مشاهده کرد که میان آنها پایگان(سلسله مراتب) برقرار است. راوی که همه روایت را معرفی می کند راوی اصلی است و بقیه راوی ها در مراتب بعدی قرار می گیرند. هر راوی در یک روایت جدای اصلی و فرعی بودن روایتگری اش می تواند جذاب تر و مهم تر از راوی اصلی باشد. هر راوی ممکن است از نظر جسمانی ،‌عقلانی، احساسی، یا اخلاقی با راوی دیگر فاصله داشته باشد، و این فاصله شاید در هر بخش روایت تغییر کند.
حضور آشکار راوی، مداخله گری راوی، میزان خودآگاهی وی، باور پذیر بودنش و فاصله اش از رویدادهای روایت شده، حضورش به عنوان یک شخصیت در متن و همچنین پایگان روایتش، هم به تشخیص ویژگی های راوی، یاری می رساند و همچنین بر تفسیر ما از روایت و واکنشمان به آن تأثیر می گذارد.
2-2-5 روایت شنو
به مخاطب روایت، روایت شنو گفته می شود. به گفتة ریمون کنان: «روایت شنو عاملی است که در ساده ترین شکل تلویحاً مورد خطاب راوی قرار می گیرد(ریمون _کنان،1388 :23). گاهی راوی اطلاعات فراوانی را درباره روایت شنو ارائه می دهد و او را با همان دقتی توصیف می کند که شخصیت را و گاهی از روایت شنو هیچ نمی دانیم. روایت شنو درون متن روایی قرار دارد و جزئی از آن محسوب می شود. او با کنش ها و رخدادهای روایت در ارتباط است و گاهاً تمام امید راوی برای شنیده شدن را با خود به دوش می کشد.
2-2-5-1 خصوصیات روایت شنو
«اگر راوی را با ضمیر (من) خطاب می کنیم به این ترتیب روایت شنو به عنوان خطابگر او با ضمیر ( تو) مشخص می شود. هر نشانه ای در روایت که به فردیت و نگرش و آگاهی یا موقعیت روایت شنو اشاره کند،‌ نشانه ی(تو) قلمداد می شود که شاید آشکارا با ضمیر تو مشخص باشد یا نباشد»(پرینس،1390 :24). بدیهی است روایت شنو را می توان با جزئیات بازنمایی کرد. اگر روایت شنو با ضمیر تو مشخص شده باشد، می توانیم میان دوم شخص در مقام روایت شنو و دوم شخص به مثابه شخصیت تمایز بگذاریم. روایت شنو-شخصیتِ روایت، ممکن است همزمان راوی آن نیز باشد. در این صورت، این راوی، روایت را فقط خطاب به خودش باز می گوید. امکان دارد (روایت شنو- شخصیت) برای راوی مخاطبی مهم و جایگزین ناپذیر باشد و شنیدن این روایت توسط روایت شنو برای راوی ضروری باشد. همانند شهرزاد در (هزار و یک شب) که روایت شنو بودن خلیفه به جان شهرزاد بستگی دارد. گاهی راوی در ارزیابی دانش و منش یا توانایی روایت شنوـ شخصیت کاملاً اشتباه می کند و با آنچه می پندارد و آنچه هست متفاوت است. «روایت شنو امکان دارد راوی را خوب بشناسد و یا او را نشناسد شاید با برخی از رویدادهایی که برایش نقل می شود آشنایی داشته و در آن ها سهیم بوده

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره روایت شناسی، دستور زبان، رولان بارت Next Entries منابع پایان نامه درباره ادبیات داستانی، هستی شناختی، روان شناختی