منابع پایان نامه درباره ماوراءالنهر، قرن نوزدهم، انقلاب اکتبر، وزارت امور خارجه

دانلود پایان نامه ارشد

ماوراءالنهر شد و وي در طول قريب ?? سال تا نزديکي مرز چين و کاشغر و از شمال تا حدود تاشکند کنوني لشکر كشيد. وي در سال ???م به بخارا حمله کرده و در سال ???م آنجا را فتح کرد. متعاقباً خوارزم در سال ???م، سمرقند در ???م و تاشکند و فرغانه در ???م فتح شد. بدين ترتيب دين اسلام به مرور زمان در آسياي مرکزي نفوذ کرده، گسترده شد (http://www.iras.ir). در همين سدهاي نخستين اسلامي و در دوره خلافت بني عباس، دولت هاي ايراني و سپس دولتهايي مغول، توانستند در شرق ايران و مشخصاً در آسياي مرکزي حکومتهايي را تشکيل دهند که سر سلسله آنها را بايد طاهريان دانست؛ بعد از آنها حکومتهايي ايراني، ترک نژاد و سپس مغولي توانستند بر اين مناطق حکمراني کنند که از جمله آنها مي توان به سامانيان، سلجوقيان، غزنويان، مغولان و تيموريان اشاره داشت. تهاجم مغول و شکست خوارزمشاهيان باعث ازهم گسيختگي اوضاع شد و شهرهاي آباد آسياي مرکزي تماماً ويران و به دست مغولان افتاد. اين سرزمين به دو قسمت شمالي در اختيار مغولان و خانهاي ازبک و جنوب در اختيار ايلخانان ايران قرار گرفت (کتاب سبز ترکمنستان ،1386: 74). با حمله مغول ها به بخش مرکزي و غربي آسياي مرکزي که تا شرق اروپا ادامه يافت، دوران رکود فرهنگي و اجتماعي آسياي مرکزي آغاز شد. هرچند چنگيزخان و جانشينان او سعي کردند نقش آسياي مرکزي را در “جاده ابريشم” و دسترسي آن به شرق و غرب جهان آن روزگار تقويت کنند، ولي به زودي با تغيير در الگوي هاي ارتباطات جهاني روند انزواي منطقه گسترش يافت (کولايي، 1384: 182). گرچه نخستين حضور ترکان در اين منطقه و ماوراء النهر با هجوم هياطله در قرن پنجم ميلادي بود، لکن هجوم ترکان غوز، آغوز از مرزهاي مغولستان در قرن دهم بافت جمعيتي اين منطقه به نفع ترکان به هم زد. اين گروه صحرا گرد بين درياچه آرال و کوههاي اورال سکون يافتند و بخشي از ايشان در ساحل راست سيردريا (رود سيحون) سکني گزيدند، اسلام آوردند(شيخ عطار، 1373: 150). در دوره اسلامي، حکومتهاي ساماني و ايلخاني از آنجا برخاسته اند و همواره جزئي از امپراطوري هاي غزنوي سلجوقي و خوارزمشاهي بوده که سلسله هاي تاريخ ايران مي باشند (خيرانديش و شايان، 1375: 65). در قرن پنجم ميلادي اين سرزمين در هجوم هونها يا هپتاليان و عقب نشيني ساسانيان تحت سطله ايشان درآمد. اين نخستسن نفوذ ترکان در شمال خراسان است که مسکن ايران تباران بود (شيخ عطار، 1373: 148). خوارزم، ماوراءالنهر و دره فرغانه از سده چهارم تا دهم هجري به ترتيب زير سلطه قراخانيان، مغولان، جغتائيان، و تيموريان بود. از قرن دهم ازبکان شيباني بر منطقه مسلط بود. تا اين زمان آسياي مرکزي جزئي از امپراتوري ايران و کم و بيش زير سلطه حکومتهاي ايراني بود. با ظهور صفويان و اختيار کردن مذهب تشيع به عنوان مذهب رسني کشور عملاً در ارتباط آسياي مرکزي با حکومت هاي مرکزي در ايران سست شد (وزارت امور خارجه، 1387: 8).
3 – 1 – 3 تاريخچه منطقه آسياي مرکزي در دوره روس ها و شوروي سابق فعاليتهاي روسها منطقه آسياي مرکزي، را بايد در زمينه ژئواستراتژيک آنها در منطقه و هدف آنها در ارتباط با تصرف و انضمام اين منطقه به خاک خود و جدايي آن از ساير سرزمين هاي اسلامي صورت پذيرفت جستجو کرد که در مقطع زماني طولاني و طي سالهاي متبادي انجام شد؛ آغاز حضور آنان به منظور استيلا بر آسياي مرکزي را بايد از قرن پانزدهم و شانزدهم ميلادي دانست آنها توانستند. روسيه تزاري با وسعت بسيار، احساس مي کرد که در يک چارديواري محصور مانده و مانند ديگر کشوهاي اروپايي به درياي آزاد راه ندارد. زمامداران روسيه از دير زمان بخصوص براي توسعه بازرگاني، درصدد بودند که اين عيب بزرگ طبيعي را به نحوي برطرف سازند. راه نداشتن به به درياي آزاد روسيه را از تجارت آزاد دنيا در حد وسيعي محروم ساخته بود. دولت روسيه و تطارها بعد از پطر کبير پيوسته اهداف او را در جهت راهيابي به درياي آزاد تعقيب مي نمودند و چهارراه را در نظر گرفته بودند: درياي بالتيک، درياي مديترانه، اقيانوس آرام، خليج فارس (شيخ عطار، 1373: 5). از سال 1552 مسيحي که غازان توسط روسها تصرف شد، نفوذ سياسي – اقتصادي آنان رو به افزايش نهاد (کولايي، 1384: 183). روسيه از قرن شانزدهم، پس از فتح خان نشين استرخان به دست سپاهيان تزار ايوان مخوف به سال 1556 ميلادي، سعي در برقراري روابط با آسياي ميانه داشته است. سالها بعد و در زمان زمامداري او، به سال 1584 ميلادي، روسها مناطق مسلمان نشين کناره ولگا و سيبري غربي را تسخير نمودند و اين نقاط براي هميشه از جهان اسلام جدا شد. در سال 1604 ميلادي که روس ها به داغستان حلمه بردند، مردم اين سرزمين به کمک قواي عثماني در مقام مقابله با آنان برآمده و قواي روس را تارومار نمودند که ناچار به عقب نشيني شدند. به سال 1700 ميلادي دو عامل توجه پطر کبير را به آسياي ميانه تشديد کرد؛ اولين وجود ذخاير طلا در نواحي آمودريا، در آسياي ميا – نه، و ديگر آنکه تقاضاي غير منتظر حمايت امير خيوه از روسها بود. از اين رو، او توجه ويژه اي به اين منطقه داشت. روسها از قرن نوزدهم تاشکند، بخارا و خيوه را تحت کنترل درآوردند، سپس از سال 1870 با ايجاد “فرمانداري کل ترکستان” آسياي مرکزي کاملاً تحت کنترل روسيه قرار گرفت (حاتمي 1382: 62). در مقاطع زماني 1850 تا 1873 ميلادي به دنبال تحرکات سياسي روسيه منطقه ترکستان به حکومت هاي بخارا خيوه خوقند و قازان تقسيم شد. اين وضعيت به تضعيف اين حکومتها منجر گرديده و روسها در يک حرکت زنجيره اي به ترتيب حکومت بخارا (1868)، خيوه (1872)، فرغانه (1879) و سرانجام در سال 1881 ميلادي ژنرال اسکوبلوف روس با حمله به آخال و تصرف گوگ تپه توانست بر ترکمن ها غلبه و ترکمنستان را اشغال نمايد. بطور خلاصه روسها براي غلبه بر ترکمن ها ابتدا قلعه کراسنوسک را در درياي خزر بنا نهاده و توسط اين بندر سرباز و تجهيزات وارد منطقه نمايند (کتاب سبز ترکمنستان ،1386: 74). اين تصرف روسها، به عنوان آنچه آخرين فعاليت روسها، به منظور تصاحب بر منطقه آسياي مرکزي است شناخته مي شود که نتيجه آن بر ايران انعقاد قرارداد آخال ميان اين کشور و قاجارها بود که بر اساس اين قرارداد، ترکمنستان به عنوان آخرين سرحدات ايران در بخش خائري درياي خزر در سال ????ميلادي برابر با سال ???? خورشيدي و در زمان ناصرالدين شاه قاجار، رسماً از ايران جدا شد و جرئي از روسيه تزاري گشت. در پايان قرن نوزدهم، تزار روسيه آخرين خانات مستقل و سرزمين هاي چادر نشين آسياي مرکزي را فتح کردند (Jim Nichol :2009, 2). در خلال قرن نوزدهم روسيه، چين و افغانستان، هريک تلاش هاي جداگانه اي را براي تحميل حکومتي مرکزي بر منطقه آغاز کردند. ترکستان خاوري در سال 1884به استان چيني سينکيانگ36 تبديل شد. اين استان هم اکنون منطقه ژين جيانک آويگور37 در چين شناخته مي شود. در سايه حاکميت و کنترل روسيه شوروي، و در پايان جنگهاي داخلي، بخش باختري ترکستان در سال 1921 به پنج جمهوري داخلي قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجيکستان و قرقيزستان تقسيم گرديد. هفتاد سال گذشت و اين پنج جمهوري در سال 1991 پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، استقلال خود را اعلام کردند (مجتهدزاده، 1389: 158). در طول دهه هاي 1930 و 1940 جمهوريهاي آسياي مرکزي نيز همانند ديگر بخشهاي اتحاد شوروي از برنامه هاي اقتصادي استالين براي اشتراکي کردن اجباري کشاورزي و نيز تصفيه هاي گسترده صدمات شديدي متحمل گرديدند38. رهبران ملّي گرا بشدت سرکوب شدند و هرگونه زمينه و آثار تمايلات ملي گرايانه از ميان برداشته شد. در سالهاي 1924 تا 1930 رهبران و کادرهاي ملّي در جمهوريهاي تازه تاسيس آسياي مرکزي يکي پس از ديگري حذف شدند. بر خلاف قانون اساسي اتحاد شوروي که اين کشور را مجموعه اتحاد داوطلبانه جمهوري ها خوانده بود، جمهوريهاي مذکور ناچار شدند سياستهاي وسيع و همه جانبه را براي نيل به سوسياليسم پذيرا شوند و به اعمال فشار و سرکوب نظام برنامه ريزي متمرکز اقتصادي – سياسي را به اجرا درآورند (کولايي، 1376: 30). هنگام وقوع انقلاب اکتبر 1917 در آسياي مرکزي سه بخش متمايز وجود داشت: ترکستان روسيه، خان نشين خيوه و اميرنشين بخارا. در حالي که ترکستان روسيه براي اداره اين منطقه از سوي روسيه ايجاد شده بود، خان نشين خيوه و اميرنشين بخارا يادآور حاکميتهاي سياسي محلي در آسياي مرکزي بود. به هر حال در کل منطقه آثار فرهنگ اسلامي که در قرون پيش کاملاً تسلط داشت، حتي در بخش هاي تحت سلطه روسيه کاملاً مشهود بود (کولايي، 1376: 25). پس از انقلاب اکتبر 1917 و سپس روي کار آمدن جمهوري سوسيالست شوروي، سياست تک محصولي، که بيشتر ناشي از جغرافياي خاص منطق و اراده سردمداران شوروي در مسکو و سن پطرزبورگ بود مشکلات بزرگي را براي مردمان اين نواحي پديد آورد. بيشترين محصول کشاورزي به دست آمده از اين منطقه، پنبه بود که بيشر از ساير نواحي در اين منطقه بدست مي آمد که ازبکستان توليد بيش از نيمي از پنبه توليدي را بخود اختصاص داده بود. دولت تزاري با توجه به استعداد منطقه و شرايط جغرافيائي به نوعي تک محصولي دست زده بود و طبق برنامه اي اکثر زمينهاي زير کشت آسياي مرکزي را به اين محصول اختصاص داده بود که دولت شوروي پس از 1917م اين سياست را دنبال نمود و اين حرکت منجر به کاهش کشت غله گرديد. با تضعيف روزافزون قاجارها ترکمن هها هرچند يکبار به خراسان حمله برده و غارت و راهزني مي کردند. در زمان ناصرالدين شاه حاکم خراسان و حشمت الدوله به جنگ ايشان رفتند ولي با شکستي که در جنگ مرو در سال 1861 وارد آمد حاکميت ايران بر اين منطقه ازبين رفت و قبيله تک تحت الحمايه خان خيوه و بخارا به قدرت منطقه مبدل گشت. دولت ايران که استيلاي خود را بر منطقه از دست داده بود، با امضاي پيمان آخال در 1868 ماوراءالنهر و ترکمنستان و مرو رسماً به روسها واگذار، مرزهاي امروز شمال شرق را پذيرفت (شيخ عطار، 1373: 150). اقتصاد اين منطقه پس از جدا شدن از ايران و در دوره حاکميت کمونيست، در اقتصاد کمونيست فرورفت و با تخصصي شدن در توليد محصولات کشاورزي با توجه به جغرافياي منطقه، نوعي از آشفتگي در معيشت و اقتصاد مردم کشورهاي آسياي مرکزي شکل گرفت بطوري که تا مدتها پس از فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 م. علائم آن در ساختار اقتصادي کشورهاي آسياي مرکزي آشکا بود و زمينه هاي وابستگي اين کشورها به شوروي را فراهم مي آورد. در مجموعه اقتصاد يکپارچه اتحاد شوروي پيچيده ترين شرايط در آسياي مرکزي وجود داشت. از نظر اقتصادي از جمله عقب مانده ترين بخش هاي اتحاد شوروي به شمار مي رفت. منابع عظيم انرژي در ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان شرايط آنها را متفاوت از تاجيکستان و قرقيزستان ساخته بود. بر اساس آمار صندوق بين المللي پول در سال 1991 آخرين سال حاکميت نظام

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره ماوراءالنهر، اعراب مسلمان، وزارت امور خارجه، منابع قدرت Next Entries منابع پایان نامه درباره افغانستان، نفت و گاز، حمل و نقل