منابع پایان نامه درباره محیط یادگیری، برنامه ی درسی، اهداف یادگیری، نظریه پردازی

دانلود پایان نامه ارشد

این نوع روش تدریس معلم بیشتر تسهیل گر و راهنمای دانش آموزان است(سی131، 2010). در این روش تدریس معلم از دانش آموزان می خواهد که اثبات و تبیین هایی برای کارشان تهیه کنند و راه حل های خود را توضیح دهند. (استیف132، 2001 ) تشویق دانش آموزان به بحث و گفتگو در این نوع کلاس ها؛ یکی از ضرورت های تدریس مبتنی بر ساخت و سازگرایی می باشد به طوری که علاوه بر بحث دانش آموزان در گروه های کوچک، فرصت بحث کلاسی به دانش آموزان می دهد تا آنچه را از قبل می دانستند یا یاد گرفته بودند را ارائه دهند؛ حتی اگر این گفتگوها بدفهمی شان را نمایان سازد.(وود133، 2005)
2-20-1-اهداف یادگیری در تدریس مبتنی بر الگوی E5
متخصصان این حوزه معتقدند: مهم ترین اهداف یادگیری در این کلاس ها، شامل: حل مساله، استدلال کردن، مهارت های تفکر انتقادی،کاربرد تامّلی و فعال دانش و مهارت های خود تنظیمی هستند همچنین در چشم انداز ساخت و سازگرایی، فرایند یادگیری؛ به خودی خود به عنوان مهم ترین هدف یادگیری و موضوع تربیتی قلمداد می شود(دی کوک و همکاران، 2004). بنابراین تدریس مبتنی بر الگوی E5 ، تدریسی است که با ارائه ی حقایق آغاز نمی شود بلکه فرصت هایی جهت واداشتن دانش آموزان به تفکر ایجاد می کند. یکی از الزامات این نوع تدریس آن است که معلم معتقد باشد که دانش اموزان می توانند فکر کنند. بنابراین کار معلمان ارائه ی حقایق مسلم نیست؛ بلکه ایجاد زمینه هایی برای تفکر دانش آموزان می باشد(السن134 ، 2000).
2-20-2-محتوا در تدریس مبتنی بر الگوی E5
در این شیوه ی آموزشی برخلاف رویکرد معمول محتوای آموزشی؛ از قبل تعیین نمی شود و طراحان آموزشی از تجزیه موضوع به اجزای سازنده ی آن اجتناب می کنند. محیط یادگیری می تواند به جای محتوا مبتنی بر سوال یا موضوع، پروژه یا مسأله باشد. یادگیری مبتنی بر سوال یا موضوع؛ با سوالی شروع می شود که پاسخ های نامشخص و متناقض دارد. مسأله نباید به طور کامل، بلکه باید به طور ناقص مطرح شود تا برخی جنبه های آن را شاگرد مشخص کند. برای طراحی سوال یا مسئله برای محیط های یادگیری ساختن گرا باید به دنبال آنچه دست اندرکاران آن حیطه انجام می- دهند گشت نه به دنبال عناوین موضوعی. تنها باید از دست اندرکاران باتجربه خواست تا دربارة موارد، موقعیت ها یا مسائلی که حل کرده اند اظهارنظر کنند. معمولاً روزنامه ها و مجلات مملو از مسائل هستند که نیازمند حل هستند. (فردانش، 1383، ص 165). از آنجا که این شیوه ی آموزشی یک رویکرد دانش آموز محور است برای انتخاب محتوا در رویکردهای دانش آموز محور، محتوای برنامه بر پایه علایق دانش آموزان و یا دخالت موثر ایشان انتخاب می شود. متخصصصان این الگو اعتقاد دارندکه یادگیری واقعی تنها زمانی رخ می دهد که فراگیر شخصاً به سازمان دادن به محتوای برنامه همّت گمارد تا به ساختن معنا و مفهوم اختصاصی برای محتوا نایل شود. تأکید می شود که محتوا بايد توسط شخص دانش آموز انتظام یابد و نه توسط دیگران و برای او. مفاهیم وسعت و توالی منطقی جایگاه رفیع خود را در این گونه برنامه ها از دست داده و جای خود را به مفهوم تلفیق و ترکیب داده است. فراگیر در این برنامه ها یک نوع تمامیّت و یگانگی را تجربه می کند. (مهر محمدي، 1383)
2-20-3 -برنامه ی درسی در تدریس مبتنی بر الگوی E5

این الگو، حذف برنامه ی درسی استاندارد شده را می طلبد و به جای آن به کار بردن برنامه ی درسی ویژه؛ براساس دانش گذشته ی دانش آموزان پیشنهاد می کند و همچنین بر حل مسئله و کسب مهارت های حل مساله تاکید خاص دارد. (ترتین ایدی آنلاین135، 2004). مطابق با نظریه ی ویگوتسکی( 1998) مهارت های حل مسئله ی دانش آموزان در سه طبقه قرار می گیرد: مهارت های که دانش آموز نمی تواند انجام بدهد، مهارت هایی که دانش آموز ممکن است قادر باشد انجام دهد و مهارت هایی که دانش آموز می تواند با کمک انجام دهد.
2-20-4-شیوه ی ارزشیابی در روش تدریس مبتنی بر الگوی E 5
در این شیوه ی آموزشی ارزشیابی تکوینی از اهمیّت ویژه ای برخوردار می گردد. به عبارتی دیگر آموزشگران ، به جای اندازه گیری میزان خوب یا بد عمل کردن دانش آموز، به سمت ارزیابی اینکه یک دانش آموز به چه مقدار و چه نوع کمکی نیاز دارد حرکت می کنند(چمن آرا، 1384). همان طور که رامسدن (2003) اظهار می دارد که یادگیری؛ لزوماً تغییرات رفتاری نیست بلکه تغییر در چگونگی درک، تجربه یا دریافت افراد از محیط اطرافشان می باشد این نوع تغییر، ماهرانه تر و پیچیده تر از ارزیابی تغییر رفتاری است(نقل از میکاری، لایت، کالکینز و استریت وایزر136، 2007) بدین معنی که آموزشگران؛ حذف رتبه ها و آزمون های استاندارد شده را خواستارند و به جای آن؛ ارزشیابی به جزئی از فرآیند یادگیری تبدیل می شود. به گونه ای که دانش آموز نقش بیشتری در قضاوت پیشرفت خودش ایفا کند. (کرمی، 1388). بروكس و بروكس (1999) ارزشيابي در كلاس درس مبتنی بر الگوی E 5 را اينگونه توصيف نموده اند: وقتي دانش آموز پاسخ دقيق سوال را نمي داند، به جای آنکه به او گفته شود « نه این پاسخ درست نیست » معلم در صدد درک تفکر دانش آموزان در خصوص آن موضوع بر می آید و از طریق سوالات غیر قضاوتی، دانش آموزان را به ساختن درک جدید و کسب مهارت های تازه هدایت می کند. از نظر جوناسن (1991) ارزشيابي فرآيند دانش سازي از سوي دانش آموزان، ارزنده تر از ارزشيابي حاصل فرآيند ساخت دانش است. استدلال تربيتي اين مطلب اين است كه معنايي كه يادگيرنده به واقعيتهاي بيروني مي دهد، به فرآيندهاي ذهني برگرفته از درس در دانش آموز وابسته است. لذا بايد فرايندهاي ذهني را ارزشيابي كرد، نه اينكه فرآورده هاي رفتار يا رفتار نشان داده شده ی دانش آموز را ارزشيابي نمود( ص 31).

2-20-5-نقش محیط های یادگیری ساخت و سازگرا در تدریس مبتنی بر الگوی E 5
محور اصلی در این کلاس ها، مفهوم یادگیری بوده و چشم انداز این الگو، نیازمند خود نظم دهی و ساختن ساختار های مفهومی از طریق تامّل است. در اغلب محیط هاي یادگیري ساخت و سازگرا، یادگیرندگان نیازمند کشف، به تصویر درآوردن آنچه یادگرفته اند، اندیشیدن، دستکاري محیط براي ساختن و تفکر در مورد آنچه انجام داده اند هستند(فردانش، شیخی فینی، 1381، ص175). در محیط هاي یادگیري مبتنی بر الگوی E5؛ توسعه ی مفهومی و درک عمیق در کانون توجه قرار دارند به طوری که یادگیری بر فرآیند و نه محصول تاکید دارد یعنی چگونه یک فرد به یک پاسخ خاص می رسد مهم است و نه صرف انتخاب پاسخ درست(مورفی137، 1998). مارش138 (2001) بیان می کند که کیفیت آموزش دانش آموزان نتیجه ی محیط یادگیری آنها می باشد. محيط هايي كه دانش آموز محور، مشارکتی، مبتني برتکالیف اصیل و ارزشيابي زمينه اي باشد و با تصوّرات شناخت موقعیتی، آموزش پیوندی، انعطاف پذیری شناختی وکارآموزی شناختی همخوانی داشته باشد. (کاراکیورگی139، 2005). جاناسن (1999) در مقاله ای با عنوان طراحی های محیط های سازنده گرا به تشریع مدل طراحی آموزشی خود پرداخته است در این مدل یک مسئله / پروژه / مورد به عنوان محور اصلی دوره می باشد. جهت کمک به درک بهتر و حل مسئله توسط فراگیران ابزار هایی در اختیار فراگیران قرار می گیرد. ابزار اول موارد مرتبط است که با ارائه ی آن، مجموعه ای از تجارب به شاگرد برای مقایسه با مسائل جاری ارائه می شود. ابزار دوم منابع اطلاعاتی است که اطلاعات لازم را برای تفحص درباره ی مسائل و حل آن را ارائه می نماید. مولفه ی بعدی محیط های یادگیری سازنده گرا؛ ابزارهای شناختی می باشد. در اینجا بایستی مشخص نمود برای حل مسئله، فراگیر به چه مهارت هایی نیاز دارد. و برای مهارت هایی که شاگردان، فاقد آن هستند باید ابزار های شناختی لازم برای پشتیبانی عملکرد آنها ارائه شود. ابزار بعدی جهت حمایت از فرایند حل مسئله؛ ابزار مباحثه/همکاری می باشد. یادگیری به طور طبیعی در انزوا اتفاق نمی افتد. بلکه در گروه هایی که با هم برای مسئله گشایی کار می کنند رخ می دهد. و نهایتاً ابزار آخر پشتیبانی اجتماعی و زمینه ای می باشد. که بیانگر این است که در محیط یادگیری سازنده گرا سه نوع فعالیت یادگیری شاگردان انجام می دهند که عبارتند از: کشف، بیان کردن و تامّل و فعالیت های آموزشی الگو سازی، مربیگری و پشتیبانی برای پشتیبانی آن ارائه می گردد. الگو سازی نحوه ی اجرای فعالیت مشخص شده در ساختار فعالیت را به نمایش می گذارد و استدلالی را که شاگردان هنگام اشتغال به فعالیت ها به کار می برند، بیان می کند. در مربیگری، نقش مربی (معلم) دادن انگیزه ، تحلیل عملکرد ،ارائه ی بازخورد و ارائه ی راهنمایی می باشد. و نظام پشتیبانی یک رویکرد برای حمایت از شاگرد با تمرکز بر کار، محیط، معلم و شاگرد است. شکل ذیل مدل طراحی محیط های سازنده گرا را به صورت شماتیک نشان می دهد.

شکل 2-1- مدل طراحی محیط های یادگیری سازنده گرا (جاناسن ، 1999 )

از نظر آویرام (2000)، یک محیط یادگیری سازنده گرا؛ محیطی است که دانش آموزان را برای کار کردن با یکدیگر؛ در جامعه ی پژوهنده، جامعه ای متفکر همراه با تشریک مساعی قادر سازد. در این محیط معلم، با غلبه بر اقتدار سنتی خود و به عنوان راهنما و کسی که به دانش آموزانش اختیارات لازم را می دهد و انگیزه و توانایی آنان را برای افزایش یادگیری در نظر می گیرد، شناخته می شود. از منظر ساخت و سازگرایی؛ هنگامی که معلم تدریس می کند؛ نباید صرفاً دانش موجود را ارائه کند. در مسائلی که معلم مطرح می کند گرچه خود پاسخ سوال را می داند اما به کمک کردن به دانش آموزان توجه می- کند تا آنها روی آزمودن دانش فعلی شان تامّل کنند. معلم به دانش آموزان کمک می کند تا دانش را بسازند و در این راستا او از ابزارهایی همچون حل مساله و یادگیری مبتنی بر پژوهش مدد می گیرد. معلم سازنده گرا، دانش آموزان را به ارزشیابی مداوم اینکه چگونه فعالیت به کسب ادراک آنها کمک می- کند، تشویق می نماید. در واقع نقش اصلی معلم تشویق یادگیری و فرآیند تامّل است. ( کرمی، 1388). ونده ویل140 (2001) معتقد است معلم ایده هایی را در ذهن خود دارد ولی دقیقاً همان ایده ها را به دانش آموزان منتقل نمی کند در واقع آموزش خود را، بر اساس نظریه ی ساخت و سازگرایی بنا نهاده است که آن را رویکرد توسعه ای141 می نامند.
2-21- دیدگاه پیاژه و ویگوتسکی و برونر پیرامون یادگیری
ساخت و سازگرایی در تعلیم و تربیت بیشترین مفاهیم جاری حوزه خود را از کار ژان پیاژه، برونر و ویگوتسکی کسب کرده است(شیخی فینی،1381). روانشناسان ساخت و سازگرایی درباره اینکه انسان چگونه نظریه هایی برای فهم معناداری جهان و تجربیاتش به دست می آورد، نظریه پردازی می کنند. ژان پیاژه که به عنوان پیشتاز مطالعه ی رشد شناختی معرفی شده؛ معتقد است فرآیند درون سازی (جذب) برون سازی(انطباق) هم به تجربه ی مادی و هم به تعامل اجتماعی بستگی دارد. نوع طرح و طرحواره هایی که دانش آموزان کسب می کنند؛ بستگی به نوع تجارب ایشان دارد هرچه تجارب غنی تر و متنوع تری برای دانش آموزان فراهم کنید ساختارهای شناختی ایشان با بسط و عمق بیشتری همراه خواهد بود. در نظریه تحول شناختی ویگوتسکی کنش متقابل میان یادگیرنده و محیط اجتماعی او اهمیّت بسزایی دارد(شیخ زاده و مهر محمدی، 1383). به نظر پیاژه کودکان واقعیت را از طریق تجارب شخصی خود در تعامل با محیط درک می کنند از این رو آنچه که یک کودک واقعیت هستی می داند دقیقاً واقعیت نیست، بلکه برداشتی است که کودک از واقعیت دارد. بنابراین دانش هر فرد نسبت به دیگران نسبی است زیرا برداشت هر فرد از جهان هستی با برداشت افراد دیگر تفاوت دارد. (سیف، 1377) ویگوتسکی اظهار نموده است که یادگیری انسان ماهیتی اجتماعی دارد. نظریه ی ویگوتسکی بر نقش جامعه ی بزرگتر و نقش مهم دیگران در یادگیری، تاکید دارد. (ویگوتسکی، 1978) پیاژه معتقد است که رشد یا تحول مقدم بر یادگیری است. ویگوتسکی می گوید : یادگیری مقدم بر رشد است. پیاژه معتقد است مرحله ای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره روان شناسی، برنامه ی درسی، روانشناسی، آموزش ریاضی Next Entries منابع پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی، طراحی آموزشی، یشرفت تحصیلی، سازنده گرایی