منابع پایان نامه درباره مکیان، سرفرازی، گردانید.، بامداد

دانلود پایان نامه ارشد

حمزه برپیروی رسول خدا(ص)و صبر در اطاعتش سروده است:
صبرا ابا یعلی علی دین احمد و کن مظهرا للدین وفقت صابرا فقد سرنی اذ قلت انی مؤمن فکن لرسول الله فی الله ناصرا 211
و این بیت از قصیده دیگر اوست:
اقیم علی نصر النبی محمد اقاتل عنه بالقنا و القنابل 212
و همچنین این چند بیت است که در آن نجاشی را بر یاری رسول الله(ص)تحریک می کند:
تعلم ملیک الحبش ان محمدا وزیر لموسی و المسیح بن مریم اتی بهدی مثل الذی اتیا به و کل بامر الله یهدی و یعصم و انکم تتلونه فی کتابکم بصدق حدیث لا حدیث المرجم فلا تجعلوا لله ندا و اسلموا و ان طریق الحق لیس بمظلم 213
و نیز از آن جمله این چند بیت است که در دم مرگ به عنوان وصیت سروده است:
اوصی بنصر النبی الخیر مشهده علیا ابنی و شیخ القوم عباسا و حمزة الاسد الحامی حقیقته و جعفرا ان یذودوا دونه الناسا کونوا فدی لکم امی و ما ولدت فی نصر احمد دون الناس اتراسا 214
و از این قبیل ابیات در قصائد مشهور آن جناب و وصیت ها و خطبه هایش آنقدر زیاداست که اگر بخواهیم همه را در اینجا نقل کنیم کتاب طولانی می شود. 215
ابوطالب در اشعار خود خطاب به قریش گفته است: آیا نمی دانید که ما دیده ایم نام محمد مانند موسی در کتب آسمانی پیشین آمده است که هر دو پیغمبر بوده اند؟ 216و نیز ابوطالب
چنانکه پیشتر گفتیم طی نامه ای خطاب به نجاشی پادشاه حبشه در ترغیب وی نسبت به مهاجرین مسلمین از جمله گفته است: ای پادشاه حبشه بدان که محمد پیغمبری است مانند موسی و عیسی بن مریم.217
همچنین ابوطالب به نقل ابن کثیر شامی دانشمند متعصب سنی ضمن اشعاری خطاب به پیغمبر می گوید:
– تو مرا به اسلام دعوت کردی و می دانم که خیرخواه من هستی، آری تو که مرا به اسلام دعوت می کنی قبلا هم امین بودی.
– هم اکنون به یقین می دانم که دین محمد از میان تمامی ادیان مردم روی زمین بهترین دین ها است. 218

5- اشعار علماء در مورد ایمان ابوطالب
بسیاری از بزرگان شیعه نیز در این زمینه ها اشعاری سروده اند و از میان آنچه می توانیم در اینجا بگنجانیم سخن سید ابو محمد عبدالله بن حمزۀ حسنی زیدی است که در قصیده ای گوید:
– پدر ما ابوطالب، او (پیامبر) را پشتیبانی کرد و با اینکه هنوز مردم مسلمانی نگرفته بودند او اسلام آورد.
– راستی را که او مسلمانی خویش را پنهان می داشت ولی دوستی اش را نمی نهفت.
و هم سید دانشمند سید علی خان شیرازی در الدرجات الرفیعه گوید:
– ابوطالب عم پیامبر ما محمد است که دین به یاری او بر پای ایستاد و پشت آن استواری یافت.
– و میان همۀ گردن فرازی ها این سربلندی برای او بس که میان همۀ مردم تنها او دستیار و سرپرست او بود.
– اگر گروهی کلان پایگاه او را در نیابند پس پرتو بامداد را زیانی نمی رسد که این و آن نشناسندش.
– اگر او نبود نه دعوت احمدی بر پای می خاست و نه شب گمراهی در می گذشت و نه ناراستیهای آن زدوده می گردید.
– برای حکمتی که بود پنهانی به کیش خدا اعتراف کرد و این شد که دشمن حقیقت، گفت آنچه گویندۀ آن بود.
– و با آنکه او در جهان دین به کوهی بلند می ماند چگونه یاوه های دشمن که بادی بیش نیست زیانی برای او دارد.
– و چگونه رواست که به آستان بزرگواری پرخاش کنند، که آغاز و انجام همۀ کارهایش ستوده است.
– تا آنگاه که مهر تابان، بالا بر می آید و سخن از منش و برتری های او خوانده می شود درود خدا بر وی باد.
و این هم چکامۀ آیة الله سید میرزا عبدالهادی شیرازی
– مرا زمینه ای بس فراخ است در ستایش آن گرامی مرد زیرک پدر پیشوایانی که همتای نامۀ خدا و سرپرست کار مسلمانان بودند.
– او است بر جسته مردی راهنما که با ستایش او ادراکات خود را می آرایم و با یاد آن سرافرازی هایش سرودم به درخشش می افتد.
– ابوطالب ، پاسدار حقیقت سروری که مکۀ در دریا و خشکی به او آراسته است.
– ابوطالب که اسب و شب و پرچم در برخوردگاه نبرد گواه پیروزی او است.
– پدر جانشینان درخشان پیامبر و عموی محمد که نژادهایی همچون بوی مشک از سوی او پراکنده می شود و خود پاکیزه بنیادی برای آنهاست.
– راستی را که او پیشآمدهای سهمگین، او را مردی بس کار آزموده می شناسد که در روز نبرد زرهی از خردمندی و دلیری بر تن می کند.
– هم چنان که خشکسالیها از او مردی دهش کار می شناسد که در بخشندگی، موج دریای پر آشوب، از نیکییهای او فروتر است.
– یگانۀ دنیاست و باران در بخشش، دومی او است و دربارۀ فروغش بگوی که خورشید و ماه دو هفته را سومی است.
– سخن کجا می تواند پیرامون منش های درخشانش را فرا گیرد؟ با اینکه براستی چکامه سازان از به هم پیوند زدن آنها در ماندند.
– با دلیری و خردمندی، مسلحانه از پیامبر برگزیده پاسداری کرد و به گونه ای که هر جا و هر گاه او تاخت می برد یلان به خواری می افتادند.
– اگر او نبود هیچ روی تبلیغات پیامبر نتیجه ای نداشت و کار اسلام سر و سامان نمی یافت.
– هنگامی او به خدای گواه بر همه چیز گروید که آفریدگان به سوی بتان – نسر و یعوق- جست و خیز می کردند.
– و آنگاه که پیامبر هدایت بیامد و کار خود را آشکار ساخت او وی را راستگو شمرد و پرتگاه های گمراهی را جلو گرفت.
– همین سرفرازی برای بزرگان مکیان بس که پدر شیر خداست که در تنگنای سختیها وی را به یاری می خواندند.
– تا آنگا ه که باد صبا می وزد خداوند بر او که بزرگ مکه است درود فرستد.
و هم استاد ما اردوبادی گوید:
و در فروغ های او سنگلاخ تازیان به درخشندگی افتاد خداوند او را برای یگانه پرستی، شمشیری بران گردانید.
– که به دست او سرگشیهای بت پرستی به نرمی گراید و عموی مصطفی، که اگر او نبود .
– یغمای حریم اسلام را روا می شناختند شمشیر اراده ای را برای پاسداری دین بر کشید.
– که پهنۀ تیغ های بران از اثر آن خسته گردید برای هدایت، دلیری سهمناکی را روان گردانید.
– که در برابر آن، نیزه های سرسخت درهم شکست و در سروده هایی حقیقت را آشکار ساخت.
– که از شایستگی و درستی لبالب است در کارهای سهمناک، فریا درس هاشمیان است.
– و شتران مانده را برای رسیدن به او مهار در بینی می کنند گرامی مرد خالص، کاری را بر پای داشت.
– که تنها ارجمندی ، او را به آن واداشته بود و بس، هیچگونه کاستی، او را آلوده نساخت.
– وهمیشه سرشتهایی نیکو در برابر او بود، پس دانشی که خویی بزرگوارانه آن را آرایش می داد.
– و چنان پایبندی به کیش، که جوانمردی در دنبال آن بود آنگاه که خشکسالی همه جا را فراگیرد باران را نزد او باید جست.
– و چون بامداد آشکار شود پناه را در کنار او توان یافت، برجستگیهای او را شیوا سخنان نتوانند ستود.
– و در برابر آنها، گفتارهای بی کاستی نابود می گردد و چکیدۀ سخن اینکه پدر علی را کیشی ریشه دار و پایدار بود.
– ولی چون به دشمنی و کین توزی با فرزند او برخاستند و نتوانستند برتری های شیرخدا را از او جدا نمایش دهند.
– این بود که پدر را به باد ناسزا گرفتند و هر کس که آهنگ سربلندیها کند چنین نیست که به آن تواند رسید.
– فروغ ماه دو هفته درخشان است و روی پنهان نمی دارد هر چند که پیرامون آن سگان بسیار پارس کنند.
– چنان بگیر که من گفتم بامداد، شب است، ولی آیا بامداد از چشم مردم پنهان می ماند؟
– رها کن سرگردان شدگان گمراه را و آن گروهی که در خم و چم های هوس پرستی درمانده اند.
– این سرور مکیان است در راه یافتگی خویش که پیشوایی و رستگاری دست در دست او نهاده اند.
– پدر گرامی ترین شکاریان از نژاد لوی وهمان سروران شتابنده به سوی نیکیها و دلیران روشن روی،
– آنان نیز همچون پدرشان به هنگامی که تیری برای برتر مردمان افکنده شود تیرهای برد و باختشان به پیروزی می رسد.
و هم شیخ محمد تقی صادق عاملی در چکامه ای که در ستایش اهل بیت عليهم السلام سروده گوید:
– با شمشیر علی بود که ساختمان دین استوار گردید، چنانچه پیشتر نیز بنای آن به یاری پدرش بر پای ایستاد.
-همان ابوطالب، بنیاد سرافرازی ها و نشانۀ آن و آغاز وانجام نشانی راهنمایی
– در فراهم آوردن برتری ها و خردمندی یگانه بود و جامۀ او همه گونه جوانمردی را در خویش گرد آورد.
– تارک دورترین ستاره ها در برابر بلندی جایگاهش ناچیز می نماید و ستایش وی به وی خوش شب بوی دشتی را می پراکند.
– ترساندگان پناه خواه را سرای حریم آسایش است و همچون کعبه است که امیدواران آهنگ آن کنند و به بی نیازی رسند.
– خود در میان همۀ جوانمردی ها به ماه می مانست که هاله ای پیرامونش را فرا گرفته باشد.
– و گردن فرازی او از دو گردندۀ رخشان نیز برتر می رفت، گوش خود را به آوای کیش یگانه پرستی واداشت.
– و چون آواز آن را بشنید، دعوت آن را لبیک گفت، جان خویش را برای گرامی داشتن آیین بفروخت.
– که هان! چه خجسته و بلند پایه خرید و فروشی!
و هم سید علینقی لکهنوی می گوید:
– سرزمین مکه را پدر جانشین پیامبر درخشندگی بخشید همان بامدادی که به راندن بدخواهان از پیرامون پیامبر برخاست.
– یک تنه به یاری اسلام برخاست و با همۀ گمراهان و گردنکشان آشکارا به نبرد پرداخت.
– با اراده ای گذراتر از لبۀ تیغ هندی، نیرنگ دشمنان را از پیروان راه راست باز می گردانید.
– خرد خود را از کیش پیامبر بینایی بخشید و از سه راز پنهان که در دل داشت آن را آشکار ساخت.
– با دلی لبریز از یگانه پرستی و پرهیزکاری و نیکوکاری، و با راستی و درستی به خدا گروید.
– برای سروری تازیان بنیادی نهاد که پیرامون آن را سرفرازی هاشمیان فرا گرفته بود.
– گامزن راهی راست بود که پدرانی راست رو به وی نموده و از بر گزیده ای به گزیده ای رسیده بود.
– که گفتی مادرانشان نمی خواستند فرزندی داشته باشند مگر پیامبر یا جانشین پیامبر باشد.
– او نیز از پیشتر همچون پدرش از راه یافتگان بود و هماره نیز پای بر شاهراه راستین داشت.
– سیراب شدن از آبشخور آیین خدا با او آغاز شد و با فرزند پاکش علی به انجام آمد.
و شیخ محمد سماوی هم چکامه ای دارد که در پایان کتاب الحجة به چاپ رسانده و سرآغاز آن:
– از دست آن نگار اندام نار پستان، دل من همچون گوی است در دست بازیگران.
– گویا من پیرامون هوس گرد برآمده ام تا یکی برایم روی می نماید و یکی روی نهان می دارد.
– دچار کسی شده ام که پردۀ خود را در جایی می زند که نگاه تیز بین از هم گسیخته می شود.
– در همانجایی که لبۀ تیغ های یمانی و نیزه ها در کار است در باروهای بلند دودمانش چنان از او پاسداری می شود.
– که گویا پدرش ابوطالب است مایۀ سربلندی گردن فرازان و عموی پیامبر،
– و بزرگ مرد مکیان از خاندان غالب بلند پایه ای که هیچ مرغ شکاری،
– خود را به فراز پایگاهش نتوانست رسانید هنگامی که نگاه خود را به بالا برداریم و آرام و پیوست به او بنگریم.
– نگاه ما برمی گردد و رنج و گرفتای را از میان می برد رخسار او برای دیدگان همه درخشان می گردد.
– همانگونه که تیغ از نیام به در می آید بلند بنیاد سرفرازی را بر چهار ستون نهاد.
– که به روشنایی ستارگان بودند از کسی همچون علی بگیر تا جعفر و از مردی مانند عقیل تا طالب،
– آری همانان نه مردان فرومایۀ دامن گسترده یا دامن در هم کشیده کیست که از میان پیادگان و سواران
– در بزرگی به پای ابوطالب رسد با خودداری از سازش، به شمشیر خود در مکه از دین پشتیبانی کرد.
– به گونه ای که کس را به حریم او راه نبود برای کاری که بر جویندگان، آشکار است نهانی به خدا گروید.
– و فرود آمدن وحی بر احمد را راست شمرد و به انجام آنچه بر او بایسته شود برخاست.
– پس چه بسیار جدایی است میان آن کس که تصدیق خود را پنهان دارد و آن دیگری که به دروغ، خود را جزء تصدیق کنندگان نماید.
– راستی را چه نیکو پناهی است برای گام زنان در راه راست و پرهیزکاری و چه خوب میزبانی برای خواهندگان و میهمانان.
– آنگاه که دین در مکه یک یاور بیش نداشت او رشتۀ امیدی بود که دین به آن اویخت.
-تا هنگام که زنده بود مرزهای ره یافتگان را از دستبردها به دور می داشت.
– اگر او نبود پیامبر برگزیده، نمی توانست آواز بردارد و راه روشن را بنماید.
– و کار بت پرستی با پشتگرمی به روزی که بر تباه سازندۀ آن تنگ می آید- به تباهی نمی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره زنان مسلمان، پناهندگان، امام صادق، امام سجاد Next Entries منابع پایان نامه درباره مسجد الحرام