منابع پایان نامه درباره قرآن کریم، حضرت محمد (ص)، هدایت و رهبری، فکر و اندیشه

دانلود پایان نامه ارشد

عهد
با توجه به اینکه لازمهی هر عهدی این است که دو طرف عهد وجود داشته باشد که در این صورت به یکی متعهِّد و به دیگری متعهَّد گفته میشود و چون متعهد خودش اقسامی دارد و متعهَّد هم اقسامی دارد و ممکن است عهدی که بین این دو قرار دارد نیز به لحاظ شکل یا محتوا صورتهای مختلفی داشته باشد در نتیجه عهدها متفاوت میشوند. وقتی عهدها متفاوت شدند پس اقسام وفای به عهد به لحاظ تفاوت عهدها متفاوت میشود و الا به لحاظ خود وفاداری نمیتوان وفای به عهد را به اقسامی تقسیم کرد. یعنی اگر بگوییم وفای به عهد به لحاظ اخلاقی لازم است یعنی اخلاقاً باید به عهدهای خود وفادار باشیم اما در خود وفاداری نمیتوان اقسامی فرض کرد. در اینجا اقسام عهد را بر اساس طرف اول عهد یا همان متعهِّد ذکر خواهیم کرد.
2-2-1. عهد خداوند با انسان
عهد الهی معنای وسیعی دارد ممکن است مقصود پیمانهایی باشد که در آن لفظ جلالهی (الله) به نحوی از انحاء به کار رود، گویی طرف معامله خداست از این جهت به آن عهد الله گفته میشود. ممکن است مقصود، احکام و سفارشها و دستورهای کلی الهی باشد که بر دوش امتها گذارده شده است یا ممکن است مقصود پیمانهای فطری و تکوینی باشد که دست آفرینش در نهاد انسان گذارده است و در حقیقت مجموع ادراکات فطری، پیمان‌های تکوین الهی است که در آفرینش ما نهفته است.115
به عبارت دیگر میتوان گفت که عهد الهی هم شامل عهدهای فطری و پیمانهایی که خدا به مقتضای فطرت (همان فطرت توحید و عشق به حق و عدالت) از انسان گرفته، میشود و هم شامل پیمانهای عقلی، یعنی آنچه را انسان با نیروی تفکر و اندیشه و عقل از حقایق عالم هستی و مبدأ و معاد درک میکند و هم شامل پیمان‌های شرعی، یعنی آنچه را پیامبر (ص) از مؤمنان در مورد اطاعت فرمانهای خداوند و ترک معصیت گرفته است. طبیعی است که وفا به پیمانهایی که انسان با دیگران میبندد جزو این امور است چرا که خدا فرمان داده که این پیمانها نیز محترم شمرده شود، بلکه هم در پیمان‌های تشریعی داخل است و هم در پیمان‌های عقلی.116
فخر رازی در تفسير كبير مينويسد: بهتر آن است كه اين عهد را به تعهداتي كه ما با اختيار آن را پذيرفتهايم حمل كنيم. در اين صورت چند تعهد به عهدهی ما است:
1- بيعتي كه با آوردن ايمان بين ما و خدا و پیامبرش برقرار شده كه عهد جهاد نيز در همين راستا قرار گیرد.
2- وفاي به عهد در چيزهايي كه ما خود را به آن ملزم کرده‌ایم، مانند نذورات و چيزهايي كه با قسم آنها را تاكيد نمودهايم.117
در مجموع بهتر این است که بگوییم مقصود همه نوع پیمانهایی است که در آن پای خدا به گونهای در میان باشد.118
عهد خدا با انسان شامل دو بخش است؛ عهد خدا با انسان‌های عادی و عهد خدا با اولیاء و انبیاء. البته در این تقسیم‌بندی باید دانست که مراد از این تقسیم، قرار دادن عهد خداوند با انسان در مقابل و در تضاد با عهد خداوند با انبیاء نیست بلکه مراد عام و خاص بودن است. بدین معنا که رابطه میان این دو عموم و خصوص مطلق است، بدین صورت که بعضی از عهدهای انسان‌های خاص(اولیاء و انبیاء) شامل افراد عادی نمی‌شود.
2-2-1-1. عهد خداوند با انسانهای عادی(عموم انسانها)
الف) تعهد به ایمان به خدا و عبودیت و فرمان‌برداری از خدا؛ به درستی که خداوند با همهی آفریدگانش عهد و پیمان بسته است. در عالم ذر كه مقدم بر دنیا است خداوند ارواح بشر را آفرید به طوری كه دارای ادراك و شعور و قابل مخاطبه و مكالمه بودند و از آن‌ها به پروردگاری خویش اقرار گرفت و از ایشان پیمان گرفت كه بر این اقرار ثابت قدم بوده، برای او شریكی قرار ندهند و از دستورهای پیامبران سرپیچی نكرده و شیطان را پیروی نكنند و خداوند هم عهد فرمود كه در مقابل پیمانهایشان، یاری‌شان بفرماید و رحمتش را شامل حالشان فرموده در بهشت جایشان دهد و اگر به عهد خود كه در عالم ذر متعهد شده‌اند اینجا وفا نكنند از آنچه خداوند وعده فرموده بی‌بهره باشند. همان طور که قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ؛ و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريّهی آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند: «چرا، گواهى داديم» تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم».119 پس مشخص شد که از زمانی که ما هنوز در دنیای ذرات بودیم و قبل از اینکه خداوند ما را بیافریند از ما عهد و پیمان گرفته است که تنها به او ایمان بیاوریم و او را خدای یگانه بدانیم که روزی دهنده و صاحب هستی است.
ب) دشمنی با شیطان و عدم بندگی او؛ بزرگترین نشانهی رعایت عهد الهی از سوی انسان، عبادت و عبودیت نسبت به خداوند است که البته امری فطری و عقلانی بوده و در نهاد همهی انسانها وجود دارد. عبودیت، تعهد عمومى خداوند از انسانها است. نشانه عبودیت نیز دشمنی با شیطان، عدم اطاعت از او و بی‌توجهی به پیامهایش است. خداوند در قرآن کریم ما را از بندگی شیطان یعنی اطاعت و پیروی از او بر حذر میدارد و برای ما روشن مینماید که این شیطان دشمن آشکاری است که باید با او دشمنی ورزید. در این باره خطاب به انسانها میفرماید: «اَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي ءَادَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَيْطَانَ إنَّهُ لَکُم عَدُوٌ مُبین ؛ آیا از شما عهد نگرفتم که فقط مرا عبادت کنید، که شیطان برای شما دشمن آشکار است… »120 اگر انسان به عهد خود با خداوند پایبند باشد به سایر عهدها نیز پایبند خواهد ماند، در غیر این صورت به عهدهای دیگر نیز متعهد نخواهد ماند.
در این مورد خداوند نیز میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بدون هيچ اختلافى همگى تسليم خدا شويد و زنهار گام‌های شيطان را پيروى مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است.121
با این همه باز هم بسیاری از مردم خلاف عهد و پیمان خویش با خدا عمل مینمایند و از شیطان پیروی کرده و دنبال گمراهیهایش افتاده و تسلیم او میشوند و از میان ما کسانی پیدا میشوند که آشکارا شیطان را بندگی میکنند و عهد و پیمانی که خداوند از آنان گرفته، نقض مینمایند. در این مورد نیز خداوند میفرماید: «يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ؛ اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، لباس ايشان را از تن‏شان مى‏كند تا عورت‏هاشان را به ايشان بنماياند، شيطان و دستهی وى شما را از آنجايى مى‏بينند كه شما نمى‏بينيد، ما شيطانها را سرپرست كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند».122پس نباید به آنچه شیطان برای ما مزین میگرداند از قیبل شهوت مغرور شده و فریب بخوریم تا اینکه دچار نافرمانی خداوند نشویم همان طوری که برای پدر و مادر ما زینت داد که از آن درخت بخورند، در نتیجه از بهشت بیرون شدند و بر زمین فرود آمدند؛ این بود جزای وفا نکردن به عهد و پیمان خداوند. علیرغم اینکه خداوند برای آنها عذر نسیان را یادآور شده و آنان را معذور میداند و میفرماید: « وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً؛ ما پيش از اين از آدم پيمان گرفته بوديم ولى او فراموش كرد و ما در او پايمردى نديديم».123
2-2-1-2. عهد خداوند با انبیاء و اولیاء
یکی دیگر از عهدهایی که خدا با انسان بسته است عهد و پیمانی است که خداوند نسبت به اولیاء و انبیای الهی بسته است و در آیات قرآن به آن اشاره شده است. میثاق خداوند با انبیای الهی غیر از عهدهای بشری است و قرآن کریم در این زمینه میفرمايد: «و اذ اخدنا من النبيين ميثاقهم و منک و من نوح و ابراهيم و موسي و عيسي ابن مريم و اخذنا منهم ميثاقا غليظا؛ آن هنگام از پيامبران و از تو و نوح ابراهيم و موسي و عيسي ابن مريم پيمان گرفتيم و از ايشان پيمان سختي گرفتيم».124 علامه طباطبايي (ره) در توضیح این آیه می‌فرماید: «اضافهي ميثاق به ضميري که به انبيا بر ميگردد خود دليل است بر اينکه مراد از ميثاق انبياء ميثاق خاص به ايشان است. ميثاق پيامبران، ميثاقي است که به صفت نبوت آنان ارتباط دارد و غير از آن ميثاقي است که از عموم بشر گرفته است».125 مفسران دیگر تفسیرهای گوناگوني از این آیه دارند که ميتوان گفت همهي آنها شاخهي يک اصل کلي است و آن ادا کردن مسئوليت تبليغ و رسالت و هدایت و رهبری مردم در تمام زمينهها و ابعاد است.126
در زیر به نمونه‌هایی از عهدهای خداوند با انبیاء و اولیای الهی را میآوریم.
الف) عمل به رسالت الهی و تبیین آیین الهی؛ خداوند از انبیا و اولیای الهی پیمان گرفت تا به رسالت الهی عمل کنند. رسالتی که خداوند در هنگام اعطای نبوت به پیامبران تمام وظایف و مسئولیتهای آن را به آنان سپرد تا در طول نبوت و رسالت خود به صورت تمام و کمال به آن عمل نمایند. 127
چنانکه میدانیم گذشته از دعوت مردم به یکتاپرستی، انبیاء وظیفه داشتند تا آیین و احکام الهی را برای مردم تبیین و روشن کنند تا هیچ ابهامی از این دین و احکام آن برای مردم باقی نماند128 و این عهدی بود که خداوند از آنان گرفته بود.
ب) تصدیق رسالت پیامبران قبلی؛ خداوند با تمامی انبیاء هنگام سپردن رسالت به آنها عهد بسته بود که رسالت پیامبران قبل را تصدیق کنند.129 همچنین از پیامبران پیشین برای ایمان آوردن به پیامبری حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) نیز عهد و پیمان گرفته است. چنان که در قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ پیامبر مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْري قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدينَ ؛ و [ياد كن‏] هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم، سپس شما را فرستاده‏اى آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد، البته به او ايمان بياوريد و حتماً ياريش كنيد».130 خداوند از همهی پیامبران پیشین عهد و پیمان گرفته است که به حضرت محمد (ص) ایمان آورده و او را یاری نمایند و به دین اسلام وارد شوند، پس اگر آنان از طرف خویش به عهد و پیمانشان عمل کردند، خداوند نیز به عهد و پیمانشان وفا نموده و آنان را وارد بهشت میکند.131
2-2-2. عهد انسان
عهد انسان شامل سه بخش است که عبارت‌اند از: عهد انسان با خدا، عهد انسان با مردم و عهد انسان با خود. در زیر به شرح هر یک از آنها میپردازیم.
2-2-2-1. عهد انسان با خدا
عهد با خدا یعنی انسان بر اساس خلقت و فطرت پاک انسانی و تعالیم دین الهی متعهد است تا خدا را بپرستد و از او اطاعت کند و از پیروی شیطان دوری گزیند. عهد انسان با خدا شامل همه آنچه که درباره عهد خدا با انسان گفته شد نیز میشود. از این عهد در کتابهای عرفانی به «حق الله» تعبیر میشود. عـهد انسان با خدا از بزرگترين عهدها است و در آیات زیادی لفظ «عهد» به «الله» اضافه شده و به صورت «عهد الله» درآمده است.132 عهد با خدا، پیوندی است بین خالق و مخلوق و پیمانی است که ریشه در ذات دارد. آن قدرتي كه بشر را به زيور خرد آراسته و به او همه گونه نعمت ارزاني داشته با او فطرتاً پيماني بسته است كه عبارت از پيمان بندگي او و اطاعت از دستورات اوست كه نفع اين بندگي و وفاي به اين پيمان خدايي نيز صد درصد عايد خود انسان است. پس اگر انسان به اين عهد بسيار مهم وفادار باشد حتماً

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره قرآن کریم، امام سجاد (ع)، رسول خدا (ص)، ترک فعل Next Entries منابع پایان نامه درباره قرآن کریم، پیامبر (ص)، پیامبر اسلام (ص)، صلح حدیبیه